تبليغاتX
کشکول فرهنگ و هنر - سیاوش ناظری از زبان خودش

در سال ۱۳۵۸ در تهران در خانواده ای هنرمند به دنیا آمدم . مادر بزرگ و پدر بزرگم پیوندی ناگسستنی با موسیقی داشتند
پدربزرگم ساز میزد و آواز می خواند . دائی ام- شهرام ناظری – در سایبان هنر مادر وپدر بالیدن آغاز کرده بود . صدای خوش و دل شیدایش هم گام ، او را بر فرش خوش نگار آواز نشانده بودند . با پدر و مادرش زندگی می کرد و ما نیز همسایه شان بودیم ، در خانه ای پر مهر و با صفا و فضایش آکنده از شعر و موسیقی بود و این گونه بود که من از روزهای نخستین زندگی ام با موسیقی و شعر گره خوردم . هر آنچه را که دائی ام می خواند به تکرار زمزمه می کردم . در دنیای کوچک و کودکانه ام خود را مانند او فرض می کردم
در سن ۹ سالگی وقتی برای اولین بار دف را در کنسرت شورانگیز دائی ام دیدم گوئی صاعقه ای مرا از زمین بر كند
شیفته طنین و رمز آلودگی اش شدم . همان سال – ۱۳۶۷ – دستانم برای نخستین بار دف را لمس کردند 
راه بی پایان یادگیری را به تنهائی آغاز کردم . روزی ۱۰ ساعت یا بیشتر ساز می زدم. تمرین پشت تمرین ، تکرار ، تداوم ، استمرار... در این راه همراه و همدلی نداشتم . پدرم به شدت مخالف انتخاب و علاقه من بود و بر این عقیده بود که این گونه راه به جائی نخواهم برد و از پیشرفت در تحصیل و زندگی باز خواهم ماند . با این وجود من دست از تلاش بر نکشیدم و حتی پشتکارم بیش از پیش شد ، گوئی مخالفت پدر مرا مصمم تر کرد که پیش روم و بدرخشم در آنچه او امیدش نبود ، شاید دل او نیز آرام گیرد و روشن شود . برای من چنان می نمود که پا در راه مبارزه ای سخت گذارده بودم. به آواز نیز علاقه مند بودم . گمان می کنم دلیل مهم آن همسایگی با دائی ام – شهرام ناظری – بود. تمام آوازها و تصنیف های او را از بر بودم و در خلوت با خود زمزمه می کردم . مهر کودکانه ی عمیقی هم به او داشتم و همین امر مرا به دنیای آواز نیز پیوند داده بود . برای برآوردن این دیگر خواهشم ، پنهانی ردیف های آوازی استاد دوامی و استاد کریمی را از طریق یکی از دوستانم به دست آوردم. آنهارا گوش می دادم و به تکرار می خواندم
سیزده ساله بودم که دائی ام برای اولین بار دف نوازی ام را دید و به راستی شگفت زده شد ، چرا که تا آن زمان در جریان شور و عشق فراوان من به موسیقی نبود . مرا تشویق به ادامه کرد 
خانواده ام نیز آرام آرام از روی میل یا به اجبار خود را با من هماهنگ کردند
در پانزده سالگی یعنی پس از حدود هفت سال خود آموزی دف و آواز دو ماه از دانش و هنر استاد بیژن کامکار در دف نوازی بهره جستم و پس از آن به پیشنهاد وی به نزد احمد خاک طینت رفتم که این یک نیز بیش از سه ماه به درازا نکشید احساس می کردم آنچه من می جویم و می پویم در کلاسها و
شیوه های آنان نیست. چیزی نه ورای آنچه آنها می آموختند که متفاوت از آنها می جستم؛ گویش و آوائی از دف که با روح و دنیای من همگون باشد ، روشی که از خویشتن من بجوشد 
این گونه بود که برآن شدم باز هم از درونم بهره جویم .

به قول مولانا
 از محقق تا مقلد فرقهاست
کاین چو داود است وآن دیگرصداست

در شانزده سالگی در آلبوم حیرانی شهرام ناظری دف زدم و این نخستین باری بود که به طور رسمی و جدی در اثر هنری یک هنرمند بنام ایفای نقش می کردم و ساز می زدم و هنر خود را معرفی می کردم . و این برای خودم بسیار تشویق کننده و انگیزه ساز بود
در سال۱۳۷۷ تحصیلات دانشگاهی را در شهر کویری یزد شروع کردم . رفتن من به یزد و اقامت چندین ساله ام در یزد ، به دور از خانواده ام ، خلوت و سکوت را به من هدیه داد

با تمرکز و آرامش بیشتری که پیدا کرده بودم می توانستم روی آهنگسازی نیز مطالعه و کار کنم . فضا و دنیائی که برای خود طرح زده بودم بستر مناسبی بود برای رویش حسهای درونی ام ، برای کشف گوشه و کنار شخصیتم که در موسیقی تجلی کند در تنهائی اندیشه هایم را جهت و سمت و سوی بهتر و روشن تری دادم و دنیای ذهنی ام را نظم بیشتری بخشیدم
در کنار درس فرصت های بیشتری برای مطالعه پیدا کردم و با جدیت بیشتری روی آواز کار کردم
دیدگاه های تازه و نوگرایانه ای داشتم . بر آن شدم که اندیشه هایم را هرچند نا آشنا و نا مانوس ، بشناسانم. می دانستم که این کار آسانی نخواهد بود آن هم در فضای تنگ و پر حسد و
نا جستجوگرجامعه هنری ایران . می دانستم که باران انتقاد چه سازنده و چه مغرضانه ، خواهد بارید اما باید گام هایم را بر می داشتم . من چه در ساز و چه در آواز به اجرای صرف موسیقی قالب دار یا همان موسیقی سنتی ( کلاسیک ) و ملودی های تعییین شده مرسوم عقیده ندارم و چون هیچگاه تحت تعلیم مستقیم کسی نبوده ام توانستم به راحتی دیدگاه مستقل و حس شخصی خود را پیدا کنم و بر آن شدم که " خود " را بیان کنم
من بر این عقیده ام که برای بیان درست و دلنشین موسیقیایی شعر باید از خود شعر بهره جست ، از مفاهیم واژه ها باید توانست شعر را با قلم خوش بیان موسیقی به تصویر کشید
من فکر می کنم که موسیقی و لحن آواز می بایست بیانگر معانی واژه ها باشند. پیوند شعر با موسیقی ازلی و ابدی است و یک موسیقی دان امین رسالت دارد که این پیوند را پاس بدارد و پاسداری کند . ادبیات سرزمین کهن ما بسیار ژرف و پر پیام است و یک هنرمند عاشق باید امانت دار فرهنگ پر افتخار ایران مان باشد . در گفتاری کوتاه باید بگویم که من فکر می کنم موسیقی باید " موسیقی شعر" باشد ، بدین معنا که " این شعر است که موسیقی خود را می آفریند ، مبنی بر واژه ها و مفاهیم " . از دل واژه ها موسیقی به خودی خود می تراود و به گوش می رسد ، اگر گوش جان  بیدار باشد  برای خلق اثری تازه ، یک موسیقیدان، می بایست بر شعرو ادبیات ، تاریخ و فرهنگ جامعه خویش تسلط کافی داشته باشد، خصوصا در موسیقی ایرانی زمانی که با شعر اصیل آمیخته
می شود موسیقی باید توان بیان عمق واژه ها را داشته باشد
هنگامی که موسیقیدان بر قله دانایی قرار گیرد به واقع نو گرایی خواهد کرد و نه این که کارهایش – چه آگاهانه و چه نا آگاهانه رو به تقلید آورند، رو به تکرار خلق شده ها و بر این خیال باشد که نوآوری کرده است.
خلق بر پایه دانایی و عشق جاودانه می شود. هنرمند باید خلاق باشد، نو آوری کند و آنچه را که وجود ندارد بیافریند و جان بخشد. هنرمند باید در جامعه ایجاد سلیقه کند نه این که صرفا پیرو سلیقه های موجود گام بردارد و وجودداشته ها را تکرا کند. و برای این مهم نیاز به آگاهی ،مطالعه و مهارت هست . یک هنرمند هم مانند یک دانشمند باید جستجو گرو پویا باشد. کنجکاو و جسور باشد . بی باک باشد
بی باکی و خلق – البته همراه با امانت داری – دل شیر می طلبد و صبری بزرگ و طبعی بلند . خلق تازه ها همیشه شک بینی ، بد بینی و یا گاه دشمنی به دنبال دارد . اما باید شکیبا بود و
امیدوار، خصوصا در جامعه سنتی ما که مردم اغلب به عادات و قالبهای خود خو گرفته اند و پذیرفتن هر آنچه کمی متفاوت باشد برایشان کمی سخت است
وظیفه یک هنرمند صادق و دلسوز بالا بردن سطح فرهنگ مردم جامعه خویش است و همچنین وسیع و متنوع کردن دیدگاه ها و نگرشها
متاسفانه امروزه توجه جوانان ما به شعر و موسیقی و بطور کلی فرهنگ اصیل ایرانی بسیار کمتر از پیش شده . فرهنگ سرزمینی که هر سال در جهان به نام و بهانه یکی از شعرا
اندیشمندان و عرفایش ، بزرگ و پاسش می دارند در پیش خود صاحبانش مهجور افتاده و آرام آرام رو به فراموشی می رود
بی وفایی را کنار باید گذاشت و مهربان تر باید بود

آ ثا ر

 آلبوم موسیقی " رقص و آتش " به خوانندگی و آهنگسازی
" سیاوش ناظری )"  به مناسبت سال جهانی مولانا )

 آلبوم " هرا " شامل تکنوازی های دف " سیاوش ناظری "

 نوازندگی " دف " در آلبوم " حیرانی " به آهنگسازی
" کیخسرو پور ناظری " و خوانندگی " شهرام ناظری "

 نوازندگی "دف " در آلبوم " مولویه " اثر
" شهرام ناظری "

 نوازندگی " دف " در آلبوم موسیقی تلفیقی " ارگ " اثر
" عماد بنکدار"


کنسرتها با خوانندگی شهرام ناظری



 سه شب کنسرت با گروه کامکارها در سلیمانیه عراق در سپتامبر سال ۲۰۰۰.
 یک شب کنسرت در سالن میلاد تهران با گروه دستان در شهریورسال ۱۳۷۹ به نفع کودکان مبتلا به سرطان
دو شب کنسرت در سالن میلاد تهران در اسفند سال ۱۳۷۹ به نفع کودکان مبتلا به سرطان و بیماری های خاص
 تور کنسرت ایران در سال ۱۳۸۰
شیراز سه شب ، اصفهان سه شب
قزوین یک شب ، رشت دو شب
کرمانشاه دو شب ، کرج سه شب
نور دو شب ، تهران در کاخ سعد آباد پنج شب
 یک شب کنسرت در تالار وحدت به نفع کودکان افغانستان در سال ۱۳۸۱
 یک شب کنسرت در سفارت کانادا در تهران به نفع کودکان افغانستان در سال ۱۳۸۱
 سه شب کنسرت در هفدهمین جشنواره موسیقی فجر
یک شب کنسرت در تبریز در سال ۱۳۸۱
 یک شب کنسرت در تئاتردولاویل پاریس در سال ۲۰۰۲
سه شب کنسرت در سودرن تئاتر سوئد در دسامبرسال ۲۰۰۲    
 کنسرت در تئاتردوسولی پاریس درژانویه ۲۰۰۴ به نفع زلزله زدگان بم
یک شب کنسرت در سالن میلاد تهران درسال ۱۳۸۲ به نفع زلزله زدگان بم
 یک شب کنسرت دررویال فستیوال هال لندن درژانویه ۲۰۰۴ همراه با ارکسترسمفونیک
ارمنستان به رهبری " لوریس چکناواریان" به نفع زلزله زدگان بم
 کنسرت در فستیوال موسیقی " فز" در مراکش درژوئن۲۰۰۴
 سه شب کنسرت در سالن بزرگ وزارت کشور درسال ۱۳۸۲
 کنسرت در فستیوال موسیقی "گان" در بلژیک به مناسبت بزرگداشت مولانا در دسامبر ۲۰۰۴
 یک شب کنسرت درحافظیه شیراز به مناسبت بزرگداشت شاعربزرگ ایران حافظ شیرازی در پائئز ۱۳۸۳
 تورکنسرت درآمریکا در شهرهای نیویورک ، سن خوزه
سان فرانسیسکو( هربست هال ) ، لس آنجلس ( کداک تئاتر  
شیکاگو ، هیوستون ، اورنج کانتی ، واشنگتن
آتلانتا ( اپرا هال ) ، بوستون ( دانشگاه برکلی ) و سن دیه گو
در سالهای۲۰۰۵ و ۲۰۰۶
دوشب کنسرت درورزشگاه انقلاب شهریور ۱۳۸۵
 دو شب کنسرت درقزوین تیرماه ۱۳۸۷
   اجرادرجشن منتقدین تئاتروسینما درتالاروحدت تیرماه ۱۳۸۷
 چهار شب کنسرت در کاخ نیاوران مرداد ۱۳۸۷
 کنسرت درفستیوال " موزیکات " در تونس مهرماه ۱۳۸۷

 کنسرت دردانشگاه شریف مهرماه ۱۳۸۷
 کنسرت درسفارت فرانسه در تهران به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا درمهرماه ۱۳۸۷
شش شب کنسرت دراستان مازندران درشهرهای نور، آمل وچالوس به مناسبت سالگرد تولد
" نیما یوشیج درمهر و آبان ۱۳۸۷
یک شب کنسرت درشهرخوی به مناسبت بزگداشت
" شمس تبریزی" درآبان ۱۳۸۷
 یک شب کنسرت درشهرکرمان در آذر ۱۳۸۷
وچندین کنسرت دیگر

آموزش

در حال حاضر در آموزشگاه موسيقي سعدي (با نظارت استاد شهرام ناظري) به آموزش هنرجويان مشتاق دف نوازي مي پردازم

آدرس: اتوبان جلال آل احمد به سمت غرب، بعد از پل آزمايش، جنب معاونت فرهنگي شهرداري، شماره ۲۴۴۲ آموزشگاه موسيقي سعدي

تلفن: ۴۴۲۲۶۴۳۶

تهيه آثار

جهت تهيه آلبوم هاي (رقص و آتش) و (هرا) اين شركت ها پاسخ گوي شما مي باشند

ايران گام ۶۶۹۰۴۱۴۰

نهاله رودكي ۲۲۲۴۰۲۹۴

www.ahangsara.com

نوشته شده توسط کاظم در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 3:40 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
business article