مصاحبه استاد شجریان با یورونیوز و صحبتهایش درباره علیرضا افتخاری

http://postmarket.biz/delawaz/shajarian-beiteddine-delawaz.jpg

یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند.


به گزارش فرارو، همزمان با آغاز تور کنسرت های اروپایی محمدرضا شجریان از شهر استانبول ترکیه، او درباره‌ اجرای کنسرت‌ها و صدور مجوز برای آلبوم‌هایش با یورونیوز به گفت‌وگو نشسته است، آنچه در زیر می آید بخش هایی از این گفتگو است.

شجریان  چند سال است که در ایران کنسرتی نداشته، با این‌حال طی سه سال اخیر دو بار در اروپا کنسرت برگزار کرده است، او درباره دلایل این امر چنین می‌گوید:

کنسرت هایی که من در ایران می گذارم بی سر و صدا نیست و سر و صدای زیادی دارد و دولتی ها از این موضوع خشنود نیستند، مخصوصا این اواخر در این دو سال که اتفاقاتی در مملکت من افتاده، بیشتر از همه فضاهای کنسرت صدمه دیده اند، چون می ترسند در فضای کنسرت کسی حرفی بزند یا کاری بکند و اتفاقی بیفتد. به همین دلیل در این دو سه سال و بویژه از سال 88 شرایط مناسبی برای برگزاری کنسرت نیست چون باید مجوز بدهند ولی نمی دهند، به همین دلیل کنسرت هایم را در خارج از کشور برگزار می کنم.

او درباره چرایی تاخیر مجوز آلبوم جدیدش ادامه  داد: بله، پانزده، شانزده ماه بود که می خواستیم مجوز بگیریم ولی نمی دادند، ما هم ساکت بودیم و چیزی نمی گفتیم، می گفتیم ما هم نوارهایمان را در خارج از ایران تکثیر می کنیم.ولی اخیرا مجوز یکی از این نوارها را دادند. ما برنامه های زیادی داریم که در نوبت مجوز گرفتن هستند ولی فعلا فقط یکی از آنها مجوز گرفته است.

چند وقتی هست که صدای شجریان از صدا و سیما پخش نمی‌شود و به نوعی او جایگاه ارتباطی خود را با عموم مردم از دست داده است، خود او در این باره چنین خاطر نشان کرد: رادیو و تلویزیون فراگیرترین رسانه است و وقتی صدا از آنها پخش نشود ارتباط با مردم هم قطع می شود و من در طول این سی و دو سه سال ارتباطی با تلویزیون نداشته ام. اوایل، صدای من را پخش می کردند و من هم اعتراضاتی کردم. تصاویری روی صدای من می گذاشتند که اصلا ارتباطی با موضوع نداشت. من هم اعتراض کردم و گفتم دیگر به شما اجازه نمی دهم که صدای من را پخش کنید، چون آنها هیچ نقشی در تهیه این برنامه ها نداشتند و قاعدتا باید موقعی دست به این کار بزنند که نقشی داشته باشند یا تهیه کننده راضی باشد. من راضی نبودم و دیدگاههای اجتماعی ام با آنها هماهنگ نیست. این است که من هیچوقت دوست ندارم صدایم از آن رسانه پخش شود؛ تا اینکه در این یکی دو سال اخیر من با جدیت دنبال کار را گرفتم و از آنها شکایت کردم که دیگر صدای من را پخش نکنند.

فقط من «ربنا» را اجازه دادم، که آن ربنا را برای مردم خوانده بودم، در این یکی دو سال، دیگر آن را هم پخش نمی کنند، خوب نکنید، به خودتان لطمه می زنید. چون ربنا برای مردم بوده و آنرا دوست دارند و خودشان دارند و گوش می کنند. فعلا اینطور است. چون من همراه نیستم با سیاست و حکومت و این چیزها، به همین دلیل خیلی دوست ندارند که من در صحنه باشم.

شجریان پنجاه سال است که تجربه موسیقی سنتی دارد،او در تعریف و اساس موسیقی سنتی ایران می‌گوید: ما چند نوع موسیقی داریم که یکی از آنها سنتی است و یک موسیقی کلاسیک اصیل داریم که همان موسیقی ردیفی ماست که به ما رسیده که می تواند به صورت سنت ارائه شود یا به صورت آزاد. من بخش آزاد را انتخاب کردم. در سنت روش ها و نوع ارائه کار خودم را گرفتار نکردم و دستم را باز گذاشتم و همیشه هم معتقد بودم که اصالت را نگه می داریم و سنت هایمان را که متعلق به پدرانمان و اجدادمان است را احترام می گذاریم. ولی می گذاریم برای خودشان باشد و ما سنت های خودمان را می سازیم و من به نسل بعد هم گفته ام که شما هم اگر دوست داشتید می توانید سنت های ما را بهم بریزید و سنت خودتان را داشته باشید. چون بشر باید با توجه به نیاز زندگی و نیاز روحی اش موسیقی را انتخاب کند. چون نیازها در طول این فراز و نشیب های زندگی و تاریخ متفاوت است، موسیقی هم فرق خواهد کرد. این از نظر اصالت و سنت.

موسیقی ایران در مقایسه با سایر موسیقی ها مانند زبان است. مثل زبان فارسی، وقتی به شعر حافظ نگاه کنید می بینید که از همان کلمات استفاده کرده ولی دو واژه را کنار هم می گذارد و با معنای خاصی که ایجاد می کند زمین و زمان را به هم می دوزد.

موسیقی ما هم همینطور است، مانند یک زبان. صرفا از بازی با نت ها استفاده نمی کنیم، یعنی اگر کسی با نت ها بازی کند، می گوییم بازی می کند و نمی داند چه می گوید. ولی عین یک زبان باید در آن واژه ها و جمله بندی درست به کار گرفته شود و کسانی که با این زبان آشنا می شوند می دانند که بهترین بخش این زبان در ردیف ما خلاصه شده، اما این ردیف به صورت خلاصه است، کل موسیقی ما نیست، مانند شعر حافظ و سعدی که نمونه های بهترین اند ولی فراوان می شود مانند آن شعر گفت و کتاب نوشت. موسیقی ما هم به همین شکل است. موسیقی ردیفی ما نمونه ای بسیار خوب است و زمانی که آنرا شناختید می توانید فراوان آهنگ سازی، بداهه نوازی و بداهه خوانی کنید و خلاقیت خود را نشان دهید.

معروف است که صدا و آواز شجریان حتی برای غیر ایرانی ها هم جذابیت دارد و آنها را به کنسرت های او می‌کشاند خود او در باره چنین استقبالی چنین عنوان می‌کند: موسیقی یک زبان بین المللی است، فارغ از ادبیات و اگر قادر باشید این زبان را خوب بیان کنید، هر کسی با آن ارتباط برقرار می کند، بویژه کسانی که بیشتر موسیقی را می شناسند وقتی به موسیقی ایرانی می رسند شیفته می شوند.

موسیقی ما از نظر پتانسیل، محتوا و وزن مخصوص، خیلی بالاست، ولی در طول این تاریخ که ما داشتیم، در طول این هزار و سیصد، چهار صد سال، به دلیل اینکه با ایرانیت ما و هنرهای ما ضدیت می شد، با موسیقی ما مبارزه شده، ولی مردم در شکل های مختلف موسیقی را حفظ کرده اند، از تعزیه تا روضه خوانی. ولی در صد سال اخیر موسیقی ما خودش را بیشتر در شکل موسیقیایی خودش، با ساز نشان می دهد. اگر با این موسیقی مبارزه نمی شد، این موسیقی به عنوان یک موسیقی جهانی شناخته شده بود. ولی اگر هنرمندان ما کار خود را درست انجام دهند، موسیقی ما این پتانسیل را خواهد داشت که نظرات را جلب کند و شنوندگان را راضی نگه دارد.

وی درباره ارتباط موسیقی ایرانی و جنبش‌های اجتماعی خاطر نشان کرد که: بهترین این موسیقی توسط عارف ارائه شده و عارف، خود هم شعر می گفت و هم موسیقی را می ساخت و می توان به عنوان بهترین نمونه آهنگسازی ما، آهنگ های عارف را معرفی کرد. مثل شعر حافظ و سعدی و مولانا، زیباترین شکل آهنگسازی ماست. و چون در زمان مشروطیت بود و فضای آن زمان فضای سیاسی و آزادی خواهی بود، او هم چون همراه مردم بود، آهنگ ها را از دل مردم می ساخت و خواننده ها و نوازنده ها آنها را ارائه می کردند و تاثیر مهمی در روحیه مردم داشت.چون موسیقی بازتاب درون جامعه است، موسیقی برخاسته از فضای جغرافیایی یک منطقه است. در یک فضای جغرافیایی، مردم دارای یک فرهنگ خاصی هستند و نیازهای خاصی دارند، موسیقی برخاسته از درون هر ملتی است و به همین دلیل خواسته های خود را از طریق موسیقی بیان می کند. وقتی خوشحال است، موسیقی، موسیقی شاد خواهد بود و وقتی ناراحت، موسیقی غمگین. وقتی شکست می خورد یک موسیقی دارد و وقتی پیروز می شود یک موسیقی دیگر.

موسیقی با شرایط روحی جامعه تغییر شکل می دهد. در تمام دنیا این موسیقی هست که در شرایط مختلف و مطابق با نیازها خودش را ظاهر می کند.

این استاد آواز ایران در دلایل ابداع سازهای تازه چنین می‌گوید: در نقاشی هرچه رنگ های بیشتری در دسترس داشته باشیم به واقعیت بیشتر نزدیک می شویم. چهار رنگ اصلی بیشتر نداریم، اما هزاران رنگ در لابلای اینها وجود دارند. مانند موسیقی، هرچه رنگ های صدا را بیشتر داشته باشیم، سلیقه های بیشتری را می توانیم راضی کنیم.

در گروه نوازی ها و تجربه هایم متوجه شدم که موسیقی ما چیزهایی در لابلای سازهای اصیل کم دارد و هیچ سازسازی، دست به این کار نمی زند و احساس کردم که خودم باید دست به کار شوم. سالها تحقیق کردم و شروع به سازسازی کردم و بیشتر سازهای بم یعنی باس و دورباس را ساختم. چون سالها در موسیقی ما نبود و رنگ هایی از صدا در لابلای موسیقی آورده ام.

من دو خانواده ساز کششی پوستی درست کرده ام که صدا به جای اینکه از چوب بیاید از پوست می آید مثل خانواده ویولون. خانواده شهر آشوب و خانواده صراحی که اینها در گروه شهناز استفاده می شود. سازها را در اختیار هنرمندان جوان قرار می دهم.

این کارها ذوق هنرمندان ما را شکوفا می کند. دست به این کار شدم که فضای صدا را در موسیقی باز کنم و بگویم که سنت گرایی نکنید، حرمت سنت را نگه دارید ولی خودتان کاری بکنید، چه از نظر ساز و چه از لحاظ نوع موسیقی. و اغلب هم خوششان آمده. آخرین سازی که ساختم و دو شب قبل از کارگاه بیرون آمد، دل و دل است و صدایی بین کمانچه و ویولون دارد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا قصد ندارد یک آکادمی موسیقی تاسیس کند چنین گفت: چند بار این فکر به ذهنم خطور کرده ولی شرایط برای ایجاد آکادمی مهیا نیست چون تصمیم گیرندگان مملکت این فضا را دوست ندارند. حتی در دانشگاه که رشته هنر دنبال می شود خیلی دوست ندارند که این مساله خودش را در جامعه نشان دهد و می ترسند کار دست کسی دهد، ترس بی جهت. از این جهت این فکر را نمی توانیم عملی کنیم ولی دلمان می خواهد این کار را بکنیم.

به طور خیلی خصوصی چند هنرجو دارم که در سطح خیلی حرفه ای کار می کنند. سی و چند خانم و سی و چند آقا. خانم ها خوب ظاهر شده اند. سالها کار کرده بودند و دیدم که راه به جایی نمی برند و من باید آنها را راهنمایی کنم و هنر خوانندگی را یاد دهم که از صدا چطور استفاده کنند و اشکالات را بر طرف کنم. خوشبختانه استعداد دارند. آنها به دفتر من می آیند و به همه به صورت افتخاری آموزش داده ام و هیچوقت از این راه درآمدی برای خودم قائل نبوده ام، برای اینکه این هنر باقی بماند، مخصوصا آواز و غزل زنده بمانند. چون اگر آواز ما فراموش شود، غزل ما هم در کتابخانه هاست و در جامعه نخواهد آمد. غزل و شعر موقعی در جامعه می آید که با موسیقی همراه باشد و بهترین موسیقی، آواز است. آواز مفاهیم شعری را خوب بیان می کند. در تصنیف سازی مفاهیم شعری دستکاری می شوند.

شجریان در پایان در تشریح دلایل محبوبیتش گفت: موسیقی باعث آشنایی است، اما تنها علت نیست. توسط موسیقی با مردم ارتباط برقرار می شود و مردم آدم را می شناسند، بعد رفتار و گفتار و کردار هم در اینجا خواهد آمد.

یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می کشد. کوچکترین اشتباهی زیر پروژکتور جامعه قرار می گیرد. نمی توانید اشتباه کنید. جامعه کوچکترین اشتباه و ریاکاری را بزرگ می کند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می دهد. من سعی کردم اشتباه نکنم و با مردم باشم، چون موسیقی را برای مردم ارائه می کنم، نه برای وزیر و برای وکیل و برای رییس جمهور، آنها هم اگر جزء مردم باشند گوش می کنند. ولی موسیقی برای مردم است، برای انسانها. باید انسانها را در اولویت قرار داد و موسیقی را برای آنها ارائه کرد. موسیقی برای انسانیت است.

قانون جديد اجراي كنسرتهاي موسيقي

قانون جديد اجراي كنسرت موسيقي اعلام شد. از اين پس اجراهاي صحنه‌اي فقط يك سانس برگزار مي‌شوند!. مجوز براي سانس دوم منوط به داشتن شرايطي مانند درجه يك بودن گروه، استفاده از اشعار غيرعاشقانه و داشتن پاركينگ براي سالن است!...

 

محمدمير زماني(مدير دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد) از اعمال قانون جديد در اجراي موسيقي صحنه‌اي خبر داد.

ميرزماني به خبرنگار ايلنا گفت: از اين به بعد دفتر موسيقي براي دادن مجوز سانس دوم اجراي صحنه‌اي شرايط ويژه‌اي دارد و هر گروهي نمي‌تواند اجراي سانس دوم داشته باشد.
وي درباره شرايط جديد براي اخذ مجوز سانس دوم اظهار داشت: گروه‌هاي درجه يك، پرداختن به موسيقي ايراني و استفاده از اشعار غيرعاشقانه و عرفاني از مهمترين شرايطي است كه براي دادن مجوز سانس دوم اجراي صحنه‌اي درنظر گرفته مي‌شود.

مديركل دفتر موسيقي ادامه داد: همچنين در هر سالني اجازه‌ برگزاري كنسرت براي سانس دوم داده نمي‌شود. تنها به سالن‌هايي كه پاركينگ داشته باشند و بتوانند جمعيت را كنترل كنند؛ مجوز سانس دوم داده مي‌شود.

 وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين قوانين منجر به محدوديت اجراهاي موسيقي نمي‌شود؟ خاطرنشان كرد: به هيچ وجه، قوانين دفتر ما جنبه‌ محدوديت ندارد بلكه به منظور سمت و سو دادن به فعاليت خواننده‌ها و موسيقيدان‌ها بر آن شديم كه چنين تصميمي ‌را اتخاذ كنيم.

 ميرزماني از سياست‌هاي دفتر موسيقي به‌عنوان سياست‌هاي تشويقي ياد كرد و گفت: بسياري از خواننده‌ها حتي دوره‌هاي لازم براي خواننده شدن را نگذرانده‌اند. همچين اغلب اشعار خواننده‌هاي پاپ محتوايي عاشقانه دارد. به همين دليل بايد فرقي ميان گروه‌هايي كه از اشعار شاعران بزرگ مانند مولانا، سعدي،حافظ و ... استفاده مي‌كنند با كساني كه از اشعار عاشقانه استفاده مي‌كنند، باشد.

 مديركل دفتر موسيقي ارشاد در پايان گفت: البته تمام اين قوانين موقتي است و به زودي آيين‌نامه‌اي براي صدور مجوز كنسرت و آلبوم تهيه مي‌شود.

حسین زمان: كسي حق ندارد به استاد شجريان مجوز ندهد، چرا كه او عين مجوز است

حسین زمان: كسي حق ندارد به استاد شجريان مجوز ندهد، چرا كه او عين مجوز است...

حسین زمان در روزنامه شرق نوشت: واقعيت قضيه اين است كه هيچگاه در پي جوسازي و سياه نمايي نبوده ام؛ اما فكر مي كنم مسوولان دفتر موسيقي وزارت ارشاد بايد در نحوه برخورد خود با موسيقي دانان اين مملكت تجديدنظر كنند.

آخرين باري كه مي خواستم در شيراز مجوز اجرا بگيرم، دوستان آنقدر كارشكني كردند كه طاقت مان طاق شد و روي صحنه نرفتيم.

به شخصه 16 سال است در ايران فعاليت موسيقي دارم و اولين كنسرت پاپ بعد از انقلاب را در اين كشور برپا كرده ام، آن وقت مسوولان مربوطه براي كنسرت بنده در شيراز تقاضاي فتوكپي از شناسنامه ام كردند و عكس لباس اعضاي گروه روي صحنه را هم خواستار شدند! آيا رواست از كسي كه سال ها در موسيقي فعاليت دارد و حتي پرونده و سوابق او در وزارت ارشاد موجود است، كپي شناسنامه براي اجرا بگيرند؟! آيا اين برخوردها، عزت نفس موسيقي دان و خواننده را زير پا نمي گذارد؟ من خواننده و سرپرست گروه، عكس لباس اعضاي گروه را از كجا بياورم تا به مسوولان نشان دهم؟ واقعيت اين است كه بايد از هنرمند حمايت كرد.

چرا موسيقي دان بزرگي چون استاد شجريان نمي تواند به راحتي در ايران كنسرت برپا كند؟ كسي حق ندارد به شجريان مجوز ندهد، چرا كه او عين مجوز است.

متاسفانه طي چند سال گذشته جوي نامطلوب بر فضاي موسيقي ما سايه افكنده و كار موسيقي دانان مستقل را با دشواري مواجه كرده است.

وزارت ارشاد اخيرا عملكرد موسيقي خود را خوب ارزيابي كرده؛ در حالي كه تاكيد اين عملكرد بيشتر روي كميت است.

موسيقي دانان و خوانندگاني كه به نوعي در چارچوب مورد نظر مسوولان قرار بگيرند، به راحتي مجوز مي گيرند؛ اما اگر كسي در چارچوب اعتقادات خود كار كند مجوز نمي گيرد! نكته مهم ديگر اين است كه برخي كنسرت ها، اصلا وجاهت موسيقايي ندارند. اما اين كنسرت ها به راحتي مجوز مي گيرند.