برگزاری کنسرت های سیمین غانم برای بانوان

 کنسرت سیمین غانم ۵، ۶ و ۷ خردادماه در سالن آمفی تئا‌تر شهید رجایی قزوین برگزار می‌شود. آرمین امین بیطرف تهیه‌کننده کنسرت غانم در قزوین اعلام کرد: کنسرت سیمین غانم در قزوین به مناسبت ولادت حضرت فاطمه و برای بانوان برگزار خواهد شد. 

سیمین غانم در این اجرا برای اولین‌بار در قزوین آهنگ‌هایش را همچون گل گلدون من، آمد نوبهار، سلامی چه بوی خوش آشنایی، رقص باران، پرنده، قلک چشمات، مرد من، صبوری و.... اجرا خواهد کرد. 

اعضای این کنسرت سیمین غانم (خواننده) ؛یلدا صمدی (پیانو) ؛ سارا احمدی (دف) و آزاده شمس (ویلن) می‌باشند. 

طبق اعلام بیطرف؛ در سال ۱۳۹۰ این کنسرت دومین کنسرت سیمین غانم خواهد بود و پس از آن احتمالا در تاریخ ۲۶ و ۲۷ خرداد ماه نیز به مناسبت ولادت حضرت علی(ع) و روز پدر این گروه در کرمان اجرا خواهند داشت. 

موسسه فرهنگی هنری «ترانه عارف» برگزارکننده برنامه‌های کنسرت غانم است. 

بنا بر این گزارش، همچنین در نمابری که طی چند روز گذشته از سوی بنیاد رودکی ارسال شده است از ۲۱ تا ۲۳ اردیبهشت نیز سیمین غانم در تهران در تالار وحدت تهران برنامه دارد.

کنسرت موفق صدیق تعریف در اروپا

seddigh tarif 03 کنسرت موفق صدیق تعریف و گروه نوروز در فرانسه و ایتالیا

«صدیق تعریف» خواننده نام ‌آشنای موسیقی ایرانی که چند روزی مانده به عید به اتفاق گروه نوروز کنسرت« باغ و بهار و آینه » را در چند شهر اروپا اجرا کرده بود خبر از استقبال مخاطبین مقیم خارج از کشور می‌دهد.

صدیق تعریف ضمن اعلام این خبر به همشهری آنلاین گفت: برنامه در نظر گرفته شده برای فرانسه و ایتالیا بود که به دعوت یک مرکز فرهنگی از فرانسه انجام شده بود ،که در نهایت بعد از دو شب اجرا در پاریس به ایتالیا رفتیم.

به گفته صدیق تعریف گروه نوروز در شهرهای رم، ونیز، میلان و پسکارا اجرای برنامه کردند که با اقبال مناسب تماشاگران و مخاطبان روبرو شد.

گروه نوروز را در این کنسرت صادق تعریف به عنوان نوازنده دف و چند نوازنده جوان دیگر همراهی می‌کردند که آثاری را در دو بخش فارسی و کردی اجرا کردند.

 

seddigh tarif 01 کنسرت موفق صدیق تعریف و گروه نوروز در فرانسه و ایتالیا

این کنسرت ترکیبی از کارهای قدیمی و تازه تعریف بود که در نغمه اصفهان و مایه دشتی و شور و شوشتری و منصوری(در بخش سنتی با کلام فارسی) و مقامات کردی که عمدتا در مقام شور بود ، اجرا شد.

صدیق تعریف در پاسخ به این سوال که دستاورد مهم این سفر موسیقایی چه بود، گفت: به گمان من بهترین دستاورد این سفر زمینه سازی و رایزنی برای اجرای کنسرت‌های بیشتر در آینده در خارج از کشور بود که امیدوارم نتایجش را در آینده شاهد باشیم.

این هنرمند هم‌چنین از انتشار تازه‌ترین آلبومش به نام «مهتاب» خبر داد که به آهنگ‌سازی حسین یوسف‌زمانی از سوی شرکت سروش و چند روزی مانده به نوروز ۹۰ به بازار موسیقی عرضه شد.
این اثر در قالب ارکستر سمفونیک و روی شعر معروف مهتاب نیما یوشیج و اشعار شاعرانی چون حافظ،سیمین بهبهانی و …تنظیم و ضبط شده است.

صدور مجوز آلبوم «مرغ خوشخوان» استاد شجریان همچنان در هاله ای از ابهام

استاد محمدرضا شجریان shajarian

آلبوم «مرغ خوشخوان» استاد محمدرضا شجریان که در روزهای پایانی سال ۸۸ برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد ارسال شد، هنوز موفق به دریافت مجوز نشده است.
به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی «مرغ خوشخوان» اثریست که در سال ۸۷ در سالن وزارت کشور برای سه هزار نفر اجرا شده، اما گویا انتشار آلبوم آن اجرای زنده، پس از این مدت هنوز سرنوشت روشنی ندارد.
بخش دوم کنسرت «رندان مست» که «مرغ خوشخوان» نام نهاده شده است برای گرفتن مجوز در روزهای پایانی سال ۸۸ به وزارت ارشاد فرستاده شد اما اکنون با گذشت بیش از یک سال نه خبری از ارائه‌ مجوز است و نه وزارت ارشاد صدور مجوز برای این آلبوم را کأن لم یکن اعلام می‌کند.

به گزارش ایلنا محمدعلی رفیعی، مدیر برنامه‌های محمدرضا شجریان، در این زمینه می‌گوید: اواخر سال گذشته بود که بخش دوم کنسرت استاد در سال ۸۷ را برای انتشار در قالب یک آلبوم به وزارت فرهنگ و ارشاد فرستادیم اما اکنون هرچه پیگیر می‌شویم، به نتیجه نمی‌رسیم و با تنها جوابی که مواجه می‌شویم این است: «باهاتون تماس می‌گیریم».
وی افزود: در چنین شرایطی که برای گرفتن مجوز یک آلبوم با مشکلات فراوان مواجه هستیم، دیگر برای گرفتن مجوز کنسرت استاد شجریان هم اقدامی نکرده‌ایم.
وی درباره‌ فرآیند دریافت مجوز برای استاد محمدرضا شجریان پیش از موضع‌گیری‌ وی درباره حوادث سال گذشته اینگونه سخن گفت: قبلا پروسه‌ گرفتن مجوز در بدبینانه‌ترین حالت؛ یک تا دو ماه طول می‌کشید اما امروز یک سال است که برای مجوز یک آلبوم که قطعات آن پیش از این در وزارت کشور روی صحنه اجرا شده، اقدام کرده‌ایم و با این حال بی‌ثمر بوده است.
رفیعی خاطرنشان کرد: با اوصافی که برای دریافت مجوز برای آلبوم‌های استاد شجریان پیش ‌روی ما نهاده شده، ما مجبوریم آثارمان را در خارج از کشور منتشر کنیم و حق کپی رایت آن را نیز دریافت کنیم.

جشنواره موسیقی نواحی

sonnati daf  جشنواره موسیقی نواحی همزمان در تهران و كرمان برگزار می‌شود

 

هفتمین جشنواره موسیقی نواحی از ۲۴ تا ۲۸ اردیبهشت ماه سال جاری همزمان در تهران و کرمان برگزار می‌شود.

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی از روابط عمومی جشنواره موسیقی نواحی، در این جشنواره هفت گروه موسیقی خیوه یولی (ترکمنی)، دیلمون (گیلان)، زاگرس (لری، بختیاری و بویراحمدی)، عاشیقلر (ترکی آذربایجان)، چریکه (کردی)، لیان (بوشهری) و ماهور (قومی- عشایری) شرکت می‌کنند.
همچنین در جشنواره موسیقی نواحی ایران از چند نفر از استادان داستان‌ پرداز و پیشکسوت تقدیر به‌عمل می‌آید.
این تقدیر و سپاس در اختتامیه جشنواره همراه با اجرای استادان برگزیده خواهد بود.

حکایت لغو پی در پی کنسرتها؛این داستان : شهرام ناظری

 

اول: داستان لغو مجوز کنسرت‌های موسیقی به قدری تکراری شده که کمتر نکته‌ای برای تذکر و یا انتقاد و اعتراض باقی مانده که پیش از این بدان پرداخته نشده باشد. اما به قول مولوی که‌:

کوشش بیهوده به از خفتگی است،

ما نیز بر این دربسته می‌کوبیم تا مگر فرجی حاصل شود و این گره کور و چندین ساله گشوده شود.

از منظر روانشناسی هم یادگیری زمانی اتفاق می‌افتد که یک امری تکرار شود و ما هم باز برخی نکات را تکرار می‌کنیم تا مدیران فرهنگی که هر از چندگاه تغییر می‌کنند، با این انتقادات و اعتراضات و پیشنهادات آشنا شوند و دستی از آستین برآرند.

دوم: لغو مجوز کنسرت شاهنامه‌خوانی شهرام ناظری از جمله رخدادهایی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. جدای از آنکه حقوق مصرف‌کنندگان (مخاطبان موسیقی و دوستداران آقای ناظری و شاهنامه فردوسی) و مجریان (گروه فردوسی و شهرام ناظری) در این ماجرا نادیده گرفته شده است. نکته مهمتر لغو مجوز کنسرتی است که در آن برای نخستین بار و به شکل جدی و توسط یکی از چهره‌های نامی موسیقی به شاهنامه فردوسی پرداخته شده است.

این روزها زیاد می‌شنویم که باید دو بال ایرانی و اسلامی فرهنگ را توامان رشد و توسعه دهیم و حمایت کنیم، اما در عمل آنکه پامال جفا می‌شود، ‌همین بال ایرانی فرهنگ است،‌ به خصوص که این روزها برخی مدعیان بی‌ریشه هم با هیابانگ‌هایی گوش‌خراش، خود را به ایرانی و ایرانی‌گری چسبانده‌اند و از این منظر کار بر آنانی که به واقع خواهان توسعه و گسترش فرهنگ اصیل ایرانی‌‌ و زبان فارسی‌اند بسی سخت و طاقت‌سوز‌تر شده است؛ آنانی که به دنبال فردوسی و سعدی و حافظ و مولانا و عطار و دیگر بزرگان ادب فارسی‌اند و گسترش شعر و کلام آنها فرهنگ مستتر در این متون را دستمایه کار خود قرار می‌دهند تا عاشقانه به فرهنگ این مرز و بوم خدمت کنند،‌ به دلیل برخی مخالفت‌هایی که با آن جریان بی‌ریشه می‌شود، ‌به آتش‌آنان می‌سوزند. بنا‌بر‌این نگارنده بعید نمی‌داند که تراشه‌های برگزاری مراسم نوروز در تخت جمشید (که به دلیل مخالفت‌ها به تهران منتقل شد) دامان گروه فردوسی و آقای ناظری را هم گرفته باشد.

نگارنده بر بی‌ریشه بودن آن جریان دلیل دارد و نمونه شاخص آن درگذشت استاد ایرج افشار و بی‌اعتنایی مجموعه این مدعیان علاقه‌مند به فرهنگ ایران به فقدان چنین ایرانشناس و پژوهشگر نامدار و جهانی است. باید سال‌ها بگذرد تا ایرانشناس و پژوهشگری همانند ایرج افشار را شاهد باشیم و شاید هم‌زایش دوباره چون اویی غیرممکن باشد.

دریغ از یک تسلیت و حضور نماینده‌ای از این جریان در مراسم‌های مختلفی که به نام آن زنده‌یاد برگزار شد.

صراحت ریاسوز؛ خاطره‌ای از استاد ایرج افشار
این‌گونه حرکت‌ها نشان می‌دهد ایران و ایرانی‌گری برای این جماعت ابزاری است تا با آن به هدف‌های دیگری برسند،‌به همین دلیل لغو کنسرت آقای ناظری را هم باید از همین زاویه مورد بررسی قرار داد.

سوم: لغو این کنسرت اما آسیب‌هایی را به یک جریان سالم و فرهنگی اصیل موسیقایی‌ وارد می‌سازد. مشکل مهم جریانات اصیل موسیقی این است که تنها رسانه آنها برگزاری کنسرت و انتشار سی‌دی‌است. آنها به دلیل مشکلاتی که پخش ساز از صدا‌و‌سیما دارد و نیز پرهیز از حضور در رسانه‌های ماهواره‌ای عملا در حال حذف شدن از رسانه‌ها هستند. 

جریان موسیقی پاپ و عامه‌پسندو انواع و اقسام موسیقی‌های دیگر با وصل کردن خود به شبکه‌های مختلف و ریز و درشت ماهواره‌ای عملا رسانه‌دار شده‌اند، و شهرت و نفوذی در میان عامه مخاطبان پیدا کرده‌اند، اما هنرمندانی چون شجریان، ناظری،  لطفی، ‌علیزاده، فخرالدینی، سراج و مختاباد و قربانی و عقیلی و... با چنین شرایط و بی‌اعتنایی صدا‌و‌سیما به این هنرمندان و عدم اجرای کامل و تصویری کار آنان، به کجای این شب تیره خود را بیاویزند که بتوانند موسیقی اصیل ایرانی را تبلیغ کنند جز همین کنسرت‌ها و ... 

با چنین شرایطی که این اندک امکانات هم به لطایف‌الحیل از این گروه از هنرمندان دریغ می‌شود و به دلیل نداشتن رسانه‌، موسیقی جدی و هنری ایران به نوعی اوتیسم و درخودماندگی دچار شده که به رغم داشتن ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های فراوان ‌به دلیل نداشتن رابطه با مخاطبان عملا به سمت قهقرا و حذف و به حاشیه رفتن پیش می‌رود و اگر مسیر بر همین مدار باشد، دیری نخواهد پایید که این موسیقی را هم باید به موزه‌ها بسپاریم.

پیام نوروزی استاد شجریان

دانلود شادباش نوروزی استاد محمدرضا شجریان

 

 پیام نوروزی استاد محمد رضا شجریان که توسط روابط عمومی شرکت دل آواز در اختیار سایت موسیقی ایرانیان قرار گرفته است را از اینجا دانلود کنید

دانلود کنید

http://shajarianfans.com/sifile/Post/651-700/667/ostad.wmv

نگاهی به بیست و ششمین جشنواره‌ بین‌المللی موسیقی فجر و مديريت موسيقي در كشور

مشکلات جشنواره که به‌دلیل انحصارطلبی مسئولان دولتی؛ تنها فستیوال موسیقی کشور شده؛ ناشی از چيست: نامشخص بودن سیاست‌های هنري خصوصا در موسیقی، قوانین غیرکارشناسانه و ساختار ناکارآمد و غیرمتخصص مرکز و انجمن‌های موسیقی و نبود برنامه‌ریزی و عدم برخورد مناسب با هنرمندان.

 

بهراد توکلی؛ کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر تهران و نوازنده سه تار و سرپرست گروه همنوازان مهر است. وی اجراهای متعددی را در داخل و خارج از کشور داشته است. او در جشنواره بیست و یکم به‌عنوان مدیر گروه خورشید(به سرپرستی استاد مجید درخشانی) و نوازنده سه تار، در جشنواره بیست و دوم به‌عنوان مدیر و نوازنده گروه خورشید، در جشنواره بیست و سوم به‌عنوان سرپرست و نوازنده گروه همنوازان مهر و در جشنواره بیست و چهارم به عنوان مدیر برنامه‌های گروه‌های شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی حضور داشته است. وی که در دو جشنواره گذشته از حضور در این جشنواره امتناع کرده است؛ از مدیران موفق کنسرت در کشور بوده و عضو شورای نویسندگان مجله موسیقی فرهنگ و آهنگ نیز است و از وی بیش از 50 مقاله تخصصی در حوزه‌ي موسیقی در نشریات و کتب متعددی به انتشار رسیده است. اين يادداشت را توكلي درحاشيه‌ي بيست و ششمين جشنواره موسيقي فجر براي ايلنا نوشته و دراختيار خبرگزاري گذاشته است. 
بیست و ششمین جشنواره(بخوانید نمایش) موسیقی فجر در شرایطی روزهای پایانی خود را پشت سر می‌گذارد که امسال نیز مانند هر سال شاهد افت چشمگیر کمی و کیفی این نمایش دولتی نسبت به سال‌های گذشته هستیم. اما این افت در جشنواره بیست و ششم نسبت به جشنواره‌های سال قبل بسیار محسوس‌تر و قابل توجه‌تر است. 
در یک نگاه آماری می‌توان گفت از نگاه کمی و نسبت تعداد اجراها و ظرفیت سالن‌ها نسبت به میانگین دو سال گذشته تا 50 درصد شاهد افت هستیم. در برخی از بخش‌ها این افت کمی تا بالای 60 درصد نیز می‌رسد(مقایسه کنید بخش بین‌الملل جشنواره بیست و چهارم را با جشنواره امسال) به لحاظ کیفی این افت خصوصا در بخش موسیقی ایرانی بسیار مشهود و چشمگیر است فقط کافی است به اسامی گروه‌های حاضر در جشنواره‌های دو سه سال گذشته و این جشنواره بیاندازید: گروه شیدا و بانوان شیدا به سرپرستی و آهنگسازی استاد محمدرضا لطفی و خوانندگی محمد معتمدی و علیرضا شاه محمدی، بداهه‌نوازی استاد محمدرضا لطفی(جشنواره بیست و چهارم تالار وزارت کشور)، گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی و خوانندگی محمد معتمدی(جشنواره بیست و سوم) گروه ایرانی به آهنگسازی پژمان طاهری و خوانندگی علیرضا قربانی(جسنواره بیست و سوم) گروه استاد جلال ذوالفنون(جشنواره بیست و سوم) و تکنوازی ایشان(جشنواره بیست و چهارم)، گروه جناب مسعود شعاری(جشنواره بیست و سوم و بیست و چهارم)، گروه همنوازان مهر به سرپرستی نگارنده و خوانندگی محمد معتمدی(جشنواره بیست و سوم) و .... 
اما امسال؟! 
در جدول جشنواره بگردید به کدام نام آشنا برمی‌خورید؟ هرچند دوستان برگزارکننده مدعی شوند رویکرد جشنواره حمایت از استعدادهای جوان بوده است(که به این موضوع نیز خواهیم پرداخت) پس معنی این حرف این است که امسال به دنبال اساتید نرفته‌اید؟! 
اما دلایل چنین روندی چیست؟ مشکلات این جشنواره که متاسفانه به‌دلیل انحصارطلبی مسئولان دولتی در طی این سال‌ها تنها فستیوال موسیقی کشور است از کجا ناشی می‌شود این نوشتار به بررسی این عوامل می‌پردازد البته بساری از علت‌ها درواقع خود معلول همدیگرند و شاید تفکیک آنها تا حدودی دشوار باشد اما می‌کوشیم تا حد توان به این رویکرد نائل آییم: 
1- نامشخص بودن سیاست‌های استراتژیک هنری در کشور خصوصا در حوزه موسیقی: 
یکی از خاصیت‌های اصلی انقلاب‌های اجتماعی بهم ریختن ساختار حاکمیت و نوسازی رویه‌های اجرائی در همه‌ی حوزه‌هاست. انقلاب‌هايی که براساس ایدئولوژی خاص شکل می‌گیرد که علاوه بر نارضایتی از سیستم اداره جامعه به‌دنبال پی‌ریزی بنیانی مبتنی بر ایدئولوژی هستند با چالش بازتعریف‌ها نیز روبرو می‌شوند و باید بسیاری از امور را منطبق بر آن ایدئولوژی بازتعریف کنند. موارد مهمی نظیر اقتصاد، روابط بین‌الملل و مناسبات فرهنگی نیز ازجمله مواردی هستند که در انقلاب‌های ایدئولوژیک بازتعریف می‌شوند. 
هنر و خصوصا موسیقی از مواردی است که از همان سال اول پیروزی انقلاب تاکنون هنوز در حوزه بازتعریف جایگاه بلاتکلیف است خصوصا که موسیقی در نفس مشروعیت آن هنوز نیز دچار مشکل است و بخش عمده‌ای از این بلاتکلیفی از این مهم ناشی می‌شود. 
هنوز برای بسیاری از علمای دینی وضعیت حرمت یا حلیت موسیقی نامشخص است. برخی معتقدند موسیقی از هر نوعی حرام است و برخی دیگر انواعی از آن که اصطلاحا موسیقی غیرمطربي می‌نامند را مجاز می‌شمارند اما نکته ظریف اینجاست که حتی بنیانگذار جمهوری اسلامی(ره) نیز تشخیص این مصداق را برعهده شنونده گذاشته‌اند امری که به ماهیت و چیستی خود موسیقی باز نمی‌گردد حتی در جائی فرمودند همین موسیقی حلال که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می‌شود اگر از رادیوهای بیگانه پخش شود؛ استماع آن حرام است(نقل به مضمون) یعنی بحث حلیت موسیقی حتی قابل تشخیص دقیق قائم به ذات نیز نیست. در چنین پراکندگی آرا چگونه می‌توان انتظار داشت جایگاه و نقش موسیقی مورد تعریف دقیق قرار بگیرد چه رسد به تعیین استراتژی مدون جهت رسیدن به اهداف؟ 
در هر دوره‌ای نيز برخی مسئولان گرایش‌هائی جداگانه به هریک از این نظرات علمای دینی داشته و از آنجا که این بلاتکلیفی دست برداشت‌ها و اعمال سلیقه‌ای را طبیعتا بازگذاشته است؛ شاهد رویه‌های نامدون و نامشخص در حوزه اجرا در سال‌های اخیر بوده‌ایم به‌عنوان مثال یکی از مسئولان دولتی اعلام می‌دارد آموزش و ترویج موسیقی در چارچوب اهداف انقلاب نمی‌باشد ازسوی دیگر در همین دولت و دولت‌های قبلی شاهد آموزش موسیقی در دانشگاه‌های کشور هستیم. حال باید دید اهداف وزیر ارشاد در راستای اهداف انقلاب است یا اهداف وزارت علوم تحقیقات و فن‌آوری؟ 
ازسوی دیگر جناب آقای اسفندیار رحیم مشائی؛ ریاست محترم دفتر رئیس جمهور می‌گوید آنها که با موسیقی مشکل دارند درک صحیحی از آن ندارند(نقل به مضمون) و درخواست ترویج آن را می‌نمایند و ازسوی دیگر شهرداری تهران به‌طور شفاهی دستور لغو کنسرت‌ها در فرهنگسراها را صادر می‌کند! 
سازمان صدا و سیما هم در تلويزیون جمهوری اسلامی صدای ساز را مباح می‌داند و نمایش آن را غیرمجاز! حال اينكه چگونه اصل یک چیز مجاز بوده و عرض آن غیرمجاز هم از نکاتی است که ما قادر به درک آن نیستیم. 
و متاسفانه مسئولان فرهنگی و موسیقی کشور در این سال‌ها به‌جای تلاش برای ایجاد فضای گفتگو با حوزه‌های دینی و تبیین جایگاه موسیقی یکبار برای همیشه در این کشور، تنها به مجریان مطیع و بی‌چون و چرایي بدل شده‌اند. حال آنكه این سوال از مسئولان موسیقی کشور در این سال‌ها مطرح می‌شود که چرا نه برای احقاق حقوق موسیقی و موسیقیدانان که حتی برای مشخص کردن تکلیف نهائی آنها كاري نكرده‌اند؟ 
موسیقی در این کشور شغلی نیمه وقت است. در چهار ماه محرم و صفر و ماه مبارک رمضان و ایام فاطمیه(به این ایام شهادت و ایام قبل از شهادت معصومین ـ علیهم السلام ـ و نیز بنیانگذار جمهوری اسلامی ـ ره ـ و نیز تعطیلات نوروز را اضافه کنید) و عملا مشاهده کنید که در چه حجمی از سال هنر موسیقی امکان اجرای صحنه‌ای(که مهمترین روش معاش هنرمندان و نیز از مهمترین راهکارهای ترویج موسیقی است) را ندارد. 
در چنین فضائی چگونه می‌توان توقع تدوین استراتژی بلندمدت برای هنر موسیقی داشت که بتوان توقع برگزاری فستیوالی هم‌شان با فرهنگ و هنر این سرزمین داشت آنهم ازسوی مسئولان دولتی! 
2- قوانین غیرکارشناسانه ساختار ناکارآمد و غیرمتخصص مرکز موسیقی و انجمن‌های موسیقی مرکزی و شهرستان‌ها به‌عنوان متولیان جشنواره موسیقی فجر: 
این سخن که مدیران هنری لزوما نباید متخصص هنری نیز باشند بلکه باید تیم کارشناسی دقیقی را به‌عنوان تعیین‌کننده سیاست‌ها داشته باشند؛ مهم است اما نکته قابل توجه اینجاست که در ساختمان 7 طبقه مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در میان ده‌ها کارمند آن؛ تنها یک نفر با مدرک کارشناسی موسیقی آن‌هم در بخش شعر مشغول به کار است! 
وقتی مدیرکل محترم موسیقی وزارت ارشاد در سال 86 در جلسه حضوری نگارنده را با حدود سی سال اختلاف سنی با استاد یگانه‌ي موسیقی ایران محمدرضا لطفی(که مدیریت کنسرت ایشان را عهده‌دار بودم) اشتباه می‌گیرد یا نام کنترباس را ویلن بزرگه می‌نامد؛ چه توقعی از بدنه‌ي این مرکز می‌توان داشت؟
شورای موسیقی این مرکز نیز که سال‌های متمادی است دست‌نخورده مانده است تنها بازنگری و درجه‌بندی کیفی آلبوم‌ها و کنسرت‌ها را برعهده دارد که آن‌هم بدون اتکا به رویه‌هائی مستند و مستدل. به خاطر نمی‌آورم که در این سال‌ها نظر شورای محترم برای عدم صدور مجوز به هنرمندی پاسخی مکتوب و مستدل و موسیقائی داده باشد. 
بدنه‌ی کند مرکز موسیقی و شعر به حدی برای اجراها و آلبوم‌های موسیقی ایجاد اشکال می‌نماید که بسیاری از هنرمندان عطای فعالیت مستمر و منظم هنری را به لقای آن بخشیده‌اند به‌عنوان مثال برای اجرای یک کنسرت هر بار باید مجوز شعر اخذ کرد. شعرهايی که بارها و بارها مجوز گرفته‌اند؛ بازهم باید مورد بررسی قرار گیرند حتی اشعار بزرگانی مانند حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی در شورای محترم شعر باید مورد تایید فنی و بعضا سیاسی قرار گیرند! 
اینکه چه شورای اساسا می‌تواند وجود داشته باشد که صلاحیت بررسی و صدور مجوز برای اشعار بزرگان تاریخ ادبیات ایران را داشته باشد؛ خود جای بحث دیگری است. 
پس از طی پروسه‌ای تقریبا 20 روزه اعضاي گروه‌های موسیقی باید فرم‌های متعدد بانک اطلاعاتی هنرمندان که هربار نیز باید تکمیل گردد و نمونه صوتی را تحویل دهند و پس از گذشت 20 روز تا یکماه تازه نوبت به اداره حراست وزارت ارشاد می‌رسد تا آن‌هم با زمانی نامشخص و غیرقابل پرسش تشخیص دهند که اجرا می‌تواند صورت پذیرد یا خیر سپس نوبت به اداره اماکن نیروی انتظامی می‌رسد که با اخذ مبالغ هنگفت به‌منظور تامین امنیت اجرا(!) اجازه صدور مجوز را صادر فرمایند. 
پروسه‌ای طولانی که هربار برای هر کنسرت باید طی شود تا پس از چندین ماه اجازه اجرا به هنرمندی داده شود. سوال مهم اینجاست که در نظامی که توانائی آن را دارد تا به صلاحیت بیش از 5000 نفر داوطلب پست خطیر ریاست جمهوری در طی دو هفته رسیدگی کند؛ چگونه اجرای یک کنسرت یا انتشار یک آلبوم چنین پروسه‌ی طولانی‌مدتی را بايد طی کند؟! 
نگاهی به فعالیت‌های انجمن‌های موسیقی در کشور بیاندازید. آیا در بسیاری از شهرستان‌ها اجرای کنسرت‌ها تنها از کانال این انجمن آن‌هم با ده‌ها مورد انحرافات و سوءاستفاده‌های مالی صورت‌پذیر نيست(نگاه کنید به سخنان استاد محمدرضا لطفی در نشست روسای انجمن‌های موسیقی در سال گذشته) و تازه مدیرعامل انجمن موسیقی ایران در واکنش به سخنان استاد حسین علیزاده و اينكه منت همکاری برای تور کنسرت ایشان را هم برگردن هنر موسیقی و موسیقیدان می‌گذارند. 
آقای مدیرعامل؛ وظیفه‌ي شماست که با احترام و افتخار کنسرت اسطوره‌ي موسیقی ایران را حمایت کنید و اینجا لازم است تاکید نمائیم هدف این نوشتار افشاگری نيست و تنها ذکر مثال‌هايی برای دانستن این موضوع است که هنرمندان موسیقی با چه معضلاتی درگیر هستند در غیر این صورت پرواضح است كه آنها هموارد با متعددی دست به گریبان هستند. 
در چنین فضايی طبیعی است دبیر جشنواره پس از 9 ماه از جشنواره سال قبل؛ تازه مشخص شود و چقدر جالب است که بدنه‌ي مرکز موسیقی به ناگاه در سه ماه توان بررسی 100 اجرا را به دست می‌آورد يا شايد می‌خواهد يا می‌تواند! 
در برخی جشنواره‌ها که مدیریت اجرايی جشنواره با مدیران هنری بخش خصوصی تعامل صحیحی را برقرار کرده است؛ توانسته در برخی از بخش‌ها به موفقیت‌های چشمگیر ولی مقطعی دست يابد مانند بخش بین‌الملل جشنواره بیست و چهارم و نیز حضور استاد لطفی در بخش ویژه جشنواره همان سال. 
3- عدم برنامه‌ریزی مدون و صحیح و عدم برخورد مناسب با هنرمندان از عوامل عدم اقبال هنرمندان به جشنواره موسیقی فجر: 
اسفند ماه نزد مدیران هنری، برگزارکنندگان و نیز هنرمندان یکی از بدترین زمان‌ها برای برگزاری کنسرت است. توجه مردم به خرید شب عید طبیعتا باعث می‌شود تهیه بلیط کنسرت‌ها به سختی در سبد هزینه‌های خانوارهای ایرانی قرار گیرد. خصوصا آنکه هشت روز اول اسفند را نیز جشنواره به خود اختصاص داده است. اما چگونه است که هنرمندانی چون حسین علیزاده، همایون خرم، گروه شمس با علیرضا قربانی و شهرام ناظری سختی این ایام و نیز ریسک ناشی از فشردگی اجرا در اسفند ماه را به جان می‌خرند و همگی در فاصله‌ي پایان جشنواره تا پایان سال اقدام به برگزاری کنسرت می‌کنند و حاضر به شرکت در جشنواره نمی‌شوند؟ 
یکی از دلایل این موضوع عدم برنامه‌ریزی و اجرای نامناسب جشنواره‌های موسیقی فجر است. دعوت به موقع(حداقل 9 ماه قبل از شروع جشنواره) به جای آنکه ازسوی دبیر جشنواره صورت پذیرد در این سال‌ها چند هفته قبل از جشنواره عمدتا توسط مدیر اجرائی جشنواره آنهم به صورت شفاهی صورت می‌پذیرد. آقایان گویا هنوز نمی‌دانند بین خم رنگرزی و اجرای موسیقی تفاوت‌هائی وجود دارد. گروه‌هائی که عموما به دلائل معضلاتی که ذکر شد برنامه مدون تمرینی ندارند؛ بصورت شفاهی و تلفنی توسط مسئولان جشنواره دعوت مي‌شوند و طبیعی است هنرمندانی که به کیفیت هنری اجراهای خود اهمیت می‌دهند؛ در جشنواره شرکت نکنند و تنها گروه‌های مستقل جوان – که نگارنده خاضعانه به تمامی آنها احترام و اردات خود را ابراز می‌دارد- که به‌طور طبیعی باتوجه به مشکلاتی که ذکر شد تنها مجال ارائه هنر خود را در جشنواره فجر می‌بینند به ناچار حاضر به شرکت در این نمایش دولتی می‌شوند. 
مورد دیگر را در نوع نگاه و برخورد غیرفرهنگی مسئولان با هنرمندان باید جستجو کرد. در سال‌های پس از انقلاب؛ مسئولان مرکز موسیقی خود را متولیان موسیقی کشور می‌انگاشته و می‌انگارند درحالیکه متولی موسیقی هر کشوری هنرمندان هستند نه مسئولان مرکز موسیقی و انجمن‌های موسیقی هم به‌جای آنکه نقش حمایتی از هنزمندان و نیز تسهیل‌کننده‌ي فعالیت‌های آنان را ایفا نمایند، عملا تبدیل به ارگان صدور مجوز یا بهتر بگوئیم صدور اجازه‌ي فعالیت هنرمندان تبدیل شده‌اند و آن را لطفی تلقی می‌کنند که به هنرمندان روامی‌دارند. آقایان نمی‌دانند که اجازه فعالیت هنرمند و حتی لقب هنرمند را مردم هستند که به هنرمندان اهدا می‌کنند و هیچ هنرمندی با حکم هیچ مسئولی به جایگاه هنری نرسیده است. اینجا لازم است تاکید کنم هیچ نهاد و ارگانی صلاحیت صدور یا عدم صدور مجوز برای هنرمندانی چون شجریان، علیزاده و لطفی و دیگر استادان موسیقی ایران را ندارد. نگاه کنید به واکنش بابک رضائی(مدیرعامل محترم انجمن موسیقی ایران) به سخنان حسین علیزاده در دعوت هنرمندان برای عدم شرکت در جشنواره موسیقی فجر(نقل از پایگاه خبری انجمن موسیقی ایران): 
«به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران به نقل از ایرنا؛ بابك رضايي روز در مورد نشست خبري روز گذشته عليزاده، توضيح داد: وي در نشست ياد شده و بر خلاف جريان‌سازي رسانه‌هاي مغرض، از واژه تحريم استفاده نكرده بلكه وي ادعا داشته كه به سبب مقابله با رصدهايي كه در حوزه موسيقي اعمال مي‌شود، هنرمندان كشور رنجيده خاطر شده‌اند. 
مدير انجمن موسيقي ادامه داد: عليزاده، مي‌تواند نظرات شخصي خود را اعلام كند، اما ايشان نماينده جامعه موسيقي كشور نيست كه سلايق خود را به تمام هنرمندان نسبت دهد. 
رضايي افزود: حضور بيش از 100 گروه موسيقايي در بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر، مبين پويايي و فعال بودن جامعه موسيقي به‌رغم تمامي نقدها و ادعاهاي افرادي همچون عليزاده است. 
رييس انجمن موسيقي همچنين روند موسيقايي كشور را مطلوب دانست و ادامه داد: مسوولان و متوليان فرهنگي كشور در تلاش براي ارتقاي هنر موسيقايي كشور هستند و در اين مسير از تمامي هنرمندان كشور حمايت مي‌كنند. 
دبير اجرايي بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر ادامه داد: برهمين اساس، انجمن موسيقي ايران در برگزاري تور موسيقايي عليزاده همكاري داشته و سعي در حمايت از برپايي كنسرت‌هاي اين هنرمند، همزمان با جشنواره در سراسر كشور است. 
وي با اشاره به اينكه برخي عنوان مي‌كنند جامعه موسيقي كشور دچار ازهم گسستگي است و داراي يك مديريت واحد و خرد جمعي نيست، ادامه داد: اينگونه مباحث از جانب افرادي كه سالها در عرصه موسيقي كشور حضور دارند، موجب ضربه زدن به روند رشد و پيشرفت این هنر مي‌شود كه جاي تاسف دارد. 
دبير اجرايي بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر افزود: معتقدم با حمايت، همدلي، كمك و همبستگي جامعه موسيقي مي‌توان به بسياري از مشكلات فايق آمد. 
رضايي گفت: متاسفانه در چنين شرايطي برخي از رسانه‌هاي مغرض نيز در راستای فريب افكار عمومي، برخي از مطالبي را كه بيشتر آن مي‌تواند به‌عنوان يك نقد سازنده در پيشبرد اهداف فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري بكار رود، به سمتي مي‌برند كه آن اثربخشي خودش را از دست بدهد.» 
جناب آقای رضائی، آقای علیزاده نماینده‌ي جامعه موسیقی کشور نیستند؟! بر فرض که صحبت شما درست باشد؛ آیا مجموعه هنرمندانی چون علیزاده، شجریان، مرحوم مشکاتیان و سایر هنرمندانی که عطای جشنواره شما را به لقای آن بخشیده‌اند نیز نماینده‌ي جامعه موسیقی نیستند؟! پس نماینده‌ي جامعه‌ي موسیقی کشور چه کسانی هستند؟! گروه‌های بخش رقابتی و جنبی و پاپ جشنواره امسال؟! یا خود حضرتعالی؟! 
جناب رضائی؛ در جامعه‌ي 70 میلیونی ایران با بیش از ده‌ها هزار نوازنده و خواننده و آهنگساز، 100 گروه(به فرض واقعی بودن آمار شما که کل اجراها و تکنوازان را نیز گروه تلقی کرده‌اید) رقم قابل توجهی است که مبین پویائی و فعال بودن جامعه‌ي موسیقی باشد آن‌هم با لفظ بی‌ادبانه به‌رغم ادعای "افرادی مانند علیزاده" آقای رضائی؛ درست است که ما مانند شما از چنین ادبیاتی برخوردار نیستیم اما اجازه‌ي بی‌حرمتی به چهره‌های شاخص و اساتید موسیقی کشورمان را نیز به شما نخواهیم داد. 
در ادامه ایشان به رویه‌ي رایج امروز به رسانه‌ها حمله کرده است و برخي رسانه‌ها(!) را مغرض و خبرهای آن‌ها را درجهت فریب افکار عمومی تبیین می‌کند. جناب آقای رضائی؛ اگر گزارش‌های همین رسانه‌ها و مصاحبه‌های آن‌ها با هنرمندان برجسته‌ي موسیقی کشور نبود؛ آیا امروز همین ارکستر ملی را در جشنواره حاضر داشتید؟! آقای رضائی؛ آیا درج مصاحبه‌ي استاد علیزاده در جهت فریب افکار عمومی است و معرفی تکنوازی گیتار خانم لیلی افشار در جشنواره به‌عنوان گروهی از آمریکا مصداق فریب افکار عمومی نیست؟! 
اينها تنها نمونه‌ای از ده‌ها برخورد ناشایست مسئولان موسیقی کشور با هنرمندان است. در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که هنرمندان موسیقی با چه دلخوشی در جشنواره دولتی موسیقی فجر شرکت کنند؟ دلخوش به رفتار و نگاه‌های مسئولان باشند؟ به برنامه‌ریزی صحیح آنها اعتماد کنند؟ شفافیت مسائل مالی را مورد توجه قراردهتد؟ یا سهولت و تسریع روز افزون امور اجرائی خود را در مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باعث حضور انان در جشنواره فجر گردد؟ 

برنامه روز دوم جشنواره موسیقی فجر


دومین شب از بیست و ششمین جشنواره  موسیقی فجر امشب ـ ٣ اسفند ماه ـ با اجرای گروه كر آوازی تهران، رضا صادقی، اركستر ملی آذربایجان و رسیتال پیانوی دلبر حكیم آوا پی گرفته می شود.

 

برنامه  امروز جشنواره ی موسیقی فجر


 

 

اركستر سمفونیك تهران به رهبری شهداد روحانی امشب سوم اسفند ماه دومین شب از اجرای خود را در نوبت اول تالار وحدت سپری خواهد كرد.

این گروه ساعت ٣٠/١٨ دقیقه در این تالار به صحنه می رود و به دنبال آن در ساعت ٢١ گروه كر «آوازی تهران» به رهبری میلاد عمرانلو در این تالار برنامه دارد.

سالن رودكی نیز امشب و در دومین روز از جشنواره بین المللی موسیقی فجر میزبان سه گروه موسیقی می شود.

اركستر زهی  «هنگام» به سرپرستی روزبه تابنده و گروه «نوماه» به سرپرستی نگار افاضل ساعت  ۳۰/۱۸

«كوآرتت زهی آرمیران» به سرپرستی خواجیك باباییان ساعت ٢١ در این تالار به اجرا می پردازد.

فرهنگسرای نیاوران نیز كه در نوبت نخست ساعت ٣٠/١٦ ویژه بانوان است، امشب سوم اسفند ماه میزبان گروه «خونیا» به رهبری پری ملكی می شود.

اجرای رسیتال پیانو توسط دلبر حكیم آوا در ساعت ٢١ نیز از دیگر برنامه های این فرهنگسرا خواهد بود، اما سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روز سه شنبه اركستر سنتی مركز موسیقی و سرود صدا و سیما را به سرپرستی شهرام منظمی در ساعت ٢٠ میزبانی می كند.

تالار اندیشه مجموعه حوزه هنری نیز امشب در بخش بین الملل به استقبال اركستر ملی كشور آذربایجان می رود. این گروه ساعت ٣٠/١٨ سازهای خود را در این سالن به صدا در می آورد.

سالن سوره حوزه هنری نیز میزبان دو گروه موسیقی خواهد بود. گروه «نجوا» به سرپرستی آرشام خرسند پور و گروه «مثنوی» به سرپرستی سعید فهیمی ساعت ١٩ در این مجموعه به صحنه می روند.

مجموعه ایوان شمس نیز امشب ساعت ٢٠ در بخش رقابتی میزبان گروه كر فرهنگسرای «اندیشه» با سرپرستی مهدی جاور و گروه «آوای باران» به سرپرستی سارا جلایی می شود.

فرهنگسرای ارسباران نیز در بخش جنبی ساعت ١٩ به استقبال گروه «ژی» به سرپرستی شهباز شاهین پور می رود.

اما در بخش جنبی موسیقی پاپ رضا صادقی ساعت ٢١ در سالن همایش های برج میلاد كنسرت خواهد داشت.

این در حالی است كه دومین نشست از سلسله نشست های تخصصی موسیقی روز سه شنبه ساعت ١٦ به موضوع «موسیقی و رسانه های مجازی» در پژوهشكده جهاد دانشگاهی اختصاص دارد.

بابک رضایی : عليزاده، سخنگوی جامعه موسيقی نيست

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران به نقل از ایرنا؛ بابک رضایی در مورد نشست خبری حسین علیزاده توضیح داد:

 وی در نشست یادشده و بر خلاف جریان سازی رسانه های مغرض، از واژه تحریم استفاده نکرده بلکه وی ادعا داشته که به سبب مقابله با رصد هایی که در حوزه موسیقی اعمال می شود، هنرمندان کشور رنجیده خاطر شده اند.


مدیر انجمن موسیقی ادامه داد: علیزاده، می تواند نظرات شخصی خود را اعلام کند، اما ایشان نماینده جامعه موسیقی کشور نیست که سلایق خود را به تمام هنرمندان نسبت دهد.


رضایی افزود: حضور بیش از 100 گروه موسیقایی در بیست و ششمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر، مبین پویایی و فعال بودن جامعه موسیقی به رغم تمامی نقدها و ادعاهای افرادی همچون علیزاده است.


رییس انجمن موسیقی همچنین روند موسیقایی کشور را مطلوب دانست و ادامه داد: مسوولان و متولیان فرهنگی کشور در تلاش برای ارتقای هنر موسیقایی کشور هستند و در این مسیر از تمامی هنرمندان کشور حمایت می کنند.


دبیر اجرایی بیست و ششمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر ادامه داد: بر همین اساس، انجمن موسیقی ایران در برگزاری تور موسیقایی علیزاده همکاری داشته و سعی در حمایت از برپایی کنسرت های این هنرمند، همزمان با جشنواره در سراسر کشور داشته است.


وی با اشاره به اینکه برخی عنوان می کنند جامعه موسیقی کشور دچار از هم گسستگی است و دارای یک مدیریت واحد و خرد جمعی نیست، ادامه داد: اینگونه مباحث از جانب افرادی که سال ها در عرصه موسیقی کشور حضور دارند، موجب ضربه زدن به روند رشد و پیشرفت این هنر می شود که جای تاسف دارد.


دبیر اجرایی بیست و ششمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر افزود: معتقدم با حمایت، همدلی، کمک و همبستگی جامعه موسیقی می توان بر بسیاری از مشکلات فایق آمد.


رضایی گفت: متاسفانه در چنین شرایطی برخی از رسانه های مغرض نیز در راستای فریب افکار عمومی، برخی از مطالبی را که بیشتر آن می تواند به عنوان یک نقد سازنده در پیشبرد اهداف فعالیت های فرهنگی و هنری بکار رود، به سمتی می برند که آن اثر بخشی خودش را از دست بدهد.


مدیر انجمن موسیقی ایران یادآور شد: در جشنواره موسیقی امسال شاهد استقبال کم نظیر مخاطبان موسیقی بوده ایم به گونه ای که بلیت بسیاری از کنسرت ها تمام شده است.


یادآور می شود، حسین علیزاده در نشستی خبری مدعی شد که وضعیت موسیقی مناسب نیست و هنرمندان نباید در جشنواره موسیقی شرکت کنند.

اعتراض به ناهماهنگی ها در روز نخست جشنواره موسیقی فجر

اعتراض به نا هماهنگی ها در روز نخست جشنواره موسیقی فجر


اولین روز از بیست و ششمین جشنواره موسیقی فجر با حواشی مختلفی همراه بود که مهمترین آن لغو اجرای تک نوازی استاد فرهنگ شریف بود.

روز گذشته دوم اسفندماه و در اولین روز از جشنواره موسیقی فجر اجرای تکنوازی تار فرهنگ شریف به دلیل بیماری این پیشکسوت موسیقی لغو شد. این مسئله باعث شد که بسیاری از مخاطبان بخش تک نوازی استادان موسیقی به عدم اطلاع رسانی لغو این اجرا اعتراض کنند. برخی از مخاطبان نیز با اعتراض به مسئولین جشنواره خواستار عودت هزینه های بلیت خود شدند.

لازم به ذکر است خبر لغو اجرای تکنوازی استاد فرهنگ شریف در نشریه روزانه بیست و ششمین جشنواره موسیقی فجر منتشر شده بود.

اما تکنوازی عود مجید ناظم پور و سنتور نوازی جواد بطحایی نیز با تاخیر در تالار وحدت آغاز شد و این اجراها تا ساعت ۲۱ ادامه پیدا کرد. همین مسئله باعث شد تا اولین اجرای ارکستر سمفونیک تهران با رهبری شهرداد روحانی نیز با تاخیری یک ساعته روبرو شود. بسیاری از مخاطبان نیز در همین رابطه به جدول زمان بندی جشنواره معترض شدند.

جدول برنامه های بیست و ششمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر

 

این جدول شامل طبقه بندی گروه های شرکت کننده در بخش های رقابتی و جنبی و همچنین جنبی پاپ می باشد.

 

دانلود جدول 

http://www.iranmusicnews.net/images/stories/26fajrmusic/jadval%20copy.jpg

آغاز بیست و ششمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،‌ جشنواره بيست ‌و ششم موسيقي فجر به دبيري حسن رياحي فردا در 10 تالار شهر تهران و استان‌هاي شيراز،‌ بوشهر، گرگان، كرج و زنجان افتتاح مي‌شود. 
در اولين روز اين جشنواره در تالار وحدت ساعت 18:30 فرهنگ شريف، ‌مجيد ناظم‌ پور و جواد بطحايي و ساعت 21 اركستر سمفونيك تهران به رهبري شهرداد روحاني، ‌در سالن رودكي در ساعت18:30 گروه لاوينا به سرپرستي فرشاد فولادوند و آنسامبل جوان به رهبري ميلاد عالمي و در ساعت 21 كوارتت زهي تهران به رهبري شاهين فرهت،‌ در سالن فرهنگسراي نياوران در ساعت 18:30 گروه آواي مهرباني به سرپرستي سهيلا پورگرامي و در ساعت 21 گروه موسيقي تلفيقي وصال از هند، در سالن اصلي تئاتر شهر ساعت 20 گروه موسيقي خنيا به سرپرستي عليرضا وكيلي منش،‌ در تالار انديشه ساعت 18:30 اركستر پارس ناصر نظر، در سالن سوره حوزه هنري ساعت 19 گروه موسيقي دوسار به سرپرستي عليرضا گلشن و نوآوا به سرپرستي ناصر نكويي،‌در ايوان شمس ساعت 20 گروه آوازي سونات به سرپرستي محسن بافنده و گروه كر آواز دختران به سرپرستي شهلا ميلاني،‌ در سالن ارسباران ساعت 19 گروه فغان به سرپرستي ميلاد علي‏پور و در برج ميلاد ساعت 21 گروه داركوب به سرپرستي همايون نصيري و خوانندگي حامد بهداد به اجراي برنامه مي‌پردازند. 
به گزارش فارس،‌ به دنبال برگزاري نشست‌هاي تخصصي در هر دوره جشنواره، امسال نيز سالن پژوهشكده فرهنگ و هنر ميزبان اين بخش خواهد بود و فردا موضوع « موسيقي و مديريت رسانه در ايران» با حضور پژوهشگران بررسي مي‌شود. 
شایان ذکر است که بيست و ششمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر 2 تا 8 اسفند ماه سال جاری برگزار مي‌شود. 

کنسرت محمدرضا شجریان در دوبی

 

محمدرضا شجریان به همراه گروه شهناز ۲۸ بهمن در مرکز تجاری دوبی به اجرای کنسرت خواهد پرداخت.

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی به نقل از سایت دل‌ آواز این کنسرت روز پنج‌شنبه ،۱۷ فوریه در سالن شیخ راشد، به سر‍پرستی و آهنگ‌سازی مجید درخشانی برگزار می‌شود.

این برنامه در دو بخش دستگاه همایون و ماهور خواهد بود و آلبوم «رندان مست» از ساخته‌های درخشانی هم در این برنامه اجرای صحنه‌ای خواهد شد.

کنسرت محمدرضا شجریان با گروه شهناز پیش از این در کشورهای انگلستان، استرالیا، آمریکا و کانادا به صحنه رفته بود و با استقبال علاقه‌مندان موسیقی ایرانی روبرو شده بود.

شجریان و گروه شهناز همانند دیگر کنسرت‌های سال‌های اخیر از سازهای ابداعی استاد در این کنسرت هم بهره خواهند برد.

سازهایی که هم سخنان استاد درباره آنها و هم نوع صدادهی آنها و به کارگیری‌شان در ارکستر‌ها، انتقادهای چندی را در بین اهالی موسیقی به وجود آورده است.

گفتنی است بنا به هماهنگی انجام شده با برگزار کنندگان این کنسرت، علاقه‌مندانی که تمایل به تهیه بلیت از ایران را دارند می‌توانند بلیت خود را از طریق سایت دل‌آواز تهیه کنند.

شاه‌ آبادي : اركستر سمفونيك از سال آينده صاحب رهبر دائم مي‌شود

معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: تا پايان امسال اركستر يك رهبر مهمان خواهد داشت و اميدواريم از سال آينده از رهبر دائم براي آن استفاده كنيم. حميد شاه‌آبادي در حاشيه افتتاح نمايشگاه عكس سريال مختارنامه در جمع خبرنگاران گفت: اركستر ملي نماد موسيقي كشور است و مي‌خواستيم از ماندگاري بيشتري برخوردار باشد. فقط رهبر اركستر نيست كه انتخاب شده، بلكه چهار چهره‌ شاخص موسيقي كشور به عنوان شوراي فني اين اركستر، پشتوانه ملي و فني و مفهومي اين اركستر هستند تا اركستر ملي با قوت و قدرت ويژه‌اي به كار خودش ادامه دهد.
 
 

وی ادامه داد: من از زحمات آقای فرهاد فخرالدینی در10 سال مدیریت ارکستر ملی قدردانی می‌کنم و خوشحالم که ارکستر ملی امروز دوباره حرکت خود را آغاز و تمریناتش را شروع کرده است.


وی همچنین درباره آمد و رفت‌های پیاپی رهبر ارکستر سمفونیک تهران و انتخاب قطعی رهبر برای آن تصریح کرد: بنای ما بر این بود که ارکستر را با رهبر مهمان اداره کنیم و شورای فنی ارکستر به این تشخیص رسیده بود که برای همسان‌سازی سبک ارکستر سمفونیک ایران با استاندارد‌های جهانی، چند رهبر مختلف از رهبران ایرانی و خارجی در یک دوره‌گذار را انتخاب کنند.

وی افزود: تا پایان امسال ارکستر یک رهبر مهمان خواهد داشت و امیدواریم از سال آینده از رهبر دائم برای آن استفاده کنیم، البته در سال آینده همچنان از رهبر مهمان استفاده می‌کنیم و معتقدم اگر ارکستر ملی می‌خواهد یک گام بلند بردارد و حرفی برای گفتن داشته باشد، نیاز دارد تا از رهبران مهمان استفاده کند.


شاه آبادی همچنین درباره حذف موسیقی پاپ از بخش مسابقه جشنواره موسیقی فجر نیز تصریح کرد: دلیل حذف این بخش ضعیف بودن بخش پاپ نیست بلکه ما باید بدانیم که کانون توجه در موسیقی باید به کجا برود و چگونه باشد. در شرایطی که هجمه‌ موسیقی پاپ از نوع و سبک‌هایی است که بخشی از آن با هنجارهای ما سازگار نیست و به خوراک شنیداری کشور آسیب می‌زند، باید از موسیقی ملی خودمان بیشتر صیانت کنیم. حذف پاپ از بخش رقابتی نه تنها با این هدف بود بلکه در راستای حمایت از موسیقی ‌های کلاسیک غربی است و این نشان می‌دهد که ما فقط به موسیقی سنتی و مقامی توجه نکرده‌ایم.


معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین عنوان داشت: در حال حاضر چنین ظرفیتی برای ارائه یک تصویر زیبا در حوزه موسیقی پاپ وجود ندارد، بنابراین ما بنا را بر این گذاشتیم که رویکرد و نگاه ما به موسیقی جدی باشد. البته در بخش جنبی از موسیقی پاپ استفاده می‌ کنیم تا نشان دهیم که ما با موسیقی پاپ فی‌النفسه مخالفتی نداریم و اصولا مخالفت ما با موسیقی؛ ارتباطی به گونه و ژانر آن ندارد. اگر از گونه ای از موسیقی دفاع نمی‌کنیم؛ آن بخشی از موسیقی است که با هنجارهای اجتماعی ما سازگاری ندارد. امیدوارم که امسال بتوانیم تصویر خوبی از موسیقی ارائه کنیم.

فواد توحیدی : سازهایم را به موزه موسیقی تهران می برم

فواد توحیدی گفت: اگر بی‌توجهی میراث فرهنگی کرمان در رابطه با موزه ساز کرمان ادامه یابد، سازهای این موزه را به موزه موسیقی تهران منتقل می‌کنم.

 

«فواد توحیدی» کارشناس و مسئول بخش سازهای نواحی موزه ساز کرمان که از زمان افتتاح این موزه سازهای بسیاری را اهدا کرده در گفت وگو با خبرنگار موسیقی فارس گفت: اگر میراث فرهنگی کرمان در رفتارش با موزه ساز کرمان تجدید نظر نکند و دست از این بی‌توجهی‌اش بر ندارد من همه سازهایم را به موزه ساز تهران منتقل می‌کنم.


وی ادامه داد: از سال 80 این موزه افتتاح شده ولی از همان سال تا به امروز حتی یک غرفه هم به این موزه اضافه نشده و با ورود سازهای جدید همه در انبار روی هم چیده شده‌اند.


توحیدی با اشاره به وضعیت نامطلوب سازها در انبار موزه ساز کرمان گفت: بواسطه روی هم قرار گرفتن سازها در انبار، سازهایی با قدمت زیاد در یک وضع بسیار نامطلوب به سر می‌برند.به طوری که پوست برخی از آنها پاره و حتی بعضی از سازها خراب شده‌اند و حتی با این شرایط مسئولان نیز هیچ اقدامی در این خصوص انجام نداده‌اند.


این پژوهشگر موسیقی ادامه داد: متاسفانه این بی‌توجهی شامل همه وسایل موجود در موزه است و تنها مختص سازها نیست به گونه‌ای که برادرم عماد توحیدی با زحمت بسیار عکس‌هایی از موسیقی ‌دانهای زمان قاجار به دست آورده که با نامه نگاری 3 ساله تنها 40 عدد از آنها انتخاب و قاب شدند و تکلیف ما بقی اصلا معلوم نیست.


توحیدی با اشاره به تعطیلی چند وقته موزه ساز کرمان به فارس گفت: هم اکنون موزه ساز و موزه مردم شناسی بسته است که مسئولان به بهانه خراب شدن دزدگیرهای موزه درب را بسته‌اند و هیچ اقدامی هم برای درست کردن این وضعیت انجام نمی‌دهند.


کارشناس موزه موسیقی کرمان درباره رایزنی با موزه موسیقی تهران به منظور انتقال سازهای کرمان به تهران بیان داشت: من هنوز با آقای مرادخانی صحبت نکردم ولی سال گذشته برخورد مناسب ایشان با بنده و درخواستشان مبنی بر انتقال 8 تار قدیمی 200 ساله‌ام و نیز همکاری لازم ایشان برای تحویل این سازهای قدیمی در حدی بود که اگر هم اکنون اقدام کنیم خواهند پذیرفت چرا که بارها از بنده خواسته‌اند که سازهایم را به موزه موسیقی تهران ببرم.


توحیدی در خاتمه خاطر نشان کرد: متاسفانه آن قدر که تهران به سازهای ما اهمیت می‌دهد خود مسئولان شهر توجهی به آنها ندارند که در صورت ادامه یافتن چنین وضعیتی باید اقدام به انتقال آنها نماییم.

داریوش پیرنیاکان : استفاده مستقیم از بودجه دولت در تولید آثار موسیقایی خلاف قانون است

به کارگیری امکانات و توان مالی بخش دولتی در تولید محصولات فرهنگی دخالت در انجام امور بخش خصوصی است و این امر خلاف قانون است و تا زمانی که از بودجه دولتی در تولید آثار موسیقایی استفاده شود بخش خصوصی روز به روز ضعیف و کم توان تر خواهد شد.

داریوش پیرنیاکان سخنگوی خانه موسیقی ضمن بیان این مطلب، تولید محصولات موسیقایی توسط بخش دولتی را خلاف اصل 44 قانون اساسی عنوان کرد و گفت : بی تردید توان مالی و امکانات اجرایی در بخش دولتی بیش از واحدهای تولید محصولات فرهنگی در بخش خصوصی است و در عین حال طبیعی است که ورود بخش دولتی به این عرصه به لحاظ مالی بخش خصوصی را کنار خواهد زد به همین دلیل تا زمانی که دولت در این امور دخالت کند بخش خصوصی روز به روز ضعیف تر و کم توان تر خواهد شد .

وی در ادامه با اشاره به چگونگی فعالیت بخش دولتی و ایجاد تعامل با بخش خصوصی گفت : وظیفه دولت در قبال هنرمندان مشخص است و از امکانات مالی و اداری که در اختیار دارد به شکل های مختلف در جهت کمک به هنرمند استفاده می کند که این امر بسیار پسندیده و مورد قبول است .اما در مواردی به ویژه در دو سال اخیر دیده شده است که بخش دولتی به طور مستقیم وارد عرصه تولید محصولات فرهنگی مانند تهیه آلبوم های موسیقی و برگزاری کنسرت های متعدد شده است که همین تولید به بخش خصوصی ضربه های بسیاری وارد کرده است درحالی که بخش دولتی برای تولید محصولات فرهنگی باید غیر مستقیم عمل کند و یارانه هایی برای تولید این محصولات اختصاص دهد. به عنوان مثال هزینه تولید یک آلبوم را به هنرمند پرداخت کند و از سوی دیگر دست هنرمند را برای انتشار این آلبوم باز بگذارد تا خود او تصمیم بگیرد که تولید فرهنگی خود را برای انتشار به دست کدام ناشر بسپارد.

این استاد دانشگاه در ادامه افزود : بحث برگزاری کنسرت هم به همین منوال است بخش دولتی از طریق امکانات اداری و روابط دولتی که دارد باید شرایط برگزاری کنسرت در بخش خصوصی را فراهم کند تا از این طریق هم در تولید محصولات فرهنگی شریک باشد و هم کمک های شایسته ای به بخش خصوصی کنند.

پیرنیاکان  در ادامه صحبت های خود تولید آثار موسیقایی در بخش خصوصی را حرکتی هدفمند در جهت ارتقا سطح سلیقه مخاطب دانست و گفت : فعالان در بخش خصوصی با اندیشه های فرهنگی که دارند می توانند با حمایت و پشتوانه مالی بخش دولتی در جهت ارتقا و اشاعه هنر درست عمل کنند. در غیر این صورت دخالت بخش دولتی در تولیدات بخش خصوصی توان سرمایه گذاری این بخش را برای تولید آثار جدی و هنری اندک می کند و اگر دامنه این تخلفات در بخش دولتی ادامه پیدا کند هم  بخش خصوصی و هم هنرمند ضربه های جبران ناپذیری خواهند دید.

»اندر حکایت چهره‌ ماندگار شدن پدیده ای به نام «علیرضا افتخاری

همه می گویند : شاید اگر قرار بود از میان ۵۰ موسیقیدان برجسته‌ ایرانی نام کسی به ‌عنوان چهره‌ ماندگار اعلام ‌شود، رأی پنجاهم هم به علیرضا افتخاری نمی‌رسید.

 


هرچند بسیار واضح است بزرگ‌ترین نام غایب از لیست چهره‌های ماندگار طی 7 دوره‌ گذشته نام استاد محمدرضا شجریان است که البته توقع هم نمی‌رفت امسال با توجه به شرایط موجود این جایزه به او اعطا شود. اما آنقدر موسیقیدان‌های دیگری که استحقاق کسب این عنوان را داشتند پرشمارند که قاعدتا حالا حالاها نباید نوبت به افتخاری می‌رسید.

در شرایطی که هنرمندان مطرح و زحمت کشیده‌ای چون : شهرام ناظری، محمدرضا درویشی، احمد ابراهیمی، همایون خرم، هرمز فرهت، حسین علیزاده، احمد پژمان، امین‌الله رشیدی و ...هنوز این عنوان را دریافت نکرده‌اند، توجیه اعطای این عنوان به افتخاری چیست؟! 

کافی است به اسامی موسیقیدانانی که طی دوره‌های گذشته موفق به کسب این عنوان شده‌اند نگاهی بیندازید تا ناهمگونی علیرضا افتخاری را با آنها دریابید. هنرمندان بزرگی که هرکدام عمرشان را صرف حیات موسیقی ایران کرده‌اند. چهره‌هایی چون مجید کیانی، حسن کسایی، فریدون ناصری، حسن ریاحی، جلیل شهناز، فرهاد فخرالدینی، علی تجویدی، فرامرز پایور، محمد نوری و مصطفی کمال پورتراب. 

واقعا در میان این هنرمندان، جایگاه علیرضا افتخاری کجای ماجراست؟!!! آن هم کسی که در ماه‌های اخیر، حاشیه ‌هایش تیتر یک روزنامه‌ها و مجلات و نقل محافل بود.اما ظاهرا تنها دلیل اعطای لقب چهره‌ ماندگار به او را هم باید در همین حواشی جستجو کرد و آن ‌را نوعی دلجویی سیاسی دانست.از قضا همین اتفاقات است که شائبه‌ سیاسی بودن چهره‌های ماندگار را تائید می‌کند. 

افتخاری خواننده‌ای است بسیار پرکار و نه البته گزیده‌کار. باید به لیست فعالیت‌های علیرضا افتخاری موارد دیگری از جمله دید و بازدید‌های دولتی و نامه‌نگاری‌های گاه و بیگاه را هم اضافه کرد. افتخاری بعد از دیداری که با رئیس‌جمهور داشت در معرض برخی انتقادات‌ قرار گرفت و به نظر می‌رسد اعطای لقب چهره‌ ماندگار به او، به همین دلیل و مربوط به همین ماجراها باشد. هرچند که حتی اگر افتخاری امسال به عنوان چهره‌ ماندگار موسیقی هم  انتخاب نمی‌شد، با نامه‌هایی که نوشت و حرف‌هایی که زد، در حافظه‌ها ماندگار می شد! 

اما حالا تبعات این حرکت کاملا نسنجیده  مسوولان امر که ناگهان تصمیم گرفتند برای اینکه دل شکسته‌ افتخاری را بند بزنند لقب «چهره‌ ماندگار» به او اعطا کنند، چیست؟ مگر در کارنامه‌ درخشان این به اططلاح استاد!!! چه چیزی چشم آقایان را گرفته که او را شایسته اعطای چنین نشانی دانستند؟ 

افتخاری که گل سرسبد کارهایش  بعد از چندین و چند سال همچنان همان آلبوم «نیلوفرانه ای» است که خوانندگان قبل از او  همان ملودیها را با اشعار دیگری خیلی بهتر و دلنشین تر اجرا کرده اند،افتخاری که تقریبا در تمام مدت کاری خود با کپی ـ پیست کردن ناشیانه آثار دیگران انبوهی از آثار نه چندان با کیفیت را روانه بازار کرده است و افتخاری که در تمام این مدت هیچگاه حرفی از خودش برای گفتن نداشته ؛چرا باید مستحق گرفتن چنین عنوانی باشد؟!!! مگر یکی از اهداف -احتمالا ثانویه- همایش چهره‌های ماندگار، الگوسازی نیست؟ با این حساب الگویی که علیرضا افتخاری به خوانندگان نسل جوان می‌دهد، انتشار فورانی آلبوم در هر سال و البته بازخوانی ترانه‌هایی است که پیش از این خوانندگان زن رژیم گذشته آنها را خوانده بودند.(البته باید توجه داشت که از دیدگاه خیلی از آنهایی که به افتخاری نشان چهره ماندگار دادند،موسیقی حرام است و اگر با صدای زن خوانده شود،حرام اندر حرام است و اگر همین موسیقی با صدای زنی در رژیم گذشته ارائه شود؛از گوشت سگ هم حرام تر است). 

اگر این تفاوت‌ها را کنار بگذاریم، فرق افتخاری با سراج، علیرضا قربانی، سالار عقیلی یا هر خواننده‌ دیگری در چیست؟ اینکه صدای بهتری دارد که استفاده از آن را بلد نیست و به قول بسیاری از استادان موسیقی ایران «قدرش را نمی‌داند»؟ یا اینکه از عهده اجرای یک کنسرت ساده ‌بر نمی‌آید؟!!! حتما 3-4 سال پیش و کنسرت رشت را یادتان می‌آید؟ کنسرتی که از جمله‌ اولین و آخرین کنسرت‌هایی بود که او در ایران برگزار کرد، اما به دلیل پلی‌بک خواندنش اعتراضات مردم آنقدر بالا گرفت که نه تنها کنسرت لغو شد بلکه حتی چرخ‌های ماشین افتخاری را هم پنچر کردند!مگر مردم مسخره اند؟؟؟!!! 


خلاصه اینکه آدمی مثل افتخاری (همانطور که قبلا هم گفته بودم) اگر حتی بویی هم از هنر برده باشد؛«هنرپیشه» ضعیفی بیش نیست و تفاوت خیلی خیلی زیادی با «هنرمندان» و «هنر باوران» دارد.هنرمندان و هنر باورانی مانند استاد بی همتای آواز ایران؛ محمد رضا شجریان که سالهای سال رنجها و سختیهای راه پر فراز و نشیب و ناهموار موسیقی را به جان خریده اند تا موسیقی اصیل و ملی ایرانی را از گزند حوادث ناگوار و آفتهای خطرناکی مانند افتخاری و امثال او محفوظ و مصون دارند.

افتخاری که اخیرا به بهانه ابداع و نوآوری؛ موسیقی های مبتذل و خالی از کیفیت را به نام موسیقی اصیل ایرانی به خورد مردم می دهد؛

افتخاری که در طول مدت فعالیتش بیش از چند ساعت محدود «آواز اصیل ایرانی» نخوانده و بیشتر با خواندن تصنیف و اخیرا تصنیفهای کوچه بازاری شهره و شناخته شده است؛

افتخاری که تاکنون ملودی و آهنگ ارزشمندی نساخته و صاحب سبک و سیاق خاصی نیست و تا می توانسته از دیگران شعر و ملودی و نغمه کش رفته و کاست روانه بازار کرده است؛

افتخاری که تاکنون هیچ هنر و افتخاری نداشته و تنها افتخارش به گفته خودش شاگردی کوتاه مدت زنده یاد تاج اصفهانی که با وجود به جا گذاشتن آثار ارزشمندی از دوران قدیم، خود آواز را به درستی نمی خوانده و بیشتر به خواندن تصنیف شهره است؛چگونه می تواند یکی از چهره های ماندگار در عرصه موسیقی اصیل ایرانی باشد؟؟؟!!!

مگر اینکه بپذیریم  یا حداقل به خودمان بقبولانیم که :

۱.افرادی مانند استاد محمدرضا شجریان (که خود افتخاری هم ایشان را به عنوان استاد قبول دارد) و دیگر ستاره های درخشان عرصه موسیقی ایرانی مانند حسن کسایی،زنده یاد علی تجویدی،زنده یاد فرامرز پایور و هنرمندان بسیار زیاد دیگری که موسیقی ایرانی وامدار تلاشهای بی وقفه و بدون اجر و مزد و همیشگی آنهاست و افتخاری انگشت کوچک آنها هم به حساب نمی آید؛اصلا هنرمند نبوده و نیستند.

۲.مثل خیلی از امور دیگر این مملکت «چهره ماندگار شدن» هم معیار و قانون و قاعده خاصی ندارد و هر سال بر مبنای حاشیه ها و اتفاقات عجیب و غریب همان سال،یک نفر برای خالی نبودن عریضه چهره ماندگار می شود.

اگر درست فکر کنیم و نتوانیم مفاد بند «۱» بالا را انکار کنیم؛به سادگی درخواهیم یافت که بسیاری از چهره های ماندگار برمبنای مصلحت و مصلحت اندیشی انتخاب می شوند نه برمبنای  اصول و معیار.

به هرحال چهره ماندگار شدن علیرضا افتخاری نه تنها موجب تطهیر چهره مغشوش و غبارگرفته او نشد؛بلکه مهر تأییدی بر نادرستی اصولی پندار،گفتار و کردار او بود.در واقع مسوولان امر با این رفتار نسنجیده و نابخردانه خود باعث شدند که افتخاری بیش از پیش از مردم دور شده و پایگاه اجتماعی و مردمی خود را از دست بدهد.و از آنجایی که هیچ چیز از چشم تیز بین تاریخ پنهان نمانده و گذشت زمان در آینده بهترین داوری ها را خواهد کرد،احتمالا نسل بعد از ما همان تصوری را از «افتخاری» خواهند داشت که ما اکنون از «دامبول السلطنه» مجموعه قهوه تلخ مهران مدیری داریم.  

راهیابی ۲۶ اثر به مرحله داوری جایزه ایرج بسطامی


با پایان یافتن مرحله انتخاب آثار، ۲۶ اثر آوازی به مرحله نهایی داوری نخستین دوره جایزه سال ایرج بسطامی راه یافتند.
به گزارش  ستاد خبری نخستین دوره جایزه سال ایرج بسطامی دبیرخانه این جایزه اعلام کرد: این آثار از میان ۵۶ اثری انتخاب شدند که بعد از طی مرحله نخست انتخاب آثار، از میان ۲۴۱ اثری که حائز شرایط فراخوان بودند، به مرحله دوم راه یافته بودند.

بر اساس اعلام دبیرخانه این جایزه،۲۶ اثر انتخاب شده در دور نهایی داوری آثار، توسط هیات داوران جایزه بررسی و از میان آنها ۱۲ اثر برگزیده برای آزمون حضوری به تهران دعوت می‌شوند.


دبیرخانه جایزه با اعلام اینکه ۳ نفر از شرکت کنندگانی که موفق شوند حد نصاب امتیاز آزمون حضوری را کسب کنند به عنوان برندگان اصلی جایزه سال ایرج بسطامی معرفی شده و از ۳ نفر نیز تقدیر خواهد شد، افزود: تعداد اعلام شده برگزیدگان به منزله سقف تعداد افراد انتخابی است و در صورتی‌ که از میان شرکت‌کنندگان تعداد کمتری موفق شوند حد نصاب لازم را از آن خود کنند تنها همان تعداد به عنوان برگزیده و برنده جایزه سال معرفی می‌شوند.


دبیرخانه نخستین جایزه سال ایرج بسطامی همچنین، اعلام کرد: پراکندگی افراد شرکت‌کننده در این جایزه از نظر جنسیتی ۹۵ درصد مرد و ۵ درصد زن بوده که از ۷۳ شهر ایران برای شرکت در مسابقه نام‌نویسی کردند.


بر این اساس استان‌های تهران با ۵۷ نفر، فارس ۲۰، کرمان ۱۷، مازندران ۱۶ و اصفهان با ۱۴ شرکت کننده در رده‌های اول تا پنجم استان‌هایی قرار گرفته‌اند که شرکت‌کنندگان از آنها آثار خود را به دبیرخانه جایزه ارسال کردند.


گفتنی است مراسم اهدای نخستین دوره جایزه سال ایرج بسطامی اوایل آذرماه با حضور استادان، علاقه‌مندان و پژوهشگران موسیقی ایران از سوی بنیاد فرهنگی هنری ایرج بسطامی همزمان با نکوداشت پرویز مشکاتیان و ایرج بسطامی در تالار وحدت برگزار می‌شود.

گزارشي از كنسرت همنوازان حصار و همايون شجريان به سرپرستی علی قمصری

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8908/shajarian/shajarian%20(1).jpg

این کنسرت بر خلاف همه کنسرت ها در کشورمان نه تنها با تاخیر برگزار نشد؛بلکه یک ساعت زودتر از زمانی که در رسانه های مختلف اعلام شده بود یعنی ساعت 20 آغاز شد اما با این حال هنگامی که برنامه شروع شد اکثر صندلی ها پر بود.

پس از کوک کردن سازها که مدت زمان زیادی هم طول کشید، بخش اول برنامه شامل مقدمه دشتی به همراه آوازهای «بی‌دل و بی‌زبان» و «صنما»، چهار مضراب، تصنیف «خاکدان عشق»، مقدمه نوا، ساز و آواز «نقش خیال»، تصنیف «توبه‌شکن»، ضربی نهفت به همراه آواز نهفت و تصنیف «شهر به شهر» از آلبوم «نقش خیال» اجرا شد.

بعد از چند دقیقه استراحت قطعات بخش دوم به این ترتیب اجرا شد: مقدمه چهارگاه به همراه آواز «برون از دیده‌ها»، تصنیف «در عاشقی»، تکنوازی تار، تصنیف «آب، نان، آواز»، ساز و آواز شوشتری، تصنیف «به‌جان تو»، ساز و آواز «گناه عشق» و تصنیف «هوای گریه» ساخته محمدجواد ضرابیان.

در این کنسرت به جز قطعات آلبوم «آب، نان، آواز» و چند قطعه از آلبوم «نقش خیال» و «نسیم وصل»، آهنگ «مرغ سحر» هم با همراهی آوایی نوازندگان توسط همایون شجریان اجرا شد، مردم ابتدا با فریاد طولانی و ممتد “استاد مرغ سحر” از شجریان می خواستند که به روی صحنه برود و این قطعه را اجرا کند اما او نتوانست عکس العملی در برابر این همه تشویق نشان دهد و پسرش این آهنگ را اجرا کرد، در پایان کنسرت هم باز هم مردم شجریان را به شدت تشویق کرده و هنگامی که او قصد داشت سالن را ترک کند مجبور شد به روی صحنه برود و از آنجا تالار را ترک کند، با به روی صحنه رفتن شجریان مردم تصور کردند او می خواهد برایشان بخواند به همین دلیل باز هم او را تشویق کردند، اما در نهایت استاد با لبی خندان ادای احترامی به مردم کرد و سالن را ترک کرد.

گروه همنوازان حصار با ترکیبی از نوازنده های خوب ایران چون علی قمصری به عنوان آهنگساز و نوازنده تار، سهراب پورناظری نوازنده کمانچه، مصباح قمصری نوازنده کمانچه باس، نگار خارکن نوازنده کمانچه آلتو، علی اصغر عربشاهی نوازنده تار، نوشین پاسدار نوازنده عود، حسین رضایی نیا نوازنده دف، همایون نصیری نوازنده دمام و سازهای کوبه‌ای و آیین مشکاتیان نوازنده تنبک همایون شجریان را همراهی می کردند.

ناگفتنی هایی از کنسرت:

 

-از مهمانان برنامه می توان به هنرمندانی چون داوود رشیدی، لیلی رشیدی و بهناز جعفری در شب دوم و حسین پاکدل، سعید حجاریان، علی ترابی(سرپرست دفتر موسیقی) در شب اول اشاره کرد.

- طبق معمول عکاسان به دلیل نداشتن جایگاه اختصاصی نتوانستند به خوبی عکاسی کنند و حضورشان هم در قسمت های مختلف تالار بخصوص بالکن‌های طبقه فوقانی با اعتراض تماشاگران روبرو می شد. آنها حتی در جایگاه ویژه هم که مخصوص خبرنگاران و عکاسان بود نمی‌توانستند وارد شوند، در جایگاه ویژه هم به جز چند خبرنگار بقیه مردمی بودند که یا بلیط خریده بودند و یا بلیط مهمان گرفته بودند.

احمد پژمان : اگر موسیقی بد است چرا دانشکده و مدرسه‌اش را داریم؟


در هنر کشور دیدهای انحصارطلبانه‌ای وجود دارد، در خود هنرمندان و موسیقیدانان هم همینطور. در این ممکلت این چیزها هست و آن وقت می‌گوییم چرا موسیقی ما در دنیا مطرح نیست.

 زمانی می‌گفتند که هنرمند آیینه جامعه است. یعنی شفافیت و صداقت در ذات و خصلت او قرار دارد. گر چه در این روزگار بسیاری هستند که خود را هنرمند جا می‌زنند و این ذات زیبا را دچار خدشه می‌کنند، اما هنوز هنرمندان واقعی در دسترس ما هستند. «احمد پژمان» یکی از آنهاست. او یکی از بزرگ‌ترین و نام‌آورترین آهنگ‌سازان معاصر ایرانی است که با آثارش خون تازه‌ای در هنر این مرز و بوم به جریان انداخته است. او شفاف و بی‌ریا سخن می‌گوید. از سختی‌های کار و ناملایمات می‌گوید اما ناله نمی‌کند. حالا که در دهه هفتاد عمرش به سر می‌برد، با غرور و گرمی خاصی از خستگی‌ ناپذیری و فعال بودنش می‌گوید. این استاد موسیقی کشور و دکترای آهنگ‌سازی تا کنون علاوه بر آثار مستقل برجسته‌اش، برای موسیقی فیلم‌های «بید مجنون، خانه‌ای روی آب و بوی کافور عطر یاس» برنده سیمرغ بلورین جشنواره فجر شده است.

گفت و گوی زیر را بخوانید:

در بحث شرایط و ویژگی‌های آهنگ‌ساز و آهنگ‌سازی اظهارنظرهای مختلفی وجود دارد. برخی می‌گویند کسی که می‌خواهد آهنگ‌سازی کند باید برود دانشگاه و بعد خلاقیت خود را به کار ببرد، برخی هم می‌گویند اول باید خلاقیت داشت و مسائل تئوریک اهمیت ویژه‌ای ندارد. نظر شما در این باره چیست؟

به نظر من، آهنگ‌ساز اولش اگر آن استعداد و خلاقیت را نداشته باشد که اصلا نباید دنبال آهنگ‌سازی برود. اول باید استعداد داشته باشی و بعد تئوری. قبل از تئوری باید ساز بزنی. ساز خیلی مهم است. همین‌طور که نمی‌توان آهنگ‌ساز شد. بالاخره باید یک سازی زد. حتی اگر آواز هم می‌خوانی باید ساز بزنی. اگر ویولن می‌زنی باید پیانو هم یاد بگیری بنوازی. اگر پیانو می‌زنی که هیچ؛ تئوری را هم می‌خوانی. اگر بخواهی برای آهنگ پاپ و این چیزها یک تنظیم‌هایی هم بکنی، استعداد هم داشته باشی برای کارهای کوچک کافی است. اما اگر می‌خواهی کارهای بزرگ بکنی تئوری هم باید بلد باشی. مثل معماری است دیگر. هر کسی می‌تواند با استعدادی که دارد یک اتاق درست کند ولی وقتی می‌خواهی یک ساختمان 15 طبقه درست کنی با تمام تجهیزات، اگر یک خرده بلد باشی نمی‌توانی آن را بسازی، باید خیلی خوب ساختمان‌سازی را بلد باشی. در آهنگ‌سازی هم اگر می‌خواهید سمفونی بنویسید، سونات بسازید، موزیک جدی بسازید باید خیلی خوب موسیقی را بدانید. نمی‌شود یک خرده بدانید یا مثلا فقط آدم خلاقی باشید. در روز باید حداقل 8 ساعت ساز زد. برای آهنگ‌سازی باید دو برابر کار کرد. نوشت و زد. به نظر من البته.

برخی از صاحب‌نظران با صراحت می‌گویند که ما در موسیقی ایرانی مقوله‌ای به نام آهنگ‌سازی نداریم.

ببینید، در تمام دنیا انواع موسیقی وجود دارد. نمی‌توان گفت هر کسی که فقط موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کند بگوییم آهنگ‌ساز و بقیه را نگوییم. ممکن است به یکی که فقط ترانه می‌سازد، بگویید این هم آهنگ می‌سازد. نه، باید به او بگوییم ترانه‌ساز. سواد ندارد اما ذوق دارد. با موسیقی هم آشناست. اما اگر این آدم ساز بزند و تئوری موسیقی هم بخواند نه به شکل خیلی دقیق‌اش، او را هم می‌گوییم آهنگ‌ساز. ممکن است بخواهد پاپ بسازد ولی از طریق علمی کار می‌کند. جمله‌بندی و فرم کارش درست است. نمی‌توانیم بگوییم آهنگ‌ساز نیست. فقط کسی که سمفونی می‌نویسد که آهنگ‌ساز نیست. این موضوع مثل شعر و شاعری است. نمی‌توان گفت شاعر فقط کسی است که مثل فردوسی شعر بسراید. خیلی‌‌ها هستند که شعر می‌گویند اما استعداد چندانی ندارند. این‌جا باید بگوییم شاعر خوب و بد. ولی بالاخره شاعر هستند. موسیقی‌دان هم همین‌طور است. کسانی که موسیقی سنتی کار می‌کنند، در موسیقی ایرانی باید آهنگ‌سازی کنند. این هم نیاز به اطلاعات دارد. بالاخره او هم کمی تئوری بلد است. او هم آهنگ‌ساز است. اما در جای خود. باید جوری تعریف کنیم که تفکیک شود. این‌طور نباشد که وقتی می‌گوییم آهنگ‌ساز، همه فکر کنند سمفونی می‌سازد. آهنگ‌سازی که کارهای جهانی دارد، با تئوری و تعاریفی که در دنیا است، می‌تواند همه این‌ها را بنویسد. موسیقی سبک، پاپ، فیلم و همه کارها را می‌تواند بکند. چون خیلی به کارش احاطه دارد. اما آن‌هایی که مدتی است در ایران مد شده، می‌آیند سمفونی می‌نویسند، اپرا درست می‌کنند، این‌ها نمی‌توانند آن کارها را بکنند. کسی که موسیقی ایرانی کار می‌کند نمی‌تواند موسیقی فیلم بسازد و سمفونی و سونات نمی‌تواند بسازد. کسانی که دنبال این تعاریف هستند. باید معلوم کنند و اصطلاحاتی درست کنند که آدم بفهمد مثلا فلان کس چه جور آهنگ‌سازی است. در آمریکا و انگلیس، تعاریفی وجود دارد. در اینجا کسانی هستند که خواندن را خیلی بلد نیستند، کمی تمرین می‌کنند و می‌گویند اپرا نوشتیم! اما در کشورهای پیشرفته کسی نمی‌تواند چنین رفتاری بکند. جامعه هم به آن‌ها اجازه نمی‌دهد. این کار دروغ‌گویی است و متاسفانه خیلی زیاد است از این جور چیزها.

ما آهنگ‌ساز یا آهنگ‌های شناخته‌شده‌مان در دنیا کم است.

تعجبی هم ندارد.

علت‌اش چیست؟ ایراد از موسیقی ما است یا هنرمندان ما؟

دلیلش این است که ما در موسیقی سابقه‌ای نداریم. در ممکلتی زندگی می‌کنیم که موسیقی را به رسمیت نشناخته‌اند. خودمان هستیم و یک عده‌ای که تشویق می‌کنند، در حالی که برای پیشرفت؛ محیط هم باید مهیا باشد. محیطش را نداریم. خیلی وقت هم نیست که وارد دنیای موسیقی شده‌ایم. قدمت دنیای موسیقی زیاد است اما سینما قدمت‌اش کم است. سینماگران ما وارد عرصه فیلم‌سازی شده‌اند و حسابی هم مطرح شده‌اند. اما موسیقی این گونه نیست. زندگی هنرمندان و اهالی موسیقی از نظر مالی خیلی سخت است چون تشویق نمی‌شوند. خیلی‌ها استعداد خوبی دارند، خیلی هم خوب کار کرده‌اند اما دنبال موسیقی نمی‌روند چون می‌خواهند هزینه زندگی‌شان را تامین کنند. در همه جای دنیا یک اتمسفری ایجاد می‌شود و سبب می‌شود هنرمندان تشویق شوند و هنر به وجود بیاید. یک دوره‌ای بوده که باخ و بتهوون و … آمده‌اند، الان دیگر آن دوره نیست. ما هم یک دوره‌ای در شعر، فردوسی و مولانا و عطار و حافظ و سعدی داشتیم که دیگر نداریم. الان هم نباید توقع داشت. اصلا چند آهنگ‌ساز داریم که در سطح جهان خوب‌اند؟ مگر چند تا داریم؟ این موضوع توقع بی‌جایی است که می‌گوییم چرا ما در جهان مطرح نیستیم. نباید هم باشیم. همین هم که هستیم خیلی خوب است. مقایسه کنید در ایران چند آهنگ‌ساز خوب وجود دارد؟ چند نفر را داریم که دنبال موزیک می‌روند؟ در کشورهای غربی در هر ده و روستایش یک کنسرواتور وجود دارد. ببینید چقدر دنبال موسیقی می‌روند. در روسیه می‌دانید چقدر کنسرواتور و موزیسین وجوددارد؟ چند نفر از آنها را می‌شناسند که ما انتظار داشته باشیم از ایران کسی نیست؟ در آمریکا به آن بزرگی چند نفر دنبال موزیک می‌روند؟ اما حالا عده‌ کمی هستند که مطرح‌اند…

همان‌هایی هم که هستند سطح‌شان بالا است؟

خیلی هم بالا نیست. الان سطح آهنگ‌سازها خیلی بالا نیست. مثل 50، 60 سال قبل نیست. فرق کرده. سطح سواد و معلومات بالا نیست. آهنگ‌ساز خوب خیلی کم شده. نوازنده همیشه هست. آن چه مربوط به خلاقیت است کم شده است. در دنیای غرب هم این اتفاق افتاده است. یک موقع می‌گفتند، وین پر از آهنگ‌ساز بوده، الان از این خبرها نیست. در واقع مشکل ما تنها نیست، آهنگ‌ساز خوب هست اما آهنگ‌سازی که شاخص باشد، مشکل پیدا می‌شود. در مملکت ما موسیقی محل سوال است. همه هم تشویق می‌کنند که اگر دنبال کار دیگری برویم بهتر است،‌ در این شرایط چه انتظاری داریم؟

مربوط به الان هم نیست، در تاریخ‌مان هم همیشه موسیقی زیر سوال بوده است.

در دوران باستان هم؟

آن‌ زمان که موسیقی آن چنانی نبوده است. در حد موسیقی محلی وجود داشته. همین چیزهایی که در ردیف مانده همین‌ها بوده. چیز شاخصی نبود. به هنر این قدر اهمیت نمی‌دانند. الان البته بهتر است. گر چه برای ایران همیشه برخی هنرهای دیگر مثل شعر در اولویت بوده. من خودم در آن زمان خجالت می‌کشیدم ویولن دستم بگیرم. مسخره‌مان می‌کردند.

ضمن اینکه هنرمندی در کارش موفق است که شاخص شود. کارش شخصیت و اصالت داشته باشد. خودش باشد. نه که تقلید کند.

الان چرا موسیقی اینقدر تاثیرش کم است. در حالی که فضا هم مهیا است.

ما در بحث آموزش کمبود جدی داریم. باید ده برابر وضعیت فعلی استاد و معلم خوب داشته باشیم که آموزش دهند. البته علاقه را باید اجتماع ایجاد کند. من که نمی‌توانم علاقه ایجاد کنم. محیط به گونه‌ای است که خودش ضد هنر کار می‌کند یا برای هنر. در شهرستان می‌رویم کنسرت بگذاریم یکی می‌گوید حلال است یکی می‌گوید حرام است! آقای فلانی در تهران کنسرت داده در شیراز جلویش را می‌گیرند. حالا باید چقدر زور بزنی که در شهرستان کنسرتت را تعطیل نکنند. اگر موسیقی بد است چرا دانشگاه داریم؟ چرا مدرسه موسیقی داریم؟ در هنر کشور دیدهای انحصارطلبانه‌ای وجود دارد. در خود هنرمندان و موسیقیدانان هم این دید وجود دارد. در این ممکلت این چیزها هست و آن وقت می‌گوییم که چرا موسیقی ما در دنیا مطرح نیست. از نظر استعداد نمی‌گویم. جوانان با استعدادی در هنر داریم. اما یا عده‌ای زود به شهرت می‌رسند و دنبال کار خود را نمی‌گیرند یا عده‌ای قدرتش را ندارند. کلا عوامل بازدارنده زیاد است. کسانی که زرنگ هستند کار خود را می‌کنند و… هنرمندان با استعدادی را می‌شناسم که دارند مهاجرت می‌کنند.

در این شرایط موسیقی مناسبتی هم رشد می‌کند.

نمی‌شود که موسیقی و هنر را به وجود آورد برای مناسبت. هنر این چیزها را نمی‌شناسد. مناسبت یک بخشی از کار هنر است. اما هنر باید همیشه باشد نه فقط زمانی که مراسم داریم هنرمند تشویق شود. در همه دنیا هم کار مناسبتی را دارند. هر روز یک مناسبتی است. اما نمی‌توان پایه را بر این گذاشت که فقط برای مناسبت ساخت. اکنون تمام امکانات دست دولت است. خیلی کارها بودجه می‌خواهد. حالا هم که وضعیت خوبی نیست. این شرایط باعث دلسردی هنرمندان می‌شود، هنرمندان که از آهن نیستند. با این حال، بنده هیچ وقت از رو نرفتم و همیشه کار کردم. حالا یا خوب یا بد بیکار ننشستم که بگویم چون وضع، مناسب حال من نیست هیچ کاری نکنم. خیلی‌ها این روحیه را ندارند. من هر روز کار می‌کنم. از 90 روز حتما 80 روز کار می‌کنم.

خب، برخی سخت‌گیری‌ها شاید به خاطر این است که موسیقی ایران کلام‌محور است و در کلام ممکن است خلط مبحث‌ها یا شیطنت‌هایی صورت گیرد.

موسیقی تمام دنیا کلام‌ محور است. فهم موسیقی مشکل است. وقتی کلام می‌آید، مخاطب می‌فهمد، ارتباط برقرار می‌کند، همه دنیا همین است. می‌توانیم بگوییم که شعرش خوب نیست که این هم بی‌خود است. اغلب شعرهایی که نو بوده از نظر برخی مزخرف بوده و بعد می‌آید بعد از 50 سال می‌گوید عجب شاهکاری زده. هنر مثل ریاضی و صنعت نیست. فرمول خاصی ندارد. استراوینسکی وقتی «پرستش بهار» را برای اولین بار اجرا کرد به طرف او گوجه فرنگی پرت کردند. الان افتخارشان این است که این کار را در کنسرت‌هایشان اجرا کنند. کاری که به نظر من بد است در نظر دیگری ممکن است خوب باشد و از شنیدن آن لذت ببرد. شاید هنر پیشه‌ای را من دوست نداشته باشم اما می‌بینیم که تمام دنیا عاشق او هستند. چون من بدم می‌آید بگویم بازی نکند؟ این‌طوری هنر پیشرفت نمی‌کند.

برخی آثار هستند که در آن الفاظ رکیک به کار می‌برند که البته به صورت زیرزمینی ساخته و منتشر می‌شوند.

در اینجا یک مقدار نظارت لازم است که باشد. اما مجوز و این‌ها برای هنر به نظرم معنا ندارد. مگر این که شعری فحش بدهد و… این‌ها را که جامعه نمی‌پذیرد. سینما را در دنیا برای سنین مختلف طبقه‌بندی می‌کنند اما در موسیقی معنا ندارد. سینما چیزی دیگری است. کتاب هم همین‌طور. در یک آهنگ موسیقی اگر شعری بخوانند که فحش باشد، بله، این موسیقی نیست. اگر فضای جامعه باز باشد آن را نمی‌پذیرد. همه اصولی دارند. من خودم که این حرف را می‌زنم از خیلی چیزها بدم می‌آید. برای مملکتم این چیزها را نمی‌خواهم. نمی‌خواهم مثل آن‌ها شویم، بهتر هم هست نشویم. اما این که برای هر کاری مجوز بخواهند، به نظرم دیگر درست نیست.

پسر و دختر من با من زمین تا آسمان فرق می‌کنند، چطوری می‌خواهیم جلویشان را بگیریم. ما باید آموزش دهیم و آزادشان بگذاریم. بالاخره به آن اصول بر می‌گردند. تمام جوان‌ها می‌خواهند چیزی غیر از پدر و مادرها بشوند. سلیقه فرق می‌کند. جوان است. نمی‌رود که شعر مولانا بخواند چون خوب است. به او چیزهای خوب را آموزش می‌دهیم. او می‌رود دری وری‌ها را هم می‌خواند، بالاخره خودش انتخاب می‌کند. مگر ما وقتی موسیقی را شروع کردیم با چه بود؟ با همین آهنگ‌های مبتذل عربی که آن زمان جبلی و … می‌خواندند، بعد موسیقی خوب را هم شنیدیم…

نفس این کار که اساتید برای انتشار آثارشان مجوز بگیرند اشتباه است.

بله همه این‌ها اشتباه است. بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا را هم در آنجا بنشانند خوب نیست. این آزادی را اگر حس نکنم و دائما بگویم که آیا مجوز می‌دهند، نمی‌دهند، آن‌وقت من نمی‌توانم کار خوبی بسازم. من به عنوان آهنگ‌ساز نیاز به امکانات و حمایت دارم. نیاز به فراغت خاطر دارم.

«شهرام غلامی» از سایه سنگین «خواننده سالاری» بر موسیقی ایرانی می گوید

خواننده سالاری سایه سنگینی بر موسیقی ایرانی انداخته است و هر چند که نوازندگان و آهنگسازان با این پدیده کنار نیامده اند اما ناچار به پذیرفتن آن هستند.

«شهرام غلامی» از نوازندگان حرفه ای ساز عود است که در سالیان اخیر با کمترین حاشیه ای به کار نوازندگی در گروههای مختلف موسیقی و اجرای کنسرت در داخل و خارج از کشور می پردازد.او در آخرین کنسرتش که همراه با «شهرام ناظری» در گرگان برگزار شد علی رغم بی اخلاقی برخی همکارانش به انتقاد از موضوع خواننده سالاری در موسیقی ایرانی پرداخت اما در نهایت گفت که او شخصا با این مسئله کنار آمده است.

غلامی در عود نوازی از شاگردان «منصور نریمان» است و تجربیاتی در دیگر حوزه های موسیقی دارد به همین سبب درصحبت های خود  به کم و کیف هنر نواختن ساز عود پرداخته و برخی مشکلات و مسائل کلی درباره هنر موسیقی را بیان داشته است.


  • برای شروع از فعالیت های خود بگویید؟

شهرام غلامی : در سال ۱۳۵۳در تهران متولد شدم و در نوجوانی نوازندگی سه تار را آغاز کردم و در سال ۶۹ به مدت ۴ سال نزد استاد نریمان نوزاندگی ساز عود را یادگرفتم، در این مدت ردیف های آوازی را آموختم چراکه دوست داشتم خواننده شوم به همین دلیل کلاس های آواز را نزد شاپور رحیمی گذراندم اما شرایط به گونه ای پیش رفت که در حوزه عود نوازی به طور حرفه ای مشغول شدم و در کنسرت های متعددی هم در ایران و هم در کشورهای دیگر با گروههای موسیقی ایرانی همراه شدم.


  • با توجه به علاقه ای که به آواز داشتید چرا سعی نکردید همراه با نوازندگی آن را ادامه دهید؟

- آواز همیشه با من بوده است و قصد دارم در آینده آواز را با سازم همراه کنم برعکس نگاه غالب که معمولا ساز را با آواز همراه کرده اند؛به همین دلیل این ایده در ذهنم وجود دارد که در کنسرت ها و یا آلبوم هایی که در آینده کار می کنم، آواز بخوانم. البته درحال حاضر در آلبوم جدیدی که در حال ضبط است درکنار عودنوازی آواز هم خوانده ام.


  • علاقه نوازنده ها و آهنگسازان به آواز خواندن-به‌ویژه درسال‌های اخیر – بسیار قابل تامل و گاه انتقاد برانگیز شده است ؛ در صورتی که این کار یک تخصص جداگانه به شمار می رود،شما تا چه اندازه به این کار اعتقاد دارید؟

- من فکر می کنم برخی از نوازنده ها به خصوص در یک دهه اخیر میل به استقلال پیدا کرده اند و دوست دارند مستقل از حضور خواننده کنسرت هایی را برگزار کنند چرا که مقوله آواز در موسیقی ایران دچار یک سوءتفاهم تاریخی و ریشه دار است و حل شدنی هم نیست؛ به همین دلیل فکر می کنم خود نوازنده ها تصمیم گرفتند به سوی آواز حرکت کنند ضمن اینکه به نظر من همانگونه که هر خواننده ای باید نواختن حداقل یک ساز را بلد باشد یک نوازنده هم باید با ردیف های آوازی آشنا باشد .

  • پس با توجه به میل نوازنده ها به حوزه آواز بحث خواننده سالاری کمرنگ تر می شود.

- نه اتفاقا اینگونه نیست چرا که خواننده سالاری حاکم است و نوازنده ها برای فرار از این پدیده به آواز در اجراهای صحنه ای تمایل پیدا کرده اند؛ البته ناگفته نماند در اغلب موارد مخاطب موسیقی در ایران به واسطه خواننده با کلام آشنا می شود؛ضمن اینکه مقوله آواز یک علاقه خدا دادی است و باید برای رسیدن به آواز مطلوب زحمت کشید .


  • برخی منتقدان درحوزه موسیقی معتقد هستند که لحن نوازندگی عود در ایران بیشتر لحنی عربی دارد؛آیا از نظر شما چنین است؟

- کاربرد لحن عربی در شیوه نوازندگی ساز به زمانی که عود در ایران نبود برمی گردد، در واقع به دلیل عدم وجود اساتیدی برای آموزش نوازندگی ساز عود علاقمندان به این ساز از طریق رادیو و گوش دادن به عودنوازی در کشورهای عربی لحن غیر ایرانی و یا به گفته شما عربی به خود گرفته اند ولی درحال حاضر چنین نیست و لحن عربی در سازی مثل عود کمتر شنیده می شود؛ البته ممکن است در این میان علاقه شخصی در شیوه نوازندگی این ساز با لحن عربی و یا نواختن مقام های غیر ایرانی دخیل باشد؛اما شیوه های نوازندگی عود توسط نوازندگان جوان کاملا ایرانی است و هنوز جا برای کار دارد.


  • با این اوصاف ساز عود در میان دیگر سازهای ایرانی سازی جدیدالورود است.

- همینطور است چرا که این ساز حدود ۶۰ سال پیش تا کنون توسط اساتیدی چون نریمان و محسنی در ایران احیا شد به همین دلیل عود سازی است که نسبت به سازهای دیگر دیرتر وارد گروه نوازی موسیقی ایرانی شده و معتقدم آنگونه که شایسته است روی این ساز کار نشده است .


  • به نظر می رسد اجرای ردیف موسیقی ایرانی با این ساز کمتر مورد اقبال نوازندگان قرار گرفته است.آیا به دلیل ضعف فیزیکی این ساز است یا عوامل دیگری دخیل است؟

من معتقدم ردیف های آوازی و یا ردیف سازی از جمله ردیف میرزا عبدالله را می توان با این ساز اجرا کرد، کما اینکه استاد نریمان ردیف موسی معروفی را با این ساز اجرا کرده است.


  • به نظرشما ساز عود در یک گروه ایرانی ساز دوم محسوب می شود؟

-هیچ سازی ساز دوم نیست چرا که وقتی نیاز هر سازی در گروه احساس می شود نقش موثری در ارکستر دارد و مطلب مهم استفاده درست از یک ساز و قابلیت رنگ آمیزی مناسب در ارکستر است و ساز عود هم به دلیل رنگ آمیزی صوتی مناسبی که دارد زیبایی خاصی به گروه می بخشد و باید به درستی از آن استفاده شود .


  • نوآوری در موسیقی ایرانی یکی از پدیده هایی است که در بین گروه های جوان موسیقی بسیار مطرح است و در برخی موارد دیده می شود به اسم نوآوری تکنیک های عجیب و غریبی به کار گرفته می شود که خالی از مطلب است نظر شما به عنوان یک نوازنده و آهنگساز جوان نسبت به این پدیده چیست؟

- من موافق جریان ایجاد شده نیستم ولی متاسفانه این جریان ایجاد شده و روز به روز هم درحال افزایش است و شاهد هستیم که تکنیک ها و حالت هایی در اجرای موسیقی ایرانی به کار گرفته می شود که شاید در نگاه اول زیبا به نظر برسد اما در دراز مدت هیچ مطلبی در آن وجود ندارد و زیبایی روح اثر در اجراهایی از این دست گرفته شده است؛ به نظر من زیبایی یک اثر در سادگی است چرا که در سادگی یک اثر روح مطلب به مخاطب هدیه داده می شود و حالا این سادگی می تواند با به کارگیری تکنیک به شرط اینکه به اصالت اثر خدشه ای وارد نکند همراه باشد به همین دلیل نفش نوآوری در عرصه موسیقی خوب است و باید به نفع جریان موسیقی باشد اما آن چیزی که درشرایط فعلی به عنوان نوآوری از آن یاد می شود ناشی از بی عقیدگی است که به صورت مبهم مطرح می شود؛ اما در مقابل می توان به نوآوری هایی که در جریان موسیقی ایرانی تاثیرگذار بوده اشاره کرد .به عنوان مثال حسین علیزاده از آن دست هنرمندان نوآوری است که تاثیر بسیاری برساختار نوین موسیقی ایرانی گذاشته است .


  • با این اوصاف جایگاه نوآوری در موسیقی ایرانی کجا است؟

- ایده های ناب همراه با دانش و آگاهی جایگاه واقعی پدیده ای به نام نوآوری است .به این معنا که یک آهنگساز و یا نوازنده می داند از ایده خود چه می خواهد و ابزار کار خود را نیز می شناسد و دست به نوآوری می زند اما یک موقع هست که یک هنرمند به بهانه نوآوری و انجام اثری مدرن دست به کارهایی می زند که بیشتر ژست نوآوری است و معمولا نوآوری هایی از این دست خوب از آب درنمی آیند.


  • بعد از آلبوم “طلوع کویر” که نخستین اثر تکنوازی شما است، اثر دیگری در دست تولید دارید؟

- حدود یک سال پیش به همراه حبیب بوشهری که از نوازنده های خوب سازهای کوبه ای مقیم پاریس است آلبومی را در دست تولید دارم که در مرحله میکس قرار دارد. این آلبوم با “طلوع کویر” خیلی متفاوت است و از موسیقی صرف ردیف نوازی تا اندازه ای خارج می شویم، در ساخت قطعات این آلبوم از موسیقی قومی به خصوص موسیقی ترکمنی تاثیرات بسیاری گرفته ام .


  • به عنوان آخرین سوال درمیان انواع موسیقی‌های قومی بیشتر از چه نوعی موسیقی محلی در تولید آثارتان استفاده می کنید؟

- موسیقی ترکمن را خیلی دوست دارم چرا که درمیان انواع موسیقی های قومی ، موسیقی ترکمن روی من تاثیرگذاری بیشتری داشته است و دراین آلبوم هم سعی دارم فراتر از موسیقی ردیف حرکت کنم به همین دلیل آلبوم جدید اشاره هایی به موسیقی قومی مانند موسیقی بوشهری و ترکمن دارد و لابلای آن حالت هایی از موسیقی ردیف هم شنیده می شود.

اجرای موسیقی فولکلور ایران در کانادا و آمریکا


سرپرست و خواننده گروه آراز از برگزاری کنسرت‌های موسیقی فولکلور ایران در کشورهای کانادا و آمریکا در اسفند ماه سال جاری خبر داد.


رحیم شهریاری با اعلام این مطلب گفت: برای اشاعه موسیقی فولکلور ایران و به رخ کشیدن توانایی گروه های ایرانی در مقابل تهاجمات فرهنگی در صدد برگزاری کنسرت موسیقی به مدت  ۱۰ شب در کشورهای آمریکای شمالی هستیم.

وی با اشاره به مکان‌های برگزاری کنسرت گفت:گروه آراز طی سه شب درشهرهای تورنتو ،ونکوور و مونترال کشور کانادا و سپس طی هفت شب نیز در شهرهای لوس آنجلس ، نیویورک ، واشنگتن ، شیکاگو ، سیاتل و هیستون آمریکا برنامه اجرا خواهد کرد.

به گزارش ایرنا، شهریاری افزود: همچنین گروه موسیقی آراز به سرپرستی و خوانندگی رحیم شهریاری  ۳ و  ۴ آذرماه در سالن اریکه ایرانیان به صحنه می‌رود.

سرپرست و خواننده گروه آراز ادامه داد: روز نخست این کنسرت در ساعت ۱۹ برگزار می‌شود و روز دوم در دو سانس  ۱۸ و ۲۱ خواهد بود.

وی خاطر نشان کرد: ۵۰ درصد قطعات این کنسرت از قطعات معروف موسیقی فولکلور آذربایجان است که از مهمترین آنها می‌توان به سارا ، قره داغ ، آنا ، یاشا و ساری گلین اشاره کرد و همچینن قطعاتی دیگر از دو آلبوم گوزللیرن ، گوزلی (زیباترین) و کیم بلیر(کی می‌دونه) اجرا می‌شود.

وی درباره اسامی نوازنده‌ها گفت: دراین کنسرت محمد حسین افشاری/ نقاره ، حبیب طاهریان/ گوشا و نقاره ، پیمان حمیدی/ سینتی سایزر ، اختای شادی/ تار ، افشین علوی/ کمانچه ، حمید سبک دستی/ قارامان، بهروز برزگر/ پیانو و حمزه شهریاری/ کلارینت با من همراه هستند.

این خواننده موسیقی محلی افزود: همسرایان این برنامه موسیقایی نیز سودابه شمس ، ریما نوزاد و شهلا میلانی خواهند بود.

فروش بلیت كنسرت همايون خرم از 19 آبان آغاز مي‌شود

فروش بلیت کنسرت همایون خرم که قرار است در 10 و 11 آذرماه ساعت 21 در برج میلاد توسط موسسه گلچین آوای شرق برگزار شود ، از امروز 19 آبان ماه آغاز می‌شود .

مدیر موسسه گلچین آوای شرق «علی شجاعی» درباره قیمت بلیت‌های این کنسرت دو روزه گفت: قیمت بلیت‌های این کنسرت از 15 هزار تومان تا 70 هزار تومان تعیین شده و فروش آن از 19 آبان ماه آغاز می‌شود.

به گفته‌ وی بلیت‌های این کنسرت در گیشه‌های گلچین آوای شرق ، ققنوس، بتهوون ( سنایی )، سروش ، کتاب پردیس ( ولیعصر - نیایش )، شهر کتاب نیاوران ( نشر کارنامه ) ،شهر کتاب بوستان ( میدان پونک ) ، شهر کتاب کرج ( چهار راه طالقانی )، سایان سیستم ( ولنجک ) ، موزیک گالری ( میلاد نور )، شفاف ( مطهری - ولیعصر ) به فروش می‌رسد.

علی شجاعی خاطرنشان کرد: همچنین علاقه‌مندان می‌توانند از طریق سایت اینترنتی گلچین آوای شرق  به نشانی :www.golcheen.org  بلیت این کنسرت را به صورت اینترنتی رزرو کنند.

مدیر موسسه فرهنگی گلچین آوای شرق در پایان گفت :استاد همایون خرم بعد از 10 سال به تازگی به در خواست علاقه مندان قرار است در تاریخ های 10 و 11 آذرماه سال جاری در سالن برج میلاد به صحنه برود و یاد و خاطره «گلهای جاویدان» را در ذهن علاقه مندان و مردم جاودانه سازد.

کنسرت همایون شجریان و هم‌نوازان حصار تمدید شد

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/8908/shajarian/shajarian%20(1).jpg


کنسرت گروه هم‌نوازان حصار به خوانندگی همایون شجریان، به خاطر استقبال زیاد مخاطبان دو شب دیگر در تالار وحدت تمدید شد.

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی محمدعلی رفیعی مدیر برنامه کنسرت گروه هم‌نوازان حصار اعلام کرد: «به دلیل استقبال زیاد مخاطبان؛این کنسرت دو شب دیگر یعنی ۱۸ و ۱۹ آبان در تالار وحدت تمدید شد.»

در این کنسرت گروه هم‌نوازان حصار به خوانندگی همایون شجریان ؛ قطعاتی از آلبوم‌های «نقش خیال»، «آب، نان، آواز» و… اجرا خواهد شد.


‌فروش بلیت اجرای این دو شب از روز ۱۶ آبان ساعت ۱۰ صبح به صورت اینترنتی آغاز شده است.

گفتنی است بلیت این کنسرت را از این سامانه‌ اینترنتی می‌توان تهیه کرد.

برگزاری کنسرت گروه کیهان در تالار رودکی



کنسرت گروه موسیقی سنتی «کیهان» به سرپرستی «سید محمد ذوالنوری» با عنوان «رند و مست» ۲۷ و ۲۸ آبان ساعت ۲۰ در سالن رودکی برگزار می شود.

این برنامه در دو بخش همنوازی تنبور و موسیقی ردیف دستگاهی برگزار می شود، بخش نخست این کنسرت شامل تصنیف هایی چون «نقش خیال»، «طالب دیدار» ، «پیام مستان» و ضربی «بیداد، سوز وگداز» می شود.

بخش دوم این برنامه هم به اجرای تصنیف هایی چون «طلوع خورشید»، «نغمه ها» ، «دردانه» ، «آوای عشق» و «رند و مست» اختصاص دارد.

لازم به ذکر است امیر سیاوش پور، سید حمید اعتمادنیا، حامد زند کریم خانی، مریم تراب پرور، محسن تقی نژاد، شهریار محمدی ،حسن بلبلی، بابک خادم لو، رضا گل محمدی، کیوان صمیمی و راضیه رفیعی نیا از جمله نوازندگان این گروه موسیقی هستند.

سيد محمد ذوالنوری در مهر ماه 1348 در شهرستان صحنه استان کرمانشاه متولد شد. فراگيری ساز تنبور را از سال 1361 نزد دائي خود سيد جمشيد ستوان آغاز کرد و مصاحبت با خاندان بزرگ مرحوم سيد اياز قزوينه ای استاد بزرگ و صاحب سبک تنبور، سبب آشنايی هر چه بهتر و بيشتر او با اين ساز شد.

وی سه تار را از سال 1363 نزد مجيد رضايی آغاز نمود. در شيراز نزد سعيد نيا کوثری با شيوه جلال ذوالفنون آشنا گشت و از سال 1371 نزد حسين عليزاده به فراگيری رموز و تکنيک های نوازندگی اين ساز پرداخت.

همچنين موسيقی را به شکل علمی از سال 1372 با ورود به دانشگاه و در رشته موسيقی نزد فرهاد فخرالدينی، مصطفی کمال پورتراب، حسن رياحی و محمد سرير فرا گرفت. هم زمان نوازندگی تار و سه تار را نزد داريوش پيرنياکان ادامه داد و رديف ميرزا حسينقلی را نزد وی و قطعات ابولحسن صبا را نزد مسعود شعاری نواخت.

وی که سرپرست گروه موسيقی کيهان می باشد، از سال 1380 و از ابتدای فعاليت گروه موسيقی يارآوا با اين گروه نیز همکاری داشته است.ذوالنوری اولين نوازنده ای می باشد که برای تنبور متدی نوشته که در سال 1382 به چاپ رسيده است.

کنسرت گروه موسیقی رستاک در سالن همایش‌های برج میلاد


کنسرت گروه موسیقی رستاک تحت عنوان «همه اقوام من» به سرپرستی سیامک سپهری ۱۳ و ۱۴ آبان در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد.

گروه رستاک با الهام از عناصر شنیداری موسیقی بومی و نواحی ایران و با رویکرد به گونه‌ای از موسیقی با قابلیت برقراری ارتباط با سایر فرهنگ‌ها، قطعات «بارون» با گویش لری، «لاکو دانه» و «رعنا» به زبان گیلکی، «بلال» با گویش بختیاری، «هلهله» با گویش قشقایی، «گَل گَل» به زبان آذری، «سوزله» به زبان کردی، «لیلا» با گویش خراسانی، «گِل آقا» به زبان مازندرانی و «سالونک نوا بینا» و «حیران» با گویش بلوچی اجرا کردند.

 گروه موسیقی رستاک در اقدامی جالب توجه، برخی از قطعات‌شان را با اساتید موسیقی نواحی ایران به روی صحنه بردند.
«صفرعلی رمضانی»، «عاشیق ایمران حیدری»، «غلامعلی پورعطایی» و «ماشاالله بامری» اساتید موسیقی نواحی و بومی ایران، به ترتیب به روی صحنه آمدند و موسیقی های نواحی گیلکی، آذری، خراسانی و بلوچی اجرا کردند.

خواننده های گروه جوان «رستاک»، بهزاد و فرزاد مرادی بودند اما به نوعی همه اعضای این گروه در اجرای قطعات، همسرایی می کردند، به طوری که تنوع خواننده های گروه در کنار تنوع سازها نمود داشت و وجدی را بین مخاطبان ایجاد کرده بود.

«رستاک» در تابستان سال ۱۳۷۶ فعالیت خود را در قالب یک گروه موسیقی تجربی آغاز کرد. این گروه با الهام از عناصر شنیداری موسیقی بومی ایران و با رویکرد به گونه‌ای از موسیقی با قابلیت برقراری ارتباط با سایر فرهنگ ها، اقدام به تحقیق و برگزاری جلساتی با حضور هنرمندان و اساتید حوزه‌های متفاوت موسیقی با هدف مورد بحث قرار دادن و بازجست نغمه‌های اصیل و کهن موسیقی مقامی ایران نمودند.

  • حاشیه ها:

* ساز «عاشیق ایمران حیدری» نوازنده چیره دست ساز عاشیقی در حین اجرای برنامه، دچار مشکل شد، اما وی با تشویق مردم حاضر در سالن روبرو شد و پس از مدتی دوباره شروع به نواختن سازش کرد.

* استاد «غلامعلی پورعطایی» نیز به همراه ساز دوتارش به روی صحنه آمد و ترانه «نوایی» را با گویش خراسانی اجرا کرد.

* برگزاری کنسرت ها در برج میلاد، از لحاظ زمانی تاخیری ندارد و با توجه به این که مردم مشکل پارکینگ ندارند، بسیار مورد استقبال قرار می گیرد.

مراسم جشن ۸۶ سالگی «مرتضی احمدی» و رونمایی از آلبوم موسیقی «صدای طهرون»

مراسم جشن ۸۶ سالگی «مرتضی احمدی» و رونمایی از آلبوم موسیقی «صدای طهرون» در تالار وحدت برگزار شد.

این مراسم به همت مرکز موسیقی بتهوون و با مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی روز یکشنبه ۹ آبان ماه  در تالار وحدت برگزار شد.

«بابک چمن آرا» مدیر مرکز موسیقی بتهوون و تهیه کننده این مراسم در گفت‌وگویی در خصوص چگونگی برگزاری این مراسم گفت: حدود یک سال و نیم پیش به پیشنهاد «مرتضی احمدی» شروع به ضبط ضربی خوانی‌های ایشان کردیم تا بتوانیم بعضی از قطعات موسیقی تهرانی که در حال فراموشی است را آرشیو و به صورت یک آلبوم منتشر کنیم.


وی افزود: با موافقت دفتر شعر و موسیقی قرار شد این آلبوم ۹ آبان،مقارن با تولد مرتضی احمدی منتشر شود که همین موضوع باعث شکل گیری ایده برگزاری این مراسم شد.


چمن‌آرا با اشاره به این که تمامی میهمانان این مراسم دعوتی و از جامعه رسانه‌ای،هنرمندان و ورزشکاران بودند،گفت: در این نکوداشت بسیاری از هنرمندان عرصه های تلویزیونی،سینما،تئاتر و دوبلاژ در کنار بسیاری از فعالان و پیشکسوتان رسانه و ورزش حاضر بودند؛ چرا که تمامی نزدیکان مرتضی احمدی می‌دانند که ایشان از اواخر دهه ۲۰ تمامی بازی‌های تیم پرسپولیس را دنبال می‌کرد و اگر بازی در تهران بود حتما یک ساعت قبل از بازی، لوکیشن فیلمبرداری را به قصد استادیوم آزادی ترک می‌کرد.

به گزارش خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم مرضيه برومند،حسين عليزاده،جمشيد مشايخي،بهزاد فراهاني و صابر ابر درباره مرتضي احمدي و كارهايش سخن گفتند.

همچنین در پايان اين مراسم مرتضي احمدي  با بریدن كيك تولدش 86 سالگی خود را جشن گرفت.

همچنین دو نماهنگ از عکس‌های قدیمی و یک مصاحبه حضوری از مرتضی احمدی نیز در این مراسم پخش شد.

بابک چمن آرا در پایان صحبت هایش ضمن تشکر از علی رحیمی و پژمان خالقی برای همکاری در تهیه آلبوم، از مدیر عامل و همکاران بنیاد رودکی، دفتر شعر وموسیقی ، بهرنگ بقایی، بهرنگ تنکابنی و آرش چمن آرا به خاطر همکاری و همیاری در برگزاری این مراسم تشکر کرد و یادآور شد: برگزاری این مراسم حداقل کاری است که ما می‌توانیم به منظور ادای دین به این هنرمندان پیشکسوت انجام دهیم.

استاد همايون خرم بعد از ۱۰ سال به صحنه مي‌رود


همايون خرم از جمله آهنگسازاني است كه حدود 10 سال پيش در تالار وحدت به صحنه رفته و هم اكنون خود را براي اجراي 11 و 12 آذر ماه در برج ميلاد آماده مي‌كند.

همايون خرم بعداز 10 سال با اجراي قطعاتي از خود در برج ميلاد به صحنه مي‌آيد
به گزارش خبرنگار ايلنا،در اين كنسرت دو روزه كه همایون خرم خود در آن به هنرنمايي مي‌پردازد، ژاله صادقيان مانند برنامه گلها به‌ عنوان گوينده حضور دارد.
 
در كنسرت همايون خرم،نوازنده‌هايي مانند سامان احتشامي(پيانو)،حسن آزاده فر(تمبك) و اميرحسين رضا(تار)،نواي ويلن خرم را همراهي مي‌كنند.
 
همايون خرم در سال 1309 ديده به جهان گشود و از آثار مشهور او مي‌توان به «تو ای پری کجایی»(سرگشته) با صدای حسین قوامی و محمد اصفهاني،«امشب در سر شوری دارم» (غوغای ستارگان و اوج آسمان)،«ساغرم شکست ای ساقی»(طاقتم ده)،«رسوای زمانه منم»،«اشک من هویدا شد» و ... اشاره كرد.

کنسرت همایون شجریان در تالار وحدت

همایون در حال اجرای کنسرت


گروه موسيقي حصار به آهنگسازي علي قمصري و خوانندگي همايون شجريان 12تا 14 آبان ماه سال جاري ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه مي‌رود.
 
به گزارش خبرنگار ايلنا، گروه همنوازان حصار به سرپرستي علي قمصري و خوانندگي همايون شجريان كه روزهاي 30 و 31 فردوين ماه در برج ميلاد و روزهاي سوم و چهار ارديبهشت ماه در تالار انديشه به صحنه رفته بود، هم اكنون قصد دارد همان برنامه را به مدت سه شب در تالار وحدت به صحنه ببرد. 

اين كنسرت كه به دليل ترافيك برنامه‌هاي سالن‌ها و مصادف شدن آن با اجراي پروژه موسيقي سيمرغ به آهنگسازي حميد متبسم در همان روزها نتواست در سالن هاي ديگر تمديد شود، در شهرستان‌هاي مختلف نيز برنامه خود را تكرار مي‌كند.
 
بر اساس گزارش خبرنگار ايلنا، قطعات بخش اول این کنسرت، مقدمه دشتی به همراه آوازهای «بی‌دل و بی‌زبان» و «صنما»، چهار مضراب، تصنیف «خاکدان عشق»، مقدمه نوا، ساز و آواز «نقش خیال»، تصنیف «توبه‌شکن»، ضربی نهفت به همراه آواز نهفت و تصنیف «شهر به شهر» از آلبوم «نقش خیال» هستند. 

قطعات بخش دوم نيز شامل مقدمه چهارگاه به همراه آواز «برون از دیده‌ها»، تصنیف «در عاشقی»، تکنوازی تار، تصنیف «آب، نان، آواز»، ساز و آواز شوشتری، تصنیف «به‌ جان تو»، ساز و آواز «گناه عشق» و تصنیف «هوای گریه» از آلبوم «آب، نان، آواز» است.
 
گروه همنوازان حصار با ترکیب علی قمصری به عنوان آهنگساز و نوازنده تار، سهراب پورناظری نوازنده کمانچه، مصباح قمصری نوازنده کمانچه باس، نگار خارکن نوازنده کمانچه آلتو، علی اصغرعربشاهی نوازنده تار،نوشین پاسدار نوازنده عود، حسین رضایی نیا نوازنده دف، همایون نصیری نوازنده دمام و سازهای کوبه‌ای و آیین مشکاتیان نوازنده تنبک و کوزه در اين كنسرت سه روزه صداي همايون شجريان را همراهي مي كنند. 

حسین زمان : شجریان آشناترین صدا برای هر ایرانی است



هنوز عقده گشایی ها ادامه دارد و گویا صداقت و شفافیت شجریان بسیار بیقرارشان کرده است . گویا این درد و سوزش را برای پاره ای از افراد پایانی نیست و هنوز آتش کینه در دل دارند و هر از گاهی دهان گشوده لب به هر سخنی باز میکنند که تا  آب سردی باشد بر آتش سوزنده ای که بر جانشان اوفتاده.اما زهی خیال باطل .

هنر را نمیتوانید بخرید.هنر را نمیتوانید با دستور و سفارش در اختیار بگیرید . هنر یک ودیعه الهی است . ابزار معاملات سیاسی نیست.نمیتوان آن را آلت دست قرار داد.

شجریان فریاد یک ملت است . در صدایش هزاران رمز و راز روحانی نهفته است که هر بی هنر هنر ناشناسی  قدرت درک و فهم  حتی یکی از آن هزاران را ندارد . این تصور که هنر در ید قدرت شماست و هنرمندان بردگان و بنده گان شما خود دلیل بزرگی است بر ناآگاهیتان از هنر . هنرمند متعهد سفارش نمیگیرد،به زر و زور هنر نمیبخشد . و شجریان از این جنس است . شجریان از جنس مردم است و حنجره اش در خدمت مردم . وسعت سبز صدایش وسعت جنگل های عاشق است . شکوه و روحانیت صدایش وامدار ربنای هنگام اذان رمضان است . ربنایی که مهر دوست در اوست و صفای باطن یک هنرمند عاشق . ربنایی که تکرار شدنی نیست . ربنایی که نمیتوان سفارش داد . کالا نیست . بنزین نیست که بتوان یک شبه تولید نمود . شجریان ربنا را بنا به دستور نخواند .ربنای شجریان منحصر به فرد است،به فردی که برکت صوت جاودانی اش ریشه در تلاوت قرآن دارد.صدای شجریان آشناترین صدا برای هر ایرانی است.آشنا ترین و خودی ترین نوای دلنشین روزگار ما.
 
آنکه این حنجره را و این صدا را نشناسد،آنکه به شکوه و روحانیت این صدا پی نبرده باشد،آنکه شجریان را نفهمیده باشد با هنر بیگانه است،با مردم بیگانه است و با ایران بیگانه است.شجریان از ارکان موسیقی ایرانی و از مفاخر ملی ماست.شجریان اعتبار هنر ایرانی است.
 
من به عنوان یک هنردوست و یک ایرانی به بی هنرانی که حرمت نگاه نمیدارند و البته عرض خود می برند اعلام میکنم ما ارادتمندان استاد شجریان هنرمند ارزشمند و اسطوره موسیقی ایران نسبت به بی احترامی به ایشان ابراز انزجار می نماییم.جا دارد هنرمندان و اساتید محترم بویژه اساتید عرصه موسیقی نسبت به این هتاکی ها عکس العمل نشان داده و اجازه ندهند با یک هنرمند پر افتخار و استاد مسلم آواز ایرانی اینگونه برخورد گردد.شجریان یک نفر نیست. شجریان تنها نیست و عشق و علاقه تاریخی یک ملت پشتیبان اوست.