رحیمی صدای محمدرضا شجریان را "حلقوم بیگانه" خواند

معاون اول محمود احمدی نژاد،صدای استاد بی همتای آواز ایران محمدرضا شجریان را "حلقوم بیگانه" نامید و خواستار بازخوانی آوای "ربنا" توسط افراد دیگر شد...

به گزارش «خبرآنلاین»،محمدرضا رحیمی شامگاه دوشنبه در مراسم اختتامیه جشنواره رضوی در مشهد،پس از آنکه تصنیف قطعه ای موسوم به "بهشت" در سالن مجتمع صبا (محل برگزاری مراسم اختتامیه جشنواره مذکور) پخش شد خواستار خوانده شدن "ربنا"یی جدید شد.

رحیمی گفت: از استاد کریم خانی تقاضا می کنم که با صوت زیبایشان ربنایی بخوانند که جایگزین آن ربنایی شود که از حلقوم بیگانه شنیده شده است.

گفتنی است ربّنا،یکی از آثار استاد محمدرضا شجریان و شامل ۴ دعا از آیات قرآن است که همه با عبارت ربّنا آغاز می‌شوند. این اثر به مدت ۳۰ سال،جزء برنامه‌های اصلی رادیو و تلویزیون ایران در ماه رمضان بوده‌ است؛اما پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته،استاد شجریان در همگامی با مردم به عزت الله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما نامه ای نگاشته و خاطرنشان کرد "تا زمانی که وارونه نمایاندن واقعیت‌ها در صدا وسیما صورت می‌پذیرد"، به پخش سایر آثارش از شبکه‌های مختلف آن رضایت نخواهد داد.

لازم به ذکر است استاد شجریان به صورت خاص فقط اجازهٔ پخش ندای ربّنا را به صدا و سیما داد.محمد حسین صوفی، معاون صدای صدا و سیما نیز، در واکنش به این موضوع اعلام کرد که رادیو حتی در ماه رمضان هم ربّنا و ادعیهٔ محمدرضا شجریان را پخش نمی‌کند و در تابستان ۱۳۸۹ و همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان،سازمان صدا و سیما پخش دعای ربنا با صدای محمدرضا شجریان را به طور کامل در تمام شبکه‌ها ممنوع کرد. این سازمان اعلام کرد که حتی از پخش آگهی‌های بازرگانی که معمولاً در ماه رمضان با نوای اذان یا دعا همراه است در صورتی که صدای ربنا زیر صدای آگهی قرار گرفته باشد ممانعت می‌کند.

برگزاری یازدهمین جشن خانه موسیقی

یازدهمین جشن خانه موسیقی با حضور جمعی از اهالی موسیقی دوشنبه شب در تالار وحدت برگزار شد و تندیس زرین خانه موسیقی در سه بخش به برگزیدگان اهدا شد.

درابتدای این مراسم محمد رضا نوربخش، دبیر یازدهمین دوره جشن خانه موسیقی با ابراز خوشحالی از تداوم جشن خانه موسیقی در 11 سال گذشته، گفت: این جشن هر ساله برگزار می شود تا به یاد داشته باشیم، رشد و پویایی موسیقی درسایه حمایت و حضور هنرمندان این هنر مظلوم و شریف میسر می شود.



به گفته وی جشن خانه موسیقی، جشن هنرمندانی است که هر یک نقش خویش را در موسیقی کشور ایفا کرده‌اند و در شرایطی که در سیاست‌های رسمی کشور به این هنر به دیده ابهام نگاه می‌کنند، هویت و اصالت این هنر را پاس می‌دارند، تا برهمگان روشن شود که موسیقی هنری انسانی و متعالی است و قادراست که به همه انسان ها حس دوستی، عشق و محبت ببخشد.

وی در ادامه با یادی ازهنرمندان درگذشته گفت: «امسال در سه بخش کتاب، آلبوم و جایزه مشکاتیان فراخوانی را ارائه دادیم و بر اساس آن بسیاری از هنرمندان آثارشان را به دبیرخانه ارسال کردند، اما آنچه ما امروز به عنوان نفرات برتر اعلام می‌کنیم قطعا برترین آثار نیستند چرا که تمامی آثار موسیقایی به دستمان نرسیده و نمی‌توان ادعا کرد که اگر آلبوم و یا هنرمندی به عنوان بهترین انتخاب شود قطعا بهترین است. اما امیدوارم در سالهای بعد با دقت و کیفیت بهتری این امر انجام شود و دیگر هنرمندانی که در این دوره در مسابقه شرکت نکردند نیز در این بخش شرکت کنند.»

پس از صحبت‌های نوربخش،گروه موسیقی نواحی ایران که متشکل از خوانندگان و نوازندگان نواحی ایران بود و برای نخستین بار دور هم جمع شده بودند؛برنامه های خود را اجرا کردند.در این بخش خوانندگان و نوازندگان موسیقی نواحی و مقامی ایران : اسحاق بلوچ، خالد شفیع کمنه‌ای، محمدرضا اسحاقی، ناصر وحدتی، عاشیق قدرت میرزا پور، ایرج رحمانپور، کهن دل پور، کورش اسد پور، سهراب محمدی و محسن شریفیان به اجرای موسیقی پرداختند که اجرای موسیقی بوشهری توسط محسن شریفیان و گروهش با استقبال خوبی روبرو شد.


 انتقاد داریوش پیر نیاکان از مسئولان فرهنگی کشور

در ادامه مراسم داریوش پیر نیاکان، سخنگوی خانه موسیقی با انتقاد از رویکرد مسئولان فرهنگی کشور و صحبت‌هایشان مبنی بر تهاجم فرهنگی گفت: «فکرنمی‌کنید اگر شرایطی فراهم بیاورید که کنسرت‌های موسیقی متعدد ایرانی همانند همین برنامه‌هایی که امشب برگزار شد، درطول سال با نظم و شکوهی خاص برگزار شود، گامی در جهت جلوگیری ازابتذال و تهاجم فرهنگی برداشته‌اید؟»

او در ادامه صحبت‌هایش بیانیه یازدهمین دوره جشن خانه موسیقی را خواند که در آن از برگزاری نخستین دوره جایزه پرویز مشکاتیان به عنوان سرآغازی برای برگزاری بخش رقابتی در جشن خانه موسیقی یاد شده بود.

در این بیانیه همچنین از پیگیری بیمه تأمین اجتماعی اهالی موسیقی و راه اندازی انتشارات برای انتشار آثار مکتوب و موسیقایی و راه اندازی فروشگاه دائمی و تخصصی موسیقی خبر داده شده است.

تقدیر از پژمان، شهیدی و محمدی 

در ادامه این مراسم از احمد پژمان، آهنگساز پشکسوت تجلیل شد و او در سخنانی کوتاه از تمام مدرسان موسیقی خود قدردانی کرد و گفت: «من با موسیقی ایرانی بزرگ شده‌ام و از همین موسیقی نیز الهام می‌گیرم اگر قرار باشد که به گونه دیگری آهنگ بسازم احساس غربت می‌کنم.»

سریر هم در سخنان کوتاهی بیشتر موسیقیدان‌های امروز ایران را از شاگردان و وام‌داران احمد پژمان عنوان کرد. جایزه این بخش توسط محمد سریر و هوشنگ ظریف اهدا شد.

همچنین در ادامه مراسم از سهراب محمدی، نوازنده موسیقی نواحی ؛توسط محمد سریر و حمیدرضا شاه آبادی، معاون هنری وزارت ارشاد تقدیر شد.

در این بخش، چون سهراب محمدی با دوتار خود بر روی صحنه حاضر شد، صدر الدین شجره که اجرای مراسم را بر عهده داشت بدون برنامه قبلی از سهراب محمدی خواست تا قطعه «هرایی» را اجرا کند.


شجریان: در مقابل شهیدی جرأت اجرا ندارم

محمدرضا شجریان که برای اهدای جایزه شهیدی به روی صحنه دعوت شد در سخنان کوتاهی از عبدالوهاب شهیدی به عنوان یکی از استادان مسلم آواز ایران یاد کرد و گفت: «من درمقابل شهیدی جرأت اجرا ندارم و خودم را درحد و اندازه‌ای نمی‌دانم که جایزه وی را تقدیمش کنم، همین جا درمقابل استاد شهیدی سر تعظیم فرود می آورم و دستشان را می‌بوسم.»

در این بخش با پخش نماهنگی یاد هنرمندان از دست رفته ایران درعرصه موسیقی در یک سال گذشته گرامی داشته شد. دونوازی سه تار و کمانچه توسط نرگس دهقانی و آریا بام رفیع از دیگر برنامه‌های جشن خانه موسیقی بود. نرگس دهقانی و آریا بام رفیع از جوان‌ترین اعضای خانه موسیقی به شمار می‌روند که اجرای آنها با استقبال خوب حاضران روبرو شد.

بخش دوم این مراسم به اهدای جوایز تعلق داشت و در این بخش جوایز سه بخش رقابتی؛ کتاب، آلبوم و جایزه مشکاتیان اهدا شد.

برگزیدگان کتب آموزشی

کتاب آموزش «ساز قانون» نوشته ملیحه سعیدی مقام اول در حوزه کتاب‌های آموزشی را کسب کرد و موفق به دریافت تندیس خانه موسیقی شد؛ کتاب «از متد ارف تا چهارگاه » نوشته مهدی آذرسینا و همچنین کتاب دو جلدی «بخوان با من، بساز با من» نوشته سودابه سالم به طور مشترک رتبه دوم در این بخش را کسب کردند.

برگزیدگان کتب علمی- پژوهشی

کتاب «رامشگران شمال خراسان بخشی و رپرتوار او» نوشته آمنه یوسف زاده مقام نخست در حوزه کتاب‌های علمی و پژوهشی را کسب کرد و موفق به دریافت تندیس خانه موسیقی شد.

دو کتاب «جامع الالحان عبدالقادر مراغی» مقابله و ویرایش بابک خضرایی و «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایرانی به طریق توصیفی» با گرد‌آوری و تدوین علیرضا میرعلی نقی به طور مشترک مقام دوم این بخش را از آن خود کردند؛ رتبه سوم در بخش کتب علمی و پژوهشی به کتاب «کتابشناسی موسیقی در ایران» با تحقیق و تنظیم سیمین حلالی تعلق گرفت.

برگزیدگان کتب ترجمه

دربخش کتاب‌های ترجمه در حوزه موسیقی، ضمن تقدیر ازکتاب «رساله در بیان موسیقی شرقی و مقایسه آن با موسیقی اروپایی» نوشته شارل فنتن با ترجمه ساسان فاطمی، رتبه نخست و تندیس خانه موسیقی به کتاب «عناصر موسیقی، مفاهیم و کاربردها» نوشته رلف تیورک وترجمه علیرضا سیداحمدیان تعلق گرفت.

کتاب «ردیف موسیقی دستگاهی ایران» نوشته برنونتل با ترجمه علی شادکام مقام دوم را کسب کرد و کتاب «راهنمای جامع موسیقی کلاسیک» نوشته جان باروز با ترجمه رضا رضایی رتبه سوم را از آن خود کرد.

برگزیدگان بهترین آلبوم

ازمیان هفت آلبوم منتخب، آلبوم «قاف عشق» اثری از گروه اشتیاق به خوانندگی علیرضا قربانی منتشر شده توسط انتشارات سروش به عنوان آلبوم برگزیده انتخاب شد. همچنین از موسوی مدیر انتشارات ماهور به دلیل فعالیت مستمر برای انتشار آلبوم و کتاب های موسیقی تجلیل شد.

برگزیدگان جایزه ویژه مشکاتیان 

دربخش تکنوازی سنتور، مسعود آرامش به عنوان نفر برگزیده انتخاب شد. همچنین ازمحمد صدرا پیشرادی نوازنده خردسال در حوزه سنتورنوازی تقدیر شد.

در بخش آهنگسازی قطعه ضربی اصغر محمدی با عنوان دو ضربی فراق در دستگاه سه گاه به عنوان برگزیده انتخاب شد.

داوران

مصطفی کمال پورتراب، بهروز وجدانی و هومان اسعدی داوری بخش کتاب و همایون خرم، هوشنگ ظریف، شاهین فرهت، هوشنگ کامکار و کیخسرو پورناظری داوری بخش آلبوم و ارفع اطرایی، علی اکبر شکارچی، پشنگ کامکار، سعید ثابت و اردشیر کامکار داوری نخستین دوره جایزه پرویز مشکاتیان را برعهده داشتند.

به گزارش خبرآنلاین، پایان بخش این مراسم اجرای موسیقی توسط شهرام ناظری به همراه گروه فردوسی بود. دراین بخش ابتدا بخشی از آلبوم تصویری شهرام ناظری با عنوان «سفر عسرت» که از سوی خانه موسیقی به عنوان یکی از آلبوم‌های برترسال 88 انتخاب شده بود؛ پخش شد، سپس شهرام ناظری در ابتدا با دوتارنوازی به اجرای آواز پرداخت و در ادامه گروه فردوسی او را همراهی کردند.

ناظری هنگام اجرا توضیح کوتاهی درباره قطعه ضحاک داد و گفت: «باید این قطعه را در یک کنسرت دو ساعته اجرا کنم، اما با توجه به کمبود زمان تنها بخش کوتاهی از قطعه ضحاک را برای شما اجرا خواهم کرد که بی شک ناتمام خواهد ماند.»

در انتهای مراسم،خانه موسیقی از شهرام ناظری به عنوان هنرمند پیشرو در زمینه استفاده از اشعار مولانا و فردوسی تقدیر کرد.


گروه فردوسی متشکل از فرید الهامی، فرنود الهامی، سهراب اسرافیلی، آرمان دکه ای، صابر نظرگاهی، سعید نایب محمدی، یونس پاکزاد، محمد جابری، حمید قنبری و شهرام ناظری است.


حاشیه های مراسم

مراسم جشن خانه موسیقی با یک ساعت تأخیر آغاز شد و تا دقایقی پس از نیمه شب ادامه داشت.

عدم حضور برخی از پیشکسوتان موسیقی ایران در این جشن مشهود بود. صدرالدین شجره چندین بار در طول اجرای مراسم به جای جشن خانه موسیقی از جشن خانه سینما یاد کرد! بی‌برنامگی در اهدای گل به دو نوازنده جوان که با فاصله و پس از به پایین کشیده شدن پرده‌ها صورت گرفت از دیگر حواشی این مراسم بود. 
در پایان از خدا میخواهم که سایه خانه موسیقی را از سر هنرمندان این عرصه کم نکند تا همواره شاهد برگزاری اینچنین برنامه ها و مراسمی باشیم.ان شاء الله.

!!!شهرام ناظری مي گويد آواز ایرانی با فاجعه روبروست


شهرام ناظری با اشاره به اینکه آواز ایرانی با فاجعه روبروست، گفت: این هنر اصیل در سطح پایین و نازلی قرار گرفته است.

شهرام ناظری،در همایش موسیقی شعر حافظ در مؤسسه فرهنگی شهر کتاب با بیان این مطلب گفت: هنوز جای شکر آن باقی است که در مکان کوچکی مانند این مکان این‌گونه موضوعات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است در حالی که باید در این روز یعنی روز بزرگداشت حافظ در سراسر ایران جشنی برگزار شود تا مردم از هر قومیتی در این خاک زرخیز جمع بشوند تا درباره این اعجوبه بزرگ تاریخ تبادل نظر کنند.

ناظری افزود: اگر همه این اتفاقات و جشن‌ها برای بزرگانی چون حافظ، مولانا و فردوسی گرفته شود باز هم حق مطلب ادا نشده است زیرا اظهار نظر کارشناسانه به مدت چند قرن برای شناختن این خورشیدهای تابان کم است.

وی درباره تلفیق شعر و موسیقی و شناخت این عنصر مهم در آواز ایرانی تصریح کرد: متأسفانه این روزها تلفیق شعر و موسیقی و شناخت حس درست از شعر در میان خوانندگان جوان جایی ندارد البته آنها گناهی ندارند زیرا اساس آموزش آواز در ایران غلط است و به تعبیری ساختاری برای آموزش و تدریس وجود ندارد.

ناظری خاطر نشان کرد: باز جای تأسف دارد که آوازی را می‌شنویم که خوانندگان آن هیچ‌ حس و درک درستی از شعر ندارند، به همین خاطر مردم آوازهايی را می‌شنوند که به دلیل عدم درک درست از این هنر، یکنواخت، سرد و خسته‌کننده هستند. بی‌شک با ادامه این روند آواز ایرانی کم‌‌کم طرفداران خود را از دست می‌دهد.

وی تصریح کرد: ما در آینده در مورد آواز ایرانی با یک فاجعه خیلی بزرگ روبرو هستیم زیرا این هنر اصیل در سطح پایین و نازلی قرار گرفته است، به هر حال درست است که مردم نمی‌توانند از لحاظ فنی درباره این‌گونه آوازها و کارهای ارایه شده نظری بدهند اما از نظر حسی کاملا عمق فاجعه را درک می‌کنند چون می‌بینند که خواننده به هیچ‌وجه با شعر حرکت نمی‌کند و شنونده را در قبال آواز دلسرد می‌سازد.

خواننده آلبوم گل صدبرگ در ادامه اذعان داشت: باید آواز ایرانی آسیب‌شناسی بشود زیرا در حال حاضر لهجه‌های مختلف، لحن‌های غربی و غیره وارد آواز شده‌اند که شرایط خوبی را برای این هنر رقم نمی‌زند و من فکر می‌کنم این اتفاق برای نسل آینده بسیار ناامیدکننده است.

ناظری خاطرنشان کرد: امیدوارم یک حرکت اساسی و اصولی صورت بگیرد و روی این‌گونه مسایل کاری کارشناسانه شود اما این نکته را نیز باید توجه داشت که این گنجینه‌های اصیل را نباید به دست کسانی سپرد که حیف و میلش کنند.

وی تصریح کرد: در اوایل انقلاب موسیقی ایرانی خوش درخشید و این اتفاق استثنایی بود، اگر این جریان خوب هدایت می‌شد، بی‌شک به جاهای بسیار بهتری دست پیدا می‌کردیم.

ناظری اظهار داشت: ما باید امروز به حافظ، مولانا، فردوسی، سعدی و موسیقی و هنر ایرانی بنازیم، باید روی این فرهنگ کار بکنیم و محصول درستی از آن ارایه بدهیم.

وی گفت: قرار نبود من در این همایش صحبت بکنم من فقط به عنوان مهمان در اینجا حاضر شدم اما وقتی به من می‌گویند از حافظ و مولوی صحبت کن، من خون و رگ تعصبم به جوش می‌آید.

درگذشت مرضیه

اشرف‌السادات مرتضایی با نام هنری مرضیه،از معروف‌ترین خوانندگان زن ایرانی، روز چهارشنبه، ۲۱ مهرماه ۱۳۸۹، در ۸۵ سالگی در اثر بیماری سرطان در پاریس درگذشت... 


پدر و مادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه‌ساز، نقاش و مینیاتوریست و موسیقی‌دان در خانواده و بستگانش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص او را تشویق به خواندن کرد و در همه دوران زندگی‌اش از او پشتیبانی نمود.


وی در مصاحبه‌ای درباره خود گفته‌ بود:

«درزمانی که خانواده‌های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم می‌فرستادند پدر من با وجود اینکه یک فرد روحانی بود مرا تشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتی که من آغاز به خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه‌ای می‌داشت و هم دانش کلاسیک موسیقی و هم چنین یک صدای خوب. در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای او را تأیید می‌کردند و همچنین تئوری موسیقی را باید بخوبی می‌دانست.من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم.»

مرضیه در سال ۱۹۴۲ (۱۳۲۲ خورشیدی) به جهان هنر موسیقی وارد شد. نخستین بار در یک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا می‌کرد (تئاتر باربد) در نقش شیرین بازی کرد.این نمایش ۳۷ شب روی صحنه بود که برای او یک موفقیت بزرگ و سریع به بار آورد و با استقبال زیاد مردم مواجه شد.


مرضیه به سرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و نخستین زنی بود که توانست در برنامه گلها آواز بخواند. مرضیه در حدود ۱۰۰۰ آواز در دوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی ایرانی بسیار اثرگذار بودند.

مرضیه اوایل دهه 70 و در سال 1373 از ایران خارج و به فرانسه پناهنده شد.متأسفانه او در جریان این پناهندگی به دامن سازمان بدنام مجاهدین خلق افتاد و برای مدتی عرصه پاک هنر را به سیاست آلوده کرد.به طوریکه بسیاری از کنسرتهای او در دهه 70 و بعد از آن،علنا به صحنه تعریف و تمجید و همچنین تبلیغ برای این سازمان تبدیل شد.

البته نظر شخصی من این است که هنر هرگز نباید آمیخته با سیاست ویا هر مقوله دیگری شود.چرا که هنر خود امری مجرد،متعالی و مستقل است.هنرمند هم اگر واقعا هنرمند و بالاتر از آن هنرباور باشد؛هیچگاه عرصه پاک هنر را صحنه تاخت و تاز کج فهمیها و تعصبات سیاسی و قومی و مذهبی نمی کند که اگر چنین کند اشتباه کرده و با این اشتباه خود تجرد و استقلال هنر را خدشه دار می کند؛حالا چه مرضیه باشد؛چه علیرضا افتخاری. 


شاهين مهاجري؛ برنده مسابقه آهنگسازي ميكروتونال آمريكا شد

شاهين مهاجري از ميان 12 نفر از آهنگسازان برتر از شش كشور دنيا، برنده مسابقه آهنگسازي ميكروتونال كمپاني MOTU آمريكا شد...

كمپاني MOTU واقع در ايالت ماساچوست آمريكا اقدام به برگزاري مسابقه آهنگسازي براي بررسي امكانات ميكروتونال نرم افزار Ethno2 - Vst سازهاي محلي پنج قاره كرد. 

به گزارش ايلنا، موسسه تحقيقاتي AEH با انتخاب نهايي 12 نفر از بين آهنگسازان ميكروتونال از كشورهاي انگليس،‌ آمريكا، ‌اسلوني، ‌فرانسه، ‌ايران و تركيه و ارسال بسته نرم‌افزار Ethno2 مقدمات اين مسابقه را فراهم كرد.
 
سپس منتخبين موظف به ساخت چند آهنگ براساس گام‌هاي ميكروتونال موجود در نرم‌افزار و گام ابداعي خود شده تا پس از ساخت و ارسال قطعات به فرمت mp3, 44,1 Khz MPEG stereo, 160 kbps قطعه برتر و بهترين آهنگساز انتخاب شود. 

اين موسسه براساس پارامترهايي مانند موزيكاليته، ماهيت ميكروتونال ملودي و هارموني، همخواني با سنت‌هاي موسيقايي و آفرينش موسيقايي اقدام به ارزيابي كارهاي ارسالي كرد و در پايان شاهين مهاجري به دليل كسب بيشترين امتياز در هارموني ميكروتونال ،نو گرايي در سنت،ماهيت چند فرهنگي موسيقي و ماهيت سمفونيك كارهاي ارائه شده به عنوان برنده مسابقه انتخاب شد. 

شاهین مهاجری که متولد سال 1350 تهران است،ليسانس زمين شناسی  خود را در سال 1374 از دانشگاه تهران گرفت.وی هم اکنون نوازنده و محقق تمبک و میکروتونالیست است. 

سيدعلي صالحي و جايزه‌ نيما

سيدعلي صالحي حاضر نشد جايزه‌ داوران شعر نيما را قبول كند چون خودش مي‌گويد هيچ جايزه‌اي را در وطن و در اين شرايط نمي‌پذيرد. و باز مي‌گويد : در اين شرايط شرف شكن ، دادن و گرفتن جايزه، يعني تأييد همين شرايط . شرم‌آور نيست؟!!! اين بازي‌ها را بگذاريد براي بعد. الآن عزت مردم در اولويت است...


هفته نخست مهرماه امسال، مراسم جايزه نيما در تهران برگزار شد. مجموعه شعر «انيس..» كتاب برگزيده داوران بود، اما سيدعلي صالحي در اين مراسم حاضر نشد و جايزه را نپذيرفت. از قول ايشان يادآوري شد كه صالحي هيچ جايزه‌اي را ـ در وطن ـ و در اين شرايط نمي‌پذيرد. گفتگوی زیر را بخوانيد : 

* بعد از آن سكته سنگين، احوال عمومي‌تان چطور است و مراحل درمان چگونه طي مي‌شود؟ 
ــ‌ ممنون‌ام. حدود شش ماه پيش كه در بيمارستان به ديدنم آمديد، همه و ازجمله علم پزشكي از بازگشت‌ام به زندگي نوميد شده بودند. با اين حال، روز سوم در c.c.u يك شعر كوتاه سرودم. توان گشودن پلك‌ها در من نبود، اما به شدت زنده بودم، پراميد و انگيزه. من راهي جز زنده ماندن نداشتم. طبيعي است كه بعداز يورشِ آن مرگ ناروا، دچار كاستي بشوم، ضعف جسمي، درد، تحمل روي يك مشت قرص و ... نتيجه آن حادثه به شدت بي‌رحم است، اما من به زانو در نمي‌آيم. تسليم شدن تقدير من نيست. آن قدر همه را دوست مي‌دارم كه زورم مي‌آيد بميرم. فعلاً با «دارو» و «دارو درماني» طي طريق مي‌كنم. 

* گاهي «محيط» و «شرايط» تحمل‌ناپذير مي‌شود. آيا تجربه اين رنج، نتيجه چنين روندي براي شما بوده است؟ 
ــ صبوري هم حدي دارد. هرچه اهل مُدارا و تحمل باشي، سرانجام يك جايي «غفلت» مي‌كني، و خود عليه خود بر مي‌خيزي. يك لحظه بود. ساعت حدود هشت و نيم شب. تابلوي نقاشي‌ام ـ به نام دندان ببر ـ درحال اتمام بود، ناگهان انگار يك مين در سينه و در قلب‌ام منفجر شده است. از آن لحظه تا ساعت سه بامداد، سه مرتبه به هوش آمدم و باز فرو ريختم. از همه مسئولين بخش c.c.u بيمارستان لبافي‌نژاد ممنون‌ام. اما واقعاً سكته خبر نمي‌كند، من هم در مقابل، او را خبر نكرده، سيگارِ لعنتي را كنار گذاشتم. 

* در اين دوره سخت كه با مرگ روبه‌رو شده بوديد، به چه فكر مي‌كرديد؟ ترس هم حضور داشت؟ 
ــ‌ طي چند روز نخست، تحت تأثير داروهاي ضد درد و هم آرامش بخش، مطمئن بودم كه كارم تمام است. از كساني كه در زندگي با آنها برخورد داشتم؛ در دلم عذرخواهي كردم، بويژه از مادرم كه آن زمان در قيد حيات بود. نگران دخترانم بودم، اما با خود حرف زدم، آنقدر كه توانستم خودم را دوباره پيدا كنم. فهميدم اين خرده نوميدي ربطي به وجود پراميد من ندارد، تأثير داروست. به سرعت به خودم آمدم، خلاص و مهيا براي ادامه شعر، زندگي، اميد، دوست‌ داشتن، مردم، عشق، آزادي. 

* حمله‌ي سختي بود اما اين سختي و حمله را پشت سر گذاشتيد. مرگ شوخي ندارد. حالا پرسش‌ اين است كه ترديد ميان بودن و نبودن را چگونه تجربه كرديد، در لحظه سخت احتضار، شاعر مردم ما چه احوالي داشت؟ 
ــ‌ بار اول نبود، پيشترها چندين بار عيناً مرگ را تجربه كرده‌ام؛ تصادف، حوادث، بيماري‌ها، تا سكته قلبي و بعد مغزي سال 1375، و تا امروز. يك حال خاصي دارد آن لحظه، تا رسيدن مدت درد؛ ديگر درد نداري! مسئوليت در برابر ديگران براي من مهم است و كارهاي ناتمام، وگرنه مرگ، برادر من است. تا دلش مي‌گيرد، سري به من مي‌زند. آن لحظه‌اي كه آرام‌آرام جهان را فراموش مي‌كني، از شدت شادي، دوست نداري به زندگي برگردي. نوعي كيف دُخان است يا شوق رسيدن به ملكوت، من نمي‌دانم، اما هر بار كه از خط قرمز مرگ عبور كرده‌ام، از شعف و سرمستي، يادم رفته حكايت چه بوده است. 
من عميقاً مي‌دانم زيستن در جهان ماده و اين دارفاني، چقدر دردآور و دشوار است. درك اين حقيقت آسان نيست. بايد مرگ را دور بزني تا دريابي روايت من از زندگي چيست؟ 

* روي جهان‌بيني شما اثر گذاشته اين تجربه؟ اگر آري، مصداق عيني‌اش را در كدام كلمه مي‌يابيد؟ 
ــ با تمام وجود «بي دروغ» زيستن، خداحافظ چانه زدن‌هاي هزار حرف! تمرين رهايي، نعمت بزرگي است. آدم از روي خودش مي‌گذرد. 

* هفته اول مهر ماه اعلام شد شما برنده جايزه نيما شديد و دفتر شعر شما «انيس...» كتاب برگزيده اعلام شد. چرا اين جايزه را نپذيرفتيد؟ ادامه و يا يكي از نشانه‌هاي پرهيز از جهان است؟ 
ــ انتهاي تحليل اين موضوع، نشان مي‌دهد كه اين حرف درست است. اما من خواستم به نفع شاعران نسل‌هاي بعدي كنار بروم. من جايزه‌ام را سال‌هاست كه از دست مردم گرفته‌ام. من به شيوه صوفيان عقب‌مانده از جهان نبريده‌ام. اما بعضي امور كه زماني مهم به نظر مي‌رسيدند، در اين سن و سال بيهوده مي‌نمايند. در واقع نوعي حوصله عميق جاي آن همه آرزوي شتابزده را گرفته است. ديگر براي خودم چيزي نمي‌خواهم، خاصه اين جوايزِ وطني كه بيشتر به «حبه قند» مي‌مانند تا انگيزه‌اي درخور. البته كه دفاع مي‌كنم از جايزه، از تشويق، از ايجاد سبب و راه، بويژه براي نسل‌هاي جوانتر. اما بايد مراقب بود و به نيت‌هاي مخفي در پس پشت بعضي جوايز حبه قندي دقت كرد. اميدوارم همه نيت‌ها خير باشد، مسأله، مسأله آبرو و شرف قلم است. سلامت جامعه فرهنگي براي امثال من يك اصل خلل‌ناپذير است. به شدت نگران از كف رفتن اين سلامت هستم. مي‌ترسم فشارهاي مضاعف اقتصادي، فقر و تهي‌دستي. عالي‌ترين ميراث اين مردم يعني فرهنگ و معرفت ملي را نابود كند. گاهي نشانه‌هايي مي‌بينم كه تنم مي‌لرزد. انسان ايراني اهل اين همه دروغ نبوده است! 

* شما مؤسس چندين كارگاه شعر بوده‌ايد، آيا اين ايام، با وجود ادامه كسالت، كار با شاعران جوان را ادامه مي‌دهيد؟ 
ــ گاهي از شدت ضعف، ميان راه تلوتلو مي‌خورم، اما دست بردار نيستم. فرزندان مستعد و شريف من كم نيستند. بايد زنده بمانم، كار و كار و كار...! كارگاه شعر ادامه دارد، سرِ كلاس يكي دوبار تب داشته‌ام، اما به دوستانم در كارگاه نگفتم. نبايد بُريد. اميد، راه اميد ادامه دارد. 

* و آموزگارتان در اين مسير پايداري چه كسي است؟ 
ــ مردم. همين مردم شريف، بزرگ، شكست‌ناپذير. 

*دوستان و هواداراني خواسته‌اند جايزه‌اي به نام «صالحي» بنيان بگذارند اما مخالفت كرديد و حتي قدغن، چرا؟! 
ــ مردم با آبروي ما گرسنه‌اند، با سيلي رخسار خود را سرخ مي‌كنند. در اين شرايط شرف شكن، دادن و گرفتن جايزه، يعني تأييد همين شرايط. شرم‌آور نيست؟ اين بازي‌ها را بگذاريد براي بعد. الآن عزت مردم در اولويت است. جايزه شعر يعني چه؟! شجاعت اخلاقي حكم مي‌كند اندكي هشيار باشيم و تحليل درستي از شرايط به دست دهيم. 

*طي اين دوره مداوا، بعد از كتاب شعر موفق «انيس...» ديگر چه كارهايي كرده و چه آثاري در دست تهيه داريد؟ 
ــ دفتر «ما نبايد بميريم...» منتشر خواهد شد، انتشارات نگاه مسئول آن است. و مجموعه شعر «ردپاي برف...» كه اميدوارم بعد از سه سال انتظار مجوز، لااقل تكليفش روشن شده باشد. برگزيده غزليات حافظ با عنوان «غزل‌ غزل‌ها» همراه با تابلوها و طرح‌هاي چهار رنگ، امسال ازسوي انتشارات «جان شيفته» به سامان مي‌رسد. رباعيات خيام را نيز كار كرده‌ام، به همين ناشر تعلق دارد. طرح و تابلوهايي كه كار كرده‌ام، اين دفتر را آرايشي تازه بخشيده است. 

* كاري هست كه هنوز به ناشر نسپرده باشيد؟ 
ــ دفتر شعر تازه‌ام، كم حجم اما خاص. اخيراً ناشر معتبري خواسته كه اين دفتر را به ايشان بدهم. مسير روشن نيست. بايد صبر كرد. اين دفتر هم مي‌رود خاك مي‌خورد در انتظار مجوز. 

* و حتماً تجديد چاپ هم داريد! 
ــ چاپ چهارم گزينه شعرم از سوي انتشارات مرواريد، به زودي منتشر مي‌شود. در مرحله چاپ است. 

* متشكريم از شما و اين فرصت. 
ــ زنده باشيد!

زن مداح بوشهری از سازندگان مختارنامه شکایت می کند

خواننده تیتراژ سریال مختارنامه یک زن بوشهری به نام خانم رحمانی است که از قضا به شدت از پخش صدای خود در رسانه ملی شاکی است. سطور زیر ماحصل گفت و گوی کوتاه خبرنگار جانا با این خانم است:  


جانا: آیا صدایی که در تیراژ سریال مختارنامه پخش شد اثر شماست ؟ 

خانم رحمانی: بله صدای من است ، از فردای پخش سریال مختارنامه بارها دوستانم با من تماس می گیرند و این خبر را به من می دهند که صدای شما از تلویزیون پخش شده است . از شنیدن این خبر شوکه شدم . هنوز نمی دانم که چه کسی صدای من را به دست اندر کاران این سریال داده که آن را پخش کنند .
 
جانا: پس از شما برای پخش اثرتان اجازه نگرفته اند ؟

نه اصلا باز هم می گویم من اصلا نمی دانم چه کسی صدای من را به آنها داده است.

جانا: آیا از پخش صدای خود در رسانه ملی رضایت دارید؟

خیر، آنها صدای من را بدون اجازه پخش کرده اند و باید پاسخگو باشند و از آنها در این رابطه به دستگاه قضایی شکایت خواهم کرد.
 
جانا: به نظر شما مراجع چنین اجازه ای می دهند که صدای یک زن از رسانه ها پخش شود ؟ 

نمی دانم به ما می گویند پخش صدای زن حرام است ولی به خودشان که می رسد صدای مرا پخش می کنند.
 
گفتنی است صدای این زن بوشهری که در مجالس زنانه به مداحی می پردازد از مدت ها قبل به صورت یک کلیپ کوتاه صوتی از طریق تلفن های همراه دست به دست گردیده و علی الظاهر یکی از این بلوتوث ها به دست اندرکاران سریال مختارنامه نیز رسیده است. 

اما پس از انتشار اخبار اعتراض خانم رحمانی به استفاده از صدای وی در عنوان‌بندی پایانی سریال مختارنامه، «رضا استادی» مدیر روابط عمومی این سریال تلویزیونی، برای روشن شدن موضوع، مطلبی را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد.

بنابراین گزارش، در توضیح رضا استادی آمده است: پس از انتشار چنین مطلبی در سایت‌های خبری، موضوع بررسی و مشخص شد این نوای لالایی گونه در مجموعه‌ای تحت عنوان «موسیقی مذهبی شیعیان ایران» در بخش «تعزیه‌های بومی بوشهر» با عنوان «مرثیه علی اصغر بر اساس لالایی» آمده که دارای مجوز انتشار به شماره 5979 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و توسط انتشارات ماهور به دفعات منتشر و در سال 1388 مجددا منتشر و به بازار عرضه شده است.

وی ادامه داده است: استفاده از این موسیقی نیز طی توافق رسمی صورت گرفته بین آهنگساز پروژه آقای «امیر توسلی» با مدیر موسسه نشر ماهور آقای «محمد موسوی» به عنوان صاحب قانونی اثر ذکر شده صورت گرفته و بر این اساس، مطابق عرف آهنگسازی در ایران استفاده از قطعه مذکور از نظر قانونی بدون مانع است. البته جهت رعایت حقوق معنوی این هنرمند بوشهری و پدید آورندگان اثر نیز، این موضوع در بخش منابع و ماخذهای موسیقی در عنوان بندی پایانی سریال مختارنامه نیز ذکر شده است.

همچنین گفته می شود که این لالایی توسط خانم رحمانی دو سال پیش در روز عاشورا وبه دعوت هیأت ابوالفضل العباس (ع) شهر «آبپخش» در میدان امام حسین (ع)  این شهر اجرا شده است. 

!!!آیا افتخاری علاوه بر خواننده بودن شاعر هم شده است؟؟

و اما علیرضا افتخاری،در پی مسایلی که در ماه‌های اخیر برایش پیش آمد،اخیرا شاعر هم شده است.به طوریکه با ابراز شاعرانه احوالش،گلایه‌هایش را نیز به همین شیوه بیان کرده است. 



این یادداشت بدون هرگونه دخل و تصرفی به نقل از خبرگزاری آفتاب در پی می‌آید:

غمگین نی‌ام که خلق بد شمارند مرا
نزدیک می‌کند به خدا دست رد مرا
کیفیتم چو باده‌ی انگور شد زیاد
گو دیگری مکن طلب که لطف حق
هر روز پنج بار طلب می‌کند مرا
ترسانده است خار انتقام مرا
بازی نمی‌کند گل روی سبد مرا

صائب تبریزی


یکی از این میلیون‌ها نفر را ندیدیم که حال ما را بپرسد، شاید احتیاط کردند، آنها خودشان را قاطی بازی نکردند؛ البته کم لطفی هم نکردند؛ اما نور خدا همه جا با ما بود، ما که بت‌پرست نبودیم، کاری مردانه و مجنونانه کرده بودیم، حتما «قیامتی هم توی کاره، ... خدا پرده زکارها بر می‌داره»، ما که نه خواب داریم نه خوراک، در این آشفته بازار کاری از ما بر نمی‌آید فعلا از چشم‌ها نهان شدیم و از ترس و هراس و امید، حتی آن شیر فروش محله، شیر که به ما نفروخت هیچ به قند و نباتی محل هم گفت که به افتخاری تلخش را بفروش؛ منظورش نبات تلخ بود، البته همراه با سخن تلخ.

به هر حال ما مسافر این دو روز خیالاتیم، دوستان نزدیک ما، چه اصفهانی و چه تهرانی و چه هر جایی هم، جوجه کباب‌ها را بدون ما خوردند، نمی‌دانم آنها، آن دهان بازها، باز هم هوس بیزاری ما را دارند؟!

 همه شیشه شکستند،
کف پای ما را بخستند،
حریفان همه مستند
زدند و زدند و زدند.
عجب راه ناهمواریست.

همانطور که مشاهده کردید؛جناب افتخاری با آوردن شعری از صائب تبریزی به صورت بسیار ناهنجار و نامرتب در ابتدای این یادداشت و نیز نثری به اصطلاح مسجع،از هم گسیخته،بی مفهوم و قدری خنده دار که احتمالا از افاضات خودشان میباشد در ادامه سعی در ابراز گلایه و شکایات اخیر خود داشته است.اما از آنجا که افتخاری یک هنرمند واقعی نیست و شعر و فرهنگ و هنر را به درستی نمی شناسد،به بدترین نحو ممکن و با اینچنین حال و هوای شاعرانه ای رو به مظلوم نمایی و ابراز گلایه نموده است.او که اکنون به دلیل پشت کردن به مردم و واکنش طبیعی و منطقی مردم نسبت به این کار دچار بحران هویت شده و «نه در غربت دلش شاد و نه رویی در وطن دارد»؛رو به مظلوم نمایی  آن هم از نوع شاعرانه اش آورده تا شاید بتواند دوباره جایگاه خود را در بین مردم پیدا کند.مردمی که سالها به او و بسیاری از ترانه هایش عشق می ورزیدند و می ورزند.اما معتقدند که ساحت هنر عرصه سیاست بازی و بده و بستانهای سیاسی نیست.

هنرمند اگر واقعا هنرمند باشد،همیشه حد و حدود خود را می شناسد و حفظ می کند.

اما توصیه شخصی من به آقای افتخاری این است که بیش از این با سخنهای لغو و بیهوده و بعضا خنده دار خودش را مضحکه خاص و عام نکند.چرا که تجربه نشان داده که در چنین مواقعی سکوت بهترین و سنجیده ترین کار است.

در پایان اصل این شعر صائب تبریزی را با وزن و قافیه درست آن به شما تقدیم می کنم.باشد که تن این شاعر گرانمایه و البته نگون بخت در قبر بیاساید و آرام گیرد.

غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا

نزدیک می کند به خدا دست رد مرا

چندانکه پا زکوی خرابات می کشم

آب روان حکم قضا می برد مرا

چون لعل گرچه در طلب سنگ خاره ام

از نور آفتاب مدد می رسد مرا

کیفیتم چو باده انگور شد زیاد

چندانکه زد بفرق حوادث لگد مرا

گو دیگری مکن طلب من که لطف حق

هر روز پنج بار طلب می کند مرا

می ریخت اشک گرم ز مژگان آفتاب

روزی که بود آینه زیر نمد مرا

ترسانده است چشم مرا خار انتقام

بازی نمی دهد گل روی سبد مرا

قارون شدم ز داغ همانا درین بساط

عشق تو یافتست همین معتمد مرا

صائب میان تازه جوانان اصفهان

بس باشد این غزل گل روی سبد مرا    

این چند بیت را هم خودم از زبان صائب به علیرضا افتخاری تقدیم می کنم تا بداند که خودش بدمستی کرده،قدر و ارزش بهار عافیت را ندانسته و اکنون آن را از دست داده است: 

خوی خوش در نوبهار عافیت دارد مرا

خاکساری در حصار عافیت دارد مرا

تا چه بدمستی ز من سر زد که دور روزگار

در کشاکش در خمار عافیت دارد مرا

اهل دردی نیست صائب زینهمه دردی کشان

تا بجام شرمساری عافیت دارد مرا

!!!علیرضا افتخاری همچنان در حال و هوای توهم

علیرضا افتخاری، با تکذیب شایعه خروجش از ایران، گفت: من با این انقلاب و مردم، علیرضا افتخاری شدم و هرگز به آنها پشت نخواهم کرد.این خواننده در گفت‌وگو با «وطن امروز» افزود: تمام وجود و زندگی‌ام مال مردم است و هرگز این گوهر ارزشمند را با چیز دیگری عوض نمی‌کنم.افتخاری بیان کرد: کسانی که هر روز اخبار کذبی درباره من و خروجم از کشور منتشر می‌کنند یا حسودند یا به اجانب تعلق خاطر دارند.او بیان کرد: اگر قرار بود وطنم را ترک کنم، چرا در شرایط فعلی این کار را کنم؟ اکنون به واسطه اين انقلاب، لطف مردم و عنایت خداوند، به چنين جایگاهی رسیده‌ام و هرگز این توفیق الهی را با چیز دیگری عوض نمی‌کنم.

 


افتخاری تاکیدکرد: من در این آب و خاک رشد کرده و بالنده شده‌ام و به عشق این مردم کار می‌کنم.این خواننده در ادامه با تاکید دوباره برعلاقه‌اش به مردم گفت: من مانند کسانی نیستم که با این انقلاب در دل‌های مردم جاگرفتند و بعد به آنها پشت کردند. هنرمند هرچه دارد از مردم است و نباید وقتی به شهرتی رسید فراموش کند که از کجا به اینجا رسیده و خاستگاهش کجاست.افتخاری با بیان اینکه هنرمند باید هنرش در اختیار و متعلق به مردم باشد، عنوان کرد:

 کسی حق ندارد بگوید اثر من از رسانه ملی پخش نشود. اگر کسی مایل به پخش اثرش نیست، خودش در یکی از شبکه‌های تلویزیون رو در رو به مردم بگوید که دوست ندارد اثرش را مردم بشنوند.وی ادامه داد: البته اين یک شرط هم دارد و اینکه مدعی، آن چه در این 30 سال به واسطه انقلاب و مردم به دست آورده، به آنها پس دهد.

افتخاری که در چند ماه اخیر و به واسطه در آغوش گرفتن رئیس‌جمهور، مورد انتقاد و فشار برخی محافل و رسانه‌هاي بيگانه قرار گرفته، چند روز پیش هم در گفت و گویی عنوان کرد: به خوبی متوجه هستم که تمام رفتارهایی که این روزها با من می‌شود، از سر حسادت است.

 

 وی افزود: من همانند این مردم خوب همیشه سعی کردم لباس ادب را بر تن کنم تا کسی عیب مرا نبیند. افتخاری گفت: در دگرگونی‌های روزگار، شخصیت آدم‌ها شناخته می‌شود و این رفتارها از ناحیه کسانی هدایت می‌شود که نسبت به هنر حسادت می‌ورزند و توان تحمل آن را ندارند...

یادی از زنده یاد مجتبی میرزاده : میرزاده و موسیقی جنگ

محمد سریر گفت : زنده یاد مجتبی میرزاده از برجسته ترین هنرمندان موسیقی در عرصه موسیقی دفاع مقدس بود و می توان از او به عنوان یکی از افتخارات موسیقی جنگ یاد کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد سریر مدیرعامل خانه موسیقی ضمن بیان این مطلب در نخستین نشست پژوهشی ژانر موسیقی جنگ که به مناسبت هفته دفاع مقدس در حاشیه جشنواره "عصر سوره" با حضور محمد گلریز، لطیف کاظمی و علیرضا میرعلینقی برگزار شد؛ به آشنایی خود با "مجتبی میر زاده" اشاره کرد و گفت : او را برای اولین باردر میانه سالهای دهه 40 در مسابقات دانش آموزی که در رامسربرگزار می شد، دیدم و متوجه شدم که بسیار جدی کار کرد. او نوازنده چیره دستی بود که اطلاعات آکادمیک نداشت و به صورت تجربی کار کرده بود و به گفته خودش به شکل خودخوان کار کرده بود .

در ادامه این نشست محمد گلریز، خواننده موسیقی دفاع مقدس از مجتبی میرزاده به عنوان هنرمندی فعال و خلاق در عرصه موسیقی انقلاب و دفاع مقدس یاد کرد و گفت : جا دارد که در اینجا از زنده یاد استاد "مجتبی میرزاده" یاد کنم که در آن روزها با حضوری گرم و خلاق همراه ما بودند .

وی در ادامه افزود : گستردگی معلومات،چیره دستی در نوازندگی و نبوغ درتنظیم آثار از ویژگی های میرزاده بود و بی اغراق می گویم که در 50 سال آینده هنرمندی چون "مجتبی میرزاده" پدید نخواهد آمد؛میرزاده در کنار سایر فعالیت هایش،تنظیم کننده سرودهای جنگی نیز بود و در این زمینه مانند سایر عرصه های موسیقی گل کرد اما متاسفانه مظلومانه و مهجور از دنیا رفت و تاکنون هم یادی از او به میان نیامده است .

لازم به ذکر است  سرود های "خجسته باد این پیروزی"، "به لاله در خون خفته"، "سرود شهید مطهر"، "بوی گل سوسن و یاسمن" از جمله آثار مجتبی میرزاده است؛ دومین نشست پژوهشی موسیقی جنگ در جشنواره "عصر سوره " با حضور مصطفی کمال پورتراب،شاهین فرهت،محمدرضا فیاض و محمد جواد بشارتی برگزار شد.

مجتبی میرزاده (۱۳۸۴-۱۳۲۴) نوازنده ویلون،کمانچه،سه تار و آهنگساز کلاسیک، سنتی و پاپ، زاده کرمانشاه.

وی برای هنرمندان بسیاری آهنگ ساخته است. آثار وی بویژه در موسیقی کردی در زمرهٔ شاهکارهای این موسیقی قلمداد می‌شوند. وی همچنین آهنگ‌سازی فیلم‌های بسیاری را بر عهده داشت.او را یک نابغه تمام عیار موسیقی می توان نامید.

مجتبی میرزاده در خلق آثار موسیقی مرزی نمی شناخت،از تکنوازی ویلن در موسیقی کردی و فارسی گرفته تا نوازندگی به همراه گروه در ضبط‌های استودیویی، از موسیقی محلی لری و... گرفته تا موسیقی کلاسیک غربی و پاپ، جاز و بلوز، از موسیقی سنتی تا ترانه‌های کوچه بازاری و سرودهای انقلابی و موسیقی فیلم که هر کدام در جای خود قابل بررسی است.

مجتبی میرزاده در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در کرمانشاه بدنیا آمد، به سبب شغل پدرش که کارمند دولت بود به مدت چند سال به ایلام رفتند. خودش می گوید که علاقه او به موسیقی در اوان کودکی و از سن سه سالگی، زمانیکه برای شنیدن موسیقی رادیو همسایه به آنجا کشیده می شد، شروع شده است. ابتدا با نواختن سازهایی که خود با نعلبکی و سیم و تیغ و... می ساخت نیاز خود را به موسیقی ارضا می کرد، سپس زمانیکه 14 سال داشت و به کرمانشاه برگشته بودند دوست پدرش که علاقه مجتبی را به موسیقی می بیند پیشنهاد خریدن یک ویولن به او می دهد. با خریدن ویولن(که چندی بعد ماندگارترین آثار موسیقی کردی با آن اجرا شد ) چون معلمی برای یادگیری ویولن نمی یابد خود با استفاده از آهنگ‌های آن زمان رادیو شروع به یادگیری ویولن و بعدها کار طاقت فرسای یادگیری نت ( با مقایسه آهنگ‌های رادیو و نت نوشته آنها ) می‌کند . او در مسابقات اردوی رامسر شرکت می‌کند و رتبه اول را در رشته نوازندگی ویولن کسب می‌کند (مقام دوم را محمد یاحقی فرزند استاد حسین یاحقی کسب می‌کند ). در سال 1339 همکاری خود را با رادیو کرمانشاه آغاز می‌کند و در این مدت آثاری ماندگار در موسیقی کردی با همکاری و سرپرستی وی خلق می شود. بی شک نقش مجتبی میرزاده در معرفی بسیاری از خوانندگان انکار ناپذیر است. در سال 1346 خورشیدی به تهران می آید و در سال 1347 همکاری خود را با ارکسترهای باربد، نکیسا و فارابی به عنوان نوازنده ویولن آغاز می کند.ساز تخصصی او ویولن و کمانچه و با سه تار و سنتور آشنایی کامل داشت. در کارنامه او تعداد زیادی آثار موسیقی سنتی، فولکلور و پاپ همراه با بیش از 40 موسیقی فیلم به چشم می خورد.

با وجودی که مجتبی میرزاده نوازندگی خود را متاثر از نوازندگی پرویز یاحقی می دانست و همیشه با احترام و فروتنی از ایشان یاد می کرد اما شخصیت مستقل ویولن میرزاده کاملاً مشهود و دارای ویژگی‌های مختص خود است. در ویولن میرزاده،تکنیک‌های غربی نوازندگی ویولن همراه با شیرینی موسیقی ایرانی نمود دارد تریوله‌های قدرتمند و سریع، گلیساندوهای کم اما بجا و آرشه کشی نرم اما مستحکم از خصوصیات نوازندگی اوست. "چهار مضراب شوشتری" تکنوازی ویلن، به همراهی تنبک بیژن کامکار، توانایی و قدرت کم نظیر و حتی بی نظیر او را در نوازندگی ویلن ایرانی به خوبی نشان می دهد ( آلبوم " بداهه نوازی ویلن مجتبی میرزاده" )... افسوس که در سالهای آخر زندگی و در اوج تجربه و خلاقیت، همانند بسیاری دیگر از هنرمندان، به دلیل جفای زمانه، گوشه سکوت و خاموشی گزید و هنر موسیقی ایرانی از نبوغش بی نصیب ماند. یادش گرامی باد!

کنسرت سراج و گروه بیدل در زادروز مولانا

کنسرت موسیقی سنتی حسام‌الدین سراج و گروه بیدل به ‌مناسبت روز بزرگداشت مولانا برگزار شد.
این برنامه‌ خیریه که به ‌همت موسسه‌ مردم نهاد «تعالی» و با هدف کمک به آموزش کودکان و نوجوانان ترتیب داده شده بود،روز گذشته در اریکه‌ ایرانیان اجرا شد.

 برگزاری کنسرت حسام‌الدین سراج و گروه بیدل با آهنگ‌سازی «رامین کاکاوند» در سال‌روز تولد مولانا از سوی شرکت سل‌فا و موسسه‌ تعالی صورت گرفت.

در ابتدای این برنامه کلیپی از فعالیت‌های انسان‌دوستانه‌ اعضای موسسه‌ مردم‌نهاد تعالی به سود کودکان و نوجوانان کشور، به نمایش درآمد. سپس نوازندگان گروه بیدل و حسام الدین سراج به صحنه آمدند. در این برنامه ۷ تصنیف موسیقی سنتی اجرا شد. هم‌چنین در فاصله‌ بین اجرای تصنیف‌ها هنرمندان نوازنده به اجرای تک‌نوازی و دونوازی پرداختند که بسیار مورد توجه تماشاگران قرار گرفت. اشعار و کلام این کنسرت از شعرهای حافظ و مولانا بود.

گفتنی است نوازندگان این کنسرت عبارت بودند از «شهرام میرجلالی»/ بربت، «کوروش بابایی»/کمانچه، «داوود ورزیده»/نی، «رامین کاکاوند»/آهنگ‌ساز آثار و نوازنده‌ تار، «بهرام خانی»/ تار، «وحید خسروی»/دف و «محمود فرهمند»/ تنبک.

این برنامه در روز ۹ مهرماه به‌مناسبت زادروز مولانا در دو سانس ۱۸ و ۲۱ در اریکه‌ ایرانیان اجرا شد.

انتخاب استاد شجریان به ‌عنوان یکی از ۵۰ صدای برتر جهان

در برنامه‌ای که صبح روز دوشنبه پنجم مهرماه از رادیو ملی آمریکا NPR پخش شد، استاد محمدرضا شجریان به ‌عنوان یکی از پنجاه خواننده‌ برتر دنیا معرفی گردید. این شبکه‌ رادیویی که برای شنوندگان داخل آمریکا پخش می‌شود، دوشنبه‌ هر هفته در برنامه‌ای کوتاه به‌نام «۵۰ صدای برتر» به معرفی خوانندگانی از سراسر جهان می‌پردازد که پیش‌تر در جریان یک نظرسنجی عمومی، توسط کاربران اینترنتی برگزیده شده‌اند.

در آخرین روزهای آبان‌ماه سال گذشته، NPR این نظرسنجی را بر روی سایت اینترنتی خود قرار داده و از کاربران خواسته بود پنج خواننده‌ برتر تاریخ موسیقی جهان را از دید خود انتخاب نمایند.کمی قبل از آن هم، فهرست اولیه‌ برترین خوانندگان دنیا با نظر کاربران شکل گرفته بود. در این فهرست ۱۲۶نفره، نام‌های آشنایی چون باب دیلن، لئونارد کوهن، الویس پرسلی، نات کینگ کول، فرانک سیناترا، ادی پیاف، عالیم قاسم‌اف، نصرت فاتح‌علی‌خان، ام‌کلثوم و بسیاری دیگر از خوانندگان سبک‌های مختلف به چشم می‌خورد.

پس از پایان نظرسنجی در اواخر سال گذشته‌ میلادی، NPR هر هفته یکی از خوانندگان برگزیده‌شده را معرفی می‌کرد تا این هفته نوبت به استاد آواز ایران رسید. در مقاله‌ای که تحت عنوان «اعتراض به زبان شعر» بر روی وب‌سایت این رادیو قرار گرفته، از استاد شجریان به ‌عنوان «بلندآوازه‌ترین خواننده‌ ایرانی» و نیز «سرشناس‌ترین خواننده‌ معترض در ایران» یاد شده است. استیو اینسکیپ، مجری این برنامه‌ رادیویی می‌گوید: «شجریان با اینکه سخت و صریح سخن می‌گوید، اما موسیقی‌اش به صراحت اعتراض نمی‌کند.»

در لابه‌لای این برنامه‌ رادیویی،بخش‌هایی از آثار استاد از جمله تصانیف «یاد باد»، «ز دست محبوب»، «مرغ سحر»، «زبان آتش» و دعای «ربنا» شنیده می‌شود و صحبت‌های عباس میلانی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی دانشگاه استنفورد درباره استاد و آثارش پخش می‌گردد. همچنین گوشه‌های بسیار کوتاهی از گفت‌وگوی خبرنگار این شبکه‌ رادیویی با استاد؛در جریان تور کنسرت اخیر گروه «شهناز» در آمریکای شمالی، در بخش‌های مختلف برنامه گنجانده شده است.

 

برای دانلود سریعتر فایل صوتی زیر،روی لینک دانلود راست کلیک کرده و از گزینه Save Target As استفاده کنید.

 


| دانلود فایل صوتی |
مــدت زمــان فایل: ۷:۱۹
حجم فایل: ۳.۳۵ مگابایت

گفتنی است نام هنرمندانی چون «فردی مرکوری» (خواننده‌ گروه راک کویین)، «رابرت پلنت» (خواننده‌ گروه لدزپلین)، «بیورک» (نابغه‌ موسیقی از ایسلند) و دانی هاتاوی نیز در این فهرست به‌چشم می‌خورد.

به بهانه هفتادمين سالروز تولد استاد بي همتاي آواز ايران

گوشه اي از زندگينامه استاد شجريان

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ،گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدایي پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن تربیت کرد که از جمله خود اینجانب است.


تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت.در دوازده سالگی شهره خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.

از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت،تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم.کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا میرفتم و تکنیک و متد را با سلیقه خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد،ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد،بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.

چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم آمد،پیدایش کردم و با هم دوست شدیم.سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر و رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام ۵ تومانی الواري پهن از چوب توت بیست ساله پیدا کردم و آن را مطابق اندازه ها بریدم.در آن زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت،مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز،تمرینات سنتورم را بیشتر کردم.با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کار پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام.در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم.

در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم.در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.

 
سال ۱۳۴۵خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود ۱۲تا ۱۳نفر اعضا شورا نشسته بودند،آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح،علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان!من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه بم فرود آمدم.ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد آقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شأن آواز خوان می دانستم،بسیار جدی گفتم ابدا.

جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم.با ایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه گلها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به آقای داوود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده آن زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و برنامه گلها که منظور اصلی ام بود گردید.

با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی.

احتمال برگزاری کنسرت استاد شجریان در مهرماه جاری

ostad shajarian small شجریان به‌دنبال برگزاری کنسرت در ایران

مدیر برنامه‌های محمدرضا شجریان از احتمال برگزاری کنسرتی در شیراز برای بزرگداشت حافظ خبر داد.


محمد علی رفیعی بیان کرد: «هنوز مجوز برگزاری این کنسرت را دریافت نکرده‌ایم و فعلا در حال بررسی هستیم و روز و مکان دقیق این کنسرت هنوز مشخص نشده است.»


وی افزود: «پیش از این در نشست خبری که برگزار شده بود، درباره دور جدید کنسرت‌های گروه شهناز صحبت کرده بودیم و برنامه‌ای برای شیراز داشتیم که آن کنسرت به تعویق افتاد و از این‌رو قصد داریم کنسرتی را در شهر شیراز برگزار کنیم که تمایل داریم تاریخ برگزاری کنسرت برابر با روز بزرگداشت حافظ ۲۰ مهرماه باشد.»


رفیعی درباره‌ شرایط برگزاری کنسرت‌ نسبت به سال گذشته، گفت: «سال گذشته امکان برگزاری کنسرت وجود نداشت، اما امسال شرایط بهتر شده و در این زمینه با استاد شجریان صحبت کردیم تا او قبول کند و به زودی کارهای اداری‌اش را برای اخذ مجوز شروع خواهیم کرد.»
وی در پایان گفت: «پس از آنکه مجوز کنسرت را گرفتیم و زمان و مکان دقیق اجرای کنسرت مشخص شد، از طریق سایت دل‌آواز اطلاع‌رسانی می‌کنیم.»

بزرگداشت زنده یاد پرویز مشکاتیان

بزرگداشت پرويز مشكاتيان آهنگساز و نوازنده سنتور شب شنبه 27 شهريور درحالي در تالار وحدت برگزار شد كه در اين برنامه چهره‌هاي شاخصي مانند محمدرضا شجريان، شهرام ناظري، شفيعي كدكني و سيمين بهبهاني و ... حضور داشتند.
به گزارش خبرنگار ايلنا،در ابتداي برنامه؛ محمد سرير(رئيس خانه موسيقي) با اعلام اينكه سكوت پرويز مشكاتيان در اواخر عمر معنادار بوده است، صحبت‌هاي خود را با اين شعر آغاز كرد. كه اي دوست وقت خفتن و خاموشي‌ات نبود.
وي افزود: نغمه‌ها و آهنگ‌هاي پرويز مشكاتيان در لابه‌لاي حافظه تاريخي ما مانده و خواهد ماند و شايد اگر اين‌گونه بگوئيم بهتر است كه؛ مشكاتيان در زمان سكوتش بيشتر ديده مي‌شد.
محمد سرير با اشاره به اينكه آهنگ‌هاي پرويز مشكاتيان جان تازه‌اي به موسيقي ايران داده است، خاطرنشان كرد: اين استاد يك تنظيم‌كننده، مدرس، آگاه نسبت به ادبيات ايران و جهان، نوازنده و آهنگساز بود كه ساز زدن وي و آهنگ‌هايش؛ خمودگي در موسيقي ايران را در زمان خود از بين برد. چرا كه مصداق اين واقعيت را مي‌توانيم از آزمون‌هاي موسيقي كه درحال حاضر برگزار مي‌شود و همه قطعات وي را براي زدن انتخاب مي‌كنند، فهميد.
وي با اشاره به اينكه خانه موسيقي در جشن خود قرار است دو جايزه در زمينه آثار ضربي و سنتورنوازي به كساني كه در اين مسابقه شركت كرده‌اند؛ بدهد، يادآور شد: اعتقاد داريم كه مشكاتيان علاوه بر تكنيك؛ يك جريان خاص در موسيقي ايران راه‌ انداخت. خانه موسيقي هم مهرماه در اين دو زمينه‌اي که ذكر شد، آثار را معرفي خواهد كرد.
در ادامه محمدرضا درويشي(محقق و آهنگساز)گفت: يك سال از رفتن پرويز مشكاتيان مي‌گذرد اما نه تنها اين رفتن را نتوانستيم باور كنيم بلكه هميشه صداي ساز وي در گوش‌هايمان است.
وي افزود: به اعتبار 36 سال دوستي با پرويز؛ شاهد سلوك روحي و معنوي وي بودم و جدا از هم‌خانه بودن، همسايه بودن و همكار بودن يك رابطه عاشقانه با هم داشتيم.
در ادامه اين آهنگساز با اشاره به خوابي كه چندي پيش ديده است، اين‌گونه سخن گفت كه پرويز مشكاتيان نمرده و زنده است.
درويشي با تاكيد بر این موضوع كه پرويز يك موسيقي‌دان منحصربفرد در موسيقي ايران است، درباره بخش‌هاي مختلف زندگي وي اين‌گونه سخن گفت: دوره اول زندگي مشكاتيان تا سن 18 سالگي در نيشابور گذشت و زيرنظر پدر و حسن مشكاتيان تجربه مختلف نواختن سازهايي مانند سنتور، دف، تنبك، ويلون را آموخت و در اين برهه؛ سازي نبود كه به دست پرويز برسد و بتواند از دست وي خلاصي يابد.
در اين دوره پايه‌گذاري موسيقي در روح و جسم مشكاتيان انجام شد اما اين دوره ناقص ماند، تا اينكه پرويز مشكاتيان در سال 53 در كنكور دانشگاه تهران براي رشته موسيقي قبول شد.
وي ادامه داد: با ورود پرويز به دانشگاه تهران و آشنايي وي با نورعلي‌خان برومند و داريوش صفوت؛ فصل جديدي در زندگي مشكاتيان رخ داد.


وي گفت: پرويز نخستين كسي بود که در ترم دوم دانشگاه به مركز حفظ و اشاعه موسيقي دعوت شد كه اين منجر به ديدن آخرين نسل از راويان اين موسيقي بود و همين امر باعث شد تا مردم و محافل موسيقي وي را به عنوان يك چهره بشناسند.
درويشي درباره بخش دوم زندگي مشكاتيان اين‌گونه سخن گفت: تشكيل گروه عارف يك سال قبل از انقلاب زيرنظر هوشنگ ابتهاج از ديگر كارهاي شاخص مشكاتيان بود. همچنين وي در 17 شهريور كه كانون چاوش تشكيل شد، به فصل تازه‌اي ديگر در زندگي هنري دست يافت كه از آن مي‌توان به تدريس زياد، كنسرت زياد، انتشار آثار و آشنايي با محمدرضا شجريان اشاره كرد.
به اعتقاد درويشي؛ آشنايي با شجريان؛ ساز جديدي در زندگي پرويز بود و از آن مي‌توان به اوج فعاليت اين هنرمند اشاره كرد.
درويشي ادامه داد كه ده سال آخر عمر پرويز مشكاتيان به سكوت و خانه‌نشيني گذشت. او از معدود نوازنده‌هايي بود كه شعر فارسي را خوب مي‌دانست و از نوازنده‌هايي بود كه با ورود به دانشگاه تهران شروع به يادگيري رديف موسيقي كرد. البته اين بدين‌معنا نيست كه وي قبلا رديف نمي‌دانسته است اما زود هم ياد گرفت كه بايد رديف را كنار بگذارد و فقط از آن استفاده كند.
وي ادامه داد: ما كمتر شاهد رديف‌نوازي از مشكاتيان بوديم. همچنين وي ازجمله آهنگسازاني بوده است كه آهنگ‌هايش در سن 20 سالگي از راديو پخش شد.
درويشي با تاكيد بر اين موضوع كه تمام ابعاد زندگي مشكاتيان خيلي زود روي داد و مرگش هم زودهنگام رخ داد؛ گفت: پرويز دين خود را نسبت به موسيقي و فرهنگ سرزمين مادريش ادا کرد. جامعه هم دين خود را ادا کرده است اما آيا نهادها و متوليان فرهنگي كار خود را به درستي انجام داده‌اند كه پاسخ من به اين پرسش؛ منفي است.
در ادامه آوا مشكاتيان(دختر پرويز مشكاتيان) به صحنه آمد و از جمع به خاطر حضور در مراسم بزرگداشت پدر تشكر كرد و سخنان خود را با شعري از احمد شاملو به پايان برد كه جاده با خاطره قدم‌هاي تو بيدار....

 
حاشيه‌ها:

 
در بزرگداشت مشكاتيان سه گروه به اجراي موسيقي پرداختند. در بخش نخست رامين صفايي و جمشيد صفرزاده؛ قطعاتي از آهنگ‌هاي مشكاتيان را اجرا كردند. همچنين در بخش دوم بهداد بابايي نوازنده ستار و شروين مهاجر بخشي از آلبوم معروف دستان را اجرا كردند.
پايان‌بخش برنامه‌هاي اين بزرگداشت آوازخواني همايون شجريان با همراهي سنتور توسط سيامك آقايي(شاگرد مشكاتيان) و آئين مشكاتيان(پسر مشكاتيان و نوازنده تنبك) بود كه قطعه‌اي از آلبوم دود عود اجرا شد.

آفتابهاي هميشه : دکلمه آیدا از اشعار و ترجمه‌های شاملو

 

آلبوم موسیقی«آفتاب‌های همیشه» با صدای آیدا شاملو (سرکیسیان) توسط موسسه آوا خورشید منتشر شد.


به گزارش ایسنا این آلبوم با انتخاب و دکلمه آیدا از اشعار و ترجمه‌های زنده یاد احمد شاملو و آهنگسازی و صداسازی سعید سالاری منش و محمدرضا اصغری منتشر شده است.


در بخشی از بروشور آلبوم آمده است: «مخاطبی که آیدا را به عنوان یک نشانه از میان عاشقانه‌ترین سروده‌های شاملو به خوبی به یاد دارد، این بار با شعر بلند آفتاب‌های همیشه و صدای آیدا در مقام شعرخوان،به هسته‌ای پنهان در اثر ارجاع داده می‌شود. هسته‌ای که این بار خودِ شاملوی شاعر است.»

آیدا سرکیسیان (شاملو)  همسر سوم احمد شاملو است و در شعرهای شاملو،به ویژه در دو دفتر آیدا، درخت و خنجر و خاطره و آیدا در آینه به عنوان معشوقه‌ شاعر،جلوه‌ای خاص دارد. شاملو درباره تأثیر فراوان آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفته است: «هر چه می‌نویسم به خاطر اوست و به خاطر او… من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده ‌بودم پیدا کردم».


آیدا شاملو در برخی کارهای احمد شاملو مانند مجموعه کتاب کوچه با او همکاری داشت. کتاب «بامداد همیشه» نیز اثر سرکیسیان است و «بامداد» اشاره به تخلص احمد شاملو دارد.


«آفتاب‌های همیشه» توسط موسسه آوا خورشید ( موسسه نشر موسیقی مرکز موسیقی بتهوون)  منتشر و با قيمت ۵۰۰۰ تومان در بازار عرضه شده است.

مزار پرویز مشکاتیان میزبان دوستداران و شاگردانش

پرویز مشکاتیان امروز بر سر مزارش در نیشابور میزبان دوست‌دارانی است که از اهواز، ‌آبادان، اصفهان، شیراز و… آمده‌اند تا در سال‌روز فوتش، یاد او را در خاطره‌ها زنده کنند.

 سال گذشته در چنین روزی پرویز مشکاتیان آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور از میان جامعه هنری رخت بربست و به دیار باقی شتافت. در طول یکسال گذشته نه تنها یاد او از خاطره‌ها کم‌رنگ نشد بلکه به گفته محمد سریر آثار و شخصیت این هنرمند در اذهان تاریخی مردم برجای ماند.
امروز بعد از گذشت یکسال از درگذشت مشکاتیان، از حوالی ظهر دوستداران این استاد بزرگ موسیقی از شهرهایی چون آبادان، اصفهان، شیراز‌،‌ اهواز و …. بر سر مزار او گردهم آمده‌اند.


parviz meshkatian مزار مشكاتیان مملو از دوستداران موسیقی ایرانی

ایرج اشرف‌زاده همسر خواهر مشکاتیان در این خصوص گفت: از حدود ساعت ۱۲ ظهر امروز همزمان با اولین سال درگذشت استاد هنردوستان و شاگردان ایشان بر سر مزار ایشان آمده‌اند.
وی ادامه داد: ما مراسم رسمی برای امروز نخواهیم داشت اما خانواده و بستگان نزدیک استاد امروز ساعت ۱۷ در محل حاضر می‌شوند که ضمن گرامیداشت یاد این هنرمند از مردمی که با حضور خود باعث خرسندی شده‌اند، تشکر کنند.
اشرف‌زاده در خاتمه خاطرنشان کرد: برنامه خانواده مشکاتیان یک ساعت خواهد بود که البته با در نظر گرفتن شرایط موجود با مهمانان تا ساعاتی از شب با روشن کردن شمع بر سرمزار خواهیم ماند.

«همه اقوام من» اثري از گروه رستاك

چندي است كه گروه رستاك آلبوم تصويري «همه اقوام من» را با همكاري موسسه سينما ۲۴ و هنر اول،روانه بازار موسيقي كرده است.ظاهرا اين اثر به دو شكل منتشر شده و در بازار موسيقي موجود است.به صورت يك سي‌دي تصويري و يك مجموعه شامل دي‌وي‌دي تصويري و سي‌دي صوتي.


 اين آلبوم شامل قطعاتي از موسيقي لرستان، گيلان، آذربايجان، خراسان، كردستان، كرمانشاه، بختياري و بلوچستان است و پيش از اجراي هر قطعه، مستندي از تمرينات گروه يا پژوهش درباره موسيقي مورد نظر آورده شده است.

 سازهاي به كار رفته در «همه اقوام من» همچون اثر قبلي گروه يعني «رنگ ‌واره‌هاي كهن» است. تار و كمانچه و قانون به عنوان سازهاي ملوديك ثابت حضور دارند و در هر قطعه به فراخور منطقه، سازهاي ملوديك و كوبه‌اي شاخص آن منطقه نيز حضور دارند. در اين اثر آواز موسيقي گيلكي و بلوچي توسط فرزاد مرادي، بخش آذري و بختياري توسط بهزاد مرادي و آواز ساير قطعات توسط گروه به صورت هم‌خواني اجرا شده است.

 آهنگ‌سازي در گروه رستاك به صورت كارگاهي و با حضور سيامك سپهري (سرپرست گروه)، فرزاد مرادي، اسماعيلي، عابديان و مظفري به صورت اوليه انجام شده و پس از آن، با حضور ساير اعضا، اثر شكل نهايي  خود را پيدا كرده است.

 در آلبوم «رنگ ‌واره‌هاي كهن» اثر قبلي گروه رستاك  تنظيم قطعات با نگاه به دايره وسيعي از مخاطب انجام شده بود و به سوژه‌هاي كمتر شنيده‌شده بيشتر توجه شده بود.در آلبوم «همه اقوام من» نگاه به مخاطب وسيع همچنان ادامه دارد و نگاه محلي نيز در آن مورد توجه واقع شده است.

گفتني است كه كارگرداني هنري اين اثر زيبا و شنيدني برعهده ليلا مرآت بوده و اسدالله ايمن نيز به عنوان كارگردان تلويزيوني در آن حضور داشته است.

 در آينده نزديك به نقد و بررسي اين اثر در كشكول فرهنگ و هنر خواهيم پرداخت و نقاط مثبت و منفي آن را مورد بررسي قرار خواهيم داد. 

عید فطر : کنسرت کامکارها در تهران

هوشنگ کامکار آهنگساز و سرپرست گروه کامکارها با اشاره به برگزاری کنسرت کامکارها در تهران گفت: در این کنسرت که ۱۸ و ۱۹ شهریور در برج میلاد برگزار می‌شود در دو بخش فارسی و کردی به روی صحنه می‌رویم.

به گزارش خبرگزاري فارس سرپرست گروه کامکارها در این رابطه افزود: در بخش فارسی قطعاتی چون «سرخوشان عشق» ساخته پشنگ کامکار با اشعاری از مولانا، تک‌نوازی سنتور و تار، تصنیف «گلبانگ رود» ساخته ارسلان کامکار با اشعار حافظ، تک‌نوازی کمانچه اردشیر کامکار، «یار مرا» ساخته ارسلان کامکار با شعری از مولانا، «تک‌نوازی عود» ارسلان کامکار و تصنیف ساقیان با شعری از مولانا به آهنگسازی خودم قرار گرفته‌اند. چیدمان قطعات در بخش فارسی به گونه‌ای است که از موسیقی نزدیک به سنتی آغاز و تقریبا از قطعات پنجم به بعد آثار با تکنیک‌تر و به موسیقی چندصدایی نزدیک‌تر می‌شود که ساختاری پیچیده‌تر از قطعات اول خواهد داشت. در بین قطعات، اعضاء نیز تک‌نوازی خواهند داشت که این تک‌نوازی هم از موسیقی نسبتا سنتی آغاز و به حالت مدرن و متفاوت از تک‌نوازی سنتی می‌رسد. در بخش کردی نیز هشت قطعه بازسازی شده محلی را بر اساس اشعاری از شاعران برجسته کرد اجرا خواهیم کرد.

هوشنگ کامکار با اشاره به برگزاری کنسرت‌های خیریه گفت: من معتقدم که هنرمندان باید در کارهای خیر بیشتر سهیم باشند و این مقوله باید بین همه جا بیفتد که حداقل یک شب از کنسرت‌ها را به مراکز حمایت از افراد بی‌سرپرست و بیماران اختصاص بدهند. بر این اساس ما نیز یک شب از اجرايمان را به کودکان سرطانی «محک» اختصاص داده‌ایم.

!!!بازخواني ماجراي ديده بوسي عليرضا افتخاري با آقاي رييس جمهور

افتخاری گفته است: در پی اتفاقاتی که اخیرا ناخواسته گرفتارش شدم و هجمه بسیاری که بعد از آن، برای خود و خانواده‌ام پیش آمد، رفتن را به ماندن ترجیح می‌دهم، و قصد دارم از ایران بروم و در فرانسه زندگی کنم.


جشني كه شاديش ديري نپاييد

 در روزی که به مناسبت گرامیداشت ارزش و منزلت خبرنگاران در تهران جشنی بر پا شده بود، علیرضا افتخاری هم یکی از مدعوین بود که به روی صحنه رفت. او روی سن بود که رییس جمهور به سمت او رفت و خواننده اشعار سنتی با او دیده‌بوسی کرد.
افتخاری در این باره گفت: رییس جمهور به محضی که به نزد من رسید خودش را از طرفداران و علاقمندان پیگیر آثارم معرفی کرد و من به رسم تشکر از این ابراز علاقه، او را در آغوش گرفتم.

اما اين ابراز علاقه و ادای رسم ادب، توسط  افتخاری به همین‌جا ختم نشد.چنانکه همین اتفاق در محافل خبری این چنین نقل شد: افتخاری انرژی بیشتری صرف این ادای احترام کرد. بر اساس گزارش ایرنا، این استاد آواز موسیقی اصیل ایرانی پس از آن که رییس جمهور را در آغوش کشید، به او گفت: «آقای رییس‌جمهور دوستت دارم.»

اما افتخاری در گفت و گو با «خبر» این ابراز دوستی را متعلق به همه مردم ایران می‌داند و اصرار دارد که همه مردم ایران را دوست دارد و رییس جمهور را به عنوان فردی از میان همین مردم،مورد احترام و ادب قرار داده است.
وی در تأیید این ابراز علاقه به هموطنانش، گفته است: «همان روز هم، در ادامه این مراسم و در حالیکه خبرنگارانی از اغلب رسانه‌ها و تنی چند از هنرمندان شاهد بودند، پس از به آغوش کشیدن رییس جمهور، گفتم این حرف را از روی خودستایی و تکلف نمی‌گویم، بلکه از دلم برخاسته و حرف دل من است.»

البته وی در اعتراض به بازتابی که این رفتارش داشته، به آن چه که در پی ابراز دوستی به رییس جمهور، به زبان آورده،اشاره‌ای نمی‌کند.اما  همه را نشأت گرفته از ابراز علاقه رییس جمهور به موسیقی می‌داند. افتخاری در این مراسم چند قطعه موسیقی در وصف عروج مردان خدا و شهدا به ویژه خبرنگاران شهید خواند،که اساسا برای همین به آن مراسم آمده بود و اتفاقا فضای مراسم را به شدت تحت تأثیر قرار داد و حضار،به ویژه مسئولان و اهالی رسانه از اجرای او استقبال بسیاری هم کردند.

آغاز ماجرا 

در پي این مراسم و انتشار اخبار حواشی این اجرای موسیقی، موجی از انتقادها و دلخوری‌ها افتخاری را در بر گرفت، تا جایی که او وادار به عکس‌العمل شد.

علیرضا افتخاری در این باره به «خبر» گفت: «در پی اتفاقاتی که اخیرا ناخواسته گرفتارش شدم و هجمه بسیاری که بعد از آن، برای خود و خانواده‌ام پیش آمد، رفتن را به ماندن ترجیح می دهم.»

او در این باره توضیح داد: «پس از آن مراسم و مسایل بسیاری که در پی آن پیش آمد، برخوردهای بدی با من و خانواده‌ام صورت گرفت، پیگیری‌هایی که خبرنگاران هم داشتند به نوعی در حادشدن این ماجرا تأثیر داشت. »
وی اضافه کرد: «همین پیگیری‌ها و بی انصافی‌های برخی، ماجرا را برای ما بسیار ناگوار کرد. ناگوار، نه از آن روی که رسم ادب به جا آوردم، بلکه به خاطر برداشت‌های نادرستی که از رابطه من با رییس جمهور شد.»

خواننده «آلبوم قلندر وار» ادامه داد: «چون رسم ادب و حرمت مجلس را به جا آوردم، که جزء فرهنگ و بخشی از مرام ایرانی هاست به هیچ وجه ناراحت نیستم. همان روزها هم به برخی رسانه‌ها که با بی انصافی به ماجرا نگاه می‌کردند گفتم که اگر هر کس دیگری هم به جز شخص آقای احمدی نژاد برای تبادل ادب و ادای احترام به سمت من می‌آمد، همان گونه با او به گرمی مواجه می‌شدم که با رییس جمهور شدم و چه کنم که ایشان کارهای مرا دوست دارد و این تبادل اخلاقی فقط برای موسیقی است.»

موضع افتخاري در برابر ربنای شجریان

خواننده موسیقی سنتی کشور در حال مواجهه با بازتاب‌های دیدار با رییس قوه مجریه بود که با پیش آمدن ماه مبارک رمضان و پخش نشدن «ربنا» با صدای شجریان، برخی رسانه‌های خارجی، با تهیه گزارش‌هایی که جهت گیری خاصی داشت، اعلام کردند که در پی حذف این قطعه از صدا و سیما، افتخاری می‌خواهد جایگزین «ربنا» رابخواند و در اختیار صدا و سیما بگذارد.

در این بین، افتخاری در یادداشتی که در «خبرآنلاین» منتشر شد با تکذیب این خبر، یافتن جایگزین برای آن قطعه را نشدنی دانست و با ابراز ارادت به دیگر استاد آواز ایرانی اعلام کرد که مردم می‌توانند از طرق دیگری، به جز شبکه‌های صدا وسیما، این قطعه را در خانه هایشان بشنوند و حتما هم خواهند شنید. البته او در همین یادداشت از رسانه ملی خواست که این قطعه را همچون گذشته با صدای شجریان پخش کند.

او در این یادداشت از برخوردهای سیاسی با هنرمندان نیز ابراز ناراحتی کرده و نوشته بود: چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند و چرا از داشته هایمان بهره نمی‌بریم؟ بهتر است که شائبه‌ها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم.

این اظهار نظر افتخاری بازتاب‌های جالب توجهی داشت به طوری که خودش در این باره به خبرنگار ما گفت: «این یادداشت که حاوی بخشی از دیدگاه‌های من درباره پرهیز از هر گونه ورود هنرمندان به سیاست و پرهیز مسئولان از نگرش سیاسی به هنرمندان بود، فضای منفی پیش آمده را قدری تلطیف کرد.»

اگر چه خودش می‌افزاید بعد از انتشار این یادداشت برخی از مدیران رسانه ملی در تماس با وی،او را از این بابت و به خاطر اسم بردن از محمدرضا شجریان بسیار سرزنش کرده‌اند، اما به این ترتیب هم ماجرا پایان نیافت.

كسي حق سوء استفاده ندارد

او در ادامه گفتگو تصریح کرد: «شب گذشته خبرنگاری از یکی از رسانه‌های بیگانه با من تماس گرفت و نکاتی را مطرح کرد که به او گفتم من هرگز به ملت ایران، کشور عزیز و مسئولان کشورم پشت نخواهم کرد.»

افتخاری با تأکید بر اینکه هرگز اجازه سوء استفاده و موج‌سواری به رسانه‌های خارجی را نخواهد داد، افزود: «باید خطاب به تمام رسانه‌های داخلی و خارجی که متأسفانه دچار برخی سوء برداشت‌ها شدند بگویم که باز هم در هر کجای دنیا که احدی از آحاد مردم ایران را ببینم، مثل همه سالهای زندگی‌ام، با اشتیاق تمام به او به عنوان یک هموطن اظهار ارادت می‌کنم؛ چه در ایران باشم و چه در کشوری دیگر.»

او با انتقاد و ابراز گلایه از رییس جمهور و گروه فرهنگی دولت، اظهار کرد: «پس از این پیش آمدها و تبعات بسیاری که برای من و خانواده‌ام به وجود آمد، حتی برای یک بار یکی از اطرافیان متعددی که رییس جمهور دارد، احوالی از ما نپرسید تا حداقل بدانم کارم درست بوده یا نه اما اکنون می‌گویم نه

نامه‌ای برای ابراز گلايه از رييس جمهور

افتخاری همچنین به «خبر» گفت که قبل از رفتن از کشور حتما نامه‌ای به رییس جمهور و تیم فرهنگی دولت می‌نویسد و گلایه‌هایش را با ایشان مطرح می‌کند.

او به برخی از مفاد این نامه اشاره کرد و گفت: «در این نامه خطاب به رییس جمهور خواهم نوشت که شما حتما در جریان آن چه برای من پیش آمد قرار گرفته‌اید، اما هیچ واکنشی نشان ندادید.»

افتخاری تأکید کرد: برای ایشان می‌نویسم که «شاید شما ما را یکی از حواشی دانستید که به موضوعاتی که پیش آمد توجه نکردید. بر این اساس با چند دهه فعالیت در زمینه حفظ و گسترش موسیقی اصیل و عرفانی ایرانی، به قدری این ماجراها آزارم داد که برای رهایی از آن، کشورم را ترک می‌کنم.»

او گفت: «در این نامه از رییس جمهور می‌پرسم چطور حتی یکی از دوستان شما هم فرصت نکرد حالی از اینجانب، به عنوان کسی که سالها برای موسیقی اصیل این کشور زحمت کشیده، بپرسد؟!!! حال آنکه من تنها به خاطر سوء تفاهم‌های ایجاد شده از دیدار با شما تحت فشار قرار گرفتم.» افتخاری تأکید کرد که در این نامه از رییس جمهور می‌خواهد که به جای او خودش جوابگوی مردم باشد.

وي البته برخی از این نوع رفتارها را تلاش برای حذف خود از عرصه موسیقی تعبیر کرد و خطاب به کسانی که چنین میلی دارند، گفت که به زودی با سفر به فرانسه، به خواسته‌هایشان می‌رسند.

«به خاطر این مسائل که افسردگی مفرطی برایم داشته قصد دارم از ایران بروم و در فرانسه زندگی کنم.» او با اعلام این مطلب تأکید کرد که کارهای سفرش را هم انجام داده و مراحل مربوط به خروج را سپری کرده است. این هنرمند اصفهانی در برابر اصرار خبرنگار خبر آنلاين مبنی بر صبر و تأمل در انجام این تصمیم گفت: «اگر خودم هم بخواهم باید شرایط به نفع خانواده‌ام تغییر کند تا بتوانیم بمانیم و ادامه بدهیم.»

افتخاری در پاسخ به اینکه اگر فضا و شرایط به نوعی مناسب شود و مسئولان نیز در رفتار خود تجدید نظر کنند، قید رفتن به خارج از کشور را می‌زنید، قدری مکث کرد و با ناامیدی گفت: «بعید می‌دانم اما باید دید چه پیش می‌آید.»

صدا و سيما هم به افتخاري اعتنا نكرد

این هنرمند عرصه موسیقی از رییس سازمان صدا و سیما هم گله کرد و گفت: «در طی سی سال گذشته به قدری آثار مرا بدون اجازه‌ام پخش کرده‌اند که بی حساب است، اما دریغ از اندکی مهر و محبت.»

او خطاب به ضرغامی گفت: «اگر قصدی به جز خدمت به مردم کشورم داشتم، اکنون به خاطر پخش صد‌ها اثرم باید میلیاردها تومان از آن سازمان مطالبه می‌کردم، اما چون به قصد خدمت و تلطیف روح و روان هموطنانم آثارم را خوانده‌ام، نه تنها درخواستی از سازمان صدا و سیما نکردم، بلکه همیشه هم با این عزیزان نهایت همکاری را داشته‌ام. اما گمان نمی‌کردم ایشان هم تا این حد بی‌مهر باشند و توجهی به هنرمندان نداشته باشند و دستمزد سالها همکاری مرا به این نحو و با کم لطفی فراوان بدهند.»

خب !خوب شد كه افتخاري هم بالاخره فهميد با چه جماعتي طرف است.بيچاره تا همين ديروز نميدانست كه دولت صدا و آثارش را فقط براي استفاده ابزاري ميخواهد و همين كه به قول معروف « خرش از پل گذشت» ديگر نه هنرمندي را ميشناسد؛نه ميخواهد و نه اعتنايي ميكند.

اينجاست كه به وضوح مشخص ميشود،آنچه را كه استاد شجريان مدتها پيش در خشت خام ديده بود؛افتخاري اكنون در آيينه تمام نماي روزگار ديده است.تا عبرتي باشد براي ديگران!!!

انتشار دو آلبوم جديد از استاد شجريان

مجید درخشانی سرپرست گروه موسیقی شهناز از انتشار دو آلبوم موسیقی با آواز استاد محمدرضا شجریان در دستگاه سه گاه و آواز اصفهان خبر داد.

 

سرپرست گروه موسیقی شهناز با اعلام این خبر در خصوص آمادگی گروه برای اجرای کنسرت در آینده گفت: تمرین گروه موسیقی شهناز با نظارت استاد شجریان همچنان ادامه دارد و به تازگی خانم شیما شاه محمدی نوازنده قیچک آلتو به گروه پیوسته است.

مجید درخشانی در ادامه به تغییرات ایجاد شده در گروه اشاره کرد و گفت: علاوه بر ساز قیچک آلتو، دو ساز دیگر هم به گروه افزوده شده است و از این پس گروه موسیقی شهناز با ۱۸ نوازنده به روی صحنه خواهد رفت.

این نوازنده تار در پاسخ به چرایی افزایش نوازندگان این گروه موسیقی گفت: بالا بردن حجم صدای ارکستر و در نهایت صدادهی مناسب گروه موسیقی شهناز ما را برآن داشت تا تعداد نوازنده های ارکستر را افزایش دهیم به همین دلیل نوازنده هایی را هم برای نواختن دو ساز "شهبانگ" و "بم ساز" که از سازهای ابداعی استاد شجریان هستند و همچنین ساز قیچک آلتو انتخاب کردیم.

این آهنگساز در ادامه افزود: گروه موسیقی "شهناز" مجموع تمرینهای خود را برای برگزاری کنسرت در خارج از کشور و یا در ایران دنبال می کند و قصد دارد رپرتواری از قطعات جدید موسیقی ایرانی را اجرا کند. البته درنظر داریم در صورت صدور مجوز کنسرتی در مهرماه سال جاری در تهران برگزار کنیم.

وی در پایان به اجرای این گروه موسیقی در لبنان اشاره کرد و گفت: حضور در بیست و پنجمین جشنواره موسیقی لبنان تجربه های ارزنده ای برای گروه به همراه داشت. در این جشنواره که در یکی از قصرهای قدیمی لبنان و در کوههای بیروت برگزار شد ملیتهای مختلفی حضور داشتند که در این بین رپرتوار موسیقی ایرانی که توسط گروه شهناز با آواز استاد شجریان اجرا شد مورد استقبال قرار گرفت.

بركناري ميرباقري از معاونت سيما

و اما با خبر شديم كه مرتضي ميرباقري (معاون سيما) صبح ديروز (۲ شهريور) از معاونت سيما بركنار شد و علي دارابي (قائم مقام ضرغامي) به عنوان معاون جديد سيماي سازمان صدا و سيما معرفي شد.


به گزارش خبرنگار ايلنا به نقل از روابط عمومي معاونت سيما، درجلسه صبح ديروز شوراي معاونين سازمان صدا و سيما، عزت‌الله ضرغامي (رئيس سازمان صدا و سيما) با صدور حكمي علي دارابي را به عنوان معاون جديد سيما معرفي و وي را جايگزين مرتضي ميرباقري كرد. 

گفتني است كه مرتضي ميرباقري در جريان بازديد از پشت صحنه سريال نون و ريحون درگفتگو با خبرنگار ايلنا گفته بود:« شجریان به دلیل مواضع ضد انقلابی که گرفته است و مواضع بد در رابطه با مردم كشورش دیگر صلاحیت کافی برای حضور در قلب مردم را ندارد. او خودش چهره خود را مخدوش کرده است. ما امیدواريم که همچنان فرصت باقی باشد تا ایشان بازگردند تا نظام هم دست لطف خود را برسر ایشان بکشد.»

همان طور كه ملاحظه كرديد ظاهرا از اين به بعد مجوز حضور افراد محبوب در قلب مردم نيز بايد توسط ميرباقريها صادر شود.يعني افرادي كه به تشخيص آقايان صلاحيت حضور در قلب مردم را نداشته باشند و رد صلاحيت شوند؛ديگر نميتوانند محبوب مردم باشند.

ما هم اميدواريم كه با بركناري ايشان مواضع غير منطقي اخير سازمان صدا و سيما تغيير كرده و حداقل خود همکاران ايشان در معاونت سيما هر چند براي مدتي كوتاه نفس راحتي بكشند!!!

محمد رضا شجریان صدای زندگی مردم ایران است

 اشاره:

در مطلب قبلي كه در مورد موضع رسانه به اصطلاح ملي در قبال استاد شجريان و آثار ايشان در اين وب نوشت آمد؛دوست عزيزي در قسمت نظرات آن مطلب حرف دلشان را اينطور بيان كرده اند كه من عين عبارات و افاضات ايشان را نقل كرده و متني از شاعر گرانمايه "عبدالجبار كاكايي" را در جواب ايشان مي آورم كه اميدوارم راهگشا باشد.البته آنهايي كه بايد بدانند همواره ميدانسته اند،ميدانند و خواهند دانست.

ايشان كه با نام ايراني نظر داده اند گفته اند:" وقتي چنين آدم مزخرفي نه اسلام نه امام و نه نظام رو قبول داره بره با همون اجنبي هاي از خدابي خبر مصاحبه كنه نه اينكه ربنايي بخونه كه بهش اعتقادي نداره "

عبدالجبار كاكايي ميگويد:محمد رضا شجریان صدای زندگی مردم ایران است . تلاطم نفس او در دستگاههای موسیقی سنتی ،فراز و نشیب تاریخ کهنسال ماست . آیینه تمام نمای باورهای عارفانه حافظ و اندیشه های عاشقانه مولانا صدای محزون اوست . فرصت تامل های عمیق در شعر فارسی از سوی نسلها حاصل پنجره حنجره اي است که به آفاق ایران و سرزمینهای فارسی زبان باز شده است . به عدد روزهای عمرم با طنین محجوب این صدا زندگی کرده ام . دوست داشتن و محروم شدن از دعای ربنای او هزینه اي است که مثل هزینه های دیگر باید به کسانی بپردازیم که سنگینی بار جهالتشان روی دوش عاقلان و هوشیارن این روز ها احساس می شود .

آنچه مهم است، خرد جمعی ایرانیان است که میل به زیبایی و صدای زیبا دارد  و بی اعتنایی به این میل ،از سوی هر کسی نابخردانه است.

چنگ انداختن به صورت موسیقی و صدای ایران دور باطل دیگری است که فرجامی جز پشیمانی ندارد. برخی صحنه گردانان عرصه فرهنگ و هنر و سیاست گویی از زیبایی و عقل و آرامش به ستوه آمده اند و آنچه که خداوند از آنها دریغ کرده است در صورت و صدای رقیب نمی توانند ببینند .

صدای شجریان رنجنامه تاریخ سیاسی ایران در صد سال اخیر است .خاموش کردن این زمزمه ممکن نیست که طنین آن در یادگاران پرشکوه معماری و فرهنگ و هنر ما پیچیده است .

رنگ ریای این قوم آیينه صدای استاد شجریان را نخواهد پوشانید که :

آینه اي رنگ تو عکس کسیست        تو  ز  همه  رنگ  جدا   بوده ای

پخش ربناي استاد شجريان در هاله هاي چند لايه و تو در توي رسانه ملي

با بالا گرفتن موج خبرهايي كه از ممنوعيت پخش دعاي ربنا با صداي استاد شجريان در صدا و سیما خبر مي‌دهد، دبير شوراي‌ معارف سيما تاكيد كرد: هيچ دستوري مبني بر ممنوعيت پخش اين دعا ابلاغ نشده و احتمال پخش آن در آينده وجود دارد.

ماه رمضان هرساله براي ايرانيان يادآور چند دعاي شنيدني و ماندگار است كه دعاي ربنا با صداي محمدرضا شجريان ازجمله آنهاست.
از سال گذشته كه ماجراي كشمكش‌هاي انتخاباتي به اوج خود رسيد و به دنبال اظهارنظرهاي محمدرضا شجريان درباره برخي مسايل مطرح شده ازسوي شخصيت‌هاي دولتي و همچنين درخواست اين استاد آواز ايراني در عدم پخش صداي وي از صدا و سيما، بحث پخش نشدن ربناي استاد شجريان در رسانه ملي نيز قوت گرفت اگرچه شجريان خود؛ دعاي ربنا و مناجات افشاري را از فهرست آثار ممنوعه مستثنا كرده بود.
مديران صدا و سيما نيز پس از ماجراي شكايت اين استاد آواز ايراني و برخي اظهارنظرهاي وي، ابتدا قصد داشتند از پخش دعاي ربنا در اين رسانه خودداري كنند كه شايد به دليل حمايت افكار عمومي از پخش اين دعاي خاطره‌انگيز؛ از تصميم خود منصرف شدند و سرانجام پيش از ماه مبارك رمضان درجريان يك نشست مطبوعاتي اعلام كردند؛ اين دعا از رسانه ملي پخش مي‌شود كه اين اتفاق هم افتاد هرچند محدود و تنها در چند نوبت.
امسال هم با فرارسيدن ماه مبارك رمضان؛ باز تب اخبار مربوط به ربنا بالا گرفته و برخي رسانه‌ها اعلام كردند كه صدا و سيما پخش دعاي ربناي استاد شجريان را ممنوع كرده است. اين موضوع را گذشت ۵ شب از ماه مبارك رمضان و عدم پخش اين دعا از شبكه‌هاي مختلف راديويي و تلويزيوني تقويت ميكند.تا آنجا كه برخي سايت‌هاي خبري؛ از دستور جديد مديران ارشد صدا و سيما مبني بر ممنوعيت پخش ربناي استاد شجريان خبر دادند اما پرويز فارسيجاني (ديبر شوراي معارف سيما) كه مسئوليت برنامه‌هاي سيما در ماه رمضان برعهده اوست، ابلاغ چنين دستوري را تكذيب كرد.
پرويز فارسيجاني (دبير شوراي معارف سيما) در گفتگو با خبرنگار ايلنا، با اعلام اين مطلب افزود: تاكنون هيچ تصميم و دستوري مبني بر ممنوعيت پخش دعاي ربنا با صداي محمدرضا شجريان به ما ابلاغ نشده است و امكان دارد در روزهاي آينده اين دعا از رسانه ملي پخش شود.
وي ادامه داد: سال گذشته نيز دعاي ربنا از يكي از شبكه‌هاي سيما پخش مي‌شده است.
فارسيجاني افزود: ذات رسانه؛ تنوع در برنامه‌هاست. ما در حوزه معارف نيز سعي كرده‌ايم با توجه به سليقه مخاطبان؛ اين تنوع را حفظ كنيم. به طور مثال تاكنون دعاي «يا علي و يا عظيم» با صداي حسام‌الدين سراج و دعاي سحر با صداي محمد اصفهاني تهيه شده تا از اين رسانه پخش شود.
فارسيجاني تاكيد كرد: هيچ دستور جديدي در خصوص دعاي ربناي شجريان ابلاغ نشده و اگر چنين دستوري در روزهاي اخير صادر مي‌شد قطعا من در جريان آن بودم و احتمال آن‌كه دعاي ربناي شجريان در روزهاي آينده پخش شود؛ وجود دارد.

حالا خودتون قضاوت كنيد : مردم در اين اوضاع و احوال بايد قسم حضرت عباس رو باور كنند يا دم خروس رو؟؟؟!!! 

آواز  " ربنا "  که در سال ۱۳۵۸  توسط محمد رضا شجریان اجرا شد  طبق سنت اجرایی این دعاها روي الحان قرآني خوانده شده است.

این قطعه از دستگاه  " رست " یا " راست " شروع شده و در خاتمه به دستگاه " عجم " ( شبیه ماهور )  مدلاسیون می شود .

آواز ربنا که در حقیقت می توان آن را تلاوت آوازی قرآن کریم نامید  بیان آوازی آیات ۱۹۳ و ۱۹۴ سوره مبارکه آل عمران است .

درگذشت استاد محمد نوری

استاد محمد نوری ، مرد هنر و اخلاق و چهره ماندگار هنر ایران شنبه شب در بیمارستان جم و در سن ۸۱ سالگی دار فانی را وداع گفت و جامعه موسیقی و هنری کشور را در ماتم فرو برد...

 استاد محمد نوری حدود یک سال درگیر بیماری بود . او صبح دیروز (۹ مردادماه) برای چندمین بار در بیمارستان بستری شد و سرانجام در ساعات پایانی دیشب (شنبه) درگذشت وی ازسوی همکارانش تایید شد. 
داود گنجه ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.وی ادامه داد: به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.

محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل بود که در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی "سیروس شهردار" و "فریدون فرزانه" و"مصطفی پورتراب" رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را  نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی و ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.  
 
اجرای ترانه های مختلف محلی آذری ، گیلکی، شیرازی و... او همچون "جان مریم"، "شالیزار"،"واسونک"،"جمعه بازار" و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.
 
نوری علی رغم تمامی این تواناییها و موقعیتهای هنری هیچگاه در پی مال اندوزی و بساز و بفروشی نرفت اما از سوی دیگر به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت.
 
 این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

کنسرت همنوازان کلهر در کرمان

کیهان کلهر به همراه گروه همنوازان کلهر از 10 تا 12 مردادماه جاری مهمان تالار خانه شهر کرمان می شوند.به گزارش پایگاه اطلاع ‌رسانی موسیقی ایران،کنسرتهای این گروه  از روز ۷ مردادماه با اجرای کنسرت در شیراز آغاز می‌شود و به مدت سه شب تا ۹ مرداد در تالار حافظ ساعت ۳۰/۲۰ برگزار خواهد شد.
این کنسرت شامل دو بخش است و در قسمت اول کیهان کلهر در کنار علی بهرامی نوازنده سنتور بم، به بداهه نوازی و معرفی ساز شاه کمان می پردازد.


در بخش دوم،گروه همنوازان کلهر به خوانندگی حمیدرضا نوربخش ، قطعاتی از ساخته های کلهر را اجرا می کنند.


نوازندگان گروه را سیامک جهانگیری(نی) ؛ روزبه رحیمی(سنتور) ، هادی آذرپیرا (تار)، علی بهرامی (سنتور بم) ، علی کاظمی(رباب) ، پوریا پاکشیر(تنبک) و زکریا یوسفی(دف) تشکیل می دهند.


پیش از این، در تیرماه سال جاری، گروه هم‌نوازان کلهر به مدت شش شب در تالار وحدت تهران به اجرای این برنامه پرداخته بود که با استقبال گرم تماشاگران مواجه شد.

حمیدرضا نوربخش خواننده گروه موسیقی "همنوازان کلهر" در توضیح جزئیات برگزاری کنسرت این گروه گفت : پس از اجرای این کنسرت در شیراز ، در تاریخ 10 ، 11 و 12 مردادماه در کرمان اجرای برنامه خواهیم داشت و پس از آن درتاریخ 15 ، 16 و 17 همین ماه کنسرت "همنوازان کلهر" در اصفهان به روی صحنه خواهد رفت.

وی در ادامه صحبت های خود به اجرای مجدد این کنسرت در تالار وحدت اشاره کرد و گفت : طبق صحبت های انجام شده قرار است پس از اجرای کنسرت همنوازان کلهر در تاریخ 29 تیرماه اجرای مجددی را در همین تالار داشته باشیم اما تاریخ این اجرا به علت رزرو تالار وحدت توسط سایر گروه های موسیقی هنوز مشخص نسیت.ما درنظر داریم قبل از ماه رمضان دو شب در تالار وحدت اجرای برنامه داشته باشیم در غیر این صورت پس از ماه رمضان این کنسرت برگزار خواهد شد.

نوربخش در پایان صحبتهای خود به صدا دهی ارکستر "همنوازان کلهر" اشاره کر د و گفت : گروه نوازندگان جوان "همنوازان کلهر" خیلی خوب درخشیدند و این درخشش از انتظار ما بیشتر بود و خوشبختانه به لحاظ حسی و حال و هوا اعضای گروه با یکدیگر هماهنگ بودند و از جهت کیفیت اثر قابل قبولی را ارائه دادند.

نظام ادواری و نظام دستگاهی در موسیقی ایرانی

 


در تاريخ موسيقى ايرانى دو نظام مختلف بچشم مى‌خورد. يکى نظام ادوارى است که در آن همهٔ آهنگ‌ها و بطورکلى موسيقى ايرانى را شامل مجموعه‌هايى بنام ادوار مى‌دانستند و براى آنها قواعد و ساختار ويژه‌اى قائل بودند و ديگرى نظام دستگاهى است که بعد از نظام ادوارى بنيان گذاری شد و در هفت گروه بنام دستگاه قرار دارد.

نظام ادوارى ظاهراً تا سدهٔ ۱۳ هجرى (۱۹ ميلادي) استمرار يافته و سپس جاى خود را به نظام دستگاهى داده است. نظام ادوارى نظامى بود علمى و منطقى که زيرساخت هنرى استوارى داشت و معلوم نيست چه دليل و انگيزه‌اى موجب تغيير آن شده است. بهترين و کامل‌ترين اثرى که مى‌تواند نظام ادوارى را توجيه و تفسير کند، کتاب الادوار صفى‌الدين ارموى است.

دستگاه ايرانى همان رديف راگاى هندى يا مقام در موسيقى ترکى - عربى است و در غرب به مُد ترجمه مى‌شود؛ اما هيچيک از آنها مفهوم درست يک دستگاه را نمى‌رساند. شرايط زندگى در دوران معاصر، اجراهاى کوتاه‌تر و مختصرتر را اقتضا مى‌کند. و اجراهاى دراز مدتى که در گذشته از خواننده و نوازنده، انتظار مى‌رفت وجود ندارد. لذا دستگاه‌هاى مطوّل قرن نوزده به‌تدريج مختصرتر عرضه مى‌شوند.

نخستين کتابى که در آن نظام دستگاهى به تصريح ديده مى‌شود، بحورالالحان فرصت شيرازى تأليف محمد نصير حسينى ملقب به فرصت‌الدوله است که در سال ۱۳۳۹ هـ . ق درگذشته است.

تغيير نظام ادوارى به نظام دستگاهى در موسيقى ايرانى بايد در فاصلهٔ سال‌هاى ۱۲۷۸ تا ۱۳۲۲ يا به ‌عبارت ديگر در اواخر سدهٔ سيزدهم تا حدود نيمهٔ سدهٔ چهاردهم هجرى صورت گرفته باشد. اين دوره مطابق است با دوران اخير قاجاريه، ناصرالدين‌شاه تا محمدعلى شاه.

تکوين يا بينان‌گذارى رديف هفت دستگاه موسيقى ايرانى را به خاندان على‌ اکبر فراهانى معروف به خاندان هنر نسبت داده‌اند. از آخرين افراد اين خاندان برادران شهنازى هستند که هر دو از نوازندگان طراز اول تار به ‌شمار مى‌رفته‌اند.

موسيقى سنتى ايران از تعدادى ملودى بنام 'گوشه' تشکيل شده که هر يک بازگوکنندهٔ حالات خاصى است. گوشه‌ ها بر مبناى همگونى و اشتراک حالات متوالى نتهايشان به مجموعه‌‌هايى دسته‌بندى مى‌شوند که به آنها دستگاه مى‌گويند. دستگاه به آوازى مى‌گويند که طرز بستن درجات گام و فواصل جزء آن به گام ديگرى شبيه نباشد.

هفت دستگاه موسيقى ايرانى عبارتند از: شور - همايون - چهارگاه - سه‌گاه - ماهور - نوا - راست پنجگاه.

در مورد ترتيب دستگاه‌ها نظرات متفاوتى وجود دارد. اما اگر بخواهيم دستگاه‌ها را از جهت اهميت آن طبقه‌بندي کنيم، ترتيب زير صحيح تر به نظر مى‌رسد:

- شور

- همايون

- ماهور

- چهارگاه

- سه‌گاه

- راست پنجگاه

- نوا

در ميان اين دستگاه‌ها بعضى داراى گوشه‌هاى مفصل و زيادند و لذا اين دستگاه‌ها به بخش‌هاى کوچک‌ترى تقسيم مى‌شوند که آنها را نغمه گويند. گوشه‌ها معمولاً از چند نُت تجاوز نمى‌کنند و داراى تقسيمات جزء نيستند. اگر موسيقى ايران را مملکتى فرض کنيم، دستگاه را به استان، نغمه را به شهرستان و گوشه را به شهر مى‌توان تشبیه کرد.

در ميان دستگاه‌هاى موسيقى ايرانى شور از همه بزرگتر است. مهمترين راه تشخيص دستگاه‌ها و آوازهاى موسيقى ايرانى و لذت بردن از آنها، آموزش طولاني، علمى و حرفه‌اى اين نوع موسيقى است. تمرينات مکرر و اجراهاى گوناگون نيز به اين امر کمک مى‌کند. در اين صورت با شنيدن بخش کوتاهى از هر قطعه نوع دستگاه و يا گوشه آن مشخص خواهد بود.

همچنين ياد گرفتن ترانه‌ها و تصنيف‌هاى متوالى که در دستگاه ها و آوازهاى مختلف نوشته شده، راه ديگر تشخيص الحان موسيقى ايرانى است

(مراسم تجليل از استاد احمد ابراهيمي (خواننده) و فريدون حافظي (نوازنده تار

استاد احمد ابراهیمی (خواننده)

در اين مراسم که با حضور هنرمندان برجسته درعرصه موسيقي و علاقه مندان اين هنر برگزار شد ،محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي در خصوص کم و کيف برگزاري مراسم تجليل ازهنرمندان برجسته در عرصه موسيقي گفت : تجليل از يک عمر فعاليت بي وقفه برخي از هنرمندان در عرصه موسيقي از جمله برنامه هايي بود که در خانه موسيقي انجام مي شد اما بنا به دلايلي در يک دوره زماني مراسم تجليل از هنرمندان به تعويق افتاد تا اين که تصميم گرفتيم پس از نوگشايي خانه موسيقي، اين مراسم را بار ديگر از سر گيريم تا شايد قدردان گوشه اي از فعاليت هاي اساتيد موسيقي باشيم. سپس داريوش پيرنياکان نوازنده تار درخصوص شيوه نوازندگي فريدون حافظي گفت : زماني که نوجوان بودم با صداي ساز فريدون حافظي از طريق راديو آشنا شدم، در آن زمان اساتيدي چون جليل شهناز، فرهنگ شريف و استاد مجد در راديو تکنوازي تار مي کردند و من همه را با علاقه بسيار مي شنيدم. در اين بين حافظي از تک نوازان پر قدرت تار بود. با گذشت زمان رفته رفته با اين نواخت ها بيشتر آشنا شدم و آنها را دنبال کردم و به جايي رسيدم که صداي تار اين استاد گرانقدر را مي شناختم و به اصطلاح امضاي ايشان پاي اثر بود.

استاد فریدون حافظی (نوازنده تار)

پيرنياکان افزود : آموزش يکي از پايه هاي اصلي هنر موسيقي است که مردان بزرگي در اين عرصه تلاش هاي بسياري کردند، تا چراغ اين هنر خاموش نشود ،به جرات مي گويم که استاد فريدون حافظي از جمله مردان بزرگ هنر موسيقي ايراني است. فريدون حافظي استاد موسيقي و نوازنده برجسته تار نيز ضمن قدرداني از برگزار کنندگان اين مراسم گفت : بزرگداشت هاي بسياري توسط سازمان ها و نهادهاي فرهنگي به مناسبت هاي مختلف براي من برگزار شده است .در سال 1372 به پاس 50 سال نوازندگي من در راديو برنامه اي به مديريت استاد تجويدي برگزار شد. در سال 1386 هم برنامه ديگري ترتيب داده شد که در آن برنامه استاد فخرالديني همراه با ارکستر موسيقي ملي، برخي از آهنگ هاي مرا اجرا کردند امروز هم خوشحالم که در خانه خودم خانه موسيقي، اين مراسم برگزار مي شود. حافظي پس از پايان صحبت هاي خود، به درخواست حاضران در سالن، ساز خود را برداشت و قطعه اي در دستگاه همايون، با بداهه خواني نصرا... ناصح پور اجرا کرد که مورد استقبال قرار گرفت. در ادامه اين مراسم دکتر محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي و حسين دهلوي موسيقي دان، لوح تقدير استاد فريدون حافظي را تقديم کردند. حميد رضا نوربخش خواننده موسيقي ايراني در ادامه اين مراسم، به مقام استاد احمد ابراهيمي در حوزه آواز اشاره کرد و گفت : صداي استاد ابراهيمي حکايت از صفا و خلوص و پاکي شخصيت و منش ايشان دارد. بايد جدا از هنر موسيقي از اين مرد درس اخلاق گرفت. نوربخش به ويژگي آواز ابراهيمي اشاره کرد و گفت : يکي از ويژگي هاي بارز استاد احمد ابراهيمي اشراف کامل او به حوزه شعر و ادبيات است چرا که اين استاد شيوه تلفيق شعر و موسيقي را به خوبي مي داند و به ظرايف آن آشنا است. پس از پايان صحبت هاي حميد رضا نوربخش ،استاد ابراهيمي ضمن سپاس از حاضرين گفت : خوشحالم که در خانه خودم و در جمع دوستان هستم و فرصت را غنيمت مي شمارم و به جاي پرگويي قطعه اي را مي خوانم .

در پايان اين مراسم استاد ابراهيمي به همراه دو نوازنده تار و تنبک، قطعاتي را خواند که مورد استقبال تماشاگران حاضر در خانه موسيقي قرار گرفت. در ادامه استاد مصطفي کمال پورتراب و داوود گنجه اي، هديه استاد ابراهيمي را تقديم کردند. پس از تقدير ازاين دو استاد ، آلبوم موسيقي ويژه کودکان در دو سي دي به نام هاي"سبدسبد گل" و "شادي مي آد به خونه" اثر مهدي آذرسينا رونمايي شد و پس از پخش يک قطعه آن ، مصطفي کمال پورتراب در باره ويژگي هاي اين آلبوم صحبت کرد. پايان بخش اين مراسم، به نوازندگي کمانچه هادي منتظري و آواز قاسم رفعتي اختصاص داشت.

گزارشی از شب پاياني (شب سوم) کنسرت محمدرضا لطفي

سومين اجرا از کنسرت استاد محمد رضا لطفي و گروه هاي سه گانه شيدا با حضور گروه هاي همنوازان شيدا و بانوان روي صحنه به پايان رسيد. در شب سوم و پاياني کنسرت محمد رضا لطفي و گروه هاي سه گانه شيدا دو گروه همنوازان شيدا و بانوان شيدا به سرپرستي استاد و خوانندگي محمد معتمدي قطعات و آوازهايي در بيات ترک ، کرد بيات، اصفهان و شور نواختند. این کنسرت با 45 دقیقه تاخیر همرا بود که اعتراض حضار را در پی داشت....

بخش نخست: اجراي گروه همنوازان شيدا

همنوازان شيدا با ترکيب نوازندگان شب نخست خود به سرپرستي محمد رضا لطفي قطعات جديدي را که ساخته اين استاد موسيقي ايراني در بيات ترک و کرد بيات بود را نواختند.

محمد معتمدي در اجراي سوم نيز چون دو اجراي پيشين خود با قدرت ظاهر شد و قطعات و آوازها را به گونه مناسبي اجرا کرد.

استاد محمد رضا لطفي در اين اجراي گروه شيدا بيشتر تکنوازي ها را خود نواخت و جواب آوازها را داد که نشان از هوشمندي او در توجه به خواست مخاطب است.

در شب هاي اول و دوم مجموعه برنامه هاي گروه هاي سه گانه شيدا،استاد خود به بداهه نوازي پرداخته بود و در اجراهاي گروهي، بخش تکنوازي ها و جواب آوازها را با اعتمادي قابل توجه به هنرمندان جواني چون، هوشمند عبادي(ني)، مازيار شاهي(تار)، آريا محافظ(سنتور)، هادي آذرپيرا(عود)،بهاره فياضي(تار)، ساناز ستار زاده(تار)، نسترن هاشمي(سنتور) سپيده مشکي(سه تار)، نيلوفر حبيبيان(قانون) و فريما موفقي(کمانچه)سپرده بود.

به همين دليل شب سوم و پاياني جاي خالي خود را با اجراي تکنوازي ها و جواب آوازها به خوبي هر چه تمام تر پر کرد.

همنوازان شيدا مانند شب نخست خود با قدرت ظاهر شد و قطعات را به دقت نواختند. پيش در آمد «اميد»، ساز و آواز در گوشه هاي در آمد، چهار مضراب « شورآفرين»، آواز در گوشه هاي داد و شکسته، قطعه دلتنگي در کرد بيات و تصنيف يا دوست مجموعه آوازها و قطعاتي بود که اين گروه در بخش نخست اجرا کرد.


بخش دوم: اجراي گروه بانوان شيدا

به جرأت مي‌توان گفت گروه بانوان شيدا يکي از برترين گروه هاي موسيقي ايراني است. هماهنگي، حجم ارکستر و حضور تکنوازان برجسته در اين گروه سبب اين مهم است.

اما استاد اين بار به همراه گروه همنوازان شيدا "سه تار" نواخت. شور و حالي که در سه تار نوازي او وجود دارد و شيوه مخصوصي که او در نواختن اين ساز دارد، حتي در مقايسه با اساتيد قديمي تر او چون، فروتن، عبادي، برومند، در گاهي ، صبا، هرمزي و ... مخاطبان را بيشتر به شيوه سه تار نوازي اش معتقد مي کند.

از همه اساتيد سه تار نوازي قديم ايران لحني در آن هست. حتي از عبادي که به ظاهر از شيوه نوازندگي استاد دور است.

گاه نيز از سه تار او نغمه دوتار و حالات خاص موسيقي شرق خراسان به گوش ميرسد. گمان مي کنم سه تار و کمانچه ساز خلوت و تنهايي استاد باشند که اين چنين به گوش مي رسند.

در مضراب اول چنان مطلع يک غزل قوي و پرمحتوي سه تار او توجه ها را به خود جلب کرده و مخاطب را مجاب به شنيدن مي کند.

لطفي در لحظه اي که بوجود آوردن آن مختص خود اوست از اصفهان به شور رفت. او متانت شور را با درايت خود به خوبي نشان داد و فضا را عوض کرد.

اجراي اصفهان در کوک «فا» و شور در کوک «دو» براي يک خواننده کار آساني نيست، اما معتمدي به خوبي از عهده آن بر آمد و نقاط طلايي صداي خود را نشان داد.

معتمدي نشان داد که در کنار استاد طي 4 سال گذشته پيشرفت خوبي کرده است.

کنسرت گروه هاي سه گانه شيدا و محمدرضا لطفي با اجراي قطعه پنج ضربي اي عاشقان به پايان رسيد و باز هم لطفي ثابت کرد شاگردي خلاق و امانت دار براي اساتيد خود چون برومند و دوامي و استادي کوشا ، هنرمند، باسواد و دلسوز براي شاگردان خود است.

اولين شب از كنسرت گروه‌هاي «سه‌گانه شيدا» به هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سايه) تقدیم شد

در شامگاه باراني تهران، محمدرضا لطفي سپيدپوش با همراهي احمد مستنبط (نوازنده تنبك) و مهرزاد هويدا (نوازنده دف) به روي صحنه‌ آمد.


 حاضران به احترامش دقايقي ايستادند و او را تشويق كردند.


 سپس محمدرضا لطفي با بداهه ‌نوازي تارش به اجراي برنامه پرداخت كه در بخش‌هايي، آوازش تارش را همراهي مي‌كرد.


 احمد مستنبط با تنبك و مهرزاد هويدا با دف در بخش‌هايي از اجرا، لطفي را همراهي كردند.


 برنامه با تاخير 30دقيقه‌ ای و طبق روال معمول برنامه‌هاي هنري، ساعت 21:30 آغاز شد.


 لطفي در اجرايش خواند: «بيا بيا دلدار من دلدار من / درآ درآ در کار من در کار من / تويي تويي گلزار من گلزار من / بگو بگو اسرار من اسرار من» و با قطعه‌ «اي يار من اي يار من اي يار بي‌زنهار من / اي دلبر و دلدار من اي محرم و غمخوار من / ايران من ايران من ....» بخش اول به پايان رسيد.


 بعد از تنفسي 30دقيقه‌ ای، در بخش دوم محمدرضا لطفي با همراهي گروه 15نفره‌ «همنوازان شيدا» به روي صحنه آمد.


 لطفي تارش را به دست گرفت و نواخت. محمد معتمدي خواند و ديگر اعضاي گروه «همنوازان شيدا»، فرخ مظهري (تار)، حميد سكوتي (سه‌تار)، آرش غفاري (تار)، مازيار شاهي (تار)، آريا محافظ (سنتور)، عيسي شكري (دايره)، هوشمند عبادي (ني)، سينا دانش (كمانچه)، سامان نوروزيان (كمانچه)، مهرزاد هويدا (دف)، محمدمهدي كريمي (دف)، صمد برقي (كمانچه)، هادي آذرپيرا (عود) و احمد مستنبط (تنبك) نواختند.


 پيش‌درآمد «اميد» (با تقديم به فرزندش «اميد»)، ساز و آواز «گوشه‌هاي درآمد»، چهارمضراب شورآفرين «گوشه داد‌ و شكسته» ساز و آواز، قطعه كرد بيات «دلتنگي» همراه با آواز فرود به بيات ترك، تصنيف «يا دوست» در اين بخش اجرا شد.


 در بخش‌هايي از برنامه، مازيار شاهي (‌تار)، آريا محافظ (سنتور)، هادي آذر‌پيرا (عود)، هوشمند عبادي (ني) و احمد مستنبط (تنبك) به تك‌نوازي پرداختند.


 به گزارش ايسنا، با پايان اجراي قطعات، گروه سالن را ترك كردند؛ اما با تشويق پياپي تماشاگران به روي صحنه آمدند و قطعه‌ي «مژده بده! مژده بده! يار پسنديد مرا / سايه‌ او گشتم و او برد به خورشيد مرا / جان بلاديده منم، گريه‌ خنديده منم / يارپسنديده منم، يار پسنديد مرا / کعبه منم، قبله منم، سوي من آريد نماز...» اجرا شد.


 همان‌طور كه محمدرضا لطفي در نشست خبري گفته بود، سه شب كنسرت گروه «همنوازان شيدا» قرار است كاملا متفاوت باشد.


 شب دوم برنامه، بداهه‌نوازي محمدرضا لطفي با تنبك احمد مستنبط همراه خواهد بود و در بخش دوم با پاسداشت از شيوه‌ طاهرزاده در دستگاه همايون با خوانندگي امير اثني‌عشري، گروه بازسازي شيدا مي‌نوازد و در بخش دوم، گروه بانوان شيدا با خوانندگي محمد معتمدي به سرپرستي و آهنگسازي محمدرضا لطفي مي‌نوازند.


 شب سوم كه اول خردادماه است، گروه بانوان شيدا با سرپرستي، آهنگسازي و تك‌نوازي محمدرضا لطفي و خوانندگي محمد معتمدي برنامه اجرا مي‌كنند و در بخش دوم نيز گروه «همنوازان شيدا» به اجراي برنامه مي‌پردازد.


 به گزارش ايسنا، محمدرضا لطفي در بروشور برنامه‌ كنسرت گروه «سه ‌گانه شيدا» نوشته است: «كنسرت اخير گروه‌هاي سه‌گانه شيدا در اين برنامه دو اثر جديد را ارائه مي‌كند. كليه‌ قطعات گروه همنوازان شيدا در سال 88 ساخته شده كه هنوز به صورت صوتي و تصويري در اختيار قرار نگرفته و مجموعه‌ «اي عاشقان» در طول 30 سال ساخته و چيدمان شده كه گروه بانوان شيدا آن را اجرا مي‌كنند.


 قطعه‌ اميد كه در آواز بيات ترك به اجرا درمي‌آيد، در يك بعد ضربي بلند هيجده‌ضربي ساخته شده كه انتهاي دور سازهاي كوبه‌يي اين دور را مي‌بندند. اگرچه ضرب قطعه‌ اميد هيجده‌تايي است؛ اما تركيب يا ميزان‌بندي آن در بافت ريتميك آن متفاوت است. دور زرين قطعه با تركيب (دو، سه، سه)، (دو، سه) و (دو، سه) آرايش يافته است كه مجموعه يك ميزان به سه بخش تقسيم مي‌شود. در دوره‌هاي اخير پس از تغيير بنياد‌هاي اجتماعي و فرهنگي بخصوص در پايتخت تهران ضرب‌هاي بلند ادواري كاربرد خود را از دست داد.


 پس از انقلاب تعداد زيادي از تنبك ‌نوازان و آهنگسازان تلاش كردند تا تنوع خوبي به ضرب‌ها بدهند. بايد توجه داشت كه ضرب‌هاي ادواري تنها به معادلات رياضي تبديل نشوند. هر دوري بايد آهنگي مناسب و شايسته را دربر گيرد تا كاربرد موسيقيايي بيابد. در اين زمينه افرادي مانند جناب رجبي و ناصر فرهنگ‌فر و دانشجويان اين دو  بزرگ تلاش‌هاي ارزنده‌اي را در اين راه نموده‌اند. فرم قطعه‌ «اميد» جديد است و شادروان پرويز مشكاتيان و حسين عليزاده تلاش‌هاي بسيار توانمندي را در اين زمينه به انجام رسانيده‌اند. قرار بود كه تصنيف اين برنامه را جناب اميرهوشنگ ابتهاج بسرايند و نوار آن را اينجانب به ايشان دادم؛ اما متاسفانه راهي آلمان شدند و به خاطر طول مسافرت‌شان عملي نشد. قرار بود ما اين برنامه را به پاس خدمات ارزنده‌ ايشان و با حضور ايشان عملي كنيم كه متاسفانه اين افتخار نصيب ما نشد. به هرحال ما در اين برنامه از اشعارشان استفاده كرده‌ايم و اين برنامه را به ايشان تقديم مي‌كنيم و اگر خدا خواست، كار ديگري را همراه با ايشان به مردم عزيز ارائه خواهيم كرد.


 كار گروه بازسازي اجرايي است جديد كه در اين كنسرت ارائه مي‌شود. در اين برنامه آواز طاهر‌زاده به‌وسيله آقاي اثني عشري بازسازي شده و در لابه‌لاي اين آواز زيبا قطعاتي به ضرورت مي‌آيد كه از ساخته‌هاي اساتيد شناخته‌ شده و قديمي است كه اميد است كه مورد توجه شما قرار گيرد. آثار بازسازي‌ شده به گوش حساس‌تر و توجه بيش‌تر نياز دارد؛ چرا كه مدت‌هاست اين نوع موسيقي شنيده نمي‌شود. هميشه كارهاي گذشته به خاطر نثر قديمي‌اش مشكل‌تر مورد پذيرش مردم قرار مي‌گيرد؛ به همين دليل بايد راديو و تلويزيون و رسانه‌هاي جمعي بهاي بيشتري به اين جوانان عاشق بدهند.»


 مجموعه كنسرت‌هاي سه شب گروه «همنوازان شيدا» به اميرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سايه) - شاعر پيشكسوت - تقديم شده است.