
ساز شهناز در من زندگی می کند و من با ساز شهناز زندگی می کنم. «محمد رضا شجریان»
جلیل شهناز ساز را آواز می کند ؛چنانچه شهره است ، که در شیوه نوازندگی اش، ساز او علاوه بر نواختن،آواز هم می خواند.
ساز شهناز یک ساز آوازی ست…
جلیل شهناز در اول خرداد ماه سال ۱۳۰۰ در اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش «شعبان خان» به موسیقی اصیل ایرانی علاقه بسیار داشت و منزلش همواره محل آمد و شد هنرمندان زمان خود بود.
«شعبان خان» علاوه بر تار که ساز تخصصی اش بود، سهتار و سنتور نیز مینواخت و برادرش غلامرضا سارنج (عموی جلیل شهناز) از نوازندگان کمانچه بود. از همین روی جلیل از کودکی به موسیقی علاقه مند شد و نواختن تار را نزد”عبدالحسین شهنازی” و برادر بزرگ خود حسین شهناز که تار را نیکو می نواخت آغاز کرد. استعداد شگرف و پشتکار ستودنی جلیل ،او را در سنین جوانی به نوازنده ای متبحر در اصفهان بدل کرد. او، علاوه بر نواختن ساز اختصاصی خود، با نواختن ویلن، سنتور و تمبک نیز آشنایی دارد.
در سال ۱۳۲۴ استاد شهناز به تهران رفت و فعالیت خود را با تک نوازی در رادیو و اجرا در ارکسترهای مختلف این رسانه و همچنین برنامه گلها ادامه داد. او با اقامت در تهران ، به عنوان کارمند افتخاری شهرداری پذیرفته شد. در آن زمان برنامههای تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون پخش می شد که استاد شهناز از تک نوازان بی بدیل آن بود.
با فراهم آمدن امکانات ضبط صدا و تاسیس استودیو در رادیو و تلویزیون آن دوران ،این فرصت دست داد تا شهناز بتواند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش در دل هر شنونده و بینندهای را ه یابد.
بخشی از فعالیت های هنری استاد شهناز در آن دوران عبارت است از :
ضبط برنامههای فراوان و نیز اجرای کنسرتهای مختلف با نوازندگان و خوانندگان والای کشور هم چون:
فرامرز پایور (نوازنده سنتور)، حبیب الله بدیعی (نوازنده ویلن)، پرویز یاحقی (نوازنده ویلن)، همایون خرم (نوازنده ویلن)، علی تجویدی (نوازنده ویلن)، منصور صارمی (نوازنده سنتور) ، رضا ورزنده (نوازنده سنتور)، امیر ناصر افتتاح (نوازنده تمبک)، جهانگیر ملک (نوازنده تمبک)، اسدالله ملک (نوازنده ویلن)، حسن کسایی (نوازنده نی)، محمد موسوی (نوازنده نی)، تاج اصفهانی (خواننده)، ادیب خوانساری (خواننده)، محمودی خوانساری (خواننده)، عبدالوهاب شهیدی (خواننده و نوازنده عود)، اکبر گلپایگانی (خواننده)، حسین خواجه امیری (ایرج :خواننده)، و محمد رضا شجریان (خواننده).
استاد شهناز در دهه 1360 به همراه فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری ( کمانچه)، محمد اسماعیلی (تمبک) و محمد موسوی ( نی) گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، سفرهای متعددی به کشور های اروپایی،آسیایی و نیز آمریکا داشت.

جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشههای مهجور و رعایت جمله بندی در نوازندگی از جمله ویژگیهای نوازندگی این استاد یگانه است.
در سال ۱۳۸۳ جلیل شهناز به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد و نیز در ۲۷ تیرماه همان سال مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری، به وی اهدا شد.
در سال ۱۳۸۷،استاد محمدرضا شجریان، به افتخار جلیل شهناز، گروه موسیقی خود را شهناز نام نهاد.
حال می توان به روشنی دریافت ؛که استاد شهناز به بیان حقیقی در نوازندگی تار رسیده است،چرا که از گیر و دار ردیف ها رهیده و چون رود خروشان از سنگلاخ تقلید گذشته است و حاصل آن زوایای بسیاری ست که در سازش نهفته است.
دو نوای در هم آمیخته ؛ زنگ تاری که در نای نی گره خورده است.
دو اسطوره موسیقی سنتی ایران؛ استاد جلیل شهناز و استاد حسن کسایی که هر دو از اصفهان برخاسته اند،شاید در تاریخ موسیقی اصیل ایران تکرار ناشدنی باشند.
سازهای این دو استاد همواره هم نشین هم بوده اند. چنانچه استاد حسن کسایی در این باب این گونه ایراد سخن کرده است :
شناخت موسیقی کار هر کسی نیست. همه موسیقی را گوش میدهند و دوست میدارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواختهاند، داشته باشد بسیار نادر است. همه ساز میزنند و همه خوب ساز میزنند، ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز میدانند و اجرا کردهاند، چیزی که در دست همگان باشد، نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العادهاست. من ۶۰ سال با ایشان هم نوازی کردهام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده است.

صد سال از تولد جواد معروفی، پیانو نواز، آهنگساز و تنظیم کننده برجسته ایرانی می گذرد. معروفی را گذشته از این ها، باید آموزگاری توانا به شمار آورد که در گسترش فرهنگ پیانو در ایران نقشی سازنده ایفا کرده است. شاگردان او در داخل و خارج کشور، به این مناسبت اجرای برنامه هائی را تدارک دیده اند.
روز شنبه گذشته "پویان آزاده" یکی از جوان ترین نوازندگان از نسل سوم شاگردان او در تالار پیانوی شرکت Kenauer در هامبورگ آلمان برنامه ای را در بزرگداشت استاد خود به اجرا درآورد.
پویان در این برنامه، قطعاتی از آفریده های معروفی را با همان شیوه استاد نواخت و در پی آن به اجرای قطعات پیانوئی از آهنگسازان دیگر ایرانی چون امین الله حسین، مرتضی محجوبی و علی تجویدی پرداخت، با این نیت که چشم اندازی روشن از شیوه های به کارگیری پیانو در موسیقی ایران به دست داده باشد. پویان آزاده که همه این قطعات را تنظیم کرده بود، شب پیانوی ایرانی را با دو قطعه از ساخته های خود پایان داد. رسیتال او فرصت مناسبی را فراهم کرد تا اندکی در تاریخچه پیانو و پیانو نوازی و نیز زندگی و شیوه کار جواد معروفی دقیق شویم:
ظهور پیانو در ایران
"نخستین موجودی که در ایران با پیانو سر و کار پیدا کرده، گربه خاقان مغفور، فتحعلی شاه قاجار بوده است. این شوخی نیست، واقعیت است. هنگامی که در سال ۱۸۳۵ میلادی پیانوی سفید اهدائی ناپلئون به دربار فتحعلی شاه رسید نه کسی شکل و شمایل آن را دیده بود و نه با نواختن آن آشنائی داشت. تنها گربه خاقان بود که روی آن می نشست."
نخستین موجودی که در ایران با پیانو سر و کار پیدا کرده، گربه زیبای خاقان مغفور، فتحعلی شاه قاجار بوده است. این شوخی نیست، واقعیت است. هنگامی که در سال ۱۸۳۵ میلادی پیانوی سفید اهدائی ناپلئون به دربار فتحعلی شاه رسید نه کسی شکل و شمایل آن را دیده بود و نه با نواختن آن آشنائی داشت. تنها گربه خاقان بود که روی آن می نشست و با تبختر رفت و آمد درباریان را نظاره می کرد. به این ترتیب این اولین پیانو سال های سال، به عنوان یک تکه مبلمان داکوراتیو در تالار سلطنتی جا خوش کرد.
سی و پنج سال بعد، در سال ۱۸۷۰ ناصرالدین شاه که در سفر پاریس، از یک نمایشگاه پیانو دیدن می کرد، به یاد پیانوئی افتاد که ناپلئون به جد تاجدارش هدیه کرده بود و بلادرنگ چهار دستگاه پیانو سفارش داد که یکی دو ماهی بعد به ایران رسید ولی مشکل اصلی همچنان باقی ماند. کسی نبود که بتواند آن را بنوازد. سرانجام طلسم شکست و محمد صادق خان سردارالملک، نوازنده سنتور دربار دستی از آستین درآورد و پشت پیانو نشست. البته آن چه می نواخت به دل نمی نشست. مثل سنتوری صدا می داد که کوک نداشته باشد. از همین جا محمد صادق خان کشف کرد که می شود کوک پیانو را هم مانند سنتور عوض کرد تا دشتی و سه گاه و افشاری را هم بتوان از دل آن بیرون کشید. به هر حال او را باید نخستین نوازنده پیانو در ایران به شمار آورد. او حتی مدتی پیانو نواختن را به دختران ناصرالدین شاه می آموخت. از این تاریخ است که زندگی پیانو در ایران آغاز می شود.

پویان آزاده از نسل سوم شاگردان جواد معروفی برنامه ای در بزرگداشت او در هامبورگ اجرا کرد
با آمدن لومر فرانسوی که برای سرپرستی موسیقی نظام به ایران آمده بود، راه برای ورود سازهای غربی از جمله پیانو هموار شد. لومر برای نخستین بار آهنگ های روستائی ایران را نیز برای پیانو تنظیم کرد و خود آن ها را نواخت. می شود گفت که لومر و شاگردان او (غلامرضا مین باشیان، معتمد الدوله یحیائیان و محمود مفخم) از نخستین مروجان پیانو نوازی در ایران بوده اند تا آن جا که گروه های موسیقی سنتی که بعدها به وجود آمدند نیز ترغیب شدند پیانو را به کار بگیرند، از جمله درویش خان،
موسیقیدان برجسته آن زمان پیانو را نیز وارد ارکستر انجمن اخوت کرد و نواختن آن را به مشیر همایون شهردار سپرد. همراه با پیانو، یک رشته مفاهیم موسیقی بین المللی نیز وارد فرهنگ موسیقائی ایران شد، مثل ارکستر، کنسرت، گام، آکورد، پوزیسیون، رسیتال، آکومپانیمان، سلو، دوئت، اپرت، اپرا و آنتراکت.
نام های ماندگار
از سوی دیگر کلاس های پیانو شاگردان بسیار پیدا کرد و در کوتاه مدت، شمار زیادی پیانو نواز ایرانی و بین المللی پرورش یافتند و بعضی از آن ها در سطح جهانی به شهرت رسیدند. از جمله می توان از رافی پتروسیان، گیتی امیر خسروی، تانیا آشوت، امانوئل ملیک اصلانیان، نوین افروز و پری برکشلی یاد کرد.
و اما در میان پیانو نوازان در حوزه موسیقی سنتی دو تن از دیگران تاثیر گذارتر بودند: مرتضی محجوبی و جواد معروفی که هر دو در سال های پیش از انقلاب اسلامی شهرت بسیار یافته بودند.
مرتضی محجوبی پای بندی بیشتری به سنت داشت و مهجورترین نغمه های سنتی را با مهارت از دل پیانو بیرون می کشید. البته برای اجرای هر کدام کوک پیانو را تغییر می داد. درباره مرتضی محجوبی باید در وقت مناسب دیگری به تفصیل صحبت کرد.
رواج فرهنگ پیانو در ایران
"معروفی به دلیل تسلط بر سازآرائی، تنظیم های درخشانی نیز در کارنامه خود دارد. از جمله شماری از تصنیف های دوره مشروطیت را با تنظیمهای خود رنگ ماندگاری زده است."
جواد معروفی که از نوآوران سنتی به شمار می آید، پرورش یافته مکتب علینقی وزیری بود که موسیقی نوآورانه امروز مدیون همت و کوشش اوست. پدرش موسی معروفی از ردیف شناسان برجسته موسیقی ایران بود و در مدرسه وزیری نواختن تار را به شاگردان می آموخت.
جواد معروفی پس از آن که نزد پدر با مبانی موسیقی سنتی آشنا شد در مدرسه وزیری نام نوشت و پس از مدت کوتاهی نزد خانم خاراتیان آموزگار معروف پیانو به شاگردی نشست. او از سنین جوانی به صورت حرفه ای به کار با پیانو پرداخت و در سال های پیش از انقلاب در همه نهادهای فرهنگی نام او به گوش می رسید. در انجمن موسیقی ملی، در هنرستان عالی موسیقی، در شورای موسیقی رادیو، در برنامه گلها و در رادیو تلویزیون. معروفی در هر جا که بود با همت و پشتکار، زمان و توان خود را صرف گسترش فرهنگ ایرانی پیانو، و ابداع و نوآوری در نواختن آن و ساختن برای آن کرده است.
معروفی در نواختن به جای "گلیساندو" بیش تر از "استاکاتو"ها بهره می گیرد و در نتیجه به ملودی های روشن و شفاف دست پیدا می کند. دست چپ را استقلال می بخشد و آن را از تکرار همزمان دست راست باز می دارد.
در آهنگسازی به صورت خفیف از کنترپوان استفاده می کند و با سازآرائی های رنگین آهنگ ها را جاذبه می بخشد.
معروفی به دلیل تسلط بر سازآرائی، تنظیم های درخشانی نیز در کارنامه خود دارد. از جمله شماری از تصنیف های دوره مشروطیت را با تنظیمهای خود رنگ ماندگاری زده است.
چند سوئیت در دشتی و سه گاه و ماهور، فانتزی ژیلا، خواب های طلائی، پرلود در چهارگاه، راپسودی اصفهان و رومانسهای چند گانه از آفریدههای برجسته او به شمار می رود.

اردیبهشت امسال خانم «سیمین غانم» بار دیگر به روی صحنه میرود
علاقمندان برای تهیه بلیت میتوانند به سایت ایران کنسرت مراجعه کرده و بلیتهای این برنامه را با رنج قیمت از ۲۰ تا ۴۰ هزارتومان (بسته به جایگاههای تالار وحدت) تهیه کنند.
کنسرت خانم «سیمین غانم» خواننده آثار خاطره انگیزی چون «گل گلدون» اردیبهشت ۹۱ در تالار وحدت برگزار میشود.
دهم اسفند ۱۳۹۰
جناب اصغر فرهادی
در این زمانه استعداد کش هنر ستیزی که
همه درها به روی هنرمندان و نویسندگان و سینما گران آزاد اندیش جز یک در بسته
است شما و همکارانتان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید و جایزه
ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه
رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردم خود به ارمغان آوردید.
جناب
فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم
نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار
مفیدتر بود.
درود به شرفت درود به پشتکار و شهامتت. مفتخرم به یکایک
همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره
بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم
بردار آقای محمود کلاری آفرین و تبریک بگویم.

سرفراز و برقرار باشید
محمدرضا شجریان

آلبوم «حلقه مقام» اثری جدید است که به یاد خلیفه میرزا آغه غوثی از هنرمندان صاحب نام موسیقی کردستان و برپایه فرم گروه نوازی در ساز مقامی و البته شهری شده دف برای مخاطبان موسیقی عرضه شده است. به گزارش روابط عمومی مرکز موسیقی حوزه هنری، ایمان لطفی کلهر، محسن نقینژاد، مجید آهنگر، یاشار شاه منصوری، نادر هویدا، بهروز قهاری، هادی چمنی، فرید حیدریان، مهدی غلامزاده، محمد بردیده، علی اصغر بهین، امین دادوری، نگین مشتاق، فرزان فرهنگی، کیمیا کلانتری، اسماعیل علیخواه، مهناز حسینی، ولی الله آسیابی، سمیه معصومی، حمید فراهانی، نفیسه جلالی، پیمان سیمانی، فرانه منصوری، هومن یک زمان، عسل ملک زاده، روزبه آقاجانی، توران کارگر و مهرداد کریم خاوری ازهنرمندانی هستند که دراین آلبوم به دف نوازی پرداختهاند. مهرداد کریم خاوری، آهنگساز این آلبوم، در یادداشتی به مناسبت انتشار این آلبوم، ریتم را یکی از دلایل جذابیت موسیقی نسبت به هنرهای دیگر دانسته و گفته است: «در موسیقی ضربی تنوع ریتم آن قدر چشمگیر است که باعث شده این شکل از موسیقی از جذابیتی ویژه نسبت به انواع دیگر موسیقی برخوردار باشد.» وی درباره این آلبوم آورده است: «مجموعه حاضر اثری است ضربی و ریتمیک و سعی بر آن شده که قطعات برپایه مقامهای دف نوازی و با نگاهی پست مدرن تنظیم شود. البته در ساخت این اثر توجه به دو منظر حائز اهمیت بوده است. اول: در موسیقی کهن ریتم به شکل ایقاع و ادواری بوده و بنابراین تعداد نفرات دور موسیقایی را مشخص میکردند. اگر یک یا چند دور از این ادوار را که شامل چندین موتیف است تکرار نماییم و در بخشهایی ضد ضرب و سنکپ را در این موتیفها قرار دهیم در حقیقت حالتهای روحی مختلفی را از یک یا چند موتیف میتوانیم بشنویم که برای شنونده جذاب خواهد بود و جملات ریتمیک مختلفی را با تمپوی ثابت میشنویم.
دوم: اگر ریتمهایی که در خانقاه اجرا میشود با علم روز موسیقی و همچنین موسیقی ادواری به در ستی در کنار هم قرار گیرند و در مجموع تقابل اصول سنتی و مدرن به درستی اجرا شود نتیجهای پست مدرن را در برخواهد داشت که چنین سبکی امروزه نه تنها در موسیقی بلکه در دیگر هنرها نیز مورد توجه هنرمندان است.» کریم خاوری با اشاره به ضبط شدن بیشتر قطعات این اثر به صورت آنسامبل خاطر نشان کرده است: «ویژگی این روش حضور و اجرای همزمان همه نوازندگان در استودیو است که باعث شده چنین قطعاتی حاوی حس خوبی از لحاظ شنیداری باشند.» وی درپایان از مرکز موسیقی حوزه هنری به خاطر حمایت همواره از موسیقی مقامی و محلی ایران و این بار ازگروه دف نوازان مشتاق، قدردانی کرده است. پیش از این آلبوم «حلقه هستی» نیز توسط مرکز موسیقی حوزه هنری از این هنرمند منتشر شده است.

