برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته می شوند و چه فرقی با هم دارند .
برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور را با سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .
توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها نیستند ،حداقل تغییر ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در آواز دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگساز بستگی دارد که بتوانند چنین هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و " نوای نی " .
حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :
اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .
یکی از تقسیم بندی بدین صورت است :
1- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .
2- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است .
3- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .
4- دستگاه چهارگاه
5- دستگاه سه گاه
دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند بدین صورت که راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه نیز در پرده های ماهور نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد .
البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .
نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و کسانی که بر این موارد تسلط داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی برای مرکب نوازی وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم یا به عبارت بهتر اختراع نشده است.
آری در هیاهوی این جشن که شهریور را با تمامی حرف های گرمش در تار وپود مهر پاییز گم می کرد؛ نفسی مسیحایی دمید ، تا رفتن و آمدن فصلی کم رنگ شود و تنها هلههله ای که گوش فصول را دراین نواحی می نوازد این است ، آری کسی می آید .......
و اما جالب این است که به اهالی ذوق در این جشن حضرت حافظ پیاله های شراب دیوانش را با لبخند تعارف می کرد، وهمگان در حیرت این لبخند ابرو کج می کردند که این میهمان تازه آمده بر زمین دستی برکدامین آتش خواهد انداخت که حضرت حافظ خود به غزل خوانی آمده است!!؟
آری کسی می آید.با نفسی گرم که طنین صدایش بر خوان زمین سنگینی می کند. صدایی کبریایی که بودن خدا را هشدار می دهد.انگشت حیرت به فریاد می آید که لبخند حافظ دلیلی بر بودن این هیجان است که این آواز را جز غزل حافظ لایق نیست.پس طبال بکوب که امشب شب توست، واهالی طرب بنوازید که در چنین فرخنده شبی کسی آمده است که با صدای اهورایی خویش بزم ساقی و باقی را یکجا می تراود؛ واین طرف که فروغ از تاریکی چراغ های رابطه شعر می گفت نوری دمیدن گرفت تا روشنی تمامی کوچه های تاریک تنهایی باشد و دیگر کسی در تنهایی خویش تنها نماند.
آری جماعت امشب کاروان آواز ایران زمین،مولودی را می پذیرد که فاصله ما را با خدا نیم می کند و در گذر این مهم صدایی مرا میخواند که تنها عبادت ذکر خدا نیست بلکه صدا هم مرا به جاده های خدا می رساند؛ و چنین است که شب دوان دوان خود را به آفتاب خواهد رساند تا در وزش اولین نسیم پاییزی مرا به جاده ای که سرشار از نغمه های اهورایی است برساند.
آری کسی می آید......

سمفوني مولانا- به آهنگسازي حافظ ناظري، در هشتصدمين سالگرد تولد مولانا جلال الدين محمد بلخي مرداد ماه گذشته در ديزني هال لسآنجلس اجرا شد.
به گزارش بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خبرگزاريهاي مختلف آمريكايي بازتاب اين اجرا را منتشر كردهاند.
شهرام ناظري، پدر حافظ كه توسط روزنامه كريستين سانيس مانيتور آمريكا "بلبل پارسي زبان" و "پاواروتي ايران" لقب گرفته است،در اين سمفوني آوازخواني كرده است.
هفته نامه پاسادناي آمريكا در گزارشي آورده است: طريقت مولانا كه تركيبي از سازها و سبكهاي فارسي و غربي بود، نهتنها نمود موزيكالي از عقايد و مضامين كارهاي مولانا بهشمار ميرفت، بلكه اميدهاي خود حافظ ناظري را براي آينده همراه با صلح و آرامش بيان ميكرد.
لسآنجلس تايمز نيز این سمفوني را بهعنوان تلاشي براي تركيب موسيقي سنتي ايراني و موسيقي غربي در جهت ظهور سبك موسيقي پساسنتي ايران توصيف كرده است.
در اين سمفوني هفت بخشي كه آهنگسازي آن برعهده حافظ ناظري بود، سازهاي غربي همچون ويولا، و ويولنسل با سازهاي ايراني مانند دف، سهتار و تمبك تركيب شده بود.
حافظ ناظري به ال اي تايمز گفته است، پدرم نخستين خواننده ايراني بود كه حدود 35 سال پيش اشعار مولانا را وارد عرصه موسيقي كرد و من هم چيزهاي زيادي در مورد زندگي مولانا مطالعه كرده و ياد گرفتهام؛ مولانا تنها يك شاعر نيست. او فيلسوفي توانمند است و من در موسيقيام دوست دارم حقيقت زندگي و عقايد او را نمايان كنم.

او اضافه كرده است كه در سمفوني طريقت مولانا نيز سعي كرده فلسفه زندگي مولانا و پيام عشق و صلح او را بهتصوير بكشد؛ اين كار براي او سخت ترين كار است، زيرا رسانههاي حال حاضر دنيا مملو از خبرهاي جنگ و كشتار است و او بهعنوان يك جوان 28 ساله ايراني با موسيقي به ديزني هال آمده كه سعي دارد پلي بين شرق و غرب بسازد و صداهاي ميلياردها انسان باشد كه خواستار صلح وآرامشند و نه جنگ.
حافظ ناظري گفته است: فكر ميكنم اين همان چيزي است كه مولانا درك كرده است.
منابع خبري آمريكايي همچنين به معرفي اين آهنگساز، خواننده و نوازنده جوان ايراني پرداختهاند.
حافظ كه سال 2005 از كالج موسيقي مانز نيويورك فارغ التحصيل شده، در كودكي نواختن سازهاي ايراني تنبور و سهتار را آموخته و بعدها نواختن دف را فراگرفته و درباره آن مطالعات وسيعي داشته است.
كارهاي او نيز تا به حال در مكانهاي مختلف و توسط گروههاي مختلف مانند اركستر فيلارمونيك ارمنستان در رويال آلبرت هال لندن اجرا شده است. از ديگر مكانهاي اجراي كارهاي حافظ ميتوان به سودرا تيترن در استكهلم، دي بيجلوك بلژيك، جشنواره فنز در مراكش و تئاتر شهر پاريس اشاره كرد.
در گزارش لسآنجلس تايمز آمده است كه قيمت بليطهاي اين كنسرت بين 35 تا 150 دلار بوده است.
سلانه نام سازي است غريب. نه آنکه نا آشنا باشد ولي جديد است. كشف يا بهتر بگوييم اختراع آن ميتواند تحولي را در موسيقي اصيل ايراني و در ميان سازهاي زهي ايجاد کند.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "تحرير" به نشاني http://www.tahrir.blogfa.com در ادامه ميخوانيم: اين ساز با نام حسين عليزاده نوازنده تار و سه تار و همکار قبلي گروه محمدرضا شجريان شناخته شده است با اين حال زحمت ساخت آن را سيامک افشاري کشيده است. سلانه کاسهاي مانند عود دارد و دستهاي مانند ساز تار. تعداد پرده هاي روي دستهي ساز نيز همانند تار است. با اين وجود اين ساز صداي قريبي دارد. حسي عجيب در آن است. وقتي در سه گاه آن را ميشنويم ، حسي عجيب به ما دست مي دهد. حسي که شايد در بعضي مواقع قابل وصف نباشد.
اگر اشتباهي در کار نباشد فکر ميکنم تعداد سيمهاي ساز ٨ عدد باشد. آن را با زخمه مي نوازند و ...
سازهاي زهي مضرابي داراي کاسه طنين، از لحاظ سازشناسي ، غالبا به دو دسته اصلي دسته بلند و دسته کوتاه تقسيم مي شوند. بربط و عود از نمونههاي دسته کوتاه و تنبور و دوتار و سه تار و تار از نمونههاي دسته بلند سازهاي ايراني هستند. ردپاي قدمت اين سازها را اگر بپيماييم شايد به ايران باستان نيز برسيم.
علاوه بر بربط که سازي زهي مضرابي و داراي کاسه طنين نسبتا بزرگ و دسته اي کوچک است و يکي از سازهاي باستاني و اصلي ايران محسوب ميشود و ميتوان نام و تصويرش را در آثار به جاي مانده از دوران باستاني تاريخ ايران مشاهده کرد؛ انواع مختلفي از خانواده سازهاي تنبور نيز در ايران، از دوران باستان تا به امروز، رواج داشتهاند . ساز سلانه با الهام از تصاويري از يک نمونه ساز زهي مضرابي دسته بلند که در اصل داراي سه سيم و سه گوشي بوده است، در راستاي کنکاش براي جستوجوي صدايي گمشده ساخته شده است.
ساز مذکور همچنين در قرون ١٦ و ١٧ ميلادي در ايتاليا مقارن با دوران رنسانس تحت عناويني همچون کلاسيکن (Classikon ) رواج داشته که ظاهرا بر اساس نمونههاي شرقي همين ساز شکل گرفته است. کوشش در جهت احياي چنين سازي ، به گونهاي کاملا تجربي ، محملي شد براي جامه عمل پوشاندن به اهداف ، خواستها و تاملاتي نظير : استفاده از واخوانها جهت تقويت هارمونيکها و حجم و تنوع بخشيدن به رنگ آميزي صداي ساز و نيز امکان دستيابي به صداهاي بمتر (از طريق اضافه کردن سيم های ساز) به صورتي که جنس و رنگ و حالت صداي ايراني باقي بماند.
نکات قابل توجه در ساخت و طراحي فيزيک اين ساز عبارتاند از : تغيير تکيه گاه ها و محل عبور سيم ها و واخوانها ، استفاده از گوشيهاي واخوانها در انتهاي کاسه ، طراحي پنجه و غيره.
در واقع کوشش در جهت رسيدن به اهداف فوق و جست و جوي صداهاي گمشده « سلانه » را به بار آورد.
آنچه که از موسيقي ايراني از قرن گذشته به صورت آثار صوتي باقي مانده در هيچ يک از آنان از سازهايي با وسعت و فرکانسهاي بم استفاده نشده است. حتي سازي مانند عود (بربط) که ريشه و اصل و نسب آن ايراني است در آثار ذکر شده مورد استفاده قرار نگرفته است.
استفاده از سازهاي سنتي در موسيقي دستگاهي (رديفي) در سال هاي متمادي چه در تکنوازي و چه در همنوازي ، رنگ و صداهاي يکنواختي را ايجاد کرده که حتي اگر آثاري جديد به وسيله اين سازها اجرا شود به علت رنگها و وسعت محدود آنها تکراري جلوه ميکند. جاي آن دارد با ريشهيابي از صداها و سازهاي قديم ايران (که بسياري از آنها منشا سازهاي ديگر کشورهاي جهان نيز هستند) سازهايي ساخته و يا احيا شوند که موسيقي ايراني را با رنگ و وسعت بيشتر غنا بخشيده تا راه براي ايجاد ذوق و ابتکار موسيقي دانان هموار شود. اين امر وظيفه مهمي بر دوش موسيقيدانان ، پژوهشگران و سازسازان قرار ميدهد که آيندهاي پربار براي موسيقي اين سرزمين بيافرينند.
سيامک افشاري از آشنايان و علاقه مندان موسيقي و سازسازي که در هنر معماري تخصص دارد همواره در اين زمينه جستوجو گر و پر تلاش بوده است. حاصل اين تلاش ساز سلانه است. بديهي است سلانه تجربهاي است که نياز به طي مسير تکامل و تعمق و تامل بيشتري دارد.
چرا سلانه؟!
نام سلانه را سيامک افشاري انتخاب کرد. او معتقد بود که به خاطر دير رسيدن به اين ساز و يا سلانه سلانه رسيدن به ساختمان و صدای آن،نام آن سلانه انتخاب شد. پس از پايان کارهاي ساز او بزرگ روي ساز نوشته:
سلانه براي ح. عليزاده ٢١/١٠/٨١

کیوان ساکت در سال 1340 در شهر مشهد و در خانواده ای متولد شد که پدر و مادر هر دو نه تنها دارای تحصیلات عالیه بودند بلکه به هنر نیز بسیار علاقه مند بودند. مادر او در جوانی آکاردئون می نواخت و نیز به نقاشی علاقه مند بود و همین علاقه به نقاشی باعث گردید که کیوان ساکت را در سنین کودکی به دست آموزش اساتید مطرح آن زمان مانند استاد صادق پور در زمینه طراحی با مداد کنته، استاد پیراسته در زمینه رنگ روغن و ... سپردند، که آثار زیادی از آن دوره بجاست.
پدر وی به ادبیات بسیار مسلط بوده و پدربزرگ پدری هر دو دارای طبع شعر بوده، از این رو نام ساکت را که تخلص آنها بوده، برای نام فامیل اختیار می کنند. مادر بزرگ پدری وی با آنکه زنی بود که از تحصیلات مدرسه ای بی بهره بود ولی اغلب اشعار مولوی، حافظ، سعدی و خیام را از حفظ داشت و گاهی اوقات که سر ذوق بود پاسخ حاضرین را با شعر می داد و خط شکسته را خوش می نوشت.
کیوان در چنین شرایطی متولد شد. و از همان آغاز، مهر مادری با تشویق به کارهای هنری همراه بود. پیش از رفتن به دبستان با اولین سازی که آشنا شد زنبورک و ملودیکا بود که در تمام جشن های مدرسه همواره جزو گروه مدرسه بود.
پدر، ویولون کوچکی برایش تهیه کرد ولی فقدان معلم دلسوز، باعث شد که نتواند این ساز را ادامه دهد.
وی در سال 54 در کارگاه موسیقی کودک و نوجوان که از سوی صدا و سیمای وقت آن زمان به ریاست آقای مرتضی دلشب تاسیس گردید در کلاس تار که مدرس آن، دایی وی منوچهر زمانیان بود ثبت نام کرد. پیش از آن، ذوق خود را در رشته های ورزشی مانند دوچرخه سواری و شنا و نیز رشته های فنی مانند نجاری آزموده و سالها بدانها مشغول بود.
در سال 65 در مشهد گروه صبا را تشکیل داد که همگی از شاگردان جوان وی بودند و با این گروه در مشهد و نیشابور اجراهای متعددی داشت. در سال 1369 به دعوت هنرمند گرامی پرویز مشکاتیان به گروه عارف پیوست و در کنسرت ها و سفرهای زیادی با وی همراه بود، حاصل این همکاری آثاری ارزشمند نظیر: افشاری مرکب، مقام صبر، وطن من و افق مهر بود.
در اینجا بود که با هنرمندان مختلف نظیر کامکارها، کیانی نژاد، حسن ناهید، افشارنیا، بهزاد فروهری، افتخاری، فرهنگ فر و بسطامی آشنا شد و حاصل آشنایی وی با ایرج بسطامی آثاری از قبیل: فسانه، بی کاروان کولی و تعداد زیادی اجرا با گروه وزیری بود. در این مدت ساکت کتابهای: شیوه نوین آموختن تار و سه تار در 5 جلد، 18 قطعه، ده تمرین، 8 آهنگ معروف جهان، حرکت دایمی، چرخ نیلوفری، با موج تا کرانه و در سایه سار بید را منتشر کرد. همچنین 11 اثر به صورت CD و کاست به نام های: جامه دران، سبکبال، دیدار شرق و غرب، ای وطن، آشنایی با آواز دشتی، فسانه، بی کاروان کولی، قاصدک، شرق اندوه، شبی با خورشید و آن سوی آب و گل را اجرا کرد که در دسترس علاقه مندان است.
در سال 1383 موفق به اخذ مدرک درجه یک هنری در رشته آهنگ سازی و نوازندگی شد و در سال 1384 از سوی استاد حسن کسایی موفق به دریافت لوح تقدیر گردید.
همچنین 5 سال در رادیو فرهنگ و برنامه نیستان ردیف موسیقی ایرانی را تجزیه و تحلیل نموده و درس می داد. در سال 1377 ده برنامه به سبک گلهای رنگارنگ با نام نغمه های جاویدان ساخت که بارها از رادیو پخش شده است. اکنون وی در حال ضبط آثاری جدید و نیز تالیف کتاب های جدیدی در زمینه موسیقی می باشد.
ساکت تاکنون با همراهی فرزندانش کیارش و سیاوش ساکت، کنسرتهای بسیاری در اغلب شهرهای ایران به روی صحنه برده که با استقبال بسیاری روبرو بوده است.
همچنین اجراهای متعددی در اغلب کشورهای جهان هم با گروه عارف و هم با گروه وزیری داشته است.
دانلود قطعاتی از کیوان ساکت:
• راز مهتاب (از آلبوم آن سوی آب و گل)
• شادی (از آلبوم شبی با خورشید)
• پرواز زنبور عسل (از آلبوم شرق اندوه)
• آرزوی بزرگ ( از آلبوم شبی با خورشید)
• آواز اصفهان (از آلبوم شبی با خورشید)
• برگ و باد (از آلبوم شبی با خورشید)
• راپسودی چهارگاه (از آلبوم شبی با خورشید)
• مرغ سحر ساخته مرتضی نی داوود – تنظیم کیوان ساکت
• چهارفصل (بهار) از آلبوم دیدار شرق و غرب
• کاپریس 24 (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• چارداش اثر مونتی (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• فسانه با صدای ایرج بسطامی (از آلبوم فسانه)
• درآمد ابوعطا (از آلبوم فسانه)


