دنیا رویاست و مغرور شدن به آن پشیمانیست.پس بخشش همیشه زیباست
نیمه شب آواره و بی حس و حال
در سرم سودای جامی بی زوال
پرسه ای آغاز کردم در خیال
دل بیاد آورد ایام وصال!
یک دو ماه از عمر رفت و بر نگشت
خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی و آن اسرار را
آن دو چشم مست آهو وار را
چون من از تکرار، او هم خسته بود
هم نشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او
ناتوان بودم توان شد با من او
این چنین آغاز شد دلبستگی
واي از آن شب زنده داري تا سحر
وای از آن عمری که با او شد بسر
مست او بودم ز دنیا بی خبر
دم به دم این عشق می شد بیشتر
گفتگوها بین ما آغاز شد
گر گشایی چشم دل، زیباست دل
گر تو زورقبان شوی دریاست دل
بی تو صبح و شام بی فرداست دل
در پی عشق تو سرگردان شده
من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را بسر دارم بدان
چون تویی مخمور ،خمارم بدان
با تو زیبا می شود فردای من
دل ز جادوی رخت افسون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده
عالم از زیباییت مجنون شده
برد طعم بوسه از من عقل و هوش
بهر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود
همچو عشق من گلی زیبا نبود
در نجابت در نکويي تاق بود
طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
حسرت و رنج فراوان بود و بس
بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست
رفت و با دلدار دیگر عهد بست
خصم جان و تشنه ی خون من است
در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود
ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بخت بد بین وصل او قسمت نشد
این گدا مشمول آن رحمت نشد
آن طلا حاصل به این قیمت نشد
اين دل بي تاب من راحت نشد
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن ز سر
دیشب از کف رفت، فردا را نگر
برمن و بر روزگارم دل مبند
عشق دیرینه گسسته تار و پود
گرچه آب رفته بازآمد به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود!!!
باش با او یاد تو ما را بس است
از تو بر من گر جفايي رفت ،رفت
بين ما گر ناسزايي رفت،رفت
آه و نفرين و دعايي رفت،رفت
چون غلط انداز و نادان ديدمت
با دلي پر درد من بخشيدمت.....
رسم عاشقی
پير مردي بر قاطري بنشسته بود و از بياباني مي گذشت . سالكي را بديد كه پياده بود
پير مرد گفت : اي مرد به كجا رهسپاري ؟
سالك گفت : به دهي كه گويند مردمش خدا نشناسند و كينه و عداوت مي ورزند و زنان خود را از ارث محروم مي كنند.
پير مرد گفت : به خوب جايي مي روي.
سالك گفت : چرا ؟
پير مرد گفت : من از مردم آن ديارم و ديري است كه چشم انتظارم تا كسي بيايد و اين مردم را هدايت كند.
سالك گفت : پس آنچه گويند راست باشد ؟
پير مرد گفت : تا راست چه باشد!!!
سالك گفت : آن كلام كه بر واقعيتي صدق كند.
پير مرد گفت : در آن ديار كسي را شناسي كه در آنجا منزل كني ؟
سالك گفت : نه!
پير مرد گفت : مردماني چنين بد سيرت چگونه تو را ميزبان باشند ؟
سالك گفت : ندانم!
پير مرد گفت : چندي ميهمان ما باش . باغي دارم و ديري است كه با دخترم روزگار مي گذرانم.
سالك گفت : خداوند تو را عزت دهد اما نيك آن است كه به ميانه مردمان كج كردار روم و به كار خود رسم.
پير مرد گفت : اي كوكب هدايت شبي در منزل ما بيتوته كن تا هم خودت را بازيابي و هم ديگران را بازسازي.
سالك گفت : براي رسيدن شتاب دارم.
پير مرد گفت : نقل است شيخي از آن رو كه خلايق را زودتر به جنت رساند آنان را تركه مي زد تا هدايت شوند . ترسم كه تو نيز با مردم اين ديار كج كردار آن كني كه شيخ كرد!
سالك گفت : ندانم كه مردم با تركه به جنت بروند يا نه ؟
پير مرد گفت : پس تامل كن تا تحمل نيز خود آيد . خلايق با خداي خود سرانجام به راه آيند.
پيرمرد و سالك به باغ رسيدند . از دروازه باغ كه گذر كردند
سالك گفت : حقا كه اينجا جنت زمين است . آن چشمه و آن پرندگان به غايت مسرت بخش اند.
پير مرد گفت : بر آن تخت بنشين تا دخترم ما را ميزبان باشد.
دختر با شال و دستاري سبز آمد و تنگي شربت بياورد و نزد ميهمان بنهاد . سالك در او خيره بماند و در لحظه دل باخت . شب را آنجا بيتوته كرد و سحرگاهان كه به قصد گزاردن نماز برخاست پير مرد گفت : با آن شتابي كه براي هدايت خلق داري پندارم كه امروز را رهسپاري.
سالك گفت : اگر مجالي باشد امروز را ميهمان تو باشم.
پير مرد گفت : تامل در احوال آدميان راه نجات خلايق است . اينگونه كن.
سالك در باغ قدمي بزد و كنار چشمه برفت . پرنده ها را نيك نگريست و دختر او را ميزبان بود . طعامي لذيذ بدو داد و گاه با او هم كلام شد . دختر از احوال مردم و دين خدا نيك آگاه بود و سالك از او غرق در حيرت شد . روز دگر سالك نماز گزارد و در باغ قدم زد پيرمرد او را بديد و گفت : لابد به انديشه اي كه رهسپار رسالت خود بشوي.
سالك چندي به فكر فرو رفت و گفت : عقل فرمان رفتن مي دهد اما دل اطاعت نكند.
پير مرد گفت : به فرمان دل روزي دگر بمان تا كار عقل نيز سرانجام گيرد.
سالك روزي دگر بماند.
پير مرد گفت : لابد امروز خواهي رفت , افسوس كه ما را تنها خواهي گذاشت!!!
سالك گفت : ندانم خواهم رفت يا نه , اما عقل به سرانجام رسيده است . اي پيرمرد من دلباخته دخترت هستم و خواستگارش.
پير مرد گفت : با اينكه اين هم فرمان دل است اما بخر دانه پاسخ گويم.
سالك گفت : بر شنيدن بي تابم.
پير مرد گفت : دخترم را تزويج خواهم كرد به شرطي!
سالك گفت : هر چه باشد گر دن نهم.
پير مرد گفت : به ده بروي و آن خلايق كج كردار را به راه راست گرداني تا خدا از تو و ما خشنود گردد.
سالك گفت : اين كار بسي دشوار باشد.
پير مرد گفت : آن گاه كه تو را ديدم اين كار سهل مي نمود!
سالك گفت : آن زمان من رسالت خود را انجام مي دادم اگر خلايق به راه راست مي شدند و اگر نشدند من كار خويشتن را به تمام كرده بودم.
پير مرد گفت : پس تو را رسالتي نبود و در پي كار خود بوده اي!!!
سالك گفت : آري.
پير مرد گفت : اينك كه با دل سخن گويي كج كرداري را هدايت كن و باز گرد آنگاه دخترم از آن تو.
سالك گفت : آن يك نفر را من بر گزينم يا تو ؟
پير مرد گفت : پير مردي است ربا خوار كه در گذر دكان محقري دارد و در ميان مردم كج كردار او شهره است.
سالك گفت : پيرمردي كه عمري بدين صفت بوده و به گناه خود اصرار دارد چگونه با دم سرد من راست گردد ؟
پير مرد گفت : تو براي هدايت خلقي مي رفتي!
سالك گفت : آن زمان رسم عاشقي نبود.
پير مرد گفت : نيك گفتي . اينك كه شرط عاشقي است برو به آن ديار و در احوال مردم نيك نظر كن. مي خواهم بدانم چه ديده و چه شنيده اي ؟
سالك گفت : همان كنم که تو گويي.
سالك رفت. به آن ديار كه رسيد از مردي سراغ پير مرد را گرفت.
مرد گفت : اين سوال را از كسي ديگر مپرس.
سالك گفت : چرا ؟
مرد گفت : ديري است كه توبه كرده و از خلايق حلاليت طلبيده و همه ثروت خود را به فقرا داده و با دخترش در باغي روزگار مي گذراند!!!!!
سالك گفت : شنيده ام كه مردم اين ديار كج كردارند.
مرد گفت : تازه به اين ديار آمده ام آنچه تو گويي ندانم . خود در احوال مردم نظاره كن.سالك در احوال مردم بسيار نظاره كرد . هرآنكس كه ديد خوب ديد و هرآنچه ديد زيبا . برگشت دست پير مرد را بوسيد.
پير مرد گفت : چه ديدي ؟
سالك گفت : خلايق سر به كار خود دارند و با خداي خود در عبادتند.
پير مرد گفت : وقتي با دلي پر ازعشق در مردم بنگري آنان را آنگونه ببيني كه هستند نه آنگونه كه خود خواهي!!!
کنسرت استاد محمدرضا شجریان مهمترین رویداد موسیقایی اخیر بود که در اواسط مرداد ماه به مدت ۶ شب در تالار وزارت کشور برگزار شد.به همین دلیل مطالب این ماه وبلاگ بیشتر به بحث و بررسی و نقد این کنسرت از زبان اهل فن اختصاص دارد.اما قبل از هر چیز زندگینامه استاد را از نظر می گذرانیم :

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدایی پر طنین و رسا برخوردار بود و درجوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است.
تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.
از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.
همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم
در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.
سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .
|
1319 |
تولد اول مهر ماه در مشهد |
|
1324 |
اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت |
|
1326 |
ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد. |
|
1327 |
اموختن تلاوت قران در نزد پدر |
|
1328 |
شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی. |
|
1329 |
اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی. |
|
1331 |
تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو. |
|
1332 |
قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا. |
|
1334 |
شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد. |
|
1336 |
ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد). |
|
1338 |
اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری. |
|
1339 |
دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور. |
|
1340 |
اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان. |
|
1341 |
جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است. |
|
1342 |
انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت. |
|
1344 |
تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد. |
|
1345 |
انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور. |
|
1346 |
تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. |
|
1347 |
انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی. |
|
1348 |
تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی. |
|
1349 |
اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). |
|
1350 |
اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو. |
|
1351 |
شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور. |
|
1352 |
اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران. |
|
1353 |
سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور. |
|
1354 |
تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند. |
|
1355 |
شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی. |
|
1356 |
اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود. |
|
1357 |
احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد). |
|
1358 |
اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه. |
|
1359 |
فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل). |
|
1361 |
اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد |
|
1362 |
اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی. |
|
1364 |
اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)). |
|
1365 |
انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی. |
|
1366 |
اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و... |
|
1367 |
برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)). |
|
1368 |
اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی. |
|
1369 |
سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین. |
|
1370 |
برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)). |
|
1371 |
ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)). |
|
1372 |
انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان. |
|
1373 |
اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان. |
|
1374 |
کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)). |
|
1375 |
درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). |
|
1376 |
تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)). |
|
1377 |
اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)). |
|
1378 |
اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2). |
|
1379 |
انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه. |
|
1380 |
عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه. |
|
1381 |
اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا. |
انتقادهای بسیاری راجع به کیفیت کنسرت محمدرضا شجریان و همچنین چگونگی چیدمان اعضای گروه موسیقی "آوا" شنیدم که به نظر من این حرف و حدیث ها تنها بر مبنای سلیقه های شخصی افراد است
و در نهایت خدشه ای به کیفیت اجرای استاد وارد نمی کند.
محسن کرامتی با بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : با توجه به سن و سال استاد و البته شرایطی که هنر موسیقی در آن به سر می برد این کنسرت در بهترین شکل ممکن اجرا شد و به جرات می گویم چنین حضور با شکوهی جان تازه ای به پیکره موسیقی سنتی بخشید.
وی خاطرنشان کرد : البته ناگفته نماند مصداق تمام این تعریف و تمجیدها حضور مشتاقان به موسیقی سنتی بود که دراین بین حضور جوان ها و سنجش میزان علاقه آنها به این نوع موسیقی واقعا دور از تصور بود و گمان می کنم ششمین و آخرین شب از اجرای کنسرت یکی از بهترین شب های کنسرت بود.
کرامتی در ادامه به همخوانی همایون شجریان با پدر اشاره کرد و گفت : یکی از ویژگی های خوب این اجرا حضور چشم گیر همایون شجریان بود چراکه این همراهی و هماهنگی آنقدر پخته و جا افتاده بود که واقعا اگر اجرایی زنده نبود و با چشم این همراهی را نمی دیدیم متوجه تغییر آواز استاد و پسرش نمی شدیم گرچه این همخوانی به پیچیدگی اجرای کنسرت در سال های گذشته نبود اما به معنای واقعی همراهی به جا و در شان موسیقی سنتی ایران را در این کنسرت شاهد بودیم.
وی در پایان گفت : اما با تمام این اوصاف به نظرمن نوع ورود مهمانان توهین آمیز بود چراکه آنها مجبور بودندبرای ورود از دریچه ای کوچک به عنوان در استفاده کنند که این شیوه ورود به سالن نه در شان این کنسرت و نه در خور موسیقی سنتی ایران بود ضمن اینکه به این نکته نیز باید توجه کرد که در چنین کنسرت هایی مهمانان خارجی هم حضور دارند و برخورد مسئولان سالن از لحظه ورود تا مستقر شدن کامل مهمان ها باید سنجیده و مناسب باشد.
استاد مسلم بودن محمدرضا شجریان در حوزه آواز بر کسی پوشیده نسیت اما این موضوع باعث نمی
شود که استاد در هر کنسرت و هر اجرایی موفق عمل کند به همین دلیل با وجود تمام احترامی که برای شجریان قائل هستم اما معتقدم که کنسرت گروه "آوا" در شان موسیقی سنتی و همچنین آواز ایشان نبود.
"هوشنگ کامکار" با بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار مهرگفت : تنظیم قطعات این کنسرت دربرگیرنده ملودی های ساده با تنظیم های پیش پا افتاده بود به این معنا که تمامی نوازنده ها همان جملات خواننده را بدون اینکه یک نت بالا و پایین شودپاسخ می دادند و این در حالی است که اگر در تنظیم قطعات کمی سلیقه به خرج داده می شد شاید در کلیت کار جذابیت بیشتری پدید می آمد.
سرپرست گروه موسیقی کامکارها در ادامه خاطر نشان کرد : در یک نگاه کلی به کنسرت شجریان و گروه آوا به خوبی متوجه می شویم که اجرای این گروه جدا از آواز شجریان از جهت تنظیم و ساخت قطعات و همچنین تصنیف های انتخاب شده ضعیف بود و در حد و اندازه استاد شجریان نبود و من تنها توانستم قسمت اول کنسرت را ببینم ولی همان اندازه از کنسرت را که دیدم رضایت بخش نبود و باید متذکر شوم که متاسفانه شاهد اجرایی شلوغ بودم و به همین دلیل معتقدم که قدرت خوانندگی استاد با توانایی اجرای نوازنده های گروه اختلاف فاحشی داشت.
کامکار خاطرنشان کرد : جواب آوازها خیلی شلوغ و آمیخته با اضطراب بود به نحوی که همه با هم به شکل درهم و مشوش جواب آواز را می دادند و من بروز چنین مشکلی را به پای این می گذارم که نوازنده ها به تنهایی در حد پاسخ گویی به آواز نبودند.
وی در پایان به دلایل بروز مشکلات اجرایی کنسرت گروه "آوا" با آواز شجریان اشاره کرد و گفت : به نظرمن بزرگترین مشکل این اجرا شتابزدگی در تشکیل گروه بود بدون اینکه نوازنده ها با شیوه کار همدیگر و همچنین فضای کار و حتی میزان پختگی قطعات در اجرا آشنا باشند کنسرت برگزار کردند.
لازم به توضیح است گروه کامکارها از اول تا چهارم شهریورماه سال جاری در تالار بزرگ کشور کنسرت برگزار می کنند.
مشخصات فردي :
نام : كاظم
نام خانوادگي : كمالي
تاريخ تولد : ۲۹/۱۱/۱۳۵۸
محل تولد : شهرستان بافت ـ استان كرمان
رشته تحصيلي : علوم كتابداري و اطلاع رساني
مقطع تحصيلي : كارشناسي ارشد
محل أخذ مدرك کارشناسی : دانشگاه علامه طباطبايي تهران
محل اخذ مدرک کارشناسی ارشد : دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
محل کار : کتابخانه دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
نشانی محل کار : کرمان.ابتدای بلوار هفت باغ علوی.پردیزه دانشگاه علوم پزشکی کرمان.کتابخانه دانشکده پرستاری و مامایی رازی
تلفن محل کار :۳۲۰۵۲۰۳-۰۳۴۱
۱.كتابدار كتابخانه بانك اطلاعات اداره كل پژوهشهاي سيماي سازمان صدا و سيما به مدت ۷ ماه
(شهريور ۷۹ تا فروردين ۸۰).
۲.كتابدار كتابخانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد بافت به مدت ۵ ماه (خرداد ۸۵ تا مهر ۸۵).
۳.مجري پروژه «سازماندهي و شلف خواني مجلات لاتين» مركز منابع علمي و پشتيباني پژوهشي
سازمان انرژي اتمي ايران (آذر ۸۴ تا مهر ۸۶).
۴.کتابدار کتابخانه دانشکده پرستاری و مامایی(رازی) دانشگاه علوم پزشکی کرمان (مهر ۸۶ تاکنون).
سوابق و فعاليتهاي علمي و فرهنگي ـ هنري
۱. بنيانگذاري انجمن علمي كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه علامه طباطبايي (ره) و دو دوره
عضويت در هيأت مديره اين انجمن (سالهاي ۷۸ تا ۸۰).
۲.راه اندازي نشريه تخصصي علمي ـ دانشجويي ماوك (مجله اطلاع رساني و كتابداري) دانشگاه علامه طباطبايي (ره) و عضويت در هيأت تحريريه اين نشريه (سالهاي ۷۷ تا ۸۲).
۳.دبير كميته پژوهشي انجمن علمي كتابداري دانشگاه علامه طباطبايي (ره) (سالهاي ۷۹ تا ۸۱).
۴.عضو گروه «پروژه راه اندازي و سازماندهي بخش زيرزميني كتابخانه مركزي دانشگاه علامه طباطبايي (ره) » (سال ۷۹ ).
۵.عضويت پيوسته در«انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران» ازسال ۸۰ تاكنون.
۶.مدرس دوره هاي كوتاه مدت «كارگاه هاي آموزشي پژوهش» شهرستان فيروزكوه،برگزارشده توسط اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران (آبان ۷۹).
۷.سخنراني با عنوان «كتاب،كتابخانه و كتابداري : دانايي و توانايي عصر حاضر» در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان بافت به مناسبت جشن هفته كتاب (آبان ۸۳).
۸.سردبير مجله تخصصي «فروست» كتابخانه عمومي «نيك نفس» شهرستان بافت (تابستان ۸۴).
۹.عضو هیأت موسس و دبير كانون موسيقي دانشگاه علامه طباطبايي (ره) (سال ۷۹ تا ۸۰).
۱۰.راه اندازي و سازماندهي بخش سمعي ـ بصري جهاد دانشگاهي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي (ره) (پاييز ۷۹).
۱۱.همكاري مستمر و موثر با انجمنهاي «شعر» و «موسيقي» كانون هنر شهرستان بافت (سالهاي ۷۵ تا ۸۴).
۱۲.مدير پروژه و دبير كميته پژوهش «فيلم مستند بافت» كه در حال ساخت بوده و هم اكنون مرحله فيلمبرداري آن به پايان رسيده است (تير ۸۴ تاكنون).
۱۳.اجراي برنامه ها و كنسرتهاي متعدد موسيقي در دانشكده هاي مختلف دانشگاه علامه طباطبايي و ساير مراكز فرهنگي و هنري (سال ۷۵ تاكنون).
كارآموزيهاي گذرانده شده در دوران تحصيلات دانشگاهي
۱.كارآموزي (۱) : كتابخانه عمومي آيت الله طالقاني تهران.
۲.كارآموزي (۲) : كتابخانه مركزي دانشگاه علامه طباطبايي (ره).
۳.كارآموزي (۳) : كتابخانه مركز مدارك اقتصادي و اجتماعي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور.
۴.كارآموزي (۴) : كتابخانه تخصصي اداره كل پژوهشهاي سيماي سازمان صدا و سيما.
مهارتها و تخصصها
۱.فهرست نويسي و رده بندي منابع فارسي و لاتين.
۲. آشنايي با منابع مرجع فارسي - عربي و لاتين و ارائه خدمات مرجع در حوزه های علوم انسانی و پزشکی .
۳.آشنايي با نرم افزارهاي كتابخانه اي «نوسا» (سيمرغ)،«گنجينه» و «پارس آذرخش».
۴.آشنايي با مهارتهاي هفتگانه ICDL (درحد رايانه كار درجه ۲).
۵.آشنايي با اينترنت و ابزارهاي كاوش آن.
۶.آشنايي با زبانهاي «انگليسي» و «عربي» درحد متوسط مكالمه و ترجمه متون.
۷.نوازندگي سازهاي "تمبك" و "دف" و ساخت و تنظيم تصنيفهاي ايراني.
تأليف و ترجمه آثار مختلف علمي و فرهنگي ـ هنري با عناوين
۱.اتحاديه هاي كتابخانه اي پيوسته (on – line) در دنياي مدرن امروزي (ترجمه).
۲.دوازده كاركرد اساسي كتابخانه هاي عمومي (ترجمه).
۳.كتابداري هم مثل تمبك : نگاهي انتقادي به جايگاه اجتماعي كتابداري در ايران (تأليف).
۴.بررسي سير تكاملي كتابخانه :از سنتي تا مجازي (تأليف).
۵.نقش كتابخانه ها در توسعه جامعه دانش مدار (تأليف).
۶. درخت سبز زندگي : بررسي عشق از ديدگاه مولانا (تأليف).
۷.آشفته بازار موسيقي : نقدي برشيوه هاي آموزش موسيقي ايراني (تأليف).
۸.شيوه هاي مراقبت و نگهداري از سازهاي كوبه اي پوستي (تأليف).
۹.سلسله مقالات «نقش و جايگاه روابط عمومي در ادارات شهرستان بافت» (تأليف).چاپ شده در ۷ شماره هفته نامه «طلوع» شهرستان بافت.


