راهیابی ۲۶ اثر به مرحله داوری جایزه ایرج بسطامی


با پایان یافتن مرحله انتخاب آثار، ۲۶ اثر آوازی به مرحله نهایی داوری نخستین دوره جایزه سال ایرج بسطامی راه یافتند.
به گزارش  ستاد خبری نخستین دوره جایزه سال ایرج بسطامی دبیرخانه این جایزه اعلام کرد: این آثار از میان ۵۶ اثری انتخاب شدند که بعد از طی مرحله نخست انتخاب آثار، از میان ۲۴۱ اثری که حائز شرایط فراخوان بودند، به مرحله دوم راه یافته بودند.

بر اساس اعلام دبیرخانه این جایزه،۲۶ اثر انتخاب شده در دور نهایی داوری آثار، توسط هیات داوران جایزه بررسی و از میان آنها ۱۲ اثر برگزیده برای آزمون حضوری به تهران دعوت می‌شوند.


دبیرخانه جایزه با اعلام اینکه ۳ نفر از شرکت کنندگانی که موفق شوند حد نصاب امتیاز آزمون حضوری را کسب کنند به عنوان برندگان اصلی جایزه سال ایرج بسطامی معرفی شده و از ۳ نفر نیز تقدیر خواهد شد، افزود: تعداد اعلام شده برگزیدگان به منزله سقف تعداد افراد انتخابی است و در صورتی‌ که از میان شرکت‌کنندگان تعداد کمتری موفق شوند حد نصاب لازم را از آن خود کنند تنها همان تعداد به عنوان برگزیده و برنده جایزه سال معرفی می‌شوند.


دبیرخانه نخستین جایزه سال ایرج بسطامی همچنین، اعلام کرد: پراکندگی افراد شرکت‌کننده در این جایزه از نظر جنسیتی ۹۵ درصد مرد و ۵ درصد زن بوده که از ۷۳ شهر ایران برای شرکت در مسابقه نام‌نویسی کردند.


بر این اساس استان‌های تهران با ۵۷ نفر، فارس ۲۰، کرمان ۱۷، مازندران ۱۶ و اصفهان با ۱۴ شرکت کننده در رده‌های اول تا پنجم استان‌هایی قرار گرفته‌اند که شرکت‌کنندگان از آنها آثار خود را به دبیرخانه جایزه ارسال کردند.


گفتنی است مراسم اهدای نخستین دوره جایزه سال ایرج بسطامی اوایل آذرماه با حضور استادان، علاقه‌مندان و پژوهشگران موسیقی ایران از سوی بنیاد فرهنگی هنری ایرج بسطامی همزمان با نکوداشت پرویز مشکاتیان و ایرج بسطامی در تالار وحدت برگزار می‌شود.

گزارشي از كنسرت همنوازان حصار و همايون شجريان به سرپرستی علی قمصری

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8908/shajarian/shajarian%20(1).jpg

این کنسرت بر خلاف همه کنسرت ها در کشورمان نه تنها با تاخیر برگزار نشد؛بلکه یک ساعت زودتر از زمانی که در رسانه های مختلف اعلام شده بود یعنی ساعت 20 آغاز شد اما با این حال هنگامی که برنامه شروع شد اکثر صندلی ها پر بود.

پس از کوک کردن سازها که مدت زمان زیادی هم طول کشید، بخش اول برنامه شامل مقدمه دشتی به همراه آوازهای «بی‌دل و بی‌زبان» و «صنما»، چهار مضراب، تصنیف «خاکدان عشق»، مقدمه نوا، ساز و آواز «نقش خیال»، تصنیف «توبه‌شکن»، ضربی نهفت به همراه آواز نهفت و تصنیف «شهر به شهر» از آلبوم «نقش خیال» اجرا شد.

بعد از چند دقیقه استراحت قطعات بخش دوم به این ترتیب اجرا شد: مقدمه چهارگاه به همراه آواز «برون از دیده‌ها»، تصنیف «در عاشقی»، تکنوازی تار، تصنیف «آب، نان، آواز»، ساز و آواز شوشتری، تصنیف «به‌جان تو»، ساز و آواز «گناه عشق» و تصنیف «هوای گریه» ساخته محمدجواد ضرابیان.

در این کنسرت به جز قطعات آلبوم «آب، نان، آواز» و چند قطعه از آلبوم «نقش خیال» و «نسیم وصل»، آهنگ «مرغ سحر» هم با همراهی آوایی نوازندگان توسط همایون شجریان اجرا شد، مردم ابتدا با فریاد طولانی و ممتد “استاد مرغ سحر” از شجریان می خواستند که به روی صحنه برود و این قطعه را اجرا کند اما او نتوانست عکس العملی در برابر این همه تشویق نشان دهد و پسرش این آهنگ را اجرا کرد، در پایان کنسرت هم باز هم مردم شجریان را به شدت تشویق کرده و هنگامی که او قصد داشت سالن را ترک کند مجبور شد به روی صحنه برود و از آنجا تالار را ترک کند، با به روی صحنه رفتن شجریان مردم تصور کردند او می خواهد برایشان بخواند به همین دلیل باز هم او را تشویق کردند، اما در نهایت استاد با لبی خندان ادای احترامی به مردم کرد و سالن را ترک کرد.

گروه همنوازان حصار با ترکیبی از نوازنده های خوب ایران چون علی قمصری به عنوان آهنگساز و نوازنده تار، سهراب پورناظری نوازنده کمانچه، مصباح قمصری نوازنده کمانچه باس، نگار خارکن نوازنده کمانچه آلتو، علی اصغر عربشاهی نوازنده تار، نوشین پاسدار نوازنده عود، حسین رضایی نیا نوازنده دف، همایون نصیری نوازنده دمام و سازهای کوبه‌ای و آیین مشکاتیان نوازنده تنبک همایون شجریان را همراهی می کردند.

ناگفتنی هایی از کنسرت:

 

-از مهمانان برنامه می توان به هنرمندانی چون داوود رشیدی، لیلی رشیدی و بهناز جعفری در شب دوم و حسین پاکدل، سعید حجاریان، علی ترابی(سرپرست دفتر موسیقی) در شب اول اشاره کرد.

- طبق معمول عکاسان به دلیل نداشتن جایگاه اختصاصی نتوانستند به خوبی عکاسی کنند و حضورشان هم در قسمت های مختلف تالار بخصوص بالکن‌های طبقه فوقانی با اعتراض تماشاگران روبرو می شد. آنها حتی در جایگاه ویژه هم که مخصوص خبرنگاران و عکاسان بود نمی‌توانستند وارد شوند، در جایگاه ویژه هم به جز چند خبرنگار بقیه مردمی بودند که یا بلیط خریده بودند و یا بلیط مهمان گرفته بودند.

احمد پژمان : اگر موسیقی بد است چرا دانشکده و مدرسه‌اش را داریم؟


در هنر کشور دیدهای انحصارطلبانه‌ای وجود دارد، در خود هنرمندان و موسیقیدانان هم همینطور. در این ممکلت این چیزها هست و آن وقت می‌گوییم چرا موسیقی ما در دنیا مطرح نیست.

 زمانی می‌گفتند که هنرمند آیینه جامعه است. یعنی شفافیت و صداقت در ذات و خصلت او قرار دارد. گر چه در این روزگار بسیاری هستند که خود را هنرمند جا می‌زنند و این ذات زیبا را دچار خدشه می‌کنند، اما هنوز هنرمندان واقعی در دسترس ما هستند. «احمد پژمان» یکی از آنهاست. او یکی از بزرگ‌ترین و نام‌آورترین آهنگ‌سازان معاصر ایرانی است که با آثارش خون تازه‌ای در هنر این مرز و بوم به جریان انداخته است. او شفاف و بی‌ریا سخن می‌گوید. از سختی‌های کار و ناملایمات می‌گوید اما ناله نمی‌کند. حالا که در دهه هفتاد عمرش به سر می‌برد، با غرور و گرمی خاصی از خستگی‌ ناپذیری و فعال بودنش می‌گوید. این استاد موسیقی کشور و دکترای آهنگ‌سازی تا کنون علاوه بر آثار مستقل برجسته‌اش، برای موسیقی فیلم‌های «بید مجنون، خانه‌ای روی آب و بوی کافور عطر یاس» برنده سیمرغ بلورین جشنواره فجر شده است.

گفت و گوی زیر را بخوانید:

در بحث شرایط و ویژگی‌های آهنگ‌ساز و آهنگ‌سازی اظهارنظرهای مختلفی وجود دارد. برخی می‌گویند کسی که می‌خواهد آهنگ‌سازی کند باید برود دانشگاه و بعد خلاقیت خود را به کار ببرد، برخی هم می‌گویند اول باید خلاقیت داشت و مسائل تئوریک اهمیت ویژه‌ای ندارد. نظر شما در این باره چیست؟

به نظر من، آهنگ‌ساز اولش اگر آن استعداد و خلاقیت را نداشته باشد که اصلا نباید دنبال آهنگ‌سازی برود. اول باید استعداد داشته باشی و بعد تئوری. قبل از تئوری باید ساز بزنی. ساز خیلی مهم است. همین‌طور که نمی‌توان آهنگ‌ساز شد. بالاخره باید یک سازی زد. حتی اگر آواز هم می‌خوانی باید ساز بزنی. اگر ویولن می‌زنی باید پیانو هم یاد بگیری بنوازی. اگر پیانو می‌زنی که هیچ؛ تئوری را هم می‌خوانی. اگر بخواهی برای آهنگ پاپ و این چیزها یک تنظیم‌هایی هم بکنی، استعداد هم داشته باشی برای کارهای کوچک کافی است. اما اگر می‌خواهی کارهای بزرگ بکنی تئوری هم باید بلد باشی. مثل معماری است دیگر. هر کسی می‌تواند با استعدادی که دارد یک اتاق درست کند ولی وقتی می‌خواهی یک ساختمان 15 طبقه درست کنی با تمام تجهیزات، اگر یک خرده بلد باشی نمی‌توانی آن را بسازی، باید خیلی خوب ساختمان‌سازی را بلد باشی. در آهنگ‌سازی هم اگر می‌خواهید سمفونی بنویسید، سونات بسازید، موزیک جدی بسازید باید خیلی خوب موسیقی را بدانید. نمی‌شود یک خرده بدانید یا مثلا فقط آدم خلاقی باشید. در روز باید حداقل 8 ساعت ساز زد. برای آهنگ‌سازی باید دو برابر کار کرد. نوشت و زد. به نظر من البته.

برخی از صاحب‌نظران با صراحت می‌گویند که ما در موسیقی ایرانی مقوله‌ای به نام آهنگ‌سازی نداریم.

ببینید، در تمام دنیا انواع موسیقی وجود دارد. نمی‌توان گفت هر کسی که فقط موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کند بگوییم آهنگ‌ساز و بقیه را نگوییم. ممکن است به یکی که فقط ترانه می‌سازد، بگویید این هم آهنگ می‌سازد. نه، باید به او بگوییم ترانه‌ساز. سواد ندارد اما ذوق دارد. با موسیقی هم آشناست. اما اگر این آدم ساز بزند و تئوری موسیقی هم بخواند نه به شکل خیلی دقیق‌اش، او را هم می‌گوییم آهنگ‌ساز. ممکن است بخواهد پاپ بسازد ولی از طریق علمی کار می‌کند. جمله‌بندی و فرم کارش درست است. نمی‌توانیم بگوییم آهنگ‌ساز نیست. فقط کسی که سمفونی می‌نویسد که آهنگ‌ساز نیست. این موضوع مثل شعر و شاعری است. نمی‌توان گفت شاعر فقط کسی است که مثل فردوسی شعر بسراید. خیلی‌‌ها هستند که شعر می‌گویند اما استعداد چندانی ندارند. این‌جا باید بگوییم شاعر خوب و بد. ولی بالاخره شاعر هستند. موسیقی‌دان هم همین‌طور است. کسانی که موسیقی سنتی کار می‌کنند، در موسیقی ایرانی باید آهنگ‌سازی کنند. این هم نیاز به اطلاعات دارد. بالاخره او هم کمی تئوری بلد است. او هم آهنگ‌ساز است. اما در جای خود. باید جوری تعریف کنیم که تفکیک شود. این‌طور نباشد که وقتی می‌گوییم آهنگ‌ساز، همه فکر کنند سمفونی می‌سازد. آهنگ‌سازی که کارهای جهانی دارد، با تئوری و تعاریفی که در دنیا است، می‌تواند همه این‌ها را بنویسد. موسیقی سبک، پاپ، فیلم و همه کارها را می‌تواند بکند. چون خیلی به کارش احاطه دارد. اما آن‌هایی که مدتی است در ایران مد شده، می‌آیند سمفونی می‌نویسند، اپرا درست می‌کنند، این‌ها نمی‌توانند آن کارها را بکنند. کسی که موسیقی ایرانی کار می‌کند نمی‌تواند موسیقی فیلم بسازد و سمفونی و سونات نمی‌تواند بسازد. کسانی که دنبال این تعاریف هستند. باید معلوم کنند و اصطلاحاتی درست کنند که آدم بفهمد مثلا فلان کس چه جور آهنگ‌سازی است. در آمریکا و انگلیس، تعاریفی وجود دارد. در اینجا کسانی هستند که خواندن را خیلی بلد نیستند، کمی تمرین می‌کنند و می‌گویند اپرا نوشتیم! اما در کشورهای پیشرفته کسی نمی‌تواند چنین رفتاری بکند. جامعه هم به آن‌ها اجازه نمی‌دهد. این کار دروغ‌گویی است و متاسفانه خیلی زیاد است از این جور چیزها.

ما آهنگ‌ساز یا آهنگ‌های شناخته‌شده‌مان در دنیا کم است.

تعجبی هم ندارد.

علت‌اش چیست؟ ایراد از موسیقی ما است یا هنرمندان ما؟

دلیلش این است که ما در موسیقی سابقه‌ای نداریم. در ممکلتی زندگی می‌کنیم که موسیقی را به رسمیت نشناخته‌اند. خودمان هستیم و یک عده‌ای که تشویق می‌کنند، در حالی که برای پیشرفت؛ محیط هم باید مهیا باشد. محیطش را نداریم. خیلی وقت هم نیست که وارد دنیای موسیقی شده‌ایم. قدمت دنیای موسیقی زیاد است اما سینما قدمت‌اش کم است. سینماگران ما وارد عرصه فیلم‌سازی شده‌اند و حسابی هم مطرح شده‌اند. اما موسیقی این گونه نیست. زندگی هنرمندان و اهالی موسیقی از نظر مالی خیلی سخت است چون تشویق نمی‌شوند. خیلی‌ها استعداد خوبی دارند، خیلی هم خوب کار کرده‌اند اما دنبال موسیقی نمی‌روند چون می‌خواهند هزینه زندگی‌شان را تامین کنند. در همه جای دنیا یک اتمسفری ایجاد می‌شود و سبب می‌شود هنرمندان تشویق شوند و هنر به وجود بیاید. یک دوره‌ای بوده که باخ و بتهوون و … آمده‌اند، الان دیگر آن دوره نیست. ما هم یک دوره‌ای در شعر، فردوسی و مولانا و عطار و حافظ و سعدی داشتیم که دیگر نداریم. الان هم نباید توقع داشت. اصلا چند آهنگ‌ساز داریم که در سطح جهان خوب‌اند؟ مگر چند تا داریم؟ این موضوع توقع بی‌جایی است که می‌گوییم چرا ما در جهان مطرح نیستیم. نباید هم باشیم. همین هم که هستیم خیلی خوب است. مقایسه کنید در ایران چند آهنگ‌ساز خوب وجود دارد؟ چند نفر را داریم که دنبال موزیک می‌روند؟ در کشورهای غربی در هر ده و روستایش یک کنسرواتور وجود دارد. ببینید چقدر دنبال موسیقی می‌روند. در روسیه می‌دانید چقدر کنسرواتور و موزیسین وجوددارد؟ چند نفر از آنها را می‌شناسند که ما انتظار داشته باشیم از ایران کسی نیست؟ در آمریکا به آن بزرگی چند نفر دنبال موزیک می‌روند؟ اما حالا عده‌ کمی هستند که مطرح‌اند…

همان‌هایی هم که هستند سطح‌شان بالا است؟

خیلی هم بالا نیست. الان سطح آهنگ‌سازها خیلی بالا نیست. مثل 50، 60 سال قبل نیست. فرق کرده. سطح سواد و معلومات بالا نیست. آهنگ‌ساز خوب خیلی کم شده. نوازنده همیشه هست. آن چه مربوط به خلاقیت است کم شده است. در دنیای غرب هم این اتفاق افتاده است. یک موقع می‌گفتند، وین پر از آهنگ‌ساز بوده، الان از این خبرها نیست. در واقع مشکل ما تنها نیست، آهنگ‌ساز خوب هست اما آهنگ‌سازی که شاخص باشد، مشکل پیدا می‌شود. در مملکت ما موسیقی محل سوال است. همه هم تشویق می‌کنند که اگر دنبال کار دیگری برویم بهتر است،‌ در این شرایط چه انتظاری داریم؟

مربوط به الان هم نیست، در تاریخ‌مان هم همیشه موسیقی زیر سوال بوده است.

در دوران باستان هم؟

آن‌ زمان که موسیقی آن چنانی نبوده است. در حد موسیقی محلی وجود داشته. همین چیزهایی که در ردیف مانده همین‌ها بوده. چیز شاخصی نبود. به هنر این قدر اهمیت نمی‌دانند. الان البته بهتر است. گر چه برای ایران همیشه برخی هنرهای دیگر مثل شعر در اولویت بوده. من خودم در آن زمان خجالت می‌کشیدم ویولن دستم بگیرم. مسخره‌مان می‌کردند.

ضمن اینکه هنرمندی در کارش موفق است که شاخص شود. کارش شخصیت و اصالت داشته باشد. خودش باشد. نه که تقلید کند.

الان چرا موسیقی اینقدر تاثیرش کم است. در حالی که فضا هم مهیا است.

ما در بحث آموزش کمبود جدی داریم. باید ده برابر وضعیت فعلی استاد و معلم خوب داشته باشیم که آموزش دهند. البته علاقه را باید اجتماع ایجاد کند. من که نمی‌توانم علاقه ایجاد کنم. محیط به گونه‌ای است که خودش ضد هنر کار می‌کند یا برای هنر. در شهرستان می‌رویم کنسرت بگذاریم یکی می‌گوید حلال است یکی می‌گوید حرام است! آقای فلانی در تهران کنسرت داده در شیراز جلویش را می‌گیرند. حالا باید چقدر زور بزنی که در شهرستان کنسرتت را تعطیل نکنند. اگر موسیقی بد است چرا دانشگاه داریم؟ چرا مدرسه موسیقی داریم؟ در هنر کشور دیدهای انحصارطلبانه‌ای وجود دارد. در خود هنرمندان و موسیقیدانان هم این دید وجود دارد. در این ممکلت این چیزها هست و آن وقت می‌گوییم که چرا موسیقی ما در دنیا مطرح نیست. از نظر استعداد نمی‌گویم. جوانان با استعدادی در هنر داریم. اما یا عده‌ای زود به شهرت می‌رسند و دنبال کار خود را نمی‌گیرند یا عده‌ای قدرتش را ندارند. کلا عوامل بازدارنده زیاد است. کسانی که زرنگ هستند کار خود را می‌کنند و… هنرمندان با استعدادی را می‌شناسم که دارند مهاجرت می‌کنند.

در این شرایط موسیقی مناسبتی هم رشد می‌کند.

نمی‌شود که موسیقی و هنر را به وجود آورد برای مناسبت. هنر این چیزها را نمی‌شناسد. مناسبت یک بخشی از کار هنر است. اما هنر باید همیشه باشد نه فقط زمانی که مراسم داریم هنرمند تشویق شود. در همه دنیا هم کار مناسبتی را دارند. هر روز یک مناسبتی است. اما نمی‌توان پایه را بر این گذاشت که فقط برای مناسبت ساخت. اکنون تمام امکانات دست دولت است. خیلی کارها بودجه می‌خواهد. حالا هم که وضعیت خوبی نیست. این شرایط باعث دلسردی هنرمندان می‌شود، هنرمندان که از آهن نیستند. با این حال، بنده هیچ وقت از رو نرفتم و همیشه کار کردم. حالا یا خوب یا بد بیکار ننشستم که بگویم چون وضع، مناسب حال من نیست هیچ کاری نکنم. خیلی‌ها این روحیه را ندارند. من هر روز کار می‌کنم. از 90 روز حتما 80 روز کار می‌کنم.

خب، برخی سخت‌گیری‌ها شاید به خاطر این است که موسیقی ایران کلام‌محور است و در کلام ممکن است خلط مبحث‌ها یا شیطنت‌هایی صورت گیرد.

موسیقی تمام دنیا کلام‌ محور است. فهم موسیقی مشکل است. وقتی کلام می‌آید، مخاطب می‌فهمد، ارتباط برقرار می‌کند، همه دنیا همین است. می‌توانیم بگوییم که شعرش خوب نیست که این هم بی‌خود است. اغلب شعرهایی که نو بوده از نظر برخی مزخرف بوده و بعد می‌آید بعد از 50 سال می‌گوید عجب شاهکاری زده. هنر مثل ریاضی و صنعت نیست. فرمول خاصی ندارد. استراوینسکی وقتی «پرستش بهار» را برای اولین بار اجرا کرد به طرف او گوجه فرنگی پرت کردند. الان افتخارشان این است که این کار را در کنسرت‌هایشان اجرا کنند. کاری که به نظر من بد است در نظر دیگری ممکن است خوب باشد و از شنیدن آن لذت ببرد. شاید هنر پیشه‌ای را من دوست نداشته باشم اما می‌بینیم که تمام دنیا عاشق او هستند. چون من بدم می‌آید بگویم بازی نکند؟ این‌طوری هنر پیشرفت نمی‌کند.

برخی آثار هستند که در آن الفاظ رکیک به کار می‌برند که البته به صورت زیرزمینی ساخته و منتشر می‌شوند.

در اینجا یک مقدار نظارت لازم است که باشد. اما مجوز و این‌ها برای هنر به نظرم معنا ندارد. مگر این که شعری فحش بدهد و… این‌ها را که جامعه نمی‌پذیرد. سینما را در دنیا برای سنین مختلف طبقه‌بندی می‌کنند اما در موسیقی معنا ندارد. سینما چیزی دیگری است. کتاب هم همین‌طور. در یک آهنگ موسیقی اگر شعری بخوانند که فحش باشد، بله، این موسیقی نیست. اگر فضای جامعه باز باشد آن را نمی‌پذیرد. همه اصولی دارند. من خودم که این حرف را می‌زنم از خیلی چیزها بدم می‌آید. برای مملکتم این چیزها را نمی‌خواهم. نمی‌خواهم مثل آن‌ها شویم، بهتر هم هست نشویم. اما این که برای هر کاری مجوز بخواهند، به نظرم دیگر درست نیست.

پسر و دختر من با من زمین تا آسمان فرق می‌کنند، چطوری می‌خواهیم جلویشان را بگیریم. ما باید آموزش دهیم و آزادشان بگذاریم. بالاخره به آن اصول بر می‌گردند. تمام جوان‌ها می‌خواهند چیزی غیر از پدر و مادرها بشوند. سلیقه فرق می‌کند. جوان است. نمی‌رود که شعر مولانا بخواند چون خوب است. به او چیزهای خوب را آموزش می‌دهیم. او می‌رود دری وری‌ها را هم می‌خواند، بالاخره خودش انتخاب می‌کند. مگر ما وقتی موسیقی را شروع کردیم با چه بود؟ با همین آهنگ‌های مبتذل عربی که آن زمان جبلی و … می‌خواندند، بعد موسیقی خوب را هم شنیدیم…

نفس این کار که اساتید برای انتشار آثارشان مجوز بگیرند اشتباه است.

بله همه این‌ها اشتباه است. بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا را هم در آنجا بنشانند خوب نیست. این آزادی را اگر حس نکنم و دائما بگویم که آیا مجوز می‌دهند، نمی‌دهند، آن‌وقت من نمی‌توانم کار خوبی بسازم. من به عنوان آهنگ‌ساز نیاز به امکانات و حمایت دارم. نیاز به فراغت خاطر دارم.

«شهرام غلامی» از سایه سنگین «خواننده سالاری» بر موسیقی ایرانی می گوید

خواننده سالاری سایه سنگینی بر موسیقی ایرانی انداخته است و هر چند که نوازندگان و آهنگسازان با این پدیده کنار نیامده اند اما ناچار به پذیرفتن آن هستند.

«شهرام غلامی» از نوازندگان حرفه ای ساز عود است که در سالیان اخیر با کمترین حاشیه ای به کار نوازندگی در گروههای مختلف موسیقی و اجرای کنسرت در داخل و خارج از کشور می پردازد.او در آخرین کنسرتش که همراه با «شهرام ناظری» در گرگان برگزار شد علی رغم بی اخلاقی برخی همکارانش به انتقاد از موضوع خواننده سالاری در موسیقی ایرانی پرداخت اما در نهایت گفت که او شخصا با این مسئله کنار آمده است.

غلامی در عود نوازی از شاگردان «منصور نریمان» است و تجربیاتی در دیگر حوزه های موسیقی دارد به همین سبب درصحبت های خود  به کم و کیف هنر نواختن ساز عود پرداخته و برخی مشکلات و مسائل کلی درباره هنر موسیقی را بیان داشته است.


  • برای شروع از فعالیت های خود بگویید؟

شهرام غلامی : در سال ۱۳۵۳در تهران متولد شدم و در نوجوانی نوازندگی سه تار را آغاز کردم و در سال ۶۹ به مدت ۴ سال نزد استاد نریمان نوزاندگی ساز عود را یادگرفتم، در این مدت ردیف های آوازی را آموختم چراکه دوست داشتم خواننده شوم به همین دلیل کلاس های آواز را نزد شاپور رحیمی گذراندم اما شرایط به گونه ای پیش رفت که در حوزه عود نوازی به طور حرفه ای مشغول شدم و در کنسرت های متعددی هم در ایران و هم در کشورهای دیگر با گروههای موسیقی ایرانی همراه شدم.


  • با توجه به علاقه ای که به آواز داشتید چرا سعی نکردید همراه با نوازندگی آن را ادامه دهید؟

- آواز همیشه با من بوده است و قصد دارم در آینده آواز را با سازم همراه کنم برعکس نگاه غالب که معمولا ساز را با آواز همراه کرده اند؛به همین دلیل این ایده در ذهنم وجود دارد که در کنسرت ها و یا آلبوم هایی که در آینده کار می کنم، آواز بخوانم. البته درحال حاضر در آلبوم جدیدی که در حال ضبط است درکنار عودنوازی آواز هم خوانده ام.


  • علاقه نوازنده ها و آهنگسازان به آواز خواندن-به‌ویژه درسال‌های اخیر – بسیار قابل تامل و گاه انتقاد برانگیز شده است ؛ در صورتی که این کار یک تخصص جداگانه به شمار می رود،شما تا چه اندازه به این کار اعتقاد دارید؟

- من فکر می کنم برخی از نوازنده ها به خصوص در یک دهه اخیر میل به استقلال پیدا کرده اند و دوست دارند مستقل از حضور خواننده کنسرت هایی را برگزار کنند چرا که مقوله آواز در موسیقی ایران دچار یک سوءتفاهم تاریخی و ریشه دار است و حل شدنی هم نیست؛ به همین دلیل فکر می کنم خود نوازنده ها تصمیم گرفتند به سوی آواز حرکت کنند ضمن اینکه به نظر من همانگونه که هر خواننده ای باید نواختن حداقل یک ساز را بلد باشد یک نوازنده هم باید با ردیف های آوازی آشنا باشد .

  • پس با توجه به میل نوازنده ها به حوزه آواز بحث خواننده سالاری کمرنگ تر می شود.

- نه اتفاقا اینگونه نیست چرا که خواننده سالاری حاکم است و نوازنده ها برای فرار از این پدیده به آواز در اجراهای صحنه ای تمایل پیدا کرده اند؛ البته ناگفته نماند در اغلب موارد مخاطب موسیقی در ایران به واسطه خواننده با کلام آشنا می شود؛ضمن اینکه مقوله آواز یک علاقه خدا دادی است و باید برای رسیدن به آواز مطلوب زحمت کشید .


  • برخی منتقدان درحوزه موسیقی معتقد هستند که لحن نوازندگی عود در ایران بیشتر لحنی عربی دارد؛آیا از نظر شما چنین است؟

- کاربرد لحن عربی در شیوه نوازندگی ساز به زمانی که عود در ایران نبود برمی گردد، در واقع به دلیل عدم وجود اساتیدی برای آموزش نوازندگی ساز عود علاقمندان به این ساز از طریق رادیو و گوش دادن به عودنوازی در کشورهای عربی لحن غیر ایرانی و یا به گفته شما عربی به خود گرفته اند ولی درحال حاضر چنین نیست و لحن عربی در سازی مثل عود کمتر شنیده می شود؛ البته ممکن است در این میان علاقه شخصی در شیوه نوازندگی این ساز با لحن عربی و یا نواختن مقام های غیر ایرانی دخیل باشد؛اما شیوه های نوازندگی عود توسط نوازندگان جوان کاملا ایرانی است و هنوز جا برای کار دارد.


  • با این اوصاف ساز عود در میان دیگر سازهای ایرانی سازی جدیدالورود است.

- همینطور است چرا که این ساز حدود ۶۰ سال پیش تا کنون توسط اساتیدی چون نریمان و محسنی در ایران احیا شد به همین دلیل عود سازی است که نسبت به سازهای دیگر دیرتر وارد گروه نوازی موسیقی ایرانی شده و معتقدم آنگونه که شایسته است روی این ساز کار نشده است .


  • به نظر می رسد اجرای ردیف موسیقی ایرانی با این ساز کمتر مورد اقبال نوازندگان قرار گرفته است.آیا به دلیل ضعف فیزیکی این ساز است یا عوامل دیگری دخیل است؟

من معتقدم ردیف های آوازی و یا ردیف سازی از جمله ردیف میرزا عبدالله را می توان با این ساز اجرا کرد، کما اینکه استاد نریمان ردیف موسی معروفی را با این ساز اجرا کرده است.


  • به نظرشما ساز عود در یک گروه ایرانی ساز دوم محسوب می شود؟

-هیچ سازی ساز دوم نیست چرا که وقتی نیاز هر سازی در گروه احساس می شود نقش موثری در ارکستر دارد و مطلب مهم استفاده درست از یک ساز و قابلیت رنگ آمیزی مناسب در ارکستر است و ساز عود هم به دلیل رنگ آمیزی صوتی مناسبی که دارد زیبایی خاصی به گروه می بخشد و باید به درستی از آن استفاده شود .


  • نوآوری در موسیقی ایرانی یکی از پدیده هایی است که در بین گروه های جوان موسیقی بسیار مطرح است و در برخی موارد دیده می شود به اسم نوآوری تکنیک های عجیب و غریبی به کار گرفته می شود که خالی از مطلب است نظر شما به عنوان یک نوازنده و آهنگساز جوان نسبت به این پدیده چیست؟

- من موافق جریان ایجاد شده نیستم ولی متاسفانه این جریان ایجاد شده و روز به روز هم درحال افزایش است و شاهد هستیم که تکنیک ها و حالت هایی در اجرای موسیقی ایرانی به کار گرفته می شود که شاید در نگاه اول زیبا به نظر برسد اما در دراز مدت هیچ مطلبی در آن وجود ندارد و زیبایی روح اثر در اجراهایی از این دست گرفته شده است؛ به نظر من زیبایی یک اثر در سادگی است چرا که در سادگی یک اثر روح مطلب به مخاطب هدیه داده می شود و حالا این سادگی می تواند با به کارگیری تکنیک به شرط اینکه به اصالت اثر خدشه ای وارد نکند همراه باشد به همین دلیل نفش نوآوری در عرصه موسیقی خوب است و باید به نفع جریان موسیقی باشد اما آن چیزی که درشرایط فعلی به عنوان نوآوری از آن یاد می شود ناشی از بی عقیدگی است که به صورت مبهم مطرح می شود؛ اما در مقابل می توان به نوآوری هایی که در جریان موسیقی ایرانی تاثیرگذار بوده اشاره کرد .به عنوان مثال حسین علیزاده از آن دست هنرمندان نوآوری است که تاثیر بسیاری برساختار نوین موسیقی ایرانی گذاشته است .


  • با این اوصاف جایگاه نوآوری در موسیقی ایرانی کجا است؟

- ایده های ناب همراه با دانش و آگاهی جایگاه واقعی پدیده ای به نام نوآوری است .به این معنا که یک آهنگساز و یا نوازنده می داند از ایده خود چه می خواهد و ابزار کار خود را نیز می شناسد و دست به نوآوری می زند اما یک موقع هست که یک هنرمند به بهانه نوآوری و انجام اثری مدرن دست به کارهایی می زند که بیشتر ژست نوآوری است و معمولا نوآوری هایی از این دست خوب از آب درنمی آیند.


  • بعد از آلبوم “طلوع کویر” که نخستین اثر تکنوازی شما است، اثر دیگری در دست تولید دارید؟

- حدود یک سال پیش به همراه حبیب بوشهری که از نوازنده های خوب سازهای کوبه ای مقیم پاریس است آلبومی را در دست تولید دارم که در مرحله میکس قرار دارد. این آلبوم با “طلوع کویر” خیلی متفاوت است و از موسیقی صرف ردیف نوازی تا اندازه ای خارج می شویم، در ساخت قطعات این آلبوم از موسیقی قومی به خصوص موسیقی ترکمنی تاثیرات بسیاری گرفته ام .


  • به عنوان آخرین سوال درمیان انواع موسیقی‌های قومی بیشتر از چه نوعی موسیقی محلی در تولید آثارتان استفاده می کنید؟

- موسیقی ترکمن را خیلی دوست دارم چرا که درمیان انواع موسیقی های قومی ، موسیقی ترکمن روی من تاثیرگذاری بیشتری داشته است و دراین آلبوم هم سعی دارم فراتر از موسیقی ردیف حرکت کنم به همین دلیل آلبوم جدید اشاره هایی به موسیقی قومی مانند موسیقی بوشهری و ترکمن دارد و لابلای آن حالت هایی از موسیقی ردیف هم شنیده می شود.

اجرای موسیقی فولکلور ایران در کانادا و آمریکا


سرپرست و خواننده گروه آراز از برگزاری کنسرت‌های موسیقی فولکلور ایران در کشورهای کانادا و آمریکا در اسفند ماه سال جاری خبر داد.


رحیم شهریاری با اعلام این مطلب گفت: برای اشاعه موسیقی فولکلور ایران و به رخ کشیدن توانایی گروه های ایرانی در مقابل تهاجمات فرهنگی در صدد برگزاری کنسرت موسیقی به مدت  ۱۰ شب در کشورهای آمریکای شمالی هستیم.

وی با اشاره به مکان‌های برگزاری کنسرت گفت:گروه آراز طی سه شب درشهرهای تورنتو ،ونکوور و مونترال کشور کانادا و سپس طی هفت شب نیز در شهرهای لوس آنجلس ، نیویورک ، واشنگتن ، شیکاگو ، سیاتل و هیستون آمریکا برنامه اجرا خواهد کرد.

به گزارش ایرنا، شهریاری افزود: همچنین گروه موسیقی آراز به سرپرستی و خوانندگی رحیم شهریاری  ۳ و  ۴ آذرماه در سالن اریکه ایرانیان به صحنه می‌رود.

سرپرست و خواننده گروه آراز ادامه داد: روز نخست این کنسرت در ساعت ۱۹ برگزار می‌شود و روز دوم در دو سانس  ۱۸ و ۲۱ خواهد بود.

وی خاطر نشان کرد: ۵۰ درصد قطعات این کنسرت از قطعات معروف موسیقی فولکلور آذربایجان است که از مهمترین آنها می‌توان به سارا ، قره داغ ، آنا ، یاشا و ساری گلین اشاره کرد و همچینن قطعاتی دیگر از دو آلبوم گوزللیرن ، گوزلی (زیباترین) و کیم بلیر(کی می‌دونه) اجرا می‌شود.

وی درباره اسامی نوازنده‌ها گفت: دراین کنسرت محمد حسین افشاری/ نقاره ، حبیب طاهریان/ گوشا و نقاره ، پیمان حمیدی/ سینتی سایزر ، اختای شادی/ تار ، افشین علوی/ کمانچه ، حمید سبک دستی/ قارامان، بهروز برزگر/ پیانو و حمزه شهریاری/ کلارینت با من همراه هستند.

این خواننده موسیقی محلی افزود: همسرایان این برنامه موسیقایی نیز سودابه شمس ، ریما نوزاد و شهلا میلانی خواهند بود.

فروش بلیت كنسرت همايون خرم از 19 آبان آغاز مي‌شود

فروش بلیت کنسرت همایون خرم که قرار است در 10 و 11 آذرماه ساعت 21 در برج میلاد توسط موسسه گلچین آوای شرق برگزار شود ، از امروز 19 آبان ماه آغاز می‌شود .

مدیر موسسه گلچین آوای شرق «علی شجاعی» درباره قیمت بلیت‌های این کنسرت دو روزه گفت: قیمت بلیت‌های این کنسرت از 15 هزار تومان تا 70 هزار تومان تعیین شده و فروش آن از 19 آبان ماه آغاز می‌شود.

به گفته‌ وی بلیت‌های این کنسرت در گیشه‌های گلچین آوای شرق ، ققنوس، بتهوون ( سنایی )، سروش ، کتاب پردیس ( ولیعصر - نیایش )، شهر کتاب نیاوران ( نشر کارنامه ) ،شهر کتاب بوستان ( میدان پونک ) ، شهر کتاب کرج ( چهار راه طالقانی )، سایان سیستم ( ولنجک ) ، موزیک گالری ( میلاد نور )، شفاف ( مطهری - ولیعصر ) به فروش می‌رسد.

علی شجاعی خاطرنشان کرد: همچنین علاقه‌مندان می‌توانند از طریق سایت اینترنتی گلچین آوای شرق  به نشانی :www.golcheen.org  بلیت این کنسرت را به صورت اینترنتی رزرو کنند.

مدیر موسسه فرهنگی گلچین آوای شرق در پایان گفت :استاد همایون خرم بعد از 10 سال به تازگی به در خواست علاقه مندان قرار است در تاریخ های 10 و 11 آذرماه سال جاری در سالن برج میلاد به صحنه برود و یاد و خاطره «گلهای جاویدان» را در ذهن علاقه مندان و مردم جاودانه سازد.

کنسرت همایون شجریان و هم‌نوازان حصار تمدید شد

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8908/shajarian/shajarian%20(1).jpg


کنسرت گروه هم‌نوازان حصار به خوانندگی همایون شجریان، به خاطر استقبال زیاد مخاطبان دو شب دیگر در تالار وحدت تمدید شد.

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی محمدعلی رفیعی مدیر برنامه کنسرت گروه هم‌نوازان حصار اعلام کرد: «به دلیل استقبال زیاد مخاطبان؛این کنسرت دو شب دیگر یعنی ۱۸ و ۱۹ آبان در تالار وحدت تمدید شد.»

در این کنسرت گروه هم‌نوازان حصار به خوانندگی همایون شجریان ؛ قطعاتی از آلبوم‌های «نقش خیال»، «آب، نان، آواز» و… اجرا خواهد شد.


‌فروش بلیت اجرای این دو شب از روز ۱۶ آبان ساعت ۱۰ صبح به صورت اینترنتی آغاز شده است.

گفتنی است بلیت این کنسرت را از این سامانه‌ اینترنتی می‌توان تهیه کرد.

برگزاری کنسرت گروه کیهان در تالار رودکی



کنسرت گروه موسیقی سنتی «کیهان» به سرپرستی «سید محمد ذوالنوری» با عنوان «رند و مست» ۲۷ و ۲۸ آبان ساعت ۲۰ در سالن رودکی برگزار می شود.

این برنامه در دو بخش همنوازی تنبور و موسیقی ردیف دستگاهی برگزار می شود، بخش نخست این کنسرت شامل تصنیف هایی چون «نقش خیال»، «طالب دیدار» ، «پیام مستان» و ضربی «بیداد، سوز وگداز» می شود.

بخش دوم این برنامه هم به اجرای تصنیف هایی چون «طلوع خورشید»، «نغمه ها» ، «دردانه» ، «آوای عشق» و «رند و مست» اختصاص دارد.

لازم به ذکر است امیر سیاوش پور، سید حمید اعتمادنیا، حامد زند کریم خانی، مریم تراب پرور، محسن تقی نژاد، شهریار محمدی ،حسن بلبلی، بابک خادم لو، رضا گل محمدی، کیوان صمیمی و راضیه رفیعی نیا از جمله نوازندگان این گروه موسیقی هستند.

سيد محمد ذوالنوری در مهر ماه 1348 در شهرستان صحنه استان کرمانشاه متولد شد. فراگيری ساز تنبور را از سال 1361 نزد دائي خود سيد جمشيد ستوان آغاز کرد و مصاحبت با خاندان بزرگ مرحوم سيد اياز قزوينه ای استاد بزرگ و صاحب سبک تنبور، سبب آشنايی هر چه بهتر و بيشتر او با اين ساز شد.

وی سه تار را از سال 1363 نزد مجيد رضايی آغاز نمود. در شيراز نزد سعيد نيا کوثری با شيوه جلال ذوالفنون آشنا گشت و از سال 1371 نزد حسين عليزاده به فراگيری رموز و تکنيک های نوازندگی اين ساز پرداخت.

همچنين موسيقی را به شکل علمی از سال 1372 با ورود به دانشگاه و در رشته موسيقی نزد فرهاد فخرالدينی، مصطفی کمال پورتراب، حسن رياحی و محمد سرير فرا گرفت. هم زمان نوازندگی تار و سه تار را نزد داريوش پيرنياکان ادامه داد و رديف ميرزا حسينقلی را نزد وی و قطعات ابولحسن صبا را نزد مسعود شعاری نواخت.

وی که سرپرست گروه موسيقی کيهان می باشد، از سال 1380 و از ابتدای فعاليت گروه موسيقی يارآوا با اين گروه نیز همکاری داشته است.ذوالنوری اولين نوازنده ای می باشد که برای تنبور متدی نوشته که در سال 1382 به چاپ رسيده است.

کنسرت گروه موسیقی رستاک در سالن همایش‌های برج میلاد


کنسرت گروه موسیقی رستاک تحت عنوان «همه اقوام من» به سرپرستی سیامک سپهری ۱۳ و ۱۴ آبان در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد.

گروه رستاک با الهام از عناصر شنیداری موسیقی بومی و نواحی ایران و با رویکرد به گونه‌ای از موسیقی با قابلیت برقراری ارتباط با سایر فرهنگ‌ها، قطعات «بارون» با گویش لری، «لاکو دانه» و «رعنا» به زبان گیلکی، «بلال» با گویش بختیاری، «هلهله» با گویش قشقایی، «گَل گَل» به زبان آذری، «سوزله» به زبان کردی، «لیلا» با گویش خراسانی، «گِل آقا» به زبان مازندرانی و «سالونک نوا بینا» و «حیران» با گویش بلوچی اجرا کردند.

 گروه موسیقی رستاک در اقدامی جالب توجه، برخی از قطعات‌شان را با اساتید موسیقی نواحی ایران به روی صحنه بردند.
«صفرعلی رمضانی»، «عاشیق ایمران حیدری»، «غلامعلی پورعطایی» و «ماشاالله بامری» اساتید موسیقی نواحی و بومی ایران، به ترتیب به روی صحنه آمدند و موسیقی های نواحی گیلکی، آذری، خراسانی و بلوچی اجرا کردند.

خواننده های گروه جوان «رستاک»، بهزاد و فرزاد مرادی بودند اما به نوعی همه اعضای این گروه در اجرای قطعات، همسرایی می کردند، به طوری که تنوع خواننده های گروه در کنار تنوع سازها نمود داشت و وجدی را بین مخاطبان ایجاد کرده بود.

«رستاک» در تابستان سال ۱۳۷۶ فعالیت خود را در قالب یک گروه موسیقی تجربی آغاز کرد. این گروه با الهام از عناصر شنیداری موسیقی بومی ایران و با رویکرد به گونه‌ای از موسیقی با قابلیت برقراری ارتباط با سایر فرهنگ ها، اقدام به تحقیق و برگزاری جلساتی با حضور هنرمندان و اساتید حوزه‌های متفاوت موسیقی با هدف مورد بحث قرار دادن و بازجست نغمه‌های اصیل و کهن موسیقی مقامی ایران نمودند.

  • حاشیه ها:

* ساز «عاشیق ایمران حیدری» نوازنده چیره دست ساز عاشیقی در حین اجرای برنامه، دچار مشکل شد، اما وی با تشویق مردم حاضر در سالن روبرو شد و پس از مدتی دوباره شروع به نواختن سازش کرد.

* استاد «غلامعلی پورعطایی» نیز به همراه ساز دوتارش به روی صحنه آمد و ترانه «نوایی» را با گویش خراسانی اجرا کرد.

* برگزاری کنسرت ها در برج میلاد، از لحاظ زمانی تاخیری ندارد و با توجه به این که مردم مشکل پارکینگ ندارند، بسیار مورد استقبال قرار می گیرد.

مراسم جشن ۸۶ سالگی «مرتضی احمدی» و رونمایی از آلبوم موسیقی «صدای طهرون»

مراسم جشن ۸۶ سالگی «مرتضی احمدی» و رونمایی از آلبوم موسیقی «صدای طهرون» در تالار وحدت برگزار شد.

این مراسم به همت مرکز موسیقی بتهوون و با مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی روز یکشنبه ۹ آبان ماه  در تالار وحدت برگزار شد.

«بابک چمن آرا» مدیر مرکز موسیقی بتهوون و تهیه کننده این مراسم در گفت‌وگویی در خصوص چگونگی برگزاری این مراسم گفت: حدود یک سال و نیم پیش به پیشنهاد «مرتضی احمدی» شروع به ضبط ضربی خوانی‌های ایشان کردیم تا بتوانیم بعضی از قطعات موسیقی تهرانی که در حال فراموشی است را آرشیو و به صورت یک آلبوم منتشر کنیم.


وی افزود: با موافقت دفتر شعر و موسیقی قرار شد این آلبوم ۹ آبان،مقارن با تولد مرتضی احمدی منتشر شود که همین موضوع باعث شکل گیری ایده برگزاری این مراسم شد.


چمن‌آرا با اشاره به این که تمامی میهمانان این مراسم دعوتی و از جامعه رسانه‌ای،هنرمندان و ورزشکاران بودند،گفت: در این نکوداشت بسیاری از هنرمندان عرصه های تلویزیونی،سینما،تئاتر و دوبلاژ در کنار بسیاری از فعالان و پیشکسوتان رسانه و ورزش حاضر بودند؛ چرا که تمامی نزدیکان مرتضی احمدی می‌دانند که ایشان از اواخر دهه ۲۰ تمامی بازی‌های تیم پرسپولیس را دنبال می‌کرد و اگر بازی در تهران بود حتما یک ساعت قبل از بازی، لوکیشن فیلمبرداری را به قصد استادیوم آزادی ترک می‌کرد.

به گزارش خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم مرضيه برومند،حسين عليزاده،جمشيد مشايخي،بهزاد فراهاني و صابر ابر درباره مرتضي احمدي و كارهايش سخن گفتند.

همچنین در پايان اين مراسم مرتضي احمدي  با بریدن كيك تولدش 86 سالگی خود را جشن گرفت.

همچنین دو نماهنگ از عکس‌های قدیمی و یک مصاحبه حضوری از مرتضی احمدی نیز در این مراسم پخش شد.

بابک چمن آرا در پایان صحبت هایش ضمن تشکر از علی رحیمی و پژمان خالقی برای همکاری در تهیه آلبوم، از مدیر عامل و همکاران بنیاد رودکی، دفتر شعر وموسیقی ، بهرنگ بقایی، بهرنگ تنکابنی و آرش چمن آرا به خاطر همکاری و همیاری در برگزاری این مراسم تشکر کرد و یادآور شد: برگزاری این مراسم حداقل کاری است که ما می‌توانیم به منظور ادای دین به این هنرمندان پیشکسوت انجام دهیم.

استاد همايون خرم بعد از ۱۰ سال به صحنه مي‌رود


همايون خرم از جمله آهنگسازاني است كه حدود 10 سال پيش در تالار وحدت به صحنه رفته و هم اكنون خود را براي اجراي 11 و 12 آذر ماه در برج ميلاد آماده مي‌كند.

همايون خرم بعداز 10 سال با اجراي قطعاتي از خود در برج ميلاد به صحنه مي‌آيد
به گزارش خبرنگار ايلنا،در اين كنسرت دو روزه كه همایون خرم خود در آن به هنرنمايي مي‌پردازد، ژاله صادقيان مانند برنامه گلها به‌ عنوان گوينده حضور دارد.
 
در كنسرت همايون خرم،نوازنده‌هايي مانند سامان احتشامي(پيانو)،حسن آزاده فر(تمبك) و اميرحسين رضا(تار)،نواي ويلن خرم را همراهي مي‌كنند.
 
همايون خرم در سال 1309 ديده به جهان گشود و از آثار مشهور او مي‌توان به «تو ای پری کجایی»(سرگشته) با صدای حسین قوامی و محمد اصفهاني،«امشب در سر شوری دارم» (غوغای ستارگان و اوج آسمان)،«ساغرم شکست ای ساقی»(طاقتم ده)،«رسوای زمانه منم»،«اشک من هویدا شد» و ... اشاره كرد.

کنسرت همایون شجریان در تالار وحدت

همایون در حال اجرای کنسرت


گروه موسيقي حصار به آهنگسازي علي قمصري و خوانندگي همايون شجريان 12تا 14 آبان ماه سال جاري ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه مي‌رود.
 
به گزارش خبرنگار ايلنا، گروه همنوازان حصار به سرپرستي علي قمصري و خوانندگي همايون شجريان كه روزهاي 30 و 31 فردوين ماه در برج ميلاد و روزهاي سوم و چهار ارديبهشت ماه در تالار انديشه به صحنه رفته بود، هم اكنون قصد دارد همان برنامه را به مدت سه شب در تالار وحدت به صحنه ببرد. 

اين كنسرت كه به دليل ترافيك برنامه‌هاي سالن‌ها و مصادف شدن آن با اجراي پروژه موسيقي سيمرغ به آهنگسازي حميد متبسم در همان روزها نتواست در سالن هاي ديگر تمديد شود، در شهرستان‌هاي مختلف نيز برنامه خود را تكرار مي‌كند.
 
بر اساس گزارش خبرنگار ايلنا، قطعات بخش اول این کنسرت، مقدمه دشتی به همراه آوازهای «بی‌دل و بی‌زبان» و «صنما»، چهار مضراب، تصنیف «خاکدان عشق»، مقدمه نوا، ساز و آواز «نقش خیال»، تصنیف «توبه‌شکن»، ضربی نهفت به همراه آواز نهفت و تصنیف «شهر به شهر» از آلبوم «نقش خیال» هستند. 

قطعات بخش دوم نيز شامل مقدمه چهارگاه به همراه آواز «برون از دیده‌ها»، تصنیف «در عاشقی»، تکنوازی تار، تصنیف «آب، نان، آواز»، ساز و آواز شوشتری، تصنیف «به‌ جان تو»، ساز و آواز «گناه عشق» و تصنیف «هوای گریه» از آلبوم «آب، نان، آواز» است.
 
گروه همنوازان حصار با ترکیب علی قمصری به عنوان آهنگساز و نوازنده تار، سهراب پورناظری نوازنده کمانچه، مصباح قمصری نوازنده کمانچه باس، نگار خارکن نوازنده کمانچه آلتو، علی اصغرعربشاهی نوازنده تار،نوشین پاسدار نوازنده عود، حسین رضایی نیا نوازنده دف، همایون نصیری نوازنده دمام و سازهای کوبه‌ای و آیین مشکاتیان نوازنده تنبک و کوزه در اين كنسرت سه روزه صداي همايون شجريان را همراهي مي كنند. 

حسین زمان : شجریان آشناترین صدا برای هر ایرانی است



هنوز عقده گشایی ها ادامه دارد و گویا صداقت و شفافیت شجریان بسیار بیقرارشان کرده است . گویا این درد و سوزش را برای پاره ای از افراد پایانی نیست و هنوز آتش کینه در دل دارند و هر از گاهی دهان گشوده لب به هر سخنی باز میکنند که تا  آب سردی باشد بر آتش سوزنده ای که بر جانشان اوفتاده.اما زهی خیال باطل .

هنر را نمیتوانید بخرید.هنر را نمیتوانید با دستور و سفارش در اختیار بگیرید . هنر یک ودیعه الهی است . ابزار معاملات سیاسی نیست.نمیتوان آن را آلت دست قرار داد.

شجریان فریاد یک ملت است . در صدایش هزاران رمز و راز روحانی نهفته است که هر بی هنر هنر ناشناسی  قدرت درک و فهم  حتی یکی از آن هزاران را ندارد . این تصور که هنر در ید قدرت شماست و هنرمندان بردگان و بنده گان شما خود دلیل بزرگی است بر ناآگاهیتان از هنر . هنرمند متعهد سفارش نمیگیرد،به زر و زور هنر نمیبخشد . و شجریان از این جنس است . شجریان از جنس مردم است و حنجره اش در خدمت مردم . وسعت سبز صدایش وسعت جنگل های عاشق است . شکوه و روحانیت صدایش وامدار ربنای هنگام اذان رمضان است . ربنایی که مهر دوست در اوست و صفای باطن یک هنرمند عاشق . ربنایی که تکرار شدنی نیست . ربنایی که نمیتوان سفارش داد . کالا نیست . بنزین نیست که بتوان یک شبه تولید نمود . شجریان ربنا را بنا به دستور نخواند .ربنای شجریان منحصر به فرد است،به فردی که برکت صوت جاودانی اش ریشه در تلاوت قرآن دارد.صدای شجریان آشناترین صدا برای هر ایرانی است.آشنا ترین و خودی ترین نوای دلنشین روزگار ما.
 
آنکه این حنجره را و این صدا را نشناسد،آنکه به شکوه و روحانیت این صدا پی نبرده باشد،آنکه شجریان را نفهمیده باشد با هنر بیگانه است،با مردم بیگانه است و با ایران بیگانه است.شجریان از ارکان موسیقی ایرانی و از مفاخر ملی ماست.شجریان اعتبار هنر ایرانی است.
 
من به عنوان یک هنردوست و یک ایرانی به بی هنرانی که حرمت نگاه نمیدارند و البته عرض خود می برند اعلام میکنم ما ارادتمندان استاد شجریان هنرمند ارزشمند و اسطوره موسیقی ایران نسبت به بی احترامی به ایشان ابراز انزجار می نماییم.جا دارد هنرمندان و اساتید محترم بویژه اساتید عرصه موسیقی نسبت به این هتاکی ها عکس العمل نشان داده و اجازه ندهند با یک هنرمند پر افتخار و استاد مسلم آواز ایرانی اینگونه برخورد گردد.شجریان یک نفر نیست. شجریان تنها نیست و عشق و علاقه تاریخی یک ملت پشتیبان اوست.

رحیمی صدای محمدرضا شجریان را "حلقوم بیگانه" خواند

معاون اول محمود احمدی نژاد،صدای استاد بی همتای آواز ایران محمدرضا شجریان را "حلقوم بیگانه" نامید و خواستار بازخوانی آوای "ربنا" توسط افراد دیگر شد...

به گزارش «خبرآنلاین»،محمدرضا رحیمی شامگاه دوشنبه در مراسم اختتامیه جشنواره رضوی در مشهد،پس از آنکه تصنیف قطعه ای موسوم به "بهشت" در سالن مجتمع صبا (محل برگزاری مراسم اختتامیه جشنواره مذکور) پخش شد خواستار خوانده شدن "ربنا"یی جدید شد.

رحیمی گفت: از استاد کریم خانی تقاضا می کنم که با صوت زیبایشان ربنایی بخوانند که جایگزین آن ربنایی شود که از حلقوم بیگانه شنیده شده است.

گفتنی است ربّنا،یکی از آثار استاد محمدرضا شجریان و شامل ۴ دعا از آیات قرآن است که همه با عبارت ربّنا آغاز می‌شوند. این اثر به مدت ۳۰ سال،جزء برنامه‌های اصلی رادیو و تلویزیون ایران در ماه رمضان بوده‌ است؛اما پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته،استاد شجریان در همگامی با مردم به عزت الله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما نامه ای نگاشته و خاطرنشان کرد "تا زمانی که وارونه نمایاندن واقعیت‌ها در صدا وسیما صورت می‌پذیرد"، به پخش سایر آثارش از شبکه‌های مختلف آن رضایت نخواهد داد.

لازم به ذکر است استاد شجریان به صورت خاص فقط اجازهٔ پخش ندای ربّنا را به صدا و سیما داد.محمد حسین صوفی، معاون صدای صدا و سیما نیز، در واکنش به این موضوع اعلام کرد که رادیو حتی در ماه رمضان هم ربّنا و ادعیهٔ محمدرضا شجریان را پخش نمی‌کند و در تابستان ۱۳۸۹ و همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان،سازمان صدا و سیما پخش دعای ربنا با صدای محمدرضا شجریان را به طور کامل در تمام شبکه‌ها ممنوع کرد. این سازمان اعلام کرد که حتی از پخش آگهی‌های بازرگانی که معمولاً در ماه رمضان با نوای اذان یا دعا همراه است در صورتی که صدای ربنا زیر صدای آگهی قرار گرفته باشد ممانعت می‌کند.

برگزاری یازدهمین جشن خانه موسیقی

یازدهمین جشن خانه موسیقی با حضور جمعی از اهالی موسیقی دوشنبه شب در تالار وحدت برگزار شد و تندیس زرین خانه موسیقی در سه بخش به برگزیدگان اهدا شد.

درابتدای این مراسم محمد رضا نوربخش، دبیر یازدهمین دوره جشن خانه موسیقی با ابراز خوشحالی از تداوم جشن خانه موسیقی در 11 سال گذشته، گفت: این جشن هر ساله برگزار می شود تا به یاد داشته باشیم، رشد و پویایی موسیقی درسایه حمایت و حضور هنرمندان این هنر مظلوم و شریف میسر می شود.



به گفته وی جشن خانه موسیقی، جشن هنرمندانی است که هر یک نقش خویش را در موسیقی کشور ایفا کرده‌اند و در شرایطی که در سیاست‌های رسمی کشور به این هنر به دیده ابهام نگاه می‌کنند، هویت و اصالت این هنر را پاس می‌دارند، تا برهمگان روشن شود که موسیقی هنری انسانی و متعالی است و قادراست که به همه انسان ها حس دوستی، عشق و محبت ببخشد.

وی در ادامه با یادی ازهنرمندان درگذشته گفت: «امسال در سه بخش کتاب، آلبوم و جایزه مشکاتیان فراخوانی را ارائه دادیم و بر اساس آن بسیاری از هنرمندان آثارشان را به دبیرخانه ارسال کردند، اما آنچه ما امروز به عنوان نفرات برتر اعلام می‌کنیم قطعا برترین آثار نیستند چرا که تمامی آثار موسیقایی به دستمان نرسیده و نمی‌توان ادعا کرد که اگر آلبوم و یا هنرمندی به عنوان بهترین انتخاب شود قطعا بهترین است. اما امیدوارم در سالهای بعد با دقت و کیفیت بهتری این امر انجام شود و دیگر هنرمندانی که در این دوره در مسابقه شرکت نکردند نیز در این بخش شرکت کنند.»

پس از صحبت‌های نوربخش،گروه موسیقی نواحی ایران که متشکل از خوانندگان و نوازندگان نواحی ایران بود و برای نخستین بار دور هم جمع شده بودند؛برنامه های خود را اجرا کردند.در این بخش خوانندگان و نوازندگان موسیقی نواحی و مقامی ایران : اسحاق بلوچ، خالد شفیع کمنه‌ای، محمدرضا اسحاقی، ناصر وحدتی، عاشیق قدرت میرزا پور، ایرج رحمانپور، کهن دل پور، کورش اسد پور، سهراب محمدی و محسن شریفیان به اجرای موسیقی پرداختند که اجرای موسیقی بوشهری توسط محسن شریفیان و گروهش با استقبال خوبی روبرو شد.


 انتقاد داریوش پیر نیاکان از مسئولان فرهنگی کشور

در ادامه مراسم داریوش پیر نیاکان، سخنگوی خانه موسیقی با انتقاد از رویکرد مسئولان فرهنگی کشور و صحبت‌هایشان مبنی بر تهاجم فرهنگی گفت: «فکرنمی‌کنید اگر شرایطی فراهم بیاورید که کنسرت‌های موسیقی متعدد ایرانی همانند همین برنامه‌هایی که امشب برگزار شد، درطول سال با نظم و شکوهی خاص برگزار شود، گامی در جهت جلوگیری ازابتذال و تهاجم فرهنگی برداشته‌اید؟»

او در ادامه صحبت‌هایش بیانیه یازدهمین دوره جشن خانه موسیقی را خواند که در آن از برگزاری نخستین دوره جایزه پرویز مشکاتیان به عنوان سرآغازی برای برگزاری بخش رقابتی در جشن خانه موسیقی یاد شده بود.

در این بیانیه همچنین از پیگیری بیمه تأمین اجتماعی اهالی موسیقی و راه اندازی انتشارات برای انتشار آثار مکتوب و موسیقایی و راه اندازی فروشگاه دائمی و تخصصی موسیقی خبر داده شده است.

تقدیر از پژمان، شهیدی و محمدی 

در ادامه این مراسم از احمد پژمان، آهنگساز پشکسوت تجلیل شد و او در سخنانی کوتاه از تمام مدرسان موسیقی خود قدردانی کرد و گفت: «من با موسیقی ایرانی بزرگ شده‌ام و از همین موسیقی نیز الهام می‌گیرم اگر قرار باشد که به گونه دیگری آهنگ بسازم احساس غربت می‌کنم.»

سریر هم در سخنان کوتاهی بیشتر موسیقیدان‌های امروز ایران را از شاگردان و وام‌داران احمد پژمان عنوان کرد. جایزه این بخش توسط محمد سریر و هوشنگ ظریف اهدا شد.

همچنین در ادامه مراسم از سهراب محمدی، نوازنده موسیقی نواحی ؛توسط محمد سریر و حمیدرضا شاه آبادی، معاون هنری وزارت ارشاد تقدیر شد.

در این بخش، چون سهراب محمدی با دوتار خود بر روی صحنه حاضر شد، صدر الدین شجره که اجرای مراسم را بر عهده داشت بدون برنامه قبلی از سهراب محمدی خواست تا قطعه «هرایی» را اجرا کند.


شجریان: در مقابل شهیدی جرأت اجرا ندارم

محمدرضا شجریان که برای اهدای جایزه شهیدی به روی صحنه دعوت شد در سخنان کوتاهی از عبدالوهاب شهیدی به عنوان یکی از استادان مسلم آواز ایران یاد کرد و گفت: «من درمقابل شهیدی جرأت اجرا ندارم و خودم را درحد و اندازه‌ای نمی‌دانم که جایزه وی را تقدیمش کنم، همین جا درمقابل استاد شهیدی سر تعظیم فرود می آورم و دستشان را می‌بوسم.»

در این بخش با پخش نماهنگی یاد هنرمندان از دست رفته ایران درعرصه موسیقی در یک سال گذشته گرامی داشته شد. دونوازی سه تار و کمانچه توسط نرگس دهقانی و آریا بام رفیع از دیگر برنامه‌های جشن خانه موسیقی بود. نرگس دهقانی و آریا بام رفیع از جوان‌ترین اعضای خانه موسیقی به شمار می‌روند که اجرای آنها با استقبال خوب حاضران روبرو شد.

بخش دوم این مراسم به اهدای جوایز تعلق داشت و در این بخش جوایز سه بخش رقابتی؛ کتاب، آلبوم و جایزه مشکاتیان اهدا شد.

برگزیدگان کتب آموزشی

کتاب آموزش «ساز قانون» نوشته ملیحه سعیدی مقام اول در حوزه کتاب‌های آموزشی را کسب کرد و موفق به دریافت تندیس خانه موسیقی شد؛ کتاب «از متد ارف تا چهارگاه » نوشته مهدی آذرسینا و همچنین کتاب دو جلدی «بخوان با من، بساز با من» نوشته سودابه سالم به طور مشترک رتبه دوم در این بخش را کسب کردند.

برگزیدگان کتب علمی- پژوهشی

کتاب «رامشگران شمال خراسان بخشی و رپرتوار او» نوشته آمنه یوسف زاده مقام نخست در حوزه کتاب‌های علمی و پژوهشی را کسب کرد و موفق به دریافت تندیس خانه موسیقی شد.

دو کتاب «جامع الالحان عبدالقادر مراغی» مقابله و ویرایش بابک خضرایی و «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایرانی به طریق توصیفی» با گرد‌آوری و تدوین علیرضا میرعلی نقی به طور مشترک مقام دوم این بخش را از آن خود کردند؛ رتبه سوم در بخش کتب علمی و پژوهشی به کتاب «کتابشناسی موسیقی در ایران» با تحقیق و تنظیم سیمین حلالی تعلق گرفت.

برگزیدگان کتب ترجمه

دربخش کتاب‌های ترجمه در حوزه موسیقی، ضمن تقدیر ازکتاب «رساله در بیان موسیقی شرقی و مقایسه آن با موسیقی اروپایی» نوشته شارل فنتن با ترجمه ساسان فاطمی، رتبه نخست و تندیس خانه موسیقی به کتاب «عناصر موسیقی، مفاهیم و کاربردها» نوشته رلف تیورک وترجمه علیرضا سیداحمدیان تعلق گرفت.

کتاب «ردیف موسیقی دستگاهی ایران» نوشته برنونتل با ترجمه علی شادکام مقام دوم را کسب کرد و کتاب «راهنمای جامع موسیقی کلاسیک» نوشته جان باروز با ترجمه رضا رضایی رتبه سوم را از آن خود کرد.

برگزیدگان بهترین آلبوم

ازمیان هفت آلبوم منتخب، آلبوم «قاف عشق» اثری از گروه اشتیاق به خوانندگی علیرضا قربانی منتشر شده توسط انتشارات سروش به عنوان آلبوم برگزیده انتخاب شد. همچنین از موسوی مدیر انتشارات ماهور به دلیل فعالیت مستمر برای انتشار آلبوم و کتاب های موسیقی تجلیل شد.

برگزیدگان جایزه ویژه مشکاتیان 

دربخش تکنوازی سنتور، مسعود آرامش به عنوان نفر برگزیده انتخاب شد. همچنین ازمحمد صدرا پیشرادی نوازنده خردسال در حوزه سنتورنوازی تقدیر شد.

در بخش آهنگسازی قطعه ضربی اصغر محمدی با عنوان دو ضربی فراق در دستگاه سه گاه به عنوان برگزیده انتخاب شد.

داوران

مصطفی کمال پورتراب، بهروز وجدانی و هومان اسعدی داوری بخش کتاب و همایون خرم، هوشنگ ظریف، شاهین فرهت، هوشنگ کامکار و کیخسرو پورناظری داوری بخش آلبوم و ارفع اطرایی، علی اکبر شکارچی، پشنگ کامکار، سعید ثابت و اردشیر کامکار داوری نخستین دوره جایزه پرویز مشکاتیان را برعهده داشتند.

به گزارش خبرآنلاین، پایان بخش این مراسم اجرای موسیقی توسط شهرام ناظری به همراه گروه فردوسی بود. دراین بخش ابتدا بخشی از آلبوم تصویری شهرام ناظری با عنوان «سفر عسرت» که از سوی خانه موسیقی به عنوان یکی از آلبوم‌های برترسال 88 انتخاب شده بود؛ پخش شد، سپس شهرام ناظری در ابتدا با دوتارنوازی به اجرای آواز پرداخت و در ادامه گروه فردوسی او را همراهی کردند.

ناظری هنگام اجرا توضیح کوتاهی درباره قطعه ضحاک داد و گفت: «باید این قطعه را در یک کنسرت دو ساعته اجرا کنم، اما با توجه به کمبود زمان تنها بخش کوتاهی از قطعه ضحاک را برای شما اجرا خواهم کرد که بی شک ناتمام خواهد ماند.»

در انتهای مراسم،خانه موسیقی از شهرام ناظری به عنوان هنرمند پیشرو در زمینه استفاده از اشعار مولانا و فردوسی تقدیر کرد.


گروه فردوسی متشکل از فرید الهامی، فرنود الهامی، سهراب اسرافیلی، آرمان دکه ای، صابر نظرگاهی، سعید نایب محمدی، یونس پاکزاد، محمد جابری، حمید قنبری و شهرام ناظری است.


حاشیه های مراسم

مراسم جشن خانه موسیقی با یک ساعت تأخیر آغاز شد و تا دقایقی پس از نیمه شب ادامه داشت.

عدم حضور برخی از پیشکسوتان موسیقی ایران در این جشن مشهود بود. صدرالدین شجره چندین بار در طول اجرای مراسم به جای جشن خانه موسیقی از جشن خانه سینما یاد کرد! بی‌برنامگی در اهدای گل به دو نوازنده جوان که با فاصله و پس از به پایین کشیده شدن پرده‌ها صورت گرفت از دیگر حواشی این مراسم بود. 
در پایان از خدا میخواهم که سایه خانه موسیقی را از سر هنرمندان این عرصه کم نکند تا همواره شاهد برگزاری اینچنین برنامه ها و مراسمی باشیم.ان شاء الله.