لطفي در نشست خبري كنسرت همنوازان شيدا :ذائقه مردم بايد كمي تغيير كند

محمدرضا لطفي گفت: تخصص من اين است كه افرادي را در زمينه موسيقي تربيت كنم و آنها سرنوشت خود را بر پايه كيفيت آثار جلو برند. تمام حرف من با خوانندگان و نوازنده‌ها همين است.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نشست خبري كه هشتم آبان براي تشريح جزئيات كنسرت بزرگ همنوازان شيدا برگزار شده بود، محمدرضا لطفي در سخناني درباره اين اركستر بزرگ گفت: كارهاي هنري و هنرمندان اساسا بر پايه ضرورت موسيقي و نيازمندي‌هاي هنري شكل مي‌گيرد. بنابراين ما اركسترهاي گوناگوني داريم كه بر پايه ضرورت‌ها به وجود مي‌آيد. اين قطعاتي كه قرار است در كنسرت پيش رو اجرا شود بياني دارد كه مرا بر آن داشت كه گروه بانوان شيدا را با گروه اصلي تركيب كنم.

او ادامه داد: زماني كه قرار شد اين كنسرت را برگزار كنيم بنده و اعضاي گروه دوست داشتيم كه به صورت ادغام شده با يكديگر فعاليت كنيم و تلاش مي‌كنيم بتوانيم انتظار مردم و انتظار جامعه را برآورده كنيم.

تنظيم كاملا تجربي در كنسرت همنوازان شيدا

او درباره هارموني موسيقي ايراني توضيح داد: بعضي از هنرمندان عرصه موسيقي تلاش كردند راه‌هاي اصولي براي هارموني ايراني پيدا كنند كه موفق به ساخت ترانه‌هاي خوبي شدند.

وي افزود: تئوري منسجمي براي هارموني ايراني وجود ندارد، گاهي جوانان تلاش مي‌كنند مفهوم هارموني را كه در غرب به وجود آمده تغيير دهند و به كار بندند. در قطعاتي كه آقاي مرتضوي آنها را براي اين كنسرت تنظيم كردند تلاش شده از تجربيات ديگران در زمينه سازهاي ايراني استفاده كنند و البته سليقه خود را نيز به كار گرفته‌اند.

لطفي تاكيد كرد: اين كنسرت در زمينه تنظيم كاملا به صورت تجربي اجرا مي‌شود.

اين هنرمند برجسته كشورمان در بخش ديگري از سخنانش در رابطه با اشعار و خواننده كنسرت پيش رو توضيح داد: اينكه من در هر كنسرتم از خواننده‌اي جديد استفاده مي‌كنم به نيت من بر مي‌گردد. از زماني كه موسيقي ايراني را شروع كردم خوانندگان جواني بودند كه بالقوه قدرت خوانندگي داشتند، اما بالفعل نبودند. من سعي كردم افرادي را مثل جناب آقاي ناظري و سركار خانم اخوان به همراه چند خواننده ديگر را بالفعل كنم.

بايد افرادي باشند كه خواننده را به جامعه معرفي كنند
در اين سي سال اخير آواز ما تك محصولي شده است

لطفي معتقد است بايد افرادي باشند كه خواننده را به جامعه معرفي كنند؛ چرا كه خواننده نمي‌تواند بدون نوازنده اثر خود را ارائه دهد؛ در اين صورت اثر خواننده مانند مداحي مي‌شود.

او در بخش ديگري از سخنانش خاطر نشان كرد: در اين سي سال اخير آواز ما تك محصولي شده است و من به هيچ وجه اين مقوله را حمايت نمي‌كنم؛ چرا كه ديگر رقابتي وجود ندارد، 90 درصد ذائقه‌هاي مردم متاثر از آثار شجريان است و بيشتر خوانندگان جوان ما صداي شجريان يا صداي ناظري را تقليد مي‌كنند كه زودتر پيشرفت كنند. در اين صورت ما تنوعي در موسيقي نمي‌بينيم.

لطفي با بيان اينكه از عليرضا فريدون‌پور به عنوان خواننده گروه استفاده كرده است گفت: فريدون‌پور از يك طرف لطافت صداي بنان را دارد و از طرف ديگر صداي خودش را نيز به كار مي‌بندد؛ دليل اينكه فريدون‌پور را انتخاب كردم همين است. البته بنده شاگردان با استعداد ديگري هم دارم، اما به علت كم‌تجربگي آنها از اين خوانندگان دعوت نكردم.

ذائقه مردم بايد كمي تغيير كند
هيچ گاه بيش از يك بار در سال كنسرت نمي‌دهم

لطفي خاطر نشان كرد: ذائقه مردم بايد كمي تغيير كند و اين مهم با تنوع صداي خواننده‌ها ممكن مي‌شود كه هر قشري بتواند از موسيقي لذت ببرد.

اين هنرمند اضافه كرد: من اشعار را بر اساس حال و هواي كارم انتخاب مي‌كنم و كاملا بستگي به شرايط دارد، در اجراي پيش رو شعري از صائب و كلامي از مولانا را انتخاب كردم.شعر آواز نيز از سعدي انتخاب شده كه با حالت نوستالژيك كنسرت هماهنگي داشته باشد.

او در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه چرا در يك سال اخير هيچ اجراي صحنه‌اي نداشته است توضيح داد: در طول يك سال هنرمند احساسش و حال و هوايش تغيير مي‌كند؛ بنابراين نتيجه يك سال اين تغييرات و انباشتي را كه پيدا كرده به همراه احساسش در يك اجرا منتقل مي‌كند. بنده هيچ گاه بيش از يك بار در سال كنسرت نمي‌دهم مگر اينكه اجرايي در شهرستان باشد.

مسائل بروكراتيك هنرمند را خسته مي‌كند
گاهي دلمان مي‌خواهد به جاي كنسرت، سي دي به مخاطبمان ارائه دهيم

اين هنرمند درباره اجاره بهاي بالاي سالن‌ هاي كنسرت نيز سخناني گفت و افزود: به دلايل مسايل و مشكلاتي كه در زمينه اجاره سالن براي هنرمندان وجود دارد يك سري مسائل بروكراتيك براي اجراي كنسرت‌ها پيش مي‌آيد كه هنرمند را خسته مي‌كند؛ گاهي دلمان مي‌خواهد اصلا كنسرت ندهيم و كارمان را بر روي يك سي دي به مخاطبمان ارائه دهيم.

لطفي همچنين گفت: دولت بايد براي كساني كه به صورت جدي كار موسيقي انجام مي‌دهند برنامه‌اي در نظر بگيرد و آنها را حمايت كند. قرار بود كنسرت بنده پيش از عيد فطر باشد، اما نشد و به تاريخ 25، 26 و 27 آبان ماه موكول شد.

مي‌توان ناهماهنگي‌ها را برطرف كرد تا دو گروه ملي روبروي يكديگر قرار نگيرند

اين هنرمند درباره همزماني كنسرت‌ها در چند ماه اخير بيان كرد: هنرمندان عرصه موسيقي در طول شش ماه نمي‌توانند هيچ كنسرتي برگزار كنند، يعني مراسم مذهبي، وفات‌ها،‌ دهه فجر، هفته دفاع مقدس و... مانع از اين مي‌شود. بنابراين در شش ماه ديگر سال سالن‌هاي اجرا هر شب ميزبان يك گروه موسيقي هستند.

لطفي از رقابت‌هاي ناسالم در ميان هنرمندان موسيقي نيز سخن گفت و تاكيد كرد: گاهي مي‌توان اين ناهماهنگي‌ها را برطرف كرد و دو گروه ملي روبروي يكديگر قرار نگيرند. اين باعث مي‌شود هنرمندان مقابل يكديگر قرار گيرند و مشكلاتي را ايجاد مي‌كند.

وي با بيان اينكه گاهي بعضي گروه‌ها آنچنان تبليغات مي‌كنند كه يك گروه موسيقي تمام مطبوعات را درگير مي‌كند افزود: خيلي از گروه‌ها در اين تداخل كنسرت‌ها در ميان رسانه‌ها گم مي‌شوند؛ بنابراين ما نياز به تقويمي داريم كه يا هنرمندان آنرا ايجاد كنند و يا اينكه كنسرت‌گذاران آن را تهيه كنند كه ديگر مشكلي در تداخل كنسرت‌ها وجود نداشته باشد.

جوانان بايد هنرمند بودن و هنري بودن كار را حفظ كنند
خوانندگان ما تصنيف‌خوان نيستند، بايد آوازخواناني باشند خلاق

لطفي در بخش ديگري از اين نشست خطاب به همه جوانان عرصه موسيقي گفت: جوانان بايد هنرمند بودن و هنري بودن كار را حفظ كنند، به جوانان پيشنهاد مي‌كنم حرمت موسيقي را نگه دارند. خوانندگان ما تصنيف‌خوان نيستند، بايد آوازخواناني باشند خلاق كه ملودي‌ها و موسيقي‌هاي جديد و خلاقانه ارائه مي‌دهند. خواننده گلي است در ميان يك دسته گل كه نوازندگان ديگر كمك مي‌كنند اين گل اصلي به شكوفايي برسد.

بخش ديگري از اين نشست به حاشيه‌هايي درباره گروه دوستي اختصاص داشت و اينكه عليزاده در اولين نشست گروه دوستي مطرح كرده بود از تمام هنرمندان بزرگ براي همكاري در گروه دوستي دعوت كرده است.

لطفي در پاسخ به اين سخن عليزاده گفت: من عقيده دارم دوستي نيازي به مطبوعاتي شدن ندارد. لازم نيست به مطبوعات يادآوري كنيم كه مي‌خواهيم دوستي كنيم. من انتقادي دارم. گروه دوستي بايد جلوتر از همه از اعضاي گروه چاوش دعوت مي‌كرد. اين در حالي است كه آقاي عليزاده مدت‌هاست از پله‌هاي آموزشگاه من نيز بالا نيامده‌اند و من بارها از ايشان خواسته‌ام بيايند تا با يكديگر مذاكره كنيم، اما ايشان هيچ پاسخي به بنده ندادند.

لطفي در ادامه با اشاره به برگزاري كنسرت همنوازان شيدا در سالن ميلاد گفت: كارهاي اين كنسرت بازتاب زندگي من است. بعد از شش سال كه در ايران سپري شد، آثاري را كه در اين كنسرت ارائه مي‌شود بسيار دوست دارم و از نظري براي من متفاوت است، مي‌توان نام فرم اين برنامه را فرم ساز و آواز گذاشت، رنگ، تصنيف و ... به همراه رپرتوآر ايراني را دنبال كردم كه به آن سوييت مي‌گويند؛ يعني موسيقي ايراني را به بالاترين سطح بيان هنري نزديك كرديم. در اين كنسرت به سازهاي ايراني بها دادم و آنها را مورد بازسازي قرار داده‌ام؛ چرا كه بازسازي ستون موسيقي ملي ماست.

رونمايي آلبوم «هنر گام زمان»

لطفي فرم غزل‌هاي اين كنسرت را فرمي تغزلي يعني عاشقانه تعريف كرد و خاطر نشان كرد: شما حتي اگر يك غزل اجتماعي هم مي‌گوييد بايد عاشقانه باشد؛ وگرنه ديگر غزل نيست. او همچنين از رونمايي آلبوم «هنر گام زمان» همزمان با اجراي كنسرت خبر داد.

به گزارش ايسنا، كنسرت بزرگ گروه «همنوازان شيدا» به سرپرستي محمدرضا لطفي به همراه 30 نوازنده، 25، 26 و 27 آبان ماه در سالن ميلاد نمايشگاه بين المللي برگزار مي‌شود. بخش اول اين اجرا شامل بداهه نوازي محمدرضا لطفي و بخش دوم ساخته‌هاي جديد او در دستگاه همايون و با خوانندگي عليرضا فريدون پور است.

به گفته لطفي، قطعات به صورت چند صدايي زير نظر حميدرضا مرتضوي تنظيم شده‌اند و براي اينكه مخاطبان بيشتري بتوانند در اين كنسرت حضور پيدا كنند تعداد بليت‌هايي كه به قيمت 20 هزار تومان در فروشگاه‌ها عرضه مي‌شود بيشتر از بليت‌هاي گران قيمت است.

محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم به صحنه می رود

کنسرت بال در بال محمد رضا لطفی

محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم به صحنه می رود

 

کنسرت محمدرضا لطفی به همراه گروه بزرگ همنوازان شیدا ۲۵ ،۲۶ و ۲۷ آبان ماه، ساعت ۲۱ در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی به صحنه می رود.

به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی -هنری آوای شیدا، این کنسرت در دو بخش بداهه نوازی و گروه نوازی برگزار می شود که در بخش نخست محمدرضا لطفی با اجرای قطعاتی در دستگاههای مختلف به  تکنوازی خواهد پرداخت.

همچنین در بخش دوم، گروه بزرگ همنوازان شیدا که متشکل از گروه بانوان و گروه همنوازان شیدا است ،به صحنه می رود و قطعاتی را به صورت چند صدایی در دستگاه همایون اجرا می کند.

محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم دوری از صحنه با همراهی گروه بزرگ همنوازان شیدا به خوانندگی علیرضا فریدون پور به مدت سه شب در تهران به صحنه می رود.

علاقه مندان می توانند برای تهیه بلیت از ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه، ۸ آبان ماه از طریق سایت سی گذر اقدام  نمایند.

 


قیمت بلیت ها :

بلوک C,B : شصت هزار تومانی

 

بلوک G,F : پنجاه و پنج هزار تومانی

 

بلوک A,D : پنجاه هزار تومانی

 

بلوک J,K : چهل و پنج هزار تومانی

 

بلوک E,H : چهل هزار تومانی

 

بلوک N,O :سی و پنج هزار تومانی

 

بلوک I,L : سی هزار تومانی

 

بلوکQ,R,S,T,M,P : بیست هزار تومانی

 

نمایندگان فروش :

آموزشگاه وزیری(ولیعصر) : ۸۸۷۸۴۹۸۸

آندلس(شهرک غرب): ۸۸۰۸۸۳۵۹

آوای باربد(ستارخان) : ۶۶۹۰۱۲۷۰

آوای مهربانی (سهروردی) : ۸۸۷۴۰۷۶۹

بتهوون(کریم خان) : ۸۸۳۱۳۸۶۸

پاسارگاد(سعادت آباد): ۸۸۶۸۵۱۰۴

پاز(پاسداران) : ۲۲۵۸۷۸۴۶

پرداسیستم(اکباتان) : ۴۴۶۹۷۹۰۵

پرشیا(بلوار کشاورز): ۸۳۸۸۰

پژواک(اتوبان صدر): ۲۲۶۱۷۳۶۶

دارینوش(قلهک) : ۶۰۰-۲۲۰۰۰۴۰۰

دل پخش(وزرا) : ۸۸۷۱۷۳۵۰

سلفا(مطهری) : ۸۸۷۵۷۰۹۱

سیاه و سفید(انقلاب) : ۶۶۹۷۱۶۰۳-۶۶۹۵۲۴۹۷

سینماتوگراف(شهرک غرب) : ۸۸۵۷۴۲۰۷

فروشگاه دنیا(میدان قدس) : ۲۲۷۴۷۶۱۶

کافه کهن(هفت تیر) : ۲-۸۸۵۹۲۷۷۱

مصاحبه استاد شجریان با یورونیوز و صحبتهایش درباره علیرضا افتخاری

http://postmarket.biz/delawaz/shajarian-beiteddine-delawaz.jpg

یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند.


به گزارش فرارو، همزمان با آغاز تور کنسرت های اروپایی محمدرضا شجریان از شهر استانبول ترکیه، او درباره‌ اجرای کنسرت‌ها و صدور مجوز برای آلبوم‌هایش با یورونیوز به گفت‌وگو نشسته است، آنچه در زیر می آید بخش هایی از این گفتگو است.

شجریان  چند سال است که در ایران کنسرتی نداشته، با این‌حال طی سه سال اخیر دو بار در اروپا کنسرت برگزار کرده است، او درباره دلایل این امر چنین می‌گوید:

کنسرت هایی که من در ایران می گذارم بی سر و صدا نیست و سر و صدای زیادی دارد و دولتی ها از این موضوع خشنود نیستند، مخصوصا این اواخر در این دو سال که اتفاقاتی در مملکت من افتاده، بیشتر از همه فضاهای کنسرت صدمه دیده اند، چون می ترسند در فضای کنسرت کسی حرفی بزند یا کاری بکند و اتفاقی بیفتد. به همین دلیل در این دو سه سال و بویژه از سال 88 شرایط مناسبی برای برگزاری کنسرت نیست چون باید مجوز بدهند ولی نمی دهند، به همین دلیل کنسرت هایم را در خارج از کشور برگزار می کنم.

او درباره چرایی تاخیر مجوز آلبوم جدیدش ادامه  داد: بله، پانزده، شانزده ماه بود که می خواستیم مجوز بگیریم ولی نمی دادند، ما هم ساکت بودیم و چیزی نمی گفتیم، می گفتیم ما هم نوارهایمان را در خارج از ایران تکثیر می کنیم.ولی اخیرا مجوز یکی از این نوارها را دادند. ما برنامه های زیادی داریم که در نوبت مجوز گرفتن هستند ولی فعلا فقط یکی از آنها مجوز گرفته است.

چند وقتی هست که صدای شجریان از صدا و سیما پخش نمی‌شود و به نوعی او جایگاه ارتباطی خود را با عموم مردم از دست داده است، خود او در این باره چنین خاطر نشان کرد: رادیو و تلویزیون فراگیرترین رسانه است و وقتی صدا از آنها پخش نشود ارتباط با مردم هم قطع می شود و من در طول این سی و دو سه سال ارتباطی با تلویزیون نداشته ام. اوایل، صدای من را پخش می کردند و من هم اعتراضاتی کردم. تصاویری روی صدای من می گذاشتند که اصلا ارتباطی با موضوع نداشت. من هم اعتراض کردم و گفتم دیگر به شما اجازه نمی دهم که صدای من را پخش کنید، چون آنها هیچ نقشی در تهیه این برنامه ها نداشتند و قاعدتا باید موقعی دست به این کار بزنند که نقشی داشته باشند یا تهیه کننده راضی باشد. من راضی نبودم و دیدگاههای اجتماعی ام با آنها هماهنگ نیست. این است که من هیچوقت دوست ندارم صدایم از آن رسانه پخش شود؛ تا اینکه در این یکی دو سال اخیر من با جدیت دنبال کار را گرفتم و از آنها شکایت کردم که دیگر صدای من را پخش نکنند.

فقط من «ربنا» را اجازه دادم، که آن ربنا را برای مردم خوانده بودم، در این یکی دو سال، دیگر آن را هم پخش نمی کنند، خوب نکنید، به خودتان لطمه می زنید. چون ربنا برای مردم بوده و آنرا دوست دارند و خودشان دارند و گوش می کنند. فعلا اینطور است. چون من همراه نیستم با سیاست و حکومت و این چیزها، به همین دلیل خیلی دوست ندارند که من در صحنه باشم.

شجریان پنجاه سال است که تجربه موسیقی سنتی دارد،او در تعریف و اساس موسیقی سنتی ایران می‌گوید: ما چند نوع موسیقی داریم که یکی از آنها سنتی است و یک موسیقی کلاسیک اصیل داریم که همان موسیقی ردیفی ماست که به ما رسیده که می تواند به صورت سنت ارائه شود یا به صورت آزاد. من بخش آزاد را انتخاب کردم. در سنت روش ها و نوع ارائه کار خودم را گرفتار نکردم و دستم را باز گذاشتم و همیشه هم معتقد بودم که اصالت را نگه می داریم و سنت هایمان را که متعلق به پدرانمان و اجدادمان است را احترام می گذاریم. ولی می گذاریم برای خودشان باشد و ما سنت های خودمان را می سازیم و من به نسل بعد هم گفته ام که شما هم اگر دوست داشتید می توانید سنت های ما را بهم بریزید و سنت خودتان را داشته باشید. چون بشر باید با توجه به نیاز زندگی و نیاز روحی اش موسیقی را انتخاب کند. چون نیازها در طول این فراز و نشیب های زندگی و تاریخ متفاوت است، موسیقی هم فرق خواهد کرد. این از نظر اصالت و سنت.

موسیقی ایران در مقایسه با سایر موسیقی ها مانند زبان است. مثل زبان فارسی، وقتی به شعر حافظ نگاه کنید می بینید که از همان کلمات استفاده کرده ولی دو واژه را کنار هم می گذارد و با معنای خاصی که ایجاد می کند زمین و زمان را به هم می دوزد.

موسیقی ما هم همینطور است، مانند یک زبان. صرفا از بازی با نت ها استفاده نمی کنیم، یعنی اگر کسی با نت ها بازی کند، می گوییم بازی می کند و نمی داند چه می گوید. ولی عین یک زبان باید در آن واژه ها و جمله بندی درست به کار گرفته شود و کسانی که با این زبان آشنا می شوند می دانند که بهترین بخش این زبان در ردیف ما خلاصه شده، اما این ردیف به صورت خلاصه است، کل موسیقی ما نیست، مانند شعر حافظ و سعدی که نمونه های بهترین اند ولی فراوان می شود مانند آن شعر گفت و کتاب نوشت. موسیقی ما هم به همین شکل است. موسیقی ردیفی ما نمونه ای بسیار خوب است و زمانی که آنرا شناختید می توانید فراوان آهنگ سازی، بداهه نوازی و بداهه خوانی کنید و خلاقیت خود را نشان دهید.

معروف است که صدا و آواز شجریان حتی برای غیر ایرانی ها هم جذابیت دارد و آنها را به کنسرت های او می‌کشاند خود او در باره چنین استقبالی چنین عنوان می‌کند: موسیقی یک زبان بین المللی است، فارغ از ادبیات و اگر قادر باشید این زبان را خوب بیان کنید، هر کسی با آن ارتباط برقرار می کند، بویژه کسانی که بیشتر موسیقی را می شناسند وقتی به موسیقی ایرانی می رسند شیفته می شوند.

موسیقی ما از نظر پتانسیل، محتوا و وزن مخصوص، خیلی بالاست، ولی در طول این تاریخ که ما داشتیم، در طول این هزار و سیصد، چهار صد سال، به دلیل اینکه با ایرانیت ما و هنرهای ما ضدیت می شد، با موسیقی ما مبارزه شده، ولی مردم در شکل های مختلف موسیقی را حفظ کرده اند، از تعزیه تا روضه خوانی. ولی در صد سال اخیر موسیقی ما خودش را بیشتر در شکل موسیقیایی خودش، با ساز نشان می دهد. اگر با این موسیقی مبارزه نمی شد، این موسیقی به عنوان یک موسیقی جهانی شناخته شده بود. ولی اگر هنرمندان ما کار خود را درست انجام دهند، موسیقی ما این پتانسیل را خواهد داشت که نظرات را جلب کند و شنوندگان را راضی نگه دارد.

وی درباره ارتباط موسیقی ایرانی و جنبش‌های اجتماعی خاطر نشان کرد که: بهترین این موسیقی توسط عارف ارائه شده و عارف، خود هم شعر می گفت و هم موسیقی را می ساخت و می توان به عنوان بهترین نمونه آهنگسازی ما، آهنگ های عارف را معرفی کرد. مثل شعر حافظ و سعدی و مولانا، زیباترین شکل آهنگسازی ماست. و چون در زمان مشروطیت بود و فضای آن زمان فضای سیاسی و آزادی خواهی بود، او هم چون همراه مردم بود، آهنگ ها را از دل مردم می ساخت و خواننده ها و نوازنده ها آنها را ارائه می کردند و تاثیر مهمی در روحیه مردم داشت.چون موسیقی بازتاب درون جامعه است، موسیقی برخاسته از فضای جغرافیایی یک منطقه است. در یک فضای جغرافیایی، مردم دارای یک فرهنگ خاصی هستند و نیازهای خاصی دارند، موسیقی برخاسته از درون هر ملتی است و به همین دلیل خواسته های خود را از طریق موسیقی بیان می کند. وقتی خوشحال است، موسیقی، موسیقی شاد خواهد بود و وقتی ناراحت، موسیقی غمگین. وقتی شکست می خورد یک موسیقی دارد و وقتی پیروز می شود یک موسیقی دیگر.

موسیقی با شرایط روحی جامعه تغییر شکل می دهد. در تمام دنیا این موسیقی هست که در شرایط مختلف و مطابق با نیازها خودش را ظاهر می کند.

این استاد آواز ایران در دلایل ابداع سازهای تازه چنین می‌گوید: در نقاشی هرچه رنگ های بیشتری در دسترس داشته باشیم به واقعیت بیشتر نزدیک می شویم. چهار رنگ اصلی بیشتر نداریم، اما هزاران رنگ در لابلای اینها وجود دارند. مانند موسیقی، هرچه رنگ های صدا را بیشتر داشته باشیم، سلیقه های بیشتری را می توانیم راضی کنیم.

در گروه نوازی ها و تجربه هایم متوجه شدم که موسیقی ما چیزهایی در لابلای سازهای اصیل کم دارد و هیچ سازسازی، دست به این کار نمی زند و احساس کردم که خودم باید دست به کار شوم. سالها تحقیق کردم و شروع به سازسازی کردم و بیشتر سازهای بم یعنی باس و دورباس را ساختم. چون سالها در موسیقی ما نبود و رنگ هایی از صدا در لابلای موسیقی آورده ام.

من دو خانواده ساز کششی پوستی درست کرده ام که صدا به جای اینکه از چوب بیاید از پوست می آید مثل خانواده ویولون. خانواده شهر آشوب و خانواده صراحی که اینها در گروه شهناز استفاده می شود. سازها را در اختیار هنرمندان جوان قرار می دهم.

این کارها ذوق هنرمندان ما را شکوفا می کند. دست به این کار شدم که فضای صدا را در موسیقی باز کنم و بگویم که سنت گرایی نکنید، حرمت سنت را نگه دارید ولی خودتان کاری بکنید، چه از نظر ساز و چه از لحاظ نوع موسیقی. و اغلب هم خوششان آمده. آخرین سازی که ساختم و دو شب قبل از کارگاه بیرون آمد، دل و دل است و صدایی بین کمانچه و ویولون دارد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا قصد ندارد یک آکادمی موسیقی تاسیس کند چنین گفت: چند بار این فکر به ذهنم خطور کرده ولی شرایط برای ایجاد آکادمی مهیا نیست چون تصمیم گیرندگان مملکت این فضا را دوست ندارند. حتی در دانشگاه که رشته هنر دنبال می شود خیلی دوست ندارند که این مساله خودش را در جامعه نشان دهد و می ترسند کار دست کسی دهد، ترس بی جهت. از این جهت این فکر را نمی توانیم عملی کنیم ولی دلمان می خواهد این کار را بکنیم.

به طور خیلی خصوصی چند هنرجو دارم که در سطح خیلی حرفه ای کار می کنند. سی و چند خانم و سی و چند آقا. خانم ها خوب ظاهر شده اند. سالها کار کرده بودند و دیدم که راه به جایی نمی برند و من باید آنها را راهنمایی کنم و هنر خوانندگی را یاد دهم که از صدا چطور استفاده کنند و اشکالات را بر طرف کنم. خوشبختانه استعداد دارند. آنها به دفتر من می آیند و به همه به صورت افتخاری آموزش داده ام و هیچوقت از این راه درآمدی برای خودم قائل نبوده ام، برای اینکه این هنر باقی بماند، مخصوصا آواز و غزل زنده بمانند. چون اگر آواز ما فراموش شود، غزل ما هم در کتابخانه هاست و در جامعه نخواهد آمد. غزل و شعر موقعی در جامعه می آید که با موسیقی همراه باشد و بهترین موسیقی، آواز است. آواز مفاهیم شعری را خوب بیان می کند. در تصنیف سازی مفاهیم شعری دستکاری می شوند.

شجریان در پایان در تشریح دلایل محبوبیتش گفت: موسیقی باعث آشنایی است، اما تنها علت نیست. توسط موسیقی با مردم ارتباط برقرار می شود و مردم آدم را می شناسند، بعد رفتار و گفتار و کردار هم در اینجا خواهد آمد.

یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می کشد. کوچکترین اشتباهی زیر پروژکتور جامعه قرار می گیرد. نمی توانید اشتباه کنید. جامعه کوچکترین اشتباه و ریاکاری را بزرگ می کند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می دهد. من سعی کردم اشتباه نکنم و با مردم باشم، چون موسیقی را برای مردم ارائه می کنم، نه برای وزیر و برای وکیل و برای رییس جمهور، آنها هم اگر جزء مردم باشند گوش می کنند. ولی موسیقی برای مردم است، برای انسانها. باید انسانها را در اولویت قرار داد و موسیقی را برای آنها ارائه کرد. موسیقی برای انسانیت است.

قانون جديد اجراي كنسرتهاي موسيقي

قانون جديد اجراي كنسرت موسيقي اعلام شد. از اين پس اجراهاي صحنه‌اي فقط يك سانس برگزار مي‌شوند!. مجوز براي سانس دوم منوط به داشتن شرايطي مانند درجه يك بودن گروه، استفاده از اشعار غيرعاشقانه و داشتن پاركينگ براي سالن است!...

 

محمدمير زماني(مدير دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد) از اعمال قانون جديد در اجراي موسيقي صحنه‌اي خبر داد.

ميرزماني به خبرنگار ايلنا گفت: از اين به بعد دفتر موسيقي براي دادن مجوز سانس دوم اجراي صحنه‌اي شرايط ويژه‌اي دارد و هر گروهي نمي‌تواند اجراي سانس دوم داشته باشد.
وي درباره شرايط جديد براي اخذ مجوز سانس دوم اظهار داشت: گروه‌هاي درجه يك، پرداختن به موسيقي ايراني و استفاده از اشعار غيرعاشقانه و عرفاني از مهمترين شرايطي است كه براي دادن مجوز سانس دوم اجراي صحنه‌اي درنظر گرفته مي‌شود.

مديركل دفتر موسيقي ادامه داد: همچنين در هر سالني اجازه‌ برگزاري كنسرت براي سانس دوم داده نمي‌شود. تنها به سالن‌هايي كه پاركينگ داشته باشند و بتوانند جمعيت را كنترل كنند؛ مجوز سانس دوم داده مي‌شود.

 وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين قوانين منجر به محدوديت اجراهاي موسيقي نمي‌شود؟ خاطرنشان كرد: به هيچ وجه، قوانين دفتر ما جنبه‌ محدوديت ندارد بلكه به منظور سمت و سو دادن به فعاليت خواننده‌ها و موسيقيدان‌ها بر آن شديم كه چنين تصميمي ‌را اتخاذ كنيم.

 ميرزماني از سياست‌هاي دفتر موسيقي به‌عنوان سياست‌هاي تشويقي ياد كرد و گفت: بسياري از خواننده‌ها حتي دوره‌هاي لازم براي خواننده شدن را نگذرانده‌اند. همچين اغلب اشعار خواننده‌هاي پاپ محتوايي عاشقانه دارد. به همين دليل بايد فرقي ميان گروه‌هايي كه از اشعار شاعران بزرگ مانند مولانا، سعدي،حافظ و ... استفاده مي‌كنند با كساني كه از اشعار عاشقانه استفاده مي‌كنند، باشد.

 مديركل دفتر موسيقي ارشاد در پايان گفت: البته تمام اين قوانين موقتي است و به زودي آيين‌نامه‌اي براي صدور مجوز كنسرت و آلبوم تهيه مي‌شود.

حسین زمان: كسي حق ندارد به استاد شجريان مجوز ندهد، چرا كه او عين مجوز است

حسین زمان: كسي حق ندارد به استاد شجريان مجوز ندهد، چرا كه او عين مجوز است...

حسین زمان در روزنامه شرق نوشت: واقعيت قضيه اين است كه هيچگاه در پي جوسازي و سياه نمايي نبوده ام؛ اما فكر مي كنم مسوولان دفتر موسيقي وزارت ارشاد بايد در نحوه برخورد خود با موسيقي دانان اين مملكت تجديدنظر كنند.

آخرين باري كه مي خواستم در شيراز مجوز اجرا بگيرم، دوستان آنقدر كارشكني كردند كه طاقت مان طاق شد و روي صحنه نرفتيم.

به شخصه 16 سال است در ايران فعاليت موسيقي دارم و اولين كنسرت پاپ بعد از انقلاب را در اين كشور برپا كرده ام، آن وقت مسوولان مربوطه براي كنسرت بنده در شيراز تقاضاي فتوكپي از شناسنامه ام كردند و عكس لباس اعضاي گروه روي صحنه را هم خواستار شدند! آيا رواست از كسي كه سال ها در موسيقي فعاليت دارد و حتي پرونده و سوابق او در وزارت ارشاد موجود است، كپي شناسنامه براي اجرا بگيرند؟! آيا اين برخوردها، عزت نفس موسيقي دان و خواننده را زير پا نمي گذارد؟ من خواننده و سرپرست گروه، عكس لباس اعضاي گروه را از كجا بياورم تا به مسوولان نشان دهم؟ واقعيت اين است كه بايد از هنرمند حمايت كرد.

چرا موسيقي دان بزرگي چون استاد شجريان نمي تواند به راحتي در ايران كنسرت برپا كند؟ كسي حق ندارد به شجريان مجوز ندهد، چرا كه او عين مجوز است.

متاسفانه طي چند سال گذشته جوي نامطلوب بر فضاي موسيقي ما سايه افكنده و كار موسيقي دانان مستقل را با دشواري مواجه كرده است.

وزارت ارشاد اخيرا عملكرد موسيقي خود را خوب ارزيابي كرده؛ در حالي كه تاكيد اين عملكرد بيشتر روي كميت است.

موسيقي دانان و خوانندگاني كه به نوعي در چارچوب مورد نظر مسوولان قرار بگيرند، به راحتي مجوز مي گيرند؛ اما اگر كسي در چارچوب اعتقادات خود كار كند مجوز نمي گيرد! نكته مهم ديگر اين است كه برخي كنسرت ها، اصلا وجاهت موسيقايي ندارند. اما اين كنسرت ها به راحتي مجوز مي گيرند.

کویتی پور : ربنای شجریان جاودانه است

غلام كویتی‌پور مداح سرشناس كشور در یادداشتی كه در مجله «نسل امروز» منتشر شده نوشته محمدرضا شجریان عاشق خداست و هر چه آدمی با ایمان‌تر باشد عمق این عشق را در صدای او بیشتر حس می‌كند.

امكان ندارد تن و بدنت نلرزد
اگر كلام خدا عاشقانه خوانده شود و عاشقانه به آن گوش كنی، امكان ندارد تن و بدنت نلرزد. به خاطر ندارم زمانی را كه ربناي استاد شجریان را شنیده باشم و از خود بی‌خود نشوم. ارزش صدای استاد به اندازه تلاشی است كه بسیاری از مردان خدا در راه مبارزه برای حق داشتند.

صدای آسمانی كه در حنجره و نهاد استاد شجریان وجود دارد
داشتن صدای خوش برای تلاوت قران یكی از ویژگی‌های اصلی است و پیامبر خدا هم فرموده‌اند كه «اذان و قرآن را با صدای خوش بخوانید» همان صدای آسمانی كه در حنجره و نهاد استاد شجریان وجود دارد.

او فرزند سرزمین امام رضای غریب است

شجریان عاشق خدا هست و هر چه آدمی با ایمان‌تر باشد عمق این عشق را در صدای استاد شجریان بیشتر حس می‌كند. او فرزند سرزمین امام رضای غریب است. مگر می‌شود خاكی كه به نام آن بزرگوار مزین است روی فرزندانش اثر نگذارد. من استاد شجریان را از تلاوت قرآن‌هایش به یاد می‌آورم، دو سه سال قبل از انقلاب. بعدها هم فهمیدم كارمند وزارت كشاورزی بوده است، یك كارمند ساده كه عاشق موسیقی بود و هنر.

كاش كمی قرآن بخوانیم و از قرآن یاد بگیریم

ربناي ایشان مثل بسیاری از آثار دیگرشان جاودانه است و جزیی از فرهنگ و هنر ما، حالا چه پخش شود و چه نه، اما كاش كمی قرآن بخوانیم و از قرآن یاد بگیریم كه انتقادپذیر باشیم و از ظلم تبری بجوییم.

تعطيلي زود هنگام ارکستر سمفونیک رودکی

نخستين کنسرت ارکستر سمفونيک رودکي در تالار وحدت

به گزارش خبرنگار مهر انتشار این خبر تلخ در حالی صورت می گیرد که نخستین و آخرین اجرای رسمی ارکستر سمفونیک رودکی با حضور حمید شاه آبادی معاون هنری ،محمد میرزمانی مدیرکل جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد و برخی از اهالی موسیقی ماه گذشته در تالار وحدت به روی صحنه رفت. 

معاون هنری وزارت ارشاد در همان برنامه برای تبریک تشکیل این ارکستر پشت تریبون قرار گرفت و گفت : اسباب خرسندی است که بخش جدیدی به مجموع فعالیت های هنر موسیقی افزوده شده است و جا دارد از همه عزیزانی که برای تشکیل این ارکستر همت کرده اند مراتب سپاس را به جا آورم .

علی رغم تبریک و ابراز خرسندی معاونت هنری ارشاد که طبیعتا نوعی حمایت نیز در آن مستتر است گفته شده که فعالیت این ارکستر که به همت بنیاد رودکی در اوایل سال جاری تشکیل شده بود تا برطرف شدن مشکلات مالی متوقف شده است.

آلبوم «مرغ خوشخوان» استاد شجريان بالاخره مجوز انتشار گرفت

 

محمد میرزمانی مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد ضمن اعلام این خبر در نخستین نشست رسانه‌ای خود که صبح ديروز در تالار وحدت برگزار شد؛ به چگونگی ارائه مجوز به تازه‌ترین آلبوم موسیقی محمدرضا شجریان اشاره کرد و گفت: چندی پیش استاد شجریان یک آلبوم برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد فرستاده بودند که عصر دیروز من مجوز انتشار این آلبوم را صادر کردم؛ همچنین با مذاکراتی که انجام خواهد شد شرایط برگزاری کنسرت ایشان را نیز مهیا خواهیم کرد.

وی در ادامه با اشاره به برنامه‌های دفتر موسیقی وزارت ارشاد افزود: حمایت همه جانبه از موسیقی ایرانی، سنتی و محلی در بعد وسیع از جمله سیاستگذاری‌های مدیریت جدید دفتر وزارت ارشاد خواهد بود و در این راستا طرح‌هایی را برنامه ریزی کرده‌ایم به این معنا که قصد داریم ارتباط بیشتری با گروه‌های موسیقی که در این عرصه فعال هستند ولی کمتر موقعیت اجرای صحنه‌ای را داشته‌اند برقرار کنیم از همین رو در نظر داریم بستر مناسب برای رشد موسیقی متعالی را فراهم کنیم که یکی از این بخش‌هایی که به این منظور کمک شایسته‌ای خواهد کرد افرایش نقدینگی است در واقع با بودجه اندکی که در اختیار داریم سعی می‌کنیم که به طور مساوی این بودجه را در اختیار گروه‌ها قرار دهیم.

میرزمانی در ادامه افزود: تولید آلبومهای ارزشمند یکی از برنامه‌هایی است که در دستور کار قرار دارد به این معنا که بهترین اجراهایی که در حوزه موسیقی مقامی، سنتی و ایرانی در طول سال برگزار شده است این امکان را می‌دهیم که آلبوم تولید کنند همچنین بهترین آلبومی که درطول سال تولید شده است در سال ۹۱ فرصت اجرای صحنه‌ای را پیدا خواهد کرد؛ ضمن اینکه درنظرداریم شاگردان ممتاز موسیقی سنتی که در هنرستان‌ها فعال هستند را پس از اعلام نتایج امتحان‌ها در مقطع متوسطه برای ادامه تحصیل بورسیه کنیم.

مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در ادامه صحبت‌های خود به فعالیت‌های ارکستر موسیقی ملی و ارکستر سمفونیک اشاره کرد و گفت: ارکستر سمفونیک تهران طبق روال گذشته برنامه‌های خود را انجام می‌دهد اما بخش سفارش قطعه به ارکستر سمفونیک که پیش از این هم وجود داشته است را جدی‌تر خواهیم گرفت به این معنا که سفارش‌هایی که به ارکستر سمفونیک درگذشته ارائه می‌شد بسیار اندک بود و قرار است طرحی را بریزیم و از آهنگسازان بخواهیم که قطعات کوتاه برای اجرا در ارکستر بسازند و اگر مورد تایید شورای فنی رسید در ارکستر اجرا کنیم؛ به اعتقاد من با گسترش این روند دامنه تنوع در رپرتوار ارکستر بیش از گذشته خواهد بود و از سوی دیگر موضوعات مختلف هم در حوزه شعر و نغمه ‌پردازی و رنگ آمیزی بیشتر مطرح خواهد شد؛ در این راستا اجرای پایان نامه‌های دانشجویی در بخش آهنگسازي که سال گذشته در بخش رقابتی برگزار شد و برگزیده‌هایی هم داشت در ارکسترسمفونیک تهران به روی صحنه خواهد رفت.

وی در ادامه افزود: در خصوص اجراهای ارکستر ملی هم در نظر داریم قطعاتی که کمتر اجرا شده را به روی صحنه ببریم. همچنین در جلسه شورای فنی ارکستر ملی مطرح شده که قطعات جدید با چهره‌هایی از آهنگسازان جوان را برگزار بکنیم؛ ‌ گروه کر دفتر موسیقی وزارت ارشاد از جمله گروه‌های موسیقی است که فعالیت‌های اندکی را به شکل مستقل برگزار کرده است. این گروه معمولاً با ارکستر سمفونیک تهران اجرای برنامه داشته است اما در سیاستگذاری‌های جدید در آینده نزدیک اجراهای مستقل از گروه کر دفتر موسیقی خواهیم دید. یکی از دغدغه‌های دفتر موسیقی ارتباط با بخش بین‌الملل در جشنواره‌ای رسمی موسیقی است که همواره با بحث‌ها و نقدهای بسیاری در این حوزه مواجه بودیم از این رو قصد داریم علاوه بر دعوت از گروه‌های متعدد، آهنگسازان و خوانندگان در ممالک اسلامی شناسایی كرده و از آن‌ها برای حضور در جشنواره‌هایی که در ایران برگزار می‌شود دعوت کنیم.

وی در ادامه در خصوص چگونگی حمایت از موسیقی نواحی گفت: در ابتدا باید این نکته را متذکر شوم که سنگ بزرگ علامت نزدن است از همین رو نمی‌توانم وعده وعیدهای بسیاری در خصوص موسیقی نواحی ارایه دهیم اما همین قدر می‌دانم که تمام سعیمان این است که از هر نوع موسیقی که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد حمایت بکنیم.

ميرزمانی در پاسخ به این سئوال که جایگاه موسیقی پاپ با توجه به مخاطب‌های بسیاری که دارد کجاست، گفت: به اعتقاد من موسیقی پاپ یعنی آشتی با فرهنگ و هویت خودی و در این صورت است که ما از موسیقی پاپ حمایت می‌کنیم چرا که همواره معتقدم در حوزه موسیقی سنتی، محلی باید ریشه‌های فرهنگی را حفظ کنیم از همین رو موسیقی پاپ هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر جوانان علاقمند هستند که مسئولان به این بخش از موسیقی اقبال نشان دهند و حمایت‌های لازم صورت گیرد توصیه می‌کنم که ریشه‌های فرهنگی در آثار موسیقیایی را فراموش نکنند. به اعتقاد من موسیقی پاپ در حال حاضر بیش از آنکه به یک فرصت تبدیل شود به یک تهدید معنا پیدا کرده است. در حال حاضر همه موضوعاتی که برای موسیقی پاپ انتخاب می‌شود مضمونی عاشقانه دارد و کمتر ملودی‌های ملی‌گرایانه و یا حتی ملودی‌های موسیقی محلی در آن دیده می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که چرا محمد گلریز را به عنوان سومین دبیر جشنواره موسیقی مقاومت انتخاب کرده است، گفت: به خوبی می‌دانیم که محمد گلریز یکی از چهره‌های مطرح در حوزه موسیقی مقاومت است و خوشبختانه در این حوزه بسیار شناخته شده است. در آن زمان گروه‌های موسیقی بسیاری برای اجرای برنامه به جبهه‌های جنگ اعزام می‌شدند که شاید در حال حاضر کمتر اسمی از آن‌ها شنیده شود. اما آنچه مسلم است تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر تاثیر بیشتری بر شناخت افراد خواهد داشت و محمد گلریز هم از‌‌ همان چهره‌هایی است که با تلویزیون ماندگار شد.

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در پاسخ به این سئوال که چرا عده‌ای از چهره‌های شناخته شده موسیقی در هر شورا و محفل موسیقیایی حضور دارند، گفت: من هم این انتقاد را قبول دارم که عده‌ای از چهره‌های موسیقیایی در شوراهای مختلف حضور دارند و نیازمند هستیم که چهره ‌های جوان را به پیکره هنر موسیقی معرفی کنیم. از همین رو شوراهای مختلف سیاست‌گذاری و یا شوراهای مشورتی هنر موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و باید چهره‌های جوان و البته کاربلد در شوراهای مختلف معرفی شوند.

وی در خصوص رعایت حقوق کپی‌رایت آثار موسیقیایی گفت: خانه موسیقی در این حوزه فعالیت‌های مثبتی را انجام داده است اما من از زمانی که مدیریت دفتر موسیقی وزارت ارشاد را بر عهده گرفتم عده‌ای از فعالان در عرصه موسیقی با مراجعه‌هایی که داشتند به این موضوع اشاره کردند و قرار شد پیش نویس قانون کپی رایت را بنویسیم و در اختیار کمیسیون فرهنگی مجلس بگذاریم و این مسئله را مطرح کنیم و به امید خدا طرح رعایت قانون کپی رایت هرچه زود‌تر عملیاتی شود.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر مبنی بر عدم اجرای کنسرت‌های موسیقی در برخی از شهرستان‌ها گفت: من هم می‌دانم که همه امکانات در زمینه‌های مختلف فرهنگی تنها در تهران نباید متمرکز شود و این هنر باید به شهرستان‌ها هم برده شود.

میرزمانی در پایان متذکر شد: در زمینه اجرای آثار موسیقی در شهرستان‌ها دفتر موسیقی جوابگوی صلاحیت آن‌ها است ولی متاسفانه خبری شنیدیم که به دلیل نامناسب بودن شرایط سالن کنسرت خانه شهر کرمان توسط مسئولان مربوطه تعطیل شد که این بخش از مشکلات و مسایل در حیطه اختیارات دفتر موسیقی نیست و باید از مرجع قانونی دیگری رسیدگی شود.

استاد شجریان رئیس شورای عالی خانه موسیقی شد

 در اولین جلسه شورای عالی خانه موسیقی، محمدرضا شجریان به عنوان رئیس ، مصطفی کمال پور تراب نایب رئیس و حسین علیزاده به عنوان دبیر و سخنگوی شورای عالی انتخاب شدند.

به گزارش سایت خانه ، نخستین جلسه شورای عالی خانه موسیقی پس از انتخابات این شورا با حضور مصطفی کمال پورتراب، همایون خرم، داود گنجه ای، محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده و هوشنگ کامکار از اعضای شورای عالی، هوشنگ ظریف (مشاور شورا) بعد از ظهر دیروز در ساختمان فاطمی تشکیل شد.

در این جلسه محمدرضا شجریان و مصطفی کمال پورتراب بار دیگر به عنوان رئیس و نایب رئیس و حسین علیزاده به عنوان دبیر و سخنگوی شورای عالی برگزیده شدند.

در جلسه روز گذشته، شورای عالی خانه موسیقی درباره مسائل مختلف از جمله موضوع یادمان پایور،ارکستر موسیقی ملی و... بحث و تبادل نظر کردند و مقرر شد اعضای شورا ضمن نظارت بر فعالیتها و سیاستگذاری های خانه ، مشکلات کلان و عمده موسیقی کشور را رصد و درباره آنها موضع گیری نمایند.

لازم به ذکر است جلسه بعدی شورای عالی پس از تعطیلات تابستانی خانه، در نیمه اول شهریور ماه برگزار خواهد شد.

انتقاد شديد مدیر کل مرکز موسیقی حوزه هنری از اوضاع كنوني موسيقي

 رضا مهدوی مدیرکل مرکز موسیقی حوزه هنری  درباره ظرفیت‌های موسیقی در تهاجم فرهنگی اظهار کرد: موسیقی نسبت به دیگر هنر‌ها چنین قابلیتی ندارد. ما آماری درباره آسیب موسیقی به جوانان و رفتار آنان نداریم. تا به حال نشنیده‌ایم که کسی با گوش دادن به غیر از موسیقی‌های سنتی و مثلا موسیقی متال، دچار افسردگی شود یا خودکشی کند.

به گزارش پارس توریسم ،وی با رد وجود مقوله‌ای به نام «موسیقی زیرزمینی» ادامه داد: چند سال پیش در یکی از روزنامه‌ها آمده بود که «جوان نی‌نواز قاتل شد». آیا باید همه نی‌ها جمع‌آوری و نی‌نوازی ممنوع شود؟ بنابراین باید گفت که موسیقی نمی‌تواند تهاجم ایجاد کند. موسیقی هنری فطری، مجرد و جاری در فضا است و نمی‌تواند هم زیرزمین برود. جوان‌های بااستعدادی که امکانات برای ارائه هنرشان ندارند و کسی از آن‌ها به هیچ شکل حمایت نمی‌کند اصطلاحا مجبور هستند در زیرزمین خانه‌هایشان کار کنند.

مهدوی در گفت وگو با برنا  افزود: گاهی برخی از آثار این هنرمندان همراه با کلام نامربوط ارائه می‌شود که هیچ ربطی به موسیقی ندارد. بنابراین باید جلوی ابتذال کلام شاعران و ترانه‌سرایان را بگیریم. آهنگی که در یک فیلم همراه با تصاویر مبتذل ارائه شود ممکن است بر بیننده تاثیر بد بگذارد اما موسیقی به تنهایی اثر منفی بر شنونده‌اش نخواهد گذاشت و اصولا بحث تصویر و سینما شاکله‌ مجزایی از فن موسیقی دارد.

مدیرکل مرکز موسیقی حوزه هنری با اشاره به جوانانی که موقعیتی برای ابراز وجود ندارند و مجبور به مهاجرت می‌شوند، گفت: متاسفانه ما شتر ‌ گم کرده‌ایم و به دنبال افسار آن می‌گردیم. موسیقی بی‌پایه را آدم‌هایی ارائه می‌کنند که پول کلان می‌گیرند تا روی صحنه بیایند. آنگاه شعر غلط هم می‌خوانند و صدا و سازشان فالش است. اما جوان‌ها وقتی جایی برای فعالیت سالم ندارند، مدیریت‌ها به آن‌ها انگ می‌زنند.

این نوازنده و پژوهشگر موسیقی در این باره ادامه داد: مشکل اساسی این است برخی هنرمندان شناخته‌شده که بیشتر در عرصه موسیقی سنتی و پاپ فعالیت می‌کنند، در کارشان دور باطل می‌زنند. حرف دل خودشان را با ساز و حنجره خودشان می‌زنند اما درد مردم برایشان اهمیت ندارد. عدم مدیریت صحیح در عرصه موسیقی، فضا را به‌ گونه‌ای کرده است که همه مدعی‌اند و بهره خود را از این شرایط می‌برند. ایران امروز در عرصه‌های مختلف علمی به معنای واقعی پیشرفت کرده است و نخبگان بسیاری را در خود پرورانده است اما در موسیقی ما رو به استیصال رفته‌ایم. مدیریت‌های ضعیف در طول سه دهه اخیر، هنرمندان را مدعی بار آورده‌ است و اغلب آنان دائما در قهر و ناز هستند و کمتر به شرایط اجتماعی روز می‌پردازند.

مهدوی با بیان اینکه در بخش‌های مختلف، برای ایجاد تعادل، از واردات استفاده می‌شود، گفت: در فوتبال چند میلیارد تومان به یک مربی خارجی پرداخت می‌شود یا وقتی اوضاع میوه و گوشت دچار کمبود می‌شود، این محصولات را از خارج وارد می‌کنیم اما آیا این جسارت در عرصه موسیقی وجود دارد؟ آیا هزینه‌ای برای حضور هنرمندان برجسته خارجی شده است؟ در آخر زورمان به جوان‌هایی رسیده است که هیچ امکانی برای فعالیت در اختیارشان نگذاشته‌ایم و انگ زیرزمینی هم به آنان می‌زنیم. اگر این جوان به جای ساز وافور یا قمه به دست بگیرد خوب است؟ از آن طرف چون با بزرگان موسیقی رودربایستی داریم، به جای انتقاد، دائما لقب استاد به آنان می‌دهیم و...

وی راه برون‌رفت از این شرایط را هزینه کردن ویژه بودجه‌های فرهنگی برای جوانان عنوان کرد و افزود: عده‌ای در موسیقی همواره حضور داشته‌اند که این امر محیط هنری ما را بسیار بسته و محفلی کرده است. اصولا موسیقی در ایران مباحث محفلی و درون‌گروهی‌اش غالب بر سیستم و جامعه علمی و کلاسیک آن است. هنرمندی که شعار عدالت‌خواهی می‌دهد تحمل یک انتقاد کوچک را ندارد. برای اینکه بخواهد پول بیشتری نصیبش شود، از نوازنده سطح پایین استفاده می‌کند و بعد آهنگ‌های چهل پنجاه سال پیش را می‌زند. مردم ما خویشتندارند و او را تشویق می‌کنند اما در کشورهای دیگر این‌گونه نیست. اگر کار ضعیفی روی صحنه اجرا شود به سويش گوجه‌فرنگی پرت می‌کنند. آن‌گاه در این شرایط هزار سنگ جلوی جوان خلاق ما می‌گذارند. مثلا امسال شرایط عجیبی شده است و تالار‌ها اصطلاحا به سمت اقتصادی‌ شدن رفته‌اند و با هزینه‌های گزاف مانع از بروز خلاقیت‌ها شده‌اند. مثلا می‌گویند سالن را به هنرمندان شاخص می‌دهیم که این حرف، مغایر با جوان‌گرایی و حمایت‌ از استعداد‌ها است.

مدیرکل مرکز موسیقی حوزه هنری در ادامه اظهار کرد: موسیقی ما امروز هم‌چون فوتبال و سینما ناخواسته یک مافیا در خود به وجود آورده است که عده‌ای، همواره تیتر روزنامه‌ها هستند و با ارائه آثار تکراری، حمایت‌ها و توجه‌ها را به سمت خود جلب کرده‌اند. در نتیجه مشاهده می‌کنیم که هنر موسیقی ما رشد اقتصادی و مفهومی نکرده است و لنگان لنگان به حرکت بطئی خود ادامه می‌دهد و طبیعی است که در این صورت نمی‌توانیم چشم‌انداز و بلندپروازی‌های غرورآفرینی در آینده داشته‌ باشيم.

مصاحبه استاد شجريان با روزنامه شرق

http://mihanstar.com/wp-content/uploads/2011/07/shajar.jpg

شجریان می‌گوید: جامعه همواره راه خودش را مي‌رود و كاري به كار متعصب‌ها ندارد. 50 سال است كه من بيش از هر موزيسين ديگري با صدا زندگي مي‌كنم، دقيق‌تر اگر بگويم 68 سال است كه با صدا زندگي مي‌كنم يعني از سه‌سالگي. 
 
گفت‌وگو با محمدرضا شجريان هنرمندي كه آواز ايراني را به بالاترين سطح خود رسانده، سختي‌هاي خاص خود را دارد. از گرفتن وقت براي گفت‌وگوي حضوري و اختصاصي گرفته تا انجام مصاحبه. در طول گفت‌وگو بايد همه حواست را جمع كني. وقتي سوال‌ها را مي‌پرسي «با چشماني كه همواره سخن مي‌گويند» به‌دقت نگاهت مي‌كند. 

امكان ندارد سوال را دو بار بپرسي يا با جملاتي ديگر تكرار كني. همان لحظه‌ نخست، منظورت را مي‌فهمد و گاه ميان پرسش شروع به پاسخ‌دادن مي‌كند و پاسخ درست همان چيزي است كه منظور مصاحبه‌كننده است.
 
اين گفت‌وگو فرداي روز گشايش نمايشگاه سازهاي ابداعي محمدرضا شجريان در خانه هنرمندان صورت گرفت. در روز گشايش نمايشگاه، محمدرضا شجريان با اشتياق تمام سازهايش را به مردم معرفي كرد. چندين و چند بار و براي هر علاقه‌مندي سازها را توضيح داد. نمايشگاه تمام شد و شجريان در يكي از اتاق‌هاي خانه هنرمندان ميزبان خبرنگاران شد. وقتي خبرنگاران از او درخواست گفت‌وگوي اختصاصي مي‌كردند، با وسواسي كه همواره در هنر و رفتار اجتماعي‌اش دارد، قرار گفت‌وگو را نهايي مي‌كرد. او در جزيي‌ترين رفتارهاي اجتماعي‌اش نيز دقت مي‌كند. چند روز پيش سايت دل‌آواز كه اين روزها بر فعاليت‌ خبري خود افزوده و فعال‌تر شده متن تكذيب يك گفت‌وگو با محمدرضا شجريان را در يك نشريه ورزشي منتشر كرد؛ گفت‌وگويي كه با آن روزنامه انجام نشده بود. 

قرار گفت‌وگو ساعت 11:30 بود اما ساعت 12پذيراي ما شد. وارد اتاق كه مي‌شويم، بابت نيم‌ساعت تاخير عذرخواهي مي‌كند و با عباس كوثري عكاس روزنامه درباره نور مناسب براي عكاسي و جاي نشستن توافق مي‌كند. چشمش به گلدان بزرگ گوشه‌ اتاق مي‌افتد. بلند مي‌شود و چند شاخه‌اي از آن را كه رو به زردي گراييده هرس مي‌كند. با خنده مي‌گويد سال‌هاست كه عاشق باغباني است.
 
گفت‌وگو با محمدرضا شجريان با بحث درباره سازها شروع مي‌شود. از او در مورد ساز «باربد» جديدترين ساز ابداعي‌اش مي‌پرسيم، ‌سازي كه بيش از يك هفته نيست در زمره سازهاي ابداعي او قرار گرفته است كه در اين‌باره چنين توضيح مي‌دهد: «سال‌هاست عود را گوش مي‌كنم و حس مي‌كنم، آنچنان كه بايد و شايد نمي‌توانم به اين ساز دلبستگي پيدا كنم، با اين همه، زندگي من صداست. هم در ضبط‌ها ما را اذيت مي‌كند و هم اينكه در تك‌نوازي آنچنان نمي‌تواند نظر من را جلب كند. اين شد كه تصميم گرفتم، ‌سازي نزديك به اين ساز درست كنم تا عودنواز يك رنگ صداي ديگر هم بشنود. استاد آواز ايران اين ساز جديد بربط‌گونه را، خواهر عود مي‌خواند چرا كه «دسته همان دسته است با همان سيم‌ها و فواصل عود و تنها شكل بدنه آن با عود فرق مي‌كند و براي صفحه و زيركاسه آن نيز پوست تعبيه شده است كه همين وجه تمايزات سبب مي‌شود، باربد، رنگ صدايي متفاوت نسبت به عود پيدا كند.»
 
شجريان در مورد صداي باربد، ويژگي‌هاي آن و همچنين عمده تفاوتش با بربط، اينچنين مي‌گويد: «خيلي سعي و دقت كردم كه وقتي با باربد آكورد مي‌گيريم، مثل عود، فالش نخواند و خوشبختانه همين‌طور هم شد و باربد خيلي ژوست و درست مي‌خواند. تهمورس پورناظري كه با آن مي‌نواخت، خيلي با اين ساز راحت بود و مي‌گفت: «من هركاري كه بخواهم، مي‌توانم با اين ساز انجام دهم.» 

شجريان با اشتياق مقدمه سخنش را درباره «باربد» اين‌گونه به پايان مي‌رساند: «باربد در واقع همان عود است اما با رنگ صدايي متفاوت... امكانات اين ساز براي نوازنده بيشتر است تا بتواند احساسات خود را روي آن پياده كند و خوشبختانه آن طور كه مي‌خواستم، اين ساز انتظاراتم را برآورده كرده است.»اما گفت‌وگوي «شرق» با محمدرضا شجريان با اين سوال آغاز شد و با سوال‌هاي ديگر ادامه يافت.

-‌جناب شجريان، در ماه‌هاي اخير اين شايعه شنيده شده بود كه شما از ايران رفته‌ايد و ديگر باز نخواهيد گشت. فكر مي‌كنيد چه دليلي باعث شد كه اين شايعه مطرح شود؟

 
نه كنسرتي داشته‌ام نه آلبومي از من منتشر شده است. به خاطر همين متاسفانه در يك سال اخير تمام ارتباط‌هايم با مردم قطع شده بود. از طرفي تمام زندگي من در ارتباط با مردم خلاصه مي‌شود. هم ارتباط من با مردم و هم ارتباط مردم با من. اين قطعي ارتباط باعث شده بود مردم فكر كنند من از ايران رفته‌ام، در حالي ‌كه من همين‌جا در ايران بودم. من به مردم نياز دارم و مردم به ديدن و شنيدن من. فكر مي‌كردند شجريان از ايران رفته است و ديگر نمي‌تواند به ايران بازگردد. اين تصور اشتباه هم ناشي از اين بود كه همه چيز را سياسي كرده‌اند و مردم هم با همين مبنا فكر مي‌كنند. 

در حاليكه من هيچ‌گاه سياسي نبوده‌ام و همواره در كنار مردم زندگي كرده‌ام. هنوز هم برخي‌ها فكر مي‌كنند كه من ايران نيستم... 

‌به موضوع سازهاي ابداعي شما بپردازيم. سازهاي جديد هنوز به طور جدي در اركسترهاي ايراني استفاده نمي‌شود. 

-به نظر شما به عنوان طراح و سازنده سازهاي جديد، آيا اين سازها قابليت اين را دارند كه در كنار ديگر سازهاي ايراني اركستري بزرگ مثلا در حد اركستر سمفونيك تشكيل دهند؟

 
ابتدا من مقدمه‌اي درباره سازهاي جديد بگويم. بعد به پرسش شما پاسخ مي‌دهم. برخي واكنش‌ها كه نسبت به سازهاي جديد صورت مي‌گيرد، بيشتر از سوي ساز‌سازهاي سنتي است. آنها از اينكه جايگاه سازشان مورد تهديد واقع شود، هراس دارند. در حالي‌كه اصلا چنين نيست. من معتقدم وقتي تعداد سازها بيشتر مي‌شود و رنگ و صداي سازها هم بيشتر مي‌شود، به تبع سليقه‌هاي بيشتري هم سراغ موسيقي مي‌آيد و به موسيقي جذب مي‌شود.
 
به عبارت ديگر با ساختن سازهاي جديد و ارايه آنها تعداد كساني كه علاقه‌مند به سازهاي سنتي هستند، كم نمي‌شود. يعني ما شكارچي سازهاي سنتي و نوازندگان آنها نيستيم. آنها در كارشان ثابت هستند و حتي از ميان نسل جوان و نسل بعد هم كساني هستند و خواهند بود كه نوازندگي سازهاي سنتي را ادامه و پيگيري خواهند كرد؛ همچنان كه اكنون نيز دارند دنبال مي‌كنند. پس بايد بگويم نبايد اين نگراني از سوي نوازندگان سازهاي سنتي وجود داشته باشد. به نظرم بهتر است واكنشي هم نشان ندهند. چون براي اعتبار خودشان هم خوب نيست. بيشتر واكنش‌هايي كه صورت گرفته منطقي نداشته و از روي غرض بوده است. به نظرم با اين واكنش‌ها كه از روي خيرخواهي نيست به جايگاه خودشان خدشه وارد مي‌كنند. 

از سوي ديگر صدا مثل رنگ است. من بايد اين مثال را همواره تكرار كنم تا قضاوت‌هاي عمومي هم اصلاح شود. چون به طور معمول برخي‌ها ناشيانه قضاوت مي‌كنند. همچنان كه رنگ بايد متنوع باشد و نقاش هم امكانات بيشتري از نظر رنگ داشته باشد تا آن تصوير و درونيات را كه مي‌خواهد، زيباتر ارايه كند، موسيقي‌دان هم به تنوع صدا و رنگ بيشتر ساز نياز دارد تا هدف خودش را بهتر منتقل و منظورش‌ را زيباتر بيان كند. 

بشر ذاتا دوست دارد حق انتخاب داشته باشد و براي همين دوست دارد گزينه‌هاي بيشتري هم در اختيار داشته باشد تا به انتخاب نهايي خود برسد. ما مي‌خواهيم رنگ‌هاي جديد و تازه را لابه‌لاي رنگ‌هاي اصلي بچينيم. اين كمك مي‌كند كه رنگ‌هاي اصلي هم جايگاه بهتري پيدا كنند. جاي هيچ نگراني هم وجود ندارد. سازهاي جديد هرگز نمي‌توانند جاي سازهاي قديمي را بگيرند. مثل اين مي‌ماند كه يك خواننده بگويد مي‌خواهد جاي شجريان را بگيرد. من جايگاه خودم را دارم و او هم مي‌تواند فقط جايگاه خودش را داشته باشد و نمي‌تواند من را نفي كند. دليلش هم اين است كه من سال‌ها با مردم در ارتباط بوده‌ام و مردم هم با من زندگي كرده‌اند و جايگاه من هم ميان مردم كاملا مشخص است. جايگاه او هم همين‌طور. ساز هم مثل همين موضوع است. ما نمي‌توانيم مثلا ساز تار را از موسيقي بيرون كنيم. اصلا مگر ديوانه‌ايم كه تار را از صحنه خارج كنيم؟ ما نمي‌توانيم ‌سازي را كه سال‌ها اجرا شده و به اين درجه رسيده، بيرون كنيم. ما فقط مي‌خواهيم كنار آن ساز يك برادر يا يك خواهر بگذاريم. در اين صورت است كه در كار گروه‌نوازي مي‌توانيم حد موسيقي را كمي بالاتر ببريم. 

اما در پاسخ به پرسش شما بايد بگويم ما در سازهاي بادي اعم از برنجي و چوبي در حد اركستري مثل اركستر سمفونيك نيستيم. ما فقط ساز ني را داريم. جايگاه ني هم مشخص است كه كجاست. ني را نمي‌توانيم مثل تعداد زياد سازهاي برنجي و چوبي كنار هم قرار دهيم. بخش مهمي از يك اركستر سمفونيك هم سازهاي بادي هستند. بنابراين در سازهاي بادي نمي‌توانيم خودمان را با آنها مقايسه كنيم. ما فقط مي‌توانيم خودمان را در بخش سازهاي كششي و مضرابي با اركستري مثل اركستر سمفونيك مقايسه كنيم. البته رقابتي هم در ميان نيست. در حدي كه بتوانيم رنگ‌آميزي اركستر را از نظر صداها افزايش دهيم، ساز جديد ساخته‌ايم. 

در اين ميان وسعت صداها هم مد نظر بوده است. از بم‌ترين صداي‌سازي مثل كنترباس شروع كرده‌ايم تا به بالاترين صداي سوپرانو در اكتاو هفتم تا هشتم پيانو برسيم. اين وسعت صدا اكنون در سازهاي من قابل دسترسي است. پيش از اين وجود نداشت. مثلا ساز تار را نگاه كنيد. كاملا مشخص است كه از يك حد فراتر نمي‌رود. عود هم كه بم‌ترين صدا را در سازهاي ايراني دارد، باز هم از يك حد معين فراتر نمي‌رود، اما در سازهاي جديدي كه ساخته‌ام به محدوده صوتي فراتر رسيده‌ام.
 
با توجه به وجود اين خلأ در محدوده صوتي سازهاي ايراني بايد سازهاي جديد به وجود مي‌آمد. من هم بر همين اساس اين سازها را ساختم تا وسعت صداي اركسترها و حجم آنها بالاتر رود. اين باعث مي‌شود تا آهنگساز هم امكانات بيشتري در اختيار داشته باشد و بتواند آن هدفي را كه مي‌خواهد، با اين صداها ارايه كند. به يقين اين سازهايي كه تا الان داشتيم، هرگز نمي‌تواند يك رهبر اركستر را راضي نگه دارد. نياز به صداها و رنگ‌هاي جديد در اركسترهاي ما احساس مي‌شد تا يك رهبر اركستر بتواند با آنها يك اثر قوي از نظر وسعت صدا و رنگ‌آميزي اركستر ارايه دهد. 

-‌برخي‌ها اين نقد را وارد مي‌كنند كه سازهاي جديد شما صرفا تغيير گرافيكي سازهاي مشابه غربي است. به اين معنا كه فقط گرافيك سازها تغيير يافته و صداي جديدي شنيده نمي‌شود. نظر خودتان در اين‌باره چيست؟

 
اساسا بايد اين سوال را مطرح كرد كه موسيقي جز صداها چه معنايي دارد؟ از يك گام و فواصل معين شروع مي‌شود. خب اگر اين‌طور است كه مي‌گويند پس بايد به كمانچه هم بگوييم ويلن. چون سيم ويلن در آن به كار برده مي‌شود. به اين ترتيب كمانچه سوپرانو همان ويلن سوپرانو است و كمانچه آلتو همان ويلن آلتو. پس اساسا چرا كمانچه در اركسترهاي ايراني استفاده مي‌شود. بياييد آن را از اركسترها بيرون بيندازيم و از ويلن استفاده كنيم. خب كاري را كه كمانچه مي‌كند، ويلن هم مي‌تواند انجام دهد. تازه پوزيسيون‌هايي در ويلن وجود دارد كه اجراي آنها با كمانچه دشوار است. 

اين اظهارنظر يا مغرضانه است يا ناآگاهانه. از دو حالت خارج نيست. يا موزيسيني است كه صرفا اجراي موسيقي خودش را بلد است و نسبت به صدا و موسيقي فرافكني مي‌كند يا متعصب است كه همه گونه‌هاي ديگر موسيقي را رد مي‌كند و فقط از يك نوع موسيقي دفاع مي‌كند كه خودش آن را اجرا مي‌كند. خيلي از اين اهالي موسيقي آدم‌هاي بسته‌اي هستند كه با هر نوع نوگرايي مخالفت مي‌كنند. ما با آنها كاري نداريم. اساسا جامعه با آنها كاري ندارد. مگر جامعه منتظر است كه اينها برايش نسخه بپيچند. جامعه همواره راه خودش را مي‌رود و كاري به كار متعصب‌ها ندارد. 50 سال است كه من بيش از هر موزيسين ديگري با صدا زندگي مي‌كنم، دقيق‌تر اگر بگويم 68 سال است كه با صدا زندگي مي‌كنم يعني از سه‌سالگي.
 
در اين مورد مدعي هستم. هيچ‌كس به اندازه من صدا را نمي‌شناسد. چون من با صدا زندگي كرده‌ام. با صدا مي‌خوابم و با صدا بيدار مي‌شوم. هيچ موزيسيني، نه از نظر سني و نه از نظر وسعت كار به اندازه من با صدا آشنايي ندارد. اين رنگ‌هاي جديد در كنار رنگ‌‌هاي قديمي براي موسيقي ما ضروري است. ما به آنها و كاربردشان نياز داريم تا بتوانيم در اركسترهاي‌مان به صداي جديدي برسيم. 
 
 -‌آيا صداي سازهاي جديد در سازهاي غربي غيرقابل دسترس است؟ 


خير. با سازهاي غربي هم قابل دسترس است اما من اتفاقا براي پاسخ به احساس نياز آنهايي كه نسبت به حضور سازهاي غربي مثل پيانو و ويلن و... در اركسترهاي ايراني مشكل دارند، سازهاي جديد ساخته‌ام. مثلا همين آقايان كه اين ايرادها را مطرح مي‌كنند با سازهاي غربي مثل كنترباس و ويلن‌سل و ويلن مشكل دارند. دوست ندارند اين سازهاي غربي در اركسترهاي ايراني حضور داشته باشند اين موزيسين‌ها نسبت به سازهاي سنتي تعصب دارند، اما بايد به آنها بگويم اين سازها آن وسعت لازم را ندارند.
 
همين‌ها هستند كه بر تك‌نوازي و رديف در موسيقي ايراني اصرار مي‌ورزند. يكسري رديف‌دان زندگي موسيقايي بسياري را به رديف منحصر كرده‌اند. در صورتي‌كه من معتقدم رديف يك‌هزارم از توانايي‌هاي موسيقي ما نيست. رديف بخش زيبايي از جملات موسيقي ماست و بس اما آيا موسيقي ايراني فقط بايد در چارچوب رديف منحصر بماند؟ اگر پاسخ مثبت است مثل اين مي‌ماند كه بگوييم بهترين شعر فارسي را حافظ گفته است. 

يعني هيچ‌كس نبايد شعر بگويد و كتاب شعر چاپ كند چون حافظ بهترين شعرها را گفته است. چنين چيزي اصلا درست نيست. بله؛ حافظ يكي از بهترين نمونه‌هاي شعر را سروده است اما آيا ديگر شاعراني چون نيما حق ندارند شعر بسرايند؟ پاسخ من به اين افراد هم اين است كه موسيقي ما فقط رديف نيست كه آنها مدام از آن دفاع مي‌كنند. ضمن حرمت به رديف و اينكه رديف بخش بسيار زيبايي از موسيقي ايراني است، بايد بگويم نبايد خودمان را محصور در رديف ببينيم. به عبارت ديگر كسي كه مي‌خواهد ادبيات شعري ايران را بشناسد، بايد حافظ و شعرهايش را هم بشناسد.
 
درست مثل موزيسين كه بايد رديف را هم بشناسد. موزيسين نبايد خود را در رديف زنداني كند. اگر خود را گرفتار رديف مي‌كند، به اين دليل است كه خلاق نيست و نوآوري ندارد. اين‌چنين مي‌شود كه هركس مي‌خواهد نوآوري بكند، دست به قلم مي‌شوند و انتقاد مي‌كنند. من جامعه‌ام را مي‌شناسم. اين جامعه با متعصبان، كاري ندارد. راه خودش را مي‌رود. من با جامعه‌ام حركت مي‌كنم كه به سازها و صداهاي جديد نياز دارد، هرچند اين صداها نزديك به هم هستند. صداي ويلن و كمانچه از نظر خيلي‌ها شبيه به هم است اما من فكر مي‌كنم بين صداي اين دو ساز مي‌توان بسياري صداي جديد گذاشت كه نه كمانچه باشد و نه ويلن.
 
آدم معمولي نمي‌تواند فاصله اين صدا را درك كند و تشخيص دهد. فقط كساني متوجه اين تفاوت مي‌شوند كه گوش حساس به صدا دارند و با صدا زندگي كرده‌اند. ما مگر فقط يك نوع رنگ آبي داريم؟ هزاران نوع رنگ آبي هست كه با هم فرق دارند. يكي قرمزش كمي بيشتر است و ديگري كمي كمتر. همين تفاوت‌هاي ريز و كوچك براي تنوع صوتي كافي است. به نظرم اين رنگ صداهاي جديد در كنار صداهاي قديم مي‌تواند صداهاي بسيار زيبايي توليد كند. توصيه مي‌كنم اينقدر درباره كارهاي جديد موضع نگيرند. همين موضع‌‌گيري‌ها باعث شده افراد جواني كه مايل به نوآوري هستند، از خلاقيت دست بكشند. 

اين كار باعث شده همه استعدادها و خلاقيت‌هاي ما در نطفه خفه شوند. چرا؟ چون استادي كه خيلي هم معروف بوده، از نو‌آوري‌ها به عنوان مسخره‌بازي ياد كرده‌ است، اما نبايد از هيچ‌كس واهمه داشت. بايد راهي را برويم كه فكر مي‌كنيم درست است. من سليقه مردم را مي‌شناسم و مي‌دانم كه متاع كفر و دين بي‌مشتري نيست، اما همه چيز زمان مي‌خواهد. سازهاي جديد هم براي معرفي شدن به زمان نياز دارد. نبايد من خودم بگويم كه سازها خوب هستند. هنرمندان و نوازندگان بايد اين سازها را بنوازند و در مورد آن نظر بدهند. بعد از نواختن اين ساز، نوازندگان متوجه مي‌شوند كه با اين ساز مي‌توانند نغماتي را اجرا كنند كه با ساز قبلي نمي‌توانستند. بعدها متوجه مي‌شوند كه سبو يا صُراحي مي‌تواند نغماتي را اجرا كند كه كمانچه توانايي اجراي آنها را ندارد. طبيعي است كه سازهاي جديد لهجه‌اي دارند كه قديمي‌ها ندارند. ما هم همين را مي‌خواهيم. همين‌كه اين موضوع توجه هنرمند را به خود جلب كند، براي ما كافي است. 

-‌با توجه به اينكه عنوان شده سفارش ساخت سازهاي جديد هم پذيرفته مي‌شود آيا اين سازها در حال حاضر قابليت توليد انبوه را دارند؟

 
كارگاه ما همين حالا هم استعداد اين را دارد كه سازها را به توليد انبوه برساند. در حد امكانات مي‌توانيم به كمك يك سازساز خوب و چند همكار و البته با نظارت خودم سفارش ساخت بگيريم. در حد نياز مي‌توانيم پاسخگو باشيم. البته بايد نظارت بيشتري هم صورت گيرد. بالاخره مهر شجريان بر سازها مي‌خورد و اعتبارش هم بايد حفظ شود. 

-‌آيا براي نظارت زمان كافي در اختيار داريد؟

 
بالاخره اگر هم نداشته باشم، بايد وقت بگذارم. اگر تعداد زياد بخواهند در عرض دو تا سه ماه مي‌توانيم بسازيم و عرضه كنيم. 

‌جناب شجريان شما در چند سال اخير در گفته‌هاي‌تان به طور ويژه بر بحث سنت و اصالت در موسيقي ايراني تمركز كرده‌ايد. همواره عنوان كرده‌ايد كه اصالت هنر بايد حفظ شود اما سنت بايد تغيير كند. گاهي نيز موضع‌گيري‌هاي تندي عليه سنت داشته‌ايد. از طرف ديگر آخرين سندي كه از شكل‌گيري موسيقي ايراني داريم، به دوران قاجار بازمي‌گردد. يعني زمان خيلي زيادي از شكل‌گيري آن نمي‌گذرد. 

-با وجود اين به نظر شما آيا مي‌توان از موسيقي ايراني به عنوان موسيقي «سنتي» ياد كرد؟

 
ابتدا بايد تعريف مشخصي از سنت و اصالت ارايه دهيم. گام‌هايي كه در گوشه‌هاي مختلف موسيقي ايراني داريم، تعيين‌كننده اصالت موسيقي ما هستند. مثلا برخي گام‌ها تعيين‌كننده دستگاه ماهور هستند كه خروج از آن گام‌ها، ما را از ماهور نيز خارج مي‌كند. اين يك تعريف كلي از اصالت موسيقي ماست، اما سنت فرمي از اين اصالت است كه جامعه در نسل‌هاي مختلف آن را به صورت‌هاي مختلف تغيير مي‌دهد. يعني هر پديده‌اي وقتي به جايي رسيد كه همه به سمت آن رفتند و به آن گرويدند، شكل سنت به خود مي‌گيرد. مثلا برخي سنت‌هاي عروسي كه قبلا وجود داشته، اكنون ديگر وجود ندارد اما به جاي آن سنت‌هاي جديدي شكل گرفته است. 

ما اگر بخواهيم سنت‌هاي دو هزار سال پيش را حفظ كنيم و ادامه دهيم به آدم‌هاي عقب‌افتاده ماقبل تاريخ تبديل مي‌شويم. جوانان در هر نسلي سنت‌هاي جديد خودشان را ساخته‌اند. به اين معنا كه گذشته خودشان را آموخته‌اند و ديواري را شكسته‌اند و از آن به بيرون جهيده‌اند. بر پايه همين هم سنت جديدي ساخته‌اند. هر زمانه‌اي بر پايه اصالت‌ها سنت‌هاي جديد خود را مي‌سازد. ما نبايد در سنت‌هاي قاجار درجا بزنيم. چون جامعه هيچ‌گاه درجا نمي‌زند. موسيقي جامعه‌اي كه با سرعت زياد پيش مي‌رود، نمي‌تواند قاجاري باشد. متاسفم كه بگويم بخشي از موسيقي امروز ما هم به موسيقي پامنقلي تبديل شده است و دوست دارد در رخوت و آرامش به سر ‌برد. اين نوع موسيقي اكنون ديگر جوابگو نيست. 

جامعه امروز ما به حركت و تحرك نياز دارد. جوان‌هايي هم هستند كه امروز موسيقي پرانرژي را دنبال مي‌كنند. ضمن اينكه همين جواني كه با نوآوري موسيقي مي‌سازد، سنت‌ها را هم به خوبي مي‌شناسد اما زمان به او اجازه نمي‌دهد كه در سال‌هاي قبل حركت كند. به يقين جوان‌هاي 30سال بعد هم سنت‌هاي فعلي را تغيير مي‌دهند و سنت‌هاي جديد مي‌سازند. ما نمي‌توانيم روند تاريخي و فرهنگي و هنري جامعه را از آن بگيريم. اين حق جامعه و جوانان است كه همه‌چيز را خودش انتخاب كند. بايد به اين انتخاب‌ها احترام گذاشت. حالا عده‌اي بيايند و بگويند اين راه فنا است. خير؛ اين راه فنا نيست.
 
اين راه ارتقاي بشر است كه با سرعت دارد به زندگي خودش ادامه مي‌دهد. وقتي فرم زندگي عوض مي‌شود در پي آن روحيات هم تغيير مي‌يابد. اينها چيزي است كه كمتر به آن توجه مي‌شود. وقتي سرعت زندگي بالا مي‌رود، سرعت موسيقي هم بايد بالا برود. فردي كه با سرعت حرف مي‌زند، موسيقي‌اش هم سرعت بالايي دارد. يا شخصي كه يك‌خط‌ در‌ميان سخن مي‌گويد، موسيقي‌اي شبيه به حرف ‌زدنش توليد مي‌كند. من و برخي‌ها كه سنت 50 سال پيش را حفظ كرده‌ايم، براي نسل‌هاي آينده اين كار را انجام داده‌ايم. اين كار را كرده‌ايم كه از دل آن سنت‌هاي جديد شكل بگيرد. پس موسيقي اصيل در هر زماني سنتي جديد براي خود توليد مي‌كند. درست مثل چرخه كندوي عسل... با اين تعاريف از سنت و اصالت بله؛ مي‌توان به موسيقي ايراني پسوند «سنتي» هم اطلاق كرد. 

-‌آقاي شجريان چه سنت‌هايي در زندگي شخصي خودتان وجود داشته كه آنها را شكسته و تغيير داده‌ايد؟

 
زندگي شخصي هر كس تحت تاثير جامعه‌اي است كه در آن زندگي مي‌كند. همواره با آن پيش مي‌رود اما درباره خودم بايد بگويم امروز مطلقا آن آدم متعصبي نيستم كه در دوران جواني بودم. هميشه گفته‌ام كه تعصب، خامي است. از تجربه‌هايي كه در زندگي داشته‌ام، آموخته‌ام كه آن تعصب‌ها به معناي خامي است. يعني من فقط يك چيز را بلدم و چيز ديگري نمي‌دانم. تعصب درست به اين معناست كه جلو‌تر از بيني خودت را نبيني. اگر افق ديد را كمي فراتر ببري، ديگر نمي‌تواني تعصب داشته باشي. اگر واقعيت‌هاي جامعه را در نظر داشته باشي، ديگر نمي‌تواني متعصب باشي. واقعيت‌هايي كه در سياست، فرهنگ و هنر و... وجود دارد.
 
با تعصب بودن به معناي جداكردن خود از ديگران و جامعه است. بنابراين نبايد دگم بود بايد واقع‌گرا بود. تنها تعصبي كه در زندگي دارم، اين است كه با آدم دروغگو نمي‌توانم زندگي كنم و در اين مورد اتفاقا دگم هستم. خودم هم هيچ‌گاه دروغ نمي‌گويم. انسان با هر شكلي و هر ديني و هر مليتي ارزش دارد. براي من سياه و سفيد يا ايراني و غيرايراني با هر اعتقاداتي تفاوتي نمي‌كند. آنچه براي من مهم است، خود انسان است. انسان كه در هر لباسي ارزش دارد. من نيز خود انسانم و براي انسان‌ها ارزش قايلم. اكنون با اين طرز تفكر زندگي مي‌كنم و پيش مي‌روم، در حالي‌كه در جواني اصلا اين‌گونه فكر نمي‌كردم. تفكر فعلي من ناشي از تجربه‌هايي است كه در زندگي داشته‌ام. به خاطر همين است كه اگر اكنون اين موضوع را به يك جوان بگويي به سختي قبول مي‌كند، شايد هم نپذيرد اما به يقين پس از 30 سال به تفكري مي‌رسد كه من اكنون رسيده‌ام. بي‌غيرت نشده‌ام اما متعصب هم نيستم. معتقدم همواره بايد واقعيت‌ها را دريابيم، به آن احترام بگذاريم و با وفق دادن خود با اين واقعيات زندگي و حركت كنيم.

استاد فرهاد فخرالديني دوباره به صحنه هاي اجرا بر مي گردد

فرهاد فخرالدینی رهبر سابق ارکستر موسیقی ملی ایران در حال تدارک ارکستری است که همراه با آن به صحنه برود.

به گزارش خبرآنلاین، پیمان میرآقاسی نوازنده ویولن ارکستر موسیقی ملی ایران در حال مذاکره با نوازندگان مختلف برای تشکیل ارکستر فخرالدینی است.

این ارکستر قرار است مهر امسال برای یک شب روی صحنه برود. سالار عقیلی هم به عنوان خواننده در این ارکستر حضور دارد.

رهبری ارکستر به عهده فرهاد فخرالدینی است و  احتمال دارد این برنامه تمدید شود.

 بیش از یک سال است که فرهاد فخرالدینی در ارکستر موسیقی ملی ایران فعالیتی ندارد و هم اکنون این ارکستر به همراه برخی از نوازندگان پیشین به رهبری بردیا کیارس مشغول فعالیت است.

شاه‌آبادی : امیدوارم ندای کارشناسان مدیران را هشیار کند

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی، تالار وحدت از ساعت 21 دیشب میزبان علاقه‌مندان و هنرمندانی بود که در آیین پایانی جشنواره موسیقی نواحی حاضر شده بودند.

مراسم دیشب پس از پخش سرود ملی ایران با تلاوت آیات قرآنی در یکی از مقام‌های موسیقی نواحی ایران آغاز شد تا اکبر عالمی به عنوان مجری مراسم، به پشت تریبون بیاید و شروع مراسم را اعلام کند. او از جهانگیر نصری اشرفی دبیر جشنواره دعوت کرد به روی صحنه بیاید و گزارش جشنواره هفتم موسیقی نواحی را برای حاضران ارائه کند.

 اشرفی در ابتدای سخنانش گفت: بدیهی است ساز و کار طراحی شده در جشنواره هفتم بی استفاده از تجارب گرانسنگ جشنواره های پیشین خاصه جشنواره های خاطره انگیزی که به میزبانی مسئولان و مردم مهربان کرمان و درایت هنرمند ارجمند جناب آقای درویشی برگزار گردید ممکن نبود.

 او در ادامه افزود: متأسفم که این فرصت اندک ، مجالی برای نام بردن از ده ها تن از دوستان فرهیخته ام باقی نمی گذارد که بی وجود آنان هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ، دست کم در این سطح و کیفیت قابل عرضه نبود. همه این کوشش ها در جهت برگزاری جشنواره ای صورت پذیرفت که ماهیتا" به موسیقی فرهنگ ها و پاره فرهنگ های ایرانی و داستان های خنیایی اختصاص دارد.

 اشرفی با اشاره به اینکه انکشاف وجوه بسیار گستردۀ موسیقی قومی – عشایری که محصول قرن‌ها و شاید چند هزاره تعامل و تلفیق دستاوردهای ذوقی و اجتماعی مردم ایران است افزود: تنها به اتکای تحقیقات پراکندۀ معدودی از محققان میسر نیست. بنابراین کشف همۀ جنبه‌ها و ویژگی‌های منحصر به فرد آن با استفاده از دانش همۀ آگاهان و عالمان فرهنگ و قوم موسیقی‌شناسان و با بهره‌برداری از پژوهش‌های نظام‌مند و مستمر محققان به ویژه جلب همکاری پژوهشگران محلی امکانپذیر است.

 دبیر هفتمین جشنواره موسیقی نواحی افزود: طی شش روز از افتتاح جشنواره در کرمان و اختتام آن در تهران علاوه بر اجراهای صحنه ای  گروه های موسیقی که در تالارهای مختلف تهران و کرمان در جریان بود، جمعی از شاخص ترین خنیاگران اقوام و عشایر ایرانی و نیز خنیاگرانی برگزیده از کشورهای گرجستان ، جمهوری آذربایجان ، تاجیکستان، افغانستان و ازبکستان در مباحث کارگاهی و سخنرانی های دانشگاه تهران ، خانه موسیقی و نیز تالار رودکی اصیل‌ترین و قدیم‌ترین منظومه‌ها و داستان‌های موسیقایی و خنیایی را برای پژوهشگران ، موسیقی شناسان ، دانشجویان و علاقمندان به موسیقی خنیایی به اجرا در آوردند تا این رویداد دست کم بازتاب بخشی از ماهیت ارجمند خنیاگری ایرانی باشد.

 پس از سخنرانی دبیر جشنواره گروه عاشیق‌لار به سرپرستی احد ملکی موسیقی عاشقی آذربایجان را برای حاضران در سالن اجرا کردند. سپس حمید شاه‌آبادی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روی صحنه رفت و سخنرانی خود را اینگونه آغاز کرد: خوشحالم که کاروان موسیقی نواحی در کشور دوباره به راه افتاده است. امیدوارم با نگاه تیزبینانه همه شما هنردوستان نه تنها از حرکت باز نایستد بلکه بر رونقش افزوده شود.

 شاه‌آبادی افزود: از همه عزیزانی که در برگزاری این جشنواره بزرگ سهیم بوده‌اند تقدیر و تشکر می‌کنم. به ویژه از آقای ترابی سرپرست دفتر موسیقی که در دوران مدیریت یک‌ساله‌شان با برگزاری این جشنواره برگ زرینی بر تارک موسیقی افزود و نشان داد که بسیاری از کارهایی که به دلایل مختلف بازمانده بود با نگاهی تیزبینانه قابل اجرا است. از ارکستر ملی گرفته تا جشنواره موسیقی نواحی.

 معاون هنری وزارت ارشاد با اشاره به اینکه اقوام مختلف کشور ما همچون دانه‌های تسبیح در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، افزود: موسیقی به سان نخ تسبیح این اقوام را درکنار یکدیگر متحد کرده است. جا دارد این جشنواره بتواند به عنوان منشأ خیر و برکت به یکپارچگی و اتحاد ملت ما کمک کند.

 او ادامه داد: یک جشنواره وقتی مهم‌ و تأثیرگذار است که آینده‌اش نیز ترسیم شود. آنچه به عنوان جشنواره موسیقی نواحی برگزار شد، یک قطعه از پازل موسیقی نواحی است. باید دیگر قطعات این پازل هم در آینده نزدیک تکمیل شود تا پازل عظیم موسیقی نواحی شکل بگیرد.

 شاه‌آبادی با اشاره به اینکه باید آسیب‌شناسی جدی در حوزه موسیقی نواحی شکل بگیرد، افزود: این آسیب شناسی می‌تواند راه و رسم موسیقی نواحی را بهتر ترسیم کند و نشان بدهد.

 او افزود: قطعاً بزرگان موسیقی نواحی در این باب کوشیده‌اند اما آنچه در این حوزه مغفول مانده، یک سیاست کلان و جامع است. این سیاست باید به حدی باشد که موسیقی نواحی در سبد شنیداری مردم جای بگیرد و نقش ایفا کند. شاید آن نقطه تعالی را خوب ترسیم نکرده‌ایم.

 شاه‌آبادی درادامه با اشاره به اینکه نباید به برگزاری جشنواره اکتفا کنیم، افزود: باید بزرگان این حوزه را حفظ و صیانت کنیم. اما همین که این موضوع به خطر افتاد تلقی کرده‌ایم یک گام به عنوان جشنواره کافی است. همین که در سال‌های اخیر حرکت‌هایی شده و آثار چهره‌های دورافتاده ثبت و ضبط شده  این اقناع را برای ما به وجود آورده که داریم کار خوب و مناسبی انجام می‌دهیم.

 او افزود: اما من فکر می‌کنم حفظ گلخانه‌ای موسیقی نواحی فقط یک گام است. اگر به این حفظ گلخانه‌ای اکتفا کنیم به این معنا است که ایستاده‌ایم و به ایستایی نیز اکتفا کرده‌ایم.

 شاه‌آبادی در ادامه سخنانش با بیان اینکه در شرایطی قرار داریم که هنر ایران را موسیقی‌های سخیف مورد هجمه قرار داده‌اند، افزود: ما نتوانسته‌ایم ذائقه موسیقایی ملت را در برابر این هجمه‌ها محافظت کنیم و این نشان می‌دهد که به حداقل ها رضایت داده‌ایم.

 معاونت هنری وزارت ارشاد ادامه داد: من نمی‌گویم بیایید و آثار تلفیقی ارائه دهید تا از این طریق موسیقی نواحی وارد سبد شنیداری خانواده‌ها شود. سخنم این است که همین جشنواره باشکوه با استقبال با شکوهی که در همین تالار وحدت برگزار شد برای ما کافی است که بدانیم اگر بسترها برای اجرای عمومی فراهم شود قطعاً مورد استقبال و حمایت علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

او افزود: جا دارد نگاه ما در حوزه موسیقی نواحی از برگزاری جشنواره فراتر رود تا حضور موسیقی نواحی را در زندگی روزمره مردم شاهد باشیم. و نگاه تدافعی فعلی به نگاه بلندمدت تبدیل شود. امیدوارم صدا و ندای کارشناسان و همه کسانی که در این حوزه دستی بر آتش دارند، مدیران را هشیار کند.

 شاه‌آبادی در پایان سخنانش گفت: جا دارد از جناب استاد درویشی و همه کسانی که برای موسیقی نواحی کشور زحمت کشیده‌اند مثل جهانگیر نصری اشرفی تشکر کنم.

 اما پس از سخنرانی شاه‌آبادی گروه موسیقی رزیف از استان هرمزگان به اجرای برنامه پرداختند که مورد استقبال شدید قرار گرفت. سپس با حضور شاه‌آبادی، ترابی، نوربخش و نصری اشرفی روی صحنه، کلیپ تجلیل و تقدیر از پیشکسوتان موسیقی نواحی پخش شد. پس از پخش این کلیپ سیدقدمیار حسینی، محمدرضا اسحاقی، غلام‌شاه قنبری، محمداسحاق بلوچ‌نسب و ایرج رحمانپور لوح تقدیر را از دستان مسوولان برگزارکننده دریافت کردند. وقتی سیدقدمیار حسینی خنیاگر 117 ساله کرمانشاه تقدیر می‌شد حاضران برای دقایقی به طور ایستاده او را تشویق می‌کردند.

پس از مراسم تقدیر، سهراب محمدی، محمدرضا اسحاقی، محمداسحاق بلوچ‌نسب و علی‌محمد بلوچ هر یک به مدت پنج دقیقه سه اجرای خنیایی کوتاه را برای حاضران اجرا کردند.

پایان‌بخش مراسم اختتامیه دیشب اجرای گروه سازینه بود. این گروه به سرپرستی پیمان بزرگ‌نیا چهار موسیقی از قوم‌های قشقایی، بختیاری، بویراحمدی و لری را به صورت تلفیقی اجرا کردند که به شدت با تشویق حاضران مواجه شد.

متن کامل گزارش دبیر هفتمین جشنواره موسیقی نواحی در مراسم اختتامیه

مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره موسیقی نواحی،دیروز چهارشنبه (28 اردیبهشت) با ارائه گزارشی توسط دبیر این جشنواره از نحوه برگزاری آن برگزار شد.

نصری اشرفی

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی، جهانگیر نصری اشرفی در این گزارش که در تالار وحدت برای حاضران در اختتامیه بیان می شد گفت:

بسمه تعالی

با عرض سلام و سپاس و ادب به حضور همه ی حاضرین فرهیخته ، موسیقی شناس و هنردوست0

  پیش از هرچیز از همه ی اساتید ، خنیاگران ، سخنرانان و سخنورانی که دعوتم را جهت حضور و همکاری در این جشنواره پذیرفته اند فروتنانه سپاسگزاری می نمایم.

بدیهی است ساز و کار طراحی شده در جشنواره ی هفتم بی استفاده از تجارب گرانسنگ جشنواره های پیشین خاصه جشنواره های خاطره انگیزی که به میزبانی مسئولان و مردم مهربان کرمان ودرایت هنرمند ارجمند جناب آقای درویشی برگزار گردید ممکن نبود.

اگرچه بستر این تعامل و همدلی در اثر توجه و اهتمام ویژه ی معاون محترم امور هنری جناب آقای دکتر شاه آبادی و همکاران عالیقدر ایشان در راه اندازی مجدد جشنواره ی موسیقی نواحی ایران  مقدور گردید و اینجانب از طرف خود و خنیاگران و هنرمندان شرکت کننده در این جشنواره به خاطر افروختن این چراغ روشنی بخش، از ایشان سپاسگزاری می نمایم.

متأسفم که این فرصت اندک ، مجالی برای نام بردن از ده ها تن از دوستان فرهیخته ام باقی نمی گذارد که بی وجود آنان هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ، دست کم در این سطح و کیفیت قابل عرضه نبود. همه ی این کوشش ها در جهت برگزاری جشنواره ای صورت پذیرفت که ماهیتا" به موسیقی فرهنگ ها و پاره فرهنگ های ایرانی و داستان های خنیایی اختصاص دارد.

صاحبنظران کم و بیش به اهمیت جشنواره‌های موسیقی (قومی-عشایری) به عنوان مقوله¬ای راهبردی در حوزه فرهنگ و هنر تاریخی و شفاهی کشور واقف هستند.

مسئله این است که در جامعه عمدتاً شفاهی ایران انواع موسیقی قومی-عشایری همچون خط و الفبایی نامرئی و در قالب مکاتب فاخر و ارجمند هنری، حامل و ناقل بخش مهمی از دستاوردها و دانش معنوی تاریخ اجتماعی ایران بوده و بنابراین اعتبار آن تنها به چند کارگان و شماری از ملودی‌های ظاهراً ساده  محدود نیست. به همین دلیل نحوه ی برگزاری و نگاه به اینگونه جشنواره‌ها در قیاس با دیگر جشنواره‌های موسیقی می‌بایست با اعتنا به همه ی جنبه های فرهنگ تاریخی صورت پذیرد.

در این صورت اینگونه جشنواره‌ها از یک سو می‌توانند مبین ظرفیت‌های بی‌بدیل موسیقی اقوام ایرانی بوده و  از دیگر سو عاملی تعیین کننده در شناسایی و تثبیت عناصر بنیادی و ماهوی این رپرتوار به شمار آیند.

بدیهی است انکشاف وجوه بسیار گستردۀ موسیقی قومی – عشایری که محصول قرن‌ها و شاید چند هزاره تعامل و تلفیق دستاوردهای ذوقی و اجتماعی مردم ایران است، تنها به اتکای تحقیقات پراکندۀ معدودی از محققان میسر نیست. بنابراین کشف همۀ جنبه‌ها و ویژگی‌های منحصر به فرد آن با استفاده از دانش همۀ آگاهان و عالمان فرهنگ و قوم موسیقی‌شناسان و با بهره‌برداری از پژوهش‌های نظام‌مند و مستمر محققان به ویژه جلب همکاری پژوهشگران محلی امکانپذیر است.

در عین حال اهداف و برنامه‌های چنین جشنواره¬هایی می بایست به صورت تقویمی و لااقل برای یک دورۀ چند ساله تبیین و تعریف گردد تا جشنواره‌های آتی از نظر محتوایی و شکلی دچار تکرار نشوند.

بر اساس چنین برداشتی لازم بود تا طی ساز و کاری تعریف شده جشنواره های موسیقی اقوام و عشایر ایرانی هر کدام از کارکرد ، شخصیت و ساختار متمایزی برخوردار گردند

بر این اساس قبل از هر چیز لازم دیده شد تا با توجه به گستردگی رپرتوارهای موسیقی مناطق مختلف و نیز حضور و وجود فرهنگ‌ها و پاره فرهنگ‌ها جهت انسجام بخشیدن و تعریفی مشخص از هر جشنواره، کلیت کارگان‌های بومی براساس حوزه‌های مهم فرهنگی تفکیک و نوعی از دسته بندی متریک ایجاد گردد.

این طبقه‌بندی با ایجاد تمهیدات کارگاهی و سخنرانی‌های پژوهشیِ پیش‌بینی شده،  بستر لازم را جهت بررسی بسیاری از موضوعات فنی و ساختاری و پدیده‌های مادی و معنوی مرتبط با آن فراهم ساخت. از همین رو طی شش روز از افتتاح جشنواره در کرمان و اختتام آن در تهران علاوه بر اجراهای صحنه ایِ  گروه های موسیقی که در تالارهای مختلف تهران و کرمان در جریان بود، جمعی از شاخص ترین خنیاگران اقوام و عشایر ایرانی و نیز خنیاگرانی برگزیده از کشورهای گرجستان ، جمهوری آذربایجان ، تاجیکستان، افغانستان و ازبکستان در مباحث کارگاهی و سخنرانی های دانشگاه تهران ، خانه ی موسیقی و نیز تالار رودکی اصیل ترین و قدیم ترین منظومه ها و داستان های موسیقایی و خنیایی را برای پژوهشگران ، موسیقی شناسان ، دانشجویان و علاقمندان به موسیقی خنیایی به اجرا در آوردند تا این رویداد دست کم بازتاب بخشی از ماهیت ارجمند خنیاگری ایرانی باشد.

در پایان فروتنانه از احساس مسئولیت و همه ی همراهی ها، راهنمایی ها خاصه حوصله و بردباری مثال زدنی ریاست محترم جشنواره و سرپرست فرهیخته ی دفتر موسیقی جناب آقای علی ترابی قدردانی نموده و امیدوارم شایسته ی الطاف و اعتمادی که همواره به من داشته اند،  بوده باشم.

جهانگیر نصری اشرفی

 دبیر جشنواره هفتمین جشنواره موسیقی نواحی  

فواد توحيدي:هزينه‌هاي برپايي جشنواره‌ها صرف نگهداري فرهنگ شفاهي موسيقي نواحي شود

فواد توحيدي در نشست «جستاري در موسيقي استان كرمان» به دلايل منحصر به فرد بودن اين موسيقي و انواع موسيقي نواحي و سازهاي اين استان پرداخت.

فؤاد توحیدی


به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نشست تخصصي كه روز گذشته ـ 27 ارديبهشت ماه ـ در تالار «عماد» استان كرمان برگزار شد، دبير تخصصي جشنواره موسيقي نواحي با مرور زمينه‌هاي برپايي اين جشنواره در استان كرمان تصريح كرد: سال 78 كه اولين دوره موسيقي نواحي در شهر كرمان برپا شد هيچ گروهي از كرمان شركت نداشت و فكر مي‌كرديم استان ما فاقد موسيقي نواحي است. در حالي كه با تشكيل دبيرخانه يك گروه پژوهشي تشكيل شد و از بردسير، بافت،‌ جيرفت و ... به گشت و گذار پرداختيم و طي 100 سفري كه داشتيم بيش از 35 نمونه ساز و تعداد بي‌نظيري از هنرمندان موسيقي نواحي را كشف كرديم.

او معتقد است: موسيقي نواحي كرمان به لحاظ ملودي، ساز و هنرمندان و تنوع كارهايشان بي‌نظير است.

توحيدي در بخش ديگري از سخنانش به ويژگي‌هاي موسيقي نواحي كرمان و دلايل منحصر به فرد بودن آن پرداخت و افزود: پهناوري استان باعث شده كه موسيقي آن در هيچ نقطه شبيه به نقطه ديگر نباشد، چون مناطق از هم فاصله دارند و موسيقي برخي از مناطق هيچ گونه شباهتي به نقطه ديگر ندارد.

توحیدی، يكي ديگر از دلايل منحصر به فرد بودن اين موسيقي را به سابقه تاريخي استان كرمان مربوط دانست و افزود: كرمان در مركز ايران شايد تنها استاني باشد كه هيچ بيگانه‌اي به آن هجوم نكرده و هيچ فرهنگ خارجي در دل آن وجود نداشته، به همين دليل هم باعث شده موسيقي اين استان كاملا بكر بماند. به طوري كه يك «سرنا» مربوط به دوره هخامنشي و يك سرناي چند هزارساله ديگر در جيرفت پيدا شده است.

او سپس به برخورد فرهنگ‌هاي مختلف در اين استان پرداخت و گفت: كرمان نه تنها دو فرهنگ بلكه بيش از چند فرهنگ را در خود جاي داده و اين نكته باعث شده كه موسيقي متنوع و متفاوتي داشته باشد. بكر بودن استان نيز از ديگر نشانه‌هاي منحصر به فرد بودن موسيقي آن است. مثل مقام «بالايي» كه ما متوجه شديم در عصر عباسيان توسط زرياب در كشور مراكش رواج يافت و نمونه‌هاي بي‌نظير آن در حال حاضر در كرمان ديده مي‌شود و يا حتي مقام «سلام بر خورشيد» كه نوعي نقاره نوازي در سيرجان است.

توحيدي در بخش ديگري از سخنراني خود به برشمردن انواع موسيقي نواحي استان كرمان پرداخت و خاطرنشان كرد: لالايي‌ها، اولين قطعات موسيقي است كه هر فردي با به دنيا آمدن خود مي‌شنود و از موسيقي آن و فركانس‌هاي منظمش لذت مي‌برد. لالايي نوعي درد دل و بيان رنج است كه در هيچ نقطه‌اي از ايران نمي‌توان سراغي از آن نگرفت. اما اين لالايي‌ها معمولا بر اساس گويش اشعار و فرم‌هاي اجرايي متفاوت هستند.

او سپس به ترانه‌ها و آوازهاي كار پرداخت و گفت:‌زنان و مردان آن روزگار مناسب با پيشه خود آوازهايي را زمزمه مي‌كردند اين آوازها يا جنبه كاري داشتند، مثل مقام‌هاي سارباني و ملخ زني يا بيدار كردن مردم هنگام سحر و جمع كردن نذورات و يا ترانه‌هايي براي رفع خستگي بودند. همچون ترانه‌هاي كوچ، پته دوزي، شيريني پزي و غيره.

اين پژوهشگر موسيقي نواحي سومين گونه اين نوع از موسيقي را در آوازهاي آييني و ترانه‌هاي رقص و شادماني دانست و خاطر نشان كرد: در بسياري از مناطق استان با سازها و گويش‌هاي متفاوت مراسم‌ مختلفي اجرا مي‌شد كه بيشتر به آن «رو» به معني راه مي‌گفتند. مثل قربوني، حنابندان، سرتراش و ترانه نازي گلو، كه از اين دسته بودند و البته خيلي متنوع اجرا مي‌شدند.

او ترانه‌هاي مناظره براي دو گروهي كه در برابر هم مي‌نشستند و جواب يكديگر را مي‌دادند را از ديگر نمونه‌هاي اين موسيقي نواحي دانست و سپس به ترانه‌هاي عاشقانه، روايي و حماسي پرداخت و گفت:‌ سبزه پري، پاي جم فارياب، گيسه گل، گيساخان، گرامي خان و نمونه‌هايي از اين دست در اين دسته جاي مي‌گيرند و در كنار آن سوگ آواها را كه براي ماتم عزيزان و معشوق عزيزان خوانده مي‌شود را داريم.

توحيدي همچنين به موسيقي صوفيانه و قلندري و موسيقي مذهبي و موسيقي زورخانه‌اي پرداخت و افزود: در موسيقي صوفيانه و قلندري معمولا با سازهاي دف، سنج و تاروني اجراهاي بي نظيري را شاهد بوديم، چه بسا كه كرمان به واسطه حضور شاه نعمت الله ولي، منبع موسيقي عارفانه است. در موسيقي مذهبي نيز مي‌توان به گونه‌هاي چاووش خواني، تعزيه، نوحه و يا اذان اشاره كرد. نقاشي‌هاي قديمي چارسوق كرمان و يا حمام لطفعلي خان نيز نشان از فرهنگ موسيقي زورخانه‌اي دارد.

اين پژوهشگر موسيقي نواحي در ادامه سخنان خود به تقسيم بندي سازهاي نواحي استان كرمان در سه دسته كوبه‌اي، بادي و زهي كماني پرداخت و در ادامه توضيحاتي ارايه كرد.

او سپس خطاب به حاضران و به ويژه مسئولان گفت:‌هر سال چند استاد برجسته اين حوزه را از دست مي‌دهيم در حالي كه مي‌توانيم هزينه‌هاي برپايي جشنواره‌ها و يا مسائلي از اين دست را صرف نگهداري اين فرهنگ شفاهي بكنيم.

توحيدي متذكر شد: بايد قدر اين موسيقي را بدانيم و براي حفظ آن كوشا باشيم. چه بسا كه وقتي فرزندان اين اساتيد حضور افتخارآفرين پدرانشان را در جشنواره ببينند خودشان هم علاقه مند مي‌شوند كه به جشنواره بيايند و اين موسيقي را ادامه دهند. البته بايد به صورت مكتب‌خانه‌اي در روستاها به اساتيد اين رشته دستمزد بدهيم تا شاهد انتقال آن به نسل‌هاي آينده باشيم.

وي در پاسخ به سوالي درباره چگونگي آموزش موسيقي نواحي گفت: اساس موسيقي نواحي متمركز بر حس است و شايد اساتيد اين رشته از علم موسيقي چيزي ندانند، اما مشكل در اين است كه موسيقي دانان نواحي قدر خودشان را نمي‌دانند. در حالي كه حس آنها به رنگ منطقه خودشان است و سازهايشان منطبق بر فرهنگ موسيقايي آن منطقه است. پس اگر نتوانيم آنها را تشويق كنيم؛اين موسيقي را رها مي‌كنند و اگر به اين ترتيب پيش برويم تا دو دهه ديگر موسيقي نواحي را كاملا از دست مي‌دهيم. لذا بايد اين فرهنگ را به هنرمندان نواحي بفهمانيم تا آنها سازهايشان را رها نكنند.

فواد توحيدي در پايان سخنانش گفت: موسيقي نواحي به دليل سختي‌هاي زندگي اين افراد همواره آميخته با غم است.

بررسی روایت‌های کردی، بختیاری و بوشهری از شاهنامه در آخرین نشست تخصصی

آخرین نشست و اجرای تخصصی هفتمین جشنواره موسیقی نواحی عصر دیروز (سه‌شنبه 27 اردیبهشت) در خانه موسیقی برگزار شد.

دکتر ابوالفضل خطیبی

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی در این نشست که با حضور دانشجویان و علاقه‌مندان موسیقی نواحی برگزار شد، پس از قرائت پیام دبیر جشنواره دکتر ابوالفضل خطیبی پژوهشگر ادبیات با موضوع شاهنامه و شاهنامه‌خوانی به سخنرانی پرداخت.

او در ابتدای سخنان خود گفت: فردوسی مصرع پایانی شاهنامه را به همان گونه پایان برد که سی سال پیش از آن آغاز کرده بود؛ "به نام خداوند جان و خرد" مصرع آغازین شاهنامه و "به نام جهان‌داور کردگار" مصرع پایانی است.

خطیبی ادامه داد: این موضوع نشان می‌دهد که شاعر ملی ما یکتاپرست واقعی بود و دوست می‌داشت قهرمانان اصلی او نیز در شاهنامه از همان دوران اسطوره‌ها چنین باشند.

او در ادامه سخنرانی‌اش با اشاره به اینکه شاعران بزرگ ادبیات پارسی پس از فردوسی همگی از این شاعر حماسه ‌سرا در اشعارشان بهره برده‌اند، افزود: کدام سخن‌سرای بزرگ ایران را می‌شناسید که نسیم عطرانگیز بوستان سرسبز شاهنامه بر اندیشه و احساس او نوزیده باشد. نظامی و خاقانی و سعدی و حافظ از جمله این شاعران بزرگ هستند.

خطیبی ادامه داد: مثلا حافظ در یکی از غزل‌های خود از رستم یاد کرده است. وقتی حافظ در آن غزل می‌گوید: «سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل/ شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی» حتماً داستان بیژن و منیژه را خوب خوانده است.

این پژوهشگر ادبیات در بخشی دیگر از سخنرانی‌اش به وجه ملی‌گرایی فردوسی در شاهنامه اشاره کرد و گفت: فردوسی هیچ‌گاه برای اثبات وطن‌پرستی و ملی‌گرایی‌اش از اندیشه‌های نژادپرستانه تبعیت نکرده است.

او سخنرانی‌اش را با این بیت از شاهنامه فردوسی به پایان رساند: زن و کودک و بوم ایرانیان/ به اندیشه بد منه در میان.

 اما در بخش دیگری از این نشست عباس شیرزادی آهودشتی پژوهشگر درباره منابع شاهنامه سخنرانی کوتاهی ارائه کرد.

 او در سخنانش که بسیار تخصصی بود به نخستین منابعی که می‌توان برای سرودن منظومه‌ای عظیم به نام شاهنامه از آن استفاده کرد، اشاره کرد و گفت: زمانی که آریایی‌ها وارد فلات ایران شدند اعتقادات خود را در اوستا ثبت کردند. نکات و کلید واژه‌هایی در اوستا هست که نشان می‌دهد نخستین منبع سرایش شاهنامه اوستا بوده است. جالب آنکه شباهت‌های معنی داری میان واژه‌های مشترک اوستا و شاهنامه وجود دارد.

او با اشاره به نوع واژه‌های مشترک شاهنامه با اوستا گفت: نام پادشاهان ایرانی همچون جمشید و ضحاک و فریدون و... که در شاهنامه نیز وجود دارد در اوستا هم موجود است. و این موضوع نشان‌دهنده تأثیرپذیری سراینده شاهنامه از اوستا است.

در نشست دیروز خانه موسیقی علاوه بر این دو سخنرانی موسیقی نیز اجرا شد. درویش رحمان خُرخُره خنیاگر پیشکسوت بخش کردنشین آذربایجان غربی بخش‌هایی از شاهنامه کردی را برای حاضران خواند. شاپور کمالی نیز یکی دیگر از هنرمندانی بود که با ساز دوتار روایتی دیگر از شاهنامه کردی را اجرا کرد.

 الله‌کرم مهدویان از استان بوشهر نیز بیت‌هایی از شاهنامه فردوسی را با لحن‌های خنیایی منطقه بوشهر اجرا کرد. آخرین هنرمندی هم که در آخرین روز اجراهای تخصصی هفتمین جشنواره موسیقی نواحی موسیقی اجرا کرد، کوروش اسدپور از هنرمندان منطقه بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد بود. او با فواصل موسیقی بختیاری بدون ساز بیت‌هایی از شاهنامه ابوالقاسم فردوسی را اجرا کرد.

اکبر عالمی اجرای اختتامیه هفتمین جشنواره موسیقی نواحی را بر عهده دارد

مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره موسیقی نواحی امشب (چهارشنبه 28 اردیبهشت) در حالی برگزار خواهد شد که اکبر عالمی به عنوان مجری؛این برنامه را اداره خواهد کرد.

دکتر اکبر عالمی

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی، مراسم اختتامیه این جشنواره که با تجلیل و تقدیر از شش خنیاگر برجسته ایرانی همراه خواهد بود از ساعت 21 در تالار وحدت آغاز خواهد شد.

در این مراسم علاوه بر تجلیل و تقدیر از این خنیاگران سالخورده که اسامی آن ها در مراسم اختتامیه اعلام می شود، بخشی نیز به اجراهای منتخب جشنواره اختصاص خواهد داشت و خنیاگرانی چون سهراب محمدی (نوازنده دوتار از شمال خراسان)، محمدرضا اسحاقی (دوتار نواز از مازندران)، محمد اسحاق بلوچ نسب و علی محمد بلوچ (از بلوچستان) به اجرای برنامه خواهند پرداخت.

در این مراسم همچنین در بخشی به عنوان گروه نوازی گروه های سازینه، عاشیق لار و رزیف قطعاتی را که در جشنواره روی صحنه برده بودند اجرا خواهند کرد.

در بخش های مختلف این مراسم تلاوت قرآن ، پخش کلیپ های بزرگداشت، گزارش دبیر جشنواره، و چند برنامه دیگر نیز در نظر گرفته شده است.

سیدقدمیار حسینی و غلامعلی پورعطایی در دانشگاه تهران نواختند

سیدقدمیار حسینی و غلامعلی پورعطایی دو استاد پیشکسوت موسیقی نواحی در آخرین روز اجراهای هفتمین جشنواره موسیقی نواحی در سالن موسیقی دانشکده هنرهای زیبا برای حاضران نواختند.

سید قدمیار حسینی/غلامعلی پورعطایی

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی صبح دیروز (سه شنبه 27 اردیبهشت) این دو استاد پیشکسوت در میان استقبال بی سابقه دانشجویان، موسیقی منطقه کرمانشاه و خراسان را اجرا کردند. استقبال از این اجرا در سالن کوچک دانشکده هنرهای زیبا به حدی بود که دانشجویان بیرون از سالن به شنیدن موسیقی استادان ایستاده بودند.

در ابتدای برنامه پس از قرائت پیام دبیر جشنواره سیدقدمیار حسینی استاد 117 ساله تنبور از کرمانشاه به اجرای کوتاهی از موسیقی منطقه خودش پرداخت.

اما یکی دیگر از برنامه های سخنرانی و کارگاه های تخصصی در دانشگاه تهران سخنرانی داریوش طلایی بود. این آهنگساز و نوازنده تار و سه تار با موضوع تطبیق گوشه های ردیف ایرانی با لحن های خنیایی سخنرانی کرد و از دانشجویان نیز برای اجرای عملی گفته هایش کمک گرفت.

پس از سخنرانی طلایی نیز حسن نباتی و محمود فرضی نژاد منظومه زرنگیس و هیبته را اجر کردند. داستان این منظومه به تراژدی های منطقه دیلمان باز می گردد.

بعد از اجرای گیلان، محمدرضا اسحاقی یکی دیگر از پیشکسوتان موسیقی نواحی از مازندران قطعات چاروارداری و امیری را اجرا کرد.

اما غلامعلی پورعطایی که در برنامه این بخش از جشنواره حضور نداشت، به طور ویژه دو روایت از موسیقی خراسان را اجرا کرد.

 یاد آور می شود هفتمین جشنواره موسیقی نواحی امروز (چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت) با برگزاری مراسم اختتامیه به پایان می رسد.

اجرا و بررسی موسیقی "شش مقام" تاجیکستان و ازبکستان


به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی در این نشست که با حضور دانشجویان، هنرمندان موسیقی تاجیکستان و جهانگیر نصری اشرفی دبیر جشنواره برگزار شد، حاضران به بحث و بررسی موسیقی "شش مقام" تاجیکستان و ازبکستان پرداختند.

در ابتدای این نشست پس از قرائت پیام دبیر جشنواره، کرامت الله رحیم اف کارشناس موسیقی تاجیکستان درباره موسیقی شش مقام تاجیکستان چنین توضیح داد: برخی از کشورهای آسیای مرکزی همچون تاجیکستان و ازبکستان از دیرباز موسیقی شش مقام را سینه به سینه به نسل حاضر منتقل کرده اند. علت نامگذاری "شش مقام" این است که این موسیقی از شش مقام راست، بزرگ، دوگاه، سه گاه، نوا و عراق تشکیل شده است.

او با بیان اینکه این موسیقی حتماً باید سینه به سینه و از طریق استاد و شاگردی به صورت شفاهی آموخته و منتقل شود، گفت: اگرچه با سازهای مختلفی می توان شش مقام را اجرا کرد، اما تنها سازی که این موسیقی باید از طریق آن آموخته شود، تنبور تاجیکستان است.

به گفته او تنبور تاجیک از چهار سیم تشکیل شده که روی کاسه بدون پوست قرار داده می شود. سه سیم همواره روی نت سل کوک می شوند و یکی دیگر بسته به مقامی که اجرا می شود کوک های مختلفی به خود می گیرد.

در این نشست تخصصی علاوه بر سخنرانی کارشناسان، ستاره کرامت اوا و اسد عطا الله اف قطعاتی از موسیقی شش مقام تاجیکستان را برای حاضران اجرا کردند که مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت.

جشنواره موسیقی نواحی فستیوالی از موسیقی های ناب است

مهدی آذرسینا در گفت و گو با ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی گفت: جشنواره موسیقی نواحی فستیوالی از موسیقی های ناب است و برگزاری این جشنواره به هر شکل خیلی بهتر از آن است که هیچ نشانی از آن در جامعه وجود نداشته باشد.

او با اشاره به اینکه برگزاری چنین جشنواره هایی همواره مدیریت خوب و قوی ای نیاز دارد، افزود: باید طراحی جشنواره موسیقی نواحی طوری صورت گیرد که موسیقی اجرا شده، ناب و همسو با اهداف جشنواره باشد.

این نوازنده عود و کمانچه ادامه داد: تمرکز این جشنواره روی داستان های خنیایی و روایی است. یعنی اجرای موسیقی با خواندن روایت ها و داستان ها است. خود این موضوع نکته مثبتی است. چون هنرمندانی به جشنواره می آیند که گمنام هستند. جمع کردن این هنرمندان در جشنواره موسیقی نواحی اقدام خوبی برای ارائه و معرفی این نوع از موسیقی نواحی است.

آذرسینا در ادامه افزود: باید اهداف جشنواره کاملاً مشخص باشند تا مسیر جشنواره دقیق پیش برود. البته طبیعی است که دبیر جشنواره هدف را تعیین کرده و بر اساس آن پیش می رود اما اینکه چگونه این اهداف به هنرمندان خنیاگر منتقل می شود نیز مهم است.

این آهنگساز افزود: باید دبیر جشنواره بتواند موضوع محوری جشنواره را به نوازنده ها تفهیم کند. باید به آنها بگوید که آنچه مدنظر جشنواره است، موسیقی ناب و به دور از هرگونه شعار است. چون به هر حال برخی از این نوازنده ها از روند جاری موسیقی به دور بوده اند و ممکن است چیزی جز آنچه مدنظر جشنواره است را ارائه کنند.

او در پایان سخنانش گفت: موسیقی مقامی در شرایطی اجرا می شود که می توان بسترهای تئوریک هم برای آن تعریف و بررسی کرد. از طرفی ریشه و هدف هر نوع موسیقی نواحی نیز باید به درستی تبیین و مشخص شود و باری به هرجهت نباشد.

بررسی سه گونه موسیقی منطقه زاگرس در دومین نشست سخنرانی و کارگاه های اموزشی جشنواره

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی در این نشست که با حضور هنرمندان و کارشناسان و پژوهشگران موسیقی نواحی برپا شده بود، دکتر بهمن کاظمی پژوهشگر موسیقی منطقه زاگرس به بیان توضیحاتی درباره گونه های مختلف موسیقی در این منطقه جغرافیای پرداخت.

کاظمی در ابتدای سخنان خود گفت: نخستین آشنایی من با موسیقی منطقه زاگرس به لالایی هایی باز می گردد که مادرم به زبان پهلوی برایم می خواند.

او با اشاره به اینکه موسیقی منطقه زاگرس به سه بخش تقسیم می شود ادامه داد: مهاباد و بوکان در اذربایجان غربی در بخش شمالی زاگرس قرار دارند که موسیقی شان نیز تحت تاثیر مناطق اذری نشین است و تاریخی که توسط هنرمندان این منطقه روایت می شود موزیکال است و بیشتر پایان غم انگیز دارد.

این پژوهشگر موسیقی ادامه داد: مهاباد و بوکان مجموعاً حدود 50 داستان دارند که همگی به هم شباهت دارند. در این شباهت ها برخی شخصیت های داستانی باهم ادغام شده اند ولی اسم داستان ها کاملاً متفاوت از هم است.

کاظمی با اشاره به اینکه "یارستان" که در منطقه مرکزی زاگرس قرار دارد، بخش مهم دیگر موسیقی زاگرس را تشکیل می دهد، افزود: ساز اصلی مناطق یارستان تنبور است و منشاء اعتقاداتشان نیز میتراییسم است که البته به تدریج با عرفان ایرانی آمیخته شده است.

به گفته کاظمی موسیقی یارستان شامل دو حوزه گوران و صحنه است و مشهورترین روایت هایشان از شاهنامه کردی است.

این محقق موسیقی در ادامه سخنرانی اش افزود: موسیقی یارستان از فلسفه خاصی برخوردار است. مثلاً تنبور در این اندیشه نمادی از ادم و حوا است. به این ترتیب که سیم اول و مرتبط با پرده ها"حوا" است و سیم واخوان هم" آدم" است.

او با بیان اینکه یکی دیگر از سازهای این منطقه سرنا است، ادامه داد: نغمات غم انگیز با این ساز نواخته می شود. مثل روایت چُمُری که از دیرباز و با توجه به شرایط اجتماعی در مراسم مختلف اجرا می شود.

کاظمی در پایان سخنانش گفت: بخش جنوبی زاگرس هم منطقه لرستان است که موسیقی اش بحث مفصلی می طلبد. اما روایت هایش بر خلاف روایت های دو منطقه دیگر کوتاه تر است و به صورت کوتاه ارائه می شود.

در ادامه این نشست جهانگیر نصری اشرفی پژوهشگر موسیقی و دبیر هفتمین جشنواره موسیقی نواحی درباره موضوع "از گوسان تا حافظ" سخنرانی کرد.

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی اشرفی در ابتدای سخنان خود گفت: هنر ایران برخاسته از ده ها قرن تعامل مردم و اقوام بیشماری است که در فلات بزرگ ایران زیسته اند. به همین دلیل است که وارد شدن به بحث هنر این مرزوبوم نیاز به تدقیق بیشتری دارد.

دبیر هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ادامه داد: این یک واقعیت است که مردم ایران از دیرباز تا کنون شفاهی بوده اند. به این معنا که انتقال فرهنگ بیشتر دست ناقلان و هنرمندان و خنیاگرانی است که در این جشنواره هم شاهد حضورشان هستیم.

اشرفی افزود: گوسان ها قرن ها پیش راوی فرهنگ و ادب و موسیقی و آیین های باستان بوده اند. البته نام گوسان از اواخر دوره اشکانی منسوخ شد و واژه خنیاگر جایگزین آن شد. دلیل این جایگزینی هم معلوم است. چرا که با تغییر اعتقادات مردم و به وجود آمدن اعتقادات جدید گوسان ها نمی توانستند همراه با تغییرات اعتقادی پیش بروند.

او ادامه داد: با آمدن خنیاگران حوزه انحصاری گوسان به قشرها و صنوف متعددی واگذار شد که بیشتر آنها خنیاگر بودند. اما این را هم باید بدانیم که خنیاگران اگر چه به راویان موسیقی معروف هستند اما در اصل ناقل بسیاری دیگر از موضوعات موسیقی هم بوده اند.

اشرفی با اشاره به اینکه دلیل اینکه چرا خنیاگران غیر از روایت موسیقی، برخی دیگر از موضوعات را هم روایت می کردند معلوم نیست اما با ورود اسلام به ایران کار اصلی خنیاگران به روایت موسیقی محدود شد.

دبیر جشنواره موسیقی نواحی در ادامه سخنرانی اش گفت: واژه خنیاگر هم از قرن دوم و سوم هجری در حوزه اجتماعی منسوخ شد اما در ادبیات مکتوب مثل شاهنامه فردوسی به کرات از آن استفاده شده است. البته خنیاگران هم مثل گوسان ها رفته رفته تجزیه شدند.

اشرفی در ادامه به بیان توضیحاتی درباره حافظ ها پرداخت و گفت: حافظ ها بر خلاف آنچه در افواه گفته می شود صرفاً قاری قرآن نیستند. آنها با موسیقی وسیع تر برخورد می کنند. مثلاً در یک دوره علاوه بر اینکه قرآن می خواندند و منقبت خوانی هم می کردند در مراسم جشن و سرور هم شرکت می کردند. حافظان به مرور زمان به شاخص ترین جایگزینان خنیاگران تبدیل شدند.

این پژوهشگر ادامه داد: در ایران و در شمال خراسان نیز تا یک دوره حافظ ها وجود داشتند اما اکنون دیگر نیستند. امروز می توانیم حافظ ها را در تاجیکستان و ازبکستان و افغانستان پیدا کنیم.

او در پایان سخنانش افزود: حافظ ها پس از منسوخ شدن در ایران نام های دیگری مثل بخشی ها، عاشق ها، پهلوان ها و نام های دیگر به خود گرفتند.

در نشست دیروز خانه موسیقی علاوه بر این دو سخنرانی پیرمحمد ذوالنوری موسیقی کلام کرمانشاه را اجرا کرد و شهباز دالمند و میرزاعلی چهرازی قطعاتی از منظومه حیدربیگ و صنمبر و گل گیس را برای حاضران اجرا کردند.

تجلیل از برجسته ترین خنیاگران ایران در اختتامیه جشنواره موسیقی نواحی

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی، در این مراسم که از ساعت 30/20 چهارشنبه آغاز خواهد شد علاوه بر تجلیل و تقدیر از این خنیاگران سالخورده که اسامی آن ها در مراسم اختتامیه اعلام می شود، بخشی نیز به اجراهای منتخب جشنواره اختصاص خواهد داشت.

 طبق برنامه در بخش اجرای خنیاگران سهراب محمدی(نوازنده دوتار از شمال خراسان)، محمدرضا اسحاقی(دوتار نواز از مازندران)، محمد اسحاق بلوچ نسب و علی محمد بلوچ(از بلوچستان) به اجرای برنامه خواهند پرداخت.

 در این مراسم همچنین در بخش های گروه نوازی گروه های سازینه، عاشیق لار و رزیف قطعاتی را که در جشنواره روی صحنه برده بودند اجرا خواهند کرد.

 در مراسم تلاوت قرآن ، کلیپ بزرگداشت  و انواع خنیاگری ایرانی با ساختاری متفاوت پیش بینی شده است.

جدول اجراهای کرمان در هفتمین جشنواره موسیقی نواحی

 logo picture

سالن‌های «خانه شهر» و «تالار عماد» در شهر کرمان هم‌زمان با تهران میزبان اجراهای هفتمین جشنواره موسیقی نواحی خواهند بود.

 به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی اجراهای موسیقی در سالن «خانه شهر» و برنامه‌های پژوهشی و سخنرانی در تالار عماد شهر کرمان برگزار خواهند شد.

 در نخستین روز برگزاری این جشنواره در تاریخ شنبه 24 اردیبهشت از ساعت 20 گروه «خیوه یولی» به سرپرستی طواق سعادتی، گروه بیدخون مرغک بم کرمان و گروه نرماشیر کرمان در سالن «خانه شهر» به اجرای موسیقی خواهند پرداخت.

 سالن «خانه شهر» کرمان همچنین در روز دوم جشنواره در تاریخ یک‌شنبه 25 اردیبهشت از ساعت 20 میزبان گروه آئینی «رِزیف» به سرپرستی حسن رونده و گروه عنبرآباد کرمان است.

  اما در روز سوم جشنواره به تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت گروه‌های «ارزوئیه» کرمان، «بیدخون مرغک» بم و گروه دف‌نوازان کردستان از ساعت 20 در سالن «خانه شهر» کرمان به اجرای برنامه موسیقی خواهند پرداخت.

 بر اساس این گزارش گروه «امیرآباد شول» سیرجان و گروه «گیل و آمارد» گیلان به سرپرستی ناصر وحدتی در آخرین روز اجراهای جشنواره در تاریخ سه شنبه 27 اردیبهشت در سالن «خانه شهر» میزبان علاقه‌مندان موسیقی نواحی خواهند بود.

 همچنین بخش پژوهشی و سخنرانی‌ها نیز از روز دوشنبه ۲۶ اردیبهشت از ساعت 17:30 در تالار عماد برگزار خواهد شد.

در دومین روز جشنواره:برگزاری 10 کنسرت و دو نشست پ‍ژوهشی در تهران و کرمان

هفتمین جشنواره موسیقی نواحی  برنامه های خود را امروز(25 اردیبهشت)با برگزاری 10 کنسرت و 2 نشست تخصصی پ‍ژوهشی در تهران و کرمان پی می گیرد.

به گزارش ستاد خبری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ، دومین روز از این جشنواره با سخنرانی و کارگاه های آموزشی  از ساعت 11 در سالن پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزار می شود. در این برنامه موسیقی کوراغلوی تاجیکی ، با سخنرانی کرامت الله رحیم اف مورد بررسی قرار می گیرد.

این در حالی است که از ساعت 16 نیز سالن رودکی میزبان موسیقی فارس و لرستان خواهد بود و در ادامه ایرج رحمان پور، پیمان بزرگ نیا و بهزاد پاکدل در حاشیه این اجرا به سخنرانی می پردازند.

 سالن رودکی پس از این اجرا، در ساعت 18 به برگزاری برنامه از موسیقی کهکیلویه و بویر احمد، لردگان و بمئی، بختیاری اخنتصاص دارد که  با سخنرانی محمد سعید اسلامی نژاد و همت هاشمی اجرا می شود.

در تالار وحدت نیز از ساعت 21 کنسرت گروه خیوه یولی به سرپرستی طواق سعادتی موسیقی ترکمن را اجرا می کنند و در ادامه کنسرت گروه موسیقی سازینه به سرپرستی پیمان بزرگ نیا به روی صحنه می رود.

همچنین در سالن خانه موسیقی از ساعت 18  کرامت الله رحیم اف درباره موسیقی کوراغلوی تاجیکی صحبت می کند و در ادامه موسیقی کوراوغلی خوان(گورقولی خوان) اجرا می شود.

در کرمان نیز کنسرت دو گروه رزیف به سرپرستی حسن رونده و گروه عنبر آباد بر گزار می شود.

هفتمین جشنواره موسیقی نواحی از 24 تا 28 اردیبهشت ادامه خواهد داشت.

در هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران:"سوتاکو"منتشر شد

ویژه نامه هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان منتشر شد. همزمان با آغاز به کار هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ،ویژه نامه این جشنواره با عنواه "سوتاکو"منتشر شد.

در این ویژه نامه که از سوی روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان چاپ و منتشر شده است ،برنامه اجرای گروههای شرکت کننده در جشنواره،معرفی اعضای گروههای کرمانی همراه با مطالب و یادداشت هایی از مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان و مسولین این اداره کل در خصوص جشنواره درج شده است.

در "سوتاکو" دو مطلب از دبیر تخصصی جشنواره و دبیر اجرایی جشنواره موسیقی به چشم می خورد.

همچنین در توضیح عنوان "سوتاکو" در متن ویژه نامه آمده است: انار تازه و قرمز را از درخت می گیرند،بعد با یک سوراخ در پوستش تمام دانه هایش را خالی می کنند و چند سوراخ هم به تنش می زنند،آن وقت از انار خالی شده صدایی در می‌آید شبیه صدای خوش نی و کسانی هستند در کرمان که به نوازنده های انار یا "سوتاکو"معروفند.

همزمان با برگزاری جشنواره موسیقی نواحی:اجرای موسیقی نواحی در معابر و پارک های کرمان

دیروز شنبه 24 اردیبهشت ماه دو گروه شرکت کننده در هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان به اجرای برنامه پرداختند.

گروه عنبر آباد از ساعت20:30 در پارک مطهری کرمان برنامه اجرا کرد و گروه حقیقت سیرجان در پارک شورا علاقه مندان به نوای موسیقی محلی ایران را لبریز از شوق کرد.

گروه حقیقت شامل پنج نوازنده سرنا، نقاره و دهل می باشد .این گروه همچنین دو دستمال باز و یک ترکه باز دارد.

" نوای عیسی خان " " ناری گلو" و" نازی به نازم" اسامی قطعاتی است که این گروه در هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان اجرا می کند.

همچنین دیروز اولین گروه شرکت کننده در هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران هم در میدان گنجعلیخان کرمان به اجرای برنامه پرداخت.

گروه صولت از ساعت 10:30 صبح دیروز در این محل کار خود را آغاز کرد.اجرای چندین قطعه موسیقی نواحی در فضایی با معماری ویژه این میدان حال و هوای ویژه ای داشت. گروه صولت متشکل از چهار نوازنده و یک خواننده قطعاتی با نام های "نبات فنبات" "حنا بندان" و "چهارده ایرانشهر"را در جشنواره هفتم اجرا می کند.

جدول برنامه های هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران

 

شنبه 24 اردیبهشت:

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 16


قزاق : غفور قزاق، مصطفی قزاق
حافظی تاجیکستان : عزیز بیک ضیائف(داستان کوراوغلو)
قشقایی: ابراهیم کهندل پور، مراد قلی ابراهیمی
نوازندگان: پیران درخشان، دامون شش بلوکی
قزلباش (رامیان): محمد رجبعلی، محمد نعیمی
توضیحات  اجرا : امیر سهرابی، پروین بهمنی، محمد نعیمی

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 18


شاهسون، همدان، ساوه : حسن بوداغی، حیدر محمودی، تقی محیط، اسد فرجی
آذری: چنگیز بی ریا، قدرت الله میرزاپور، ابراهیم سلیمانی، مناف رنجبر، یدالله عیوضی پور
توضیحات  اجرا: امیر سهرابی، کوثرعلی شهبازی، جواد حسینقلی پور

تالار وحدت (اجرای عمومی) ساعت 21


گروه عاشیق لار (احد ملکی علیشاه) موسیقی آذربایجان
گروه چریکه (سلمان حسینی) موسیقی کردی

سالن خانه موسیقی(نشست و اجرا های تخصصی) ساعت 18


موضوع: موسیقی عاشیقی . سخنران: داریوش پیرنیاکان، اجرای موسیقی: آشوق ممد ممداف (گرجستان)، عاشیق محمود ممداف(آذربایجان)، عاشیق قدرت الله میرزاپور(ایران)

سالن گروه موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران (سخنرانی و کارگاه های آموزشی) ساعت 11


موضوع: موسیقی حافظی
سخنرانان : جهانگیر نصری اشرفی، اصل الدین غفور اف، 
- اجرای موسیقی حافظی سبک هرات: خنیاگران : محمود خوشنواز، محمد نسیم خوشنواز، حمید سائل(افغانستان)
- اجرای موسیقی حافظی ازبکستان :اسد اسد عطا الله اف
- اجرای موسیقی قورقون تپه تاجیکستان،(منظومه نگار) خنیا گر: اصل الدین غفوراف

کرمان سالن خانه شهر ساعت 20


گروه خیوه یولی – گروه بید خون مرغک بم کرمان – گروه نرماشیر کرمان


یکشنبه 25 اردیبهشت:

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 16


فارس : شهباز دالمند، میرزا علی چهرازی، اسدالله موسویان، لطیف نجفی، محمد رضا طاهر پور
لرستان: محمد یار احمدی، ایرج رحمانپور
نوازندگان : غلام سبزعلی، احسان عبدی پور، احسان پاکدل
توضیحات اجرا :ایرج رحمانپور، پیمان بزرگ نیا، بهزاد پاکدل

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 18


کهکیلویه و بویر احمد : احمد احمدی، رحمان طاهری فر، محمد بزرگیان، محمد سعید اسلامی نژاد، 
لردگان و بمئی: محمد بهداروند، کوروش اسد پور
بختیاری : غلام شاه قنبری، محمد بهدا وند، جواد خسروی نیا
نوازندگان: علی اسدی، مهران توکلی
توضیحات اجرا: محمد سعید اسلامی نژاد، همت هاشمی، پیمان بزرگ نیا

تالار وحدت (اجرای عمومی) ساعت 21


- گروه خیوه یولی(طواق سعادتی) موسیقی ترکمنی
- گروه سازینه( پیمان بزرگ نیا) موسیقی بختیاری، قشقایی، بویر احمدی و لری

سالن خانه موسیقی(نشست و اجرا های تخصصی) ساعت 18


1. داستان های اقوام و عشایر زاگرس(کرد و لر). سخنران: دکتر بهمن کاظمی .
 اجرا منظومه کرمی و قدم خیز : ایرج رحمانپور نوازنده: احسان عبدی پور(لرستان)
اجرای کلام : سید محمد ذوالنوری(کرمانشاهان)
2. از گوسان تا حافظ. سخنران : جهانگیر نصری اشرفی، اجرای منظومه کوراوغلو( عاشیق قدرت الله میرزا پور) و اجرای منظومه حیدر بیک، صنمبر و گل گیس :شهباز دالمند، میرزا علی چهرازی

سالن گروه موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران (سخنرانی و کارگاه های آموزشی) ساعت 11


موضوع: کوراوغلوی تاجیکی – فارسی
سخنران : کرامت الله رحیم اف
اجرای موسیقی: کوراوغلی به زبان فارسی
کوراوغلی خوان(گورقولی خوان): عزیز بیک ضیائف
اجرای موسیقی: ابراهیم ادهم
خنیاگر: عمر تیموراف

کرمان سالن خانه شهر ساعت 20


گروه آئینی رزیف – گروه عنبرآباد کرمان


دوشنبه 26 اردیبهشت

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 16


مازندران : محمد رضا اسحاقی، حمید زمانی، شعبان نیکخو، نوازنده: رضا دیو سالار
گلستان: سید احمد حسینی، علی حسین قنبری
ترکمن: طواق سعادتی نوازندگان: غفور امانیان، امین سعادتی، محمد ابری
گیلان: علی اسمی، حسن نباتی. نوازنده: محمود فرضی نژاد
تالش : صمد حبیبی
توضیحات اجرا: محمود فرضی نژاد، سید احمد حسینی، عباس شیرزادی آهو دشتی

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 18


خوزستان: حسین تارزاری، نوازندگان : محمد علی کوچکی، جواد میاناوی
بوشهر: حسین شاکر، محمد رضا بلادی 
هرمزگان: قنبر راستگو، محمد منصور وزیری
توضیحات اجرا: علی رضایی، محمد علی کوچکی، محمد رضا بلادی

تالار وحدت (اجرای عمومی) ساعت 21


- نگاهی به موسیقی محلی و داستانی اسکاندیناوی: گروه اسکروک نوروژ
- گروه گیل و آوارد (ناصر وحدتی) . گیلان

سالن خانه موسیقی(نشست و اجرا های تخصصی) ساعت 18


1. موضوع : بازخوانی داستان فرود بر پایه نگاه به دیگری. سخنران: سید محمد جمال طاهری
اجرای منظومه زلیخا (سهراب محمدی) . کردی سمال خراسان
2. موضوع: نقالی در ایران . سخنران : دکتر سجاد آیدنلو
اجرای شاهنامه خوانی(کوروش اسد پور) بختیاری و کهکیلویه بویر احمد

سالن گروه موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران (سخنرانی و کارگاه های آموزشی) ساعت 11


موضوع : موسیقی شش مقام در تاجیکستان و ازبکستان.
سخنران : دکتر منصوره ثابت زاده
اجرای موسیقی شش مقام
خنیاگران : تورجان جورایف ، ستاره کرامت اوا

کرمان سالن خانه شهر ساعت 20


گروه ارزوئیه کرمان -گروه بیدخون مرغک بم - گروه آبیدر سنندج


سه شنبه 27 اردیبهشت

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 16


کردستان، آذربایجان غربی: خضر قادری، درویش رحمان خرخره، نوازنده صلاح خضری
شمال خراسان : سهراب محمدی، حسین ولی نژاد
کرمانشاهان: سید قدم یار حسینی، سید پیر محمد ذوالنوری، سید خیال یادگاری، شاپور کمالی
توضیحات اجرا: دکتر بهمن کاظمی، صلاح خضری

سالن رودکی (اجرای داستان های خنیایی) ساعت 18


بلوچستان، : محمد اسحاق بلوچ نسب. نوازندگان : علی محمد بلوچ، لهل محمد هوت، نسیم بلوچ، وحید بلوچ نسب، علی شکل زهی، حمزه جد، فاروق رحمانی
کرمان: علی ناصری، یوسف سلیمی. نوازنده : علیشاه جوشن پور. 
خراسان جنوبی: غلامحسین غفاری، غلامعلی پور عطایی
توضیحات اجرا: فاروق رحمانی، محمد حقگو

تالار وحدت (اجرای عمومی) ساعت 21


- گروه آئینی رزیف ( حسن رونده) موسیقی هرمزگان
- گروه زهیروک (محمد اسحاق بلوچ نسب) موسیقی بلوچی

سالن خانه موسیقی(نشست و اجرا های تخصصی) ساعت 18


1. موضوع: شاهنامه و شاهنامه خوانی. سخنران: ابوالفضل خطیبی. اجرای شاهنامه خوانی: شاپور کمالی. درویش رحمان خرخره
2. موضوع : منبع شاهنامه . سخنران : عباس شیرزادی. اجرای شاهنامه خوانی: الله کرم مهدویان(بوشهر)

سالن گروه موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران (سخنرانی و کارگاه های آموزشی) ساعت 11


موضوع : تطبیق گوشه های ردیف با لحن های خنیایی 
 سخنران : دکتر داریوش طلایی 
اجرای منظومه زرنگیس و هیبته : علی اسمی و حسن نباتی (گیلان)
اجرای منظومه مجنونی: سید قدم یار حسینی(کرمانشاهان)
اجرای چارواداری و امیری: محمدرضا اسحاقی(مازندران)

کرمان سالن خانه شهر ساعت 20


گروه امیر آباد شول سیرجان –  گروه گیل و آمارد

 

برای مشاهده جدول برنامه ها اینجا کلیک کنید

برنامه های نخستین روز هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران

در نخستین روز این جشنواره از ساعت 11 در سالن گروه موسیقی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران که ویژه سخنرانی و کارگاه‌های آموزشی است، جهانگیر نصری اشرفی دبیر هفتمین جشنواره موسیقی نواحی و اصل‌الدین غفوراف درباره موسیقی حافظی سخنرانی کردند.

ساعت 16 نیز در سالن رودکی داستان‌های خنیایی قزاق، حافظی تاجیکستان، قشقایی و قزلباش(رامیان) اجرا شد. همچنین کارشناسان توضیحاتی درباره این اجراها برای حاضران ارائه کردند.

در ساعت 18 نیز در همین سالن داستان‌های خنیایی شاهسون، همدان، ساوه و مناطق آذری توسط تکنوازان هر یک از این مناطق اجرا شد که کارشناسانی بر روی هر یک از این اجراها توضیحاتی ارائه دادند.

ساعت 21 شب گذشته نیز تالار وحدت در بخش اجراهای عمومی در سانس اول میزبان گروه «عاشیق‌لار» به سرپرستی احد ملکی از موسیقی آذربایجان بود؛ در سانس دوم این تالار نیز گروه «چریکه» به سرپرستی سلمان حسینی به اجرای موسیقی کردی پرداخت.

سالن خانه موسیقی هم که ویژه نشست ها و اجراهای تخصصی جشنواره هفتم موسیقی نواحی است، در نخستین روز جشنواره از ساعت 18 میزبان داریوش پیرنیاکان بود که درباره موسیقی عاشیقی سخنرانی کرد. 

در این بخش علاوه بر سخنرانی عاشیق ممد ممداف از گرجستان، عاشیق محمود ممداف از جمهوری آذربایجان و عاشیق قدرت میرزاپور از ایران موسیقی عاشیقی اجرا کردند.

در این سالن همچنین موسیقی حافظی سبک هرات، موسیقی حافظی ازبکستان و موسیقی قورقون تپه تاجیکستان نیز توسط خنیاگران منطقه اجرا شد.

این در حالی است که روز گذشته در شهر کرمان نیز از ساعت 20 گروه خیوه یولی، گروه بیدخون مرغک بم کرمان و گروه نرماشیر کرمان در سالن خانه شهر موسیقی اجرا کردند. 

هفتمین جشنواره موسیقی نواحی از 24 تا 28 اردیبهشت ماه سال جاری در تهران و کرمان برگزار می شود.

نگاهی کوتاه به برگزاری هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران

اشرفی-ترابی

یکی از اتفاقات خوب در حوزه موسیقی را می‌توان برگزاری جشنواره موسیقی نواحی دانست؛ جشنواره‌ای که در ششمین دوره خود در سال 83 به دلایل نامعلومی تعطیل شد.

وعده برگزاری این جشنواره در خردادماه سال گذشته از سوی حمید شاه‌آبادی، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام شد و زمزمه‌های برگزاری آن در آذر ماه سال گذشته با معرفی دبیر به گوش رسید و بعد از گذشت یکسال این وعده تحقق یافت تا هفتمین جشنواره موسیقی نواحی با دبیری جهانگیر نصری اشرفی در تهران و کرمان از 24 تا 28 اردیبهشت برگزار شود. برگزارنشدن این جشنواره در میان جشنواره‌های گوناگون هنری یک خلأ در حوزه فرهنگ محسوب می‌شد، بنا به گفته دبیر جشنواره بازنگری این جشنواره از سوی مسئولان یکی از دلایل وقفه این جشنواره بوده‌است. به همین دلیل این دوره از جشنواره با رویکردی متفاوت با دوره‌های قبلی برگزار می‌شود.

هفتمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در 4 بخش برگزار می‌شود. نصری اشرفی با اشاره به این 4بخش تصریح کرد که مهم‌ترین بخش این جشنواره به خنیاگری و داستان‌پردازی اختصاص دارد که در سالن رودکی برگزار می‌شود و حدود 80 تن از هنرمندان خنیاگر به اجرای شاخص‌ترین داستان‌ها و منظومه‌های موسیقایی خواهند پرداخت.این پژوهشگر موسیقی و فرهنگ شفاهی ایران در ادامه به بخش کارگاهی که در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران اجرا می‌شود، اشاره کرد که هنرمندانی از کشورهای‌ ایران، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان، آذربایجان و گرجستان نمونه‌های فاخری از داستان‌های موسیقیایی را بر اساس مباحث کارگاهی پژوهشگران و سخنرانان ارائه خواهند کرد.بخشی که برای استفاده دانشجویان و هنرمندان موسیقی پیش‌بینی شده ‌است.

آنطور که دبیر جشنواره اعلام کرده است، مجموعه سخنرانی‌ها و اجراهایی که در سالن خانه موسیقی ایران برگزار می شود، اختصاص به مبنایی‌ترین موضوعات ساختار موسیقی داستانی ایران دارد. اما بخش چهارم اختصاص به گروه نوازی 8 گروه برجسته عاشیقلار،‌سازی‌نه، خیوه‌لی، گیل‌آمارد، زهیروک، رزیف و گروه‌هایی از تاجیکستان دارد که در تالار وحدت برگزار می‌شود و گزیده‌ای از موسیقی مناطق ایران را برای مخاطبان اجرا خواهند کرد.

پیمان بزرگ‌نیا، کارشناس موسیقی بخش غرب کشور و عضو ستاد برگزاری جشنواره در این مورد گفت : این دوره از جشنواره با رویکرد پژوهشی برگزار می‌شود و ویژگی‌ای که جشنواره امسال نسبت به دوره‌های قبلی دارد، به حضور هنرمندان موسیقی نواحی برمی‌گردد که حاصل پژوهش‌های جهانگیر نصری اشرفی اصفهانی، دبیر جشنواره است. به همین دلیل شاهد چهره‌های تکراری در این دوره از جشنواره نیستیم.

بنا به گفته این کارشناس موسیقی، این گروه‌ها تا به امروز در هیچ جشنواره‌ای شرکت نکرده‌اند. او دلیل انتخاب این گرو‌ه‌ها را سیاست جشنواره اعلام کرد و گفت: سیاست جشنواره امسال بر تمرکز این گروه‌ها بوده است. در دوره‌های گذشته همه به ‌دنبال چهر‌ه‌های قدیمی بودند و در این دوره تصمیم بر این شد که چهره‌های جدید معرفی شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم که بر اساس شناخت و توانایی هنرمندان آنان را به جشنواره دعوت کنیم. این افراد در منطقه خودشان چهره هستند. ممکن است که در جشنواره‌ها و یا در بین اهالی موسیقی شناخته شده‌ نباشند. برای ما مهم این است که در موسیقی منطقه خودشان توانمند هستند.

در این دوره از جشنواره، برخلاف 6 دوره قبلی که تنها در شهر کرمان برگزار می‌شد، تهران هم میزبان هنرمندان موسیقی نواحی خواهد بود. دبیر جشنواره با اعلام اینکه برگزاری جشنواره‌ها که دارای ماهیت بومی، قومی و عشایری هستند، در شهرستان مفیدتر است به این نکته اشاره کرد که مسئولان برگزار‌کننده هم به این نکته معتقد هستند. نصری اشرفی این احتمال را داد که در سال‌های آینده مکان اصلی جشنواره به سمت شهرستان‌ها برود.او همزمانی اجرای جشنواره تهران و کرمان را براساس هماهنگی به عمل آمده بین ارشاد کرمان و معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست و افزود: با توجه به سوابق برگزاری چند دوره از این جشنواره در کرمان، مسئولان کرمانی علاقه‌مند بودند تا جشنواره هفتم در شهرستان مذکور نیز اجرا شود که در این زمینه موافقت وزارتخانه را کسب کردند.

نگاهی به ترانه های میهنی ملک الشعرا بهار

 

شصت سال از درگذشت محمد تقی بهار، ملک‌الشعرا، (۱۳۳۱-۱۲۶۵) ، قله سترگ ادبیات معاصر ایران می‌گذرد. او علاوه بر آنکه شاعری چیره‌دست و نویسنده‌ای توانا بود، یکی از برجستگان پژوهش در تاریخ و فرهنگ ایران نیز به شمار می‌رفت. ولی این‌ها همه به یک سو، جانی شیفته آزادی داشت و در سال‌های دشوار دمی از اندیشه به وطن و ناهنجاری‌های آن غافل نبود.

بهار از همان آغاز پاگیری جنبش مشروطه به مبارزان راه آزادی پیوست و با عضویت در انجمن انقلابی "سعادت" به ستیزه با استبداد برخاست. با گشایش حزب "دموکرات ایران" در مشهد، به عضویت کمیته ایالتی برگزیده شد و روزنامه "نوبهار" را به عنوان ارگان حزب انتشار داد. مقالات آزادیخواهانه او در نوبهار آن چنان محبوبیتی برای او فراهم آورد که از سوی مردم "درگز" و "کلات" به نمایندگی مجلس سوم انتخاب شد.

بهار با آن که بارها، توقیف و تبعید و زندان استبداد را تجربه کرده بود، هرگز از راه آزادیخواهی و تجدد طلبی، کناره نگرفت. نه تنها خود کامگان هدف نوشته‌های انتقادی او بودند که ریاکاران مذهبی و روحانی های قشری که جهل و خرافات را در جامعه می‌پراکندند و در واقع زمینه را برای استمرار استبداد فراهم می‌کردند، از حملات او در امان نمی‌ماندند.

 

بهار در مبارزه بی‌امان خود از هر وسیله‌ای که در اختیار داشت بهره می‌گرفت: نثر، شعر، گزارش، پژوهش ...و حتی ترانه.

با آن که تاکنون مقالات و رسالات بسیار درباره دستاوردهای فرهنگی بهار انتشار یافته،اما از نقش او در عرصه ترانه پردازی کم‌تر سخن رفته است. او کاری را که عارف آغاز کرده بود، به شکلی منسجم‌تر و زبانی سالم‌تر پی گرفت؛ و چه بسا اگر او نمی‌بود، عمر ترانه‌های اعتراضی، با همان تصنیف‌های عارف به پایان می‌رسید.

شرح حال نویسان، درباره شمار ترانه‌هایی که متن آن‌ها را بهار سروده، اختلاف نظر دارند. در حالی که برخی از نزدیکان شمار ترانه‌های او را ۳۷ فقره نوشته‌اند، روح‌الله خالقی آن‌ها را چهارده فقره می‌داند.

به نظر می‌رسد که بهار علاقه‌ای به گردآوری و چاپ ترانه‌های خود نداشته، وگرنه در دیوان خود از همه آن‌ها یاد می‌کرد و یا آن‌ها را در یک مجموعه واحد انتشار می‌داد. از سوی دیگر برخی از ترانه‌هایی که به نام او ثبت شده مدعیان دیگری نیز دارد. از جمله عارف قزوینی، که "بهار دلکش"، سروده معروف بهار را از آن خود دانسته و در "کلیات" خود نیز آن را جای داده است. و یا ترانه "موسم گل" که در انتساب آن به بهار و یا "وحید دستگردی" اختلاف است.

به هر تقدیر آن چه از ترانه‌های بهار که باقی مانده، نسبت به دیگر آثار همزمان، زبانی سالم‌تر و محتوایی انسانی‌تر دارد. محتوا از آن روی انسانی است که روح آزادی و آزادیخواهی در بند بند آن جریان دارد.

زبان آن با آن که عامیانه نیست ولی حس و حالی دارد که در دل و جان شنونده می‌نشیند. زبان بهار در ترانه غیر از زبانی است که او در قصیده و غزل به کار می‌برد. هر چه این دومی فخیم و فاخر است، اولی ساده و همه فهم. او بی آن که زبان را بشکند و یا شیوه بیان را عوض کند، با واژگانی ساده، ولی غیر عامیانه، به سراغ ترانه رفته و الگویی تازه پیش پای ترانه‌سرایان نهاده است.

 

 

از چهارده ترانه‌ای (که به روایت خالقی) از بهار باقی مانده، چند تایی به سبب همان محتوایی که از آن گفتیم، معروف‌تر شده‌اند: مرغ سحر، باد صبا و نگار بی‌خبر (ز من نگارم خبر ندارد).

از این میان مرغ سحر، به ویژه در سال‌های پس از انقلاب به پایانه همه کنسرت‌ها و گردهمائی‌های فرهنگی تبدیل شده است و رفته رفته دارد جای خالی سرود ملی را می‌گیرد. نگاهی کوتاه به درون هر سه ترانه می‌افکنیم:

در دوره مشروطیت رسم غالب شاعران اعتراض بر آن بود که شعر یا ترانه خود را با یاد معشوق و یا زیبایی طبیعت آغاز می‌کردند، و در سومین بیت یا چهارمین بیت یا بند، "گریز به صحرای کربلا" می‌زدند و حرف‌های "بودار" خود را بیان می‌کردند.

در واقع "اعتراض" را لای مخمل عاشقانه‌ها می‌خواباندند که اگر تعزیری در میان آید، خیلی آسیب نرساند.

کار عارف غالبا مصداق واقعی این گونه ترانه سرایی است. او در معروف‌ترین ترانه اعتراضی خود (خون جوانان وطن) پیش از آن که از "کشتار جوانان" بگوید، از بهاری حرف می‌زند که "خطه‌ ری را رشک ختن" و باغ و گلستان را "تهی از زاغ و زغن" کرده است. و در مصراع آخر بند اول به ناگاه از "دلتنگی خود بهر وطن" می‌گوید و بعد آن را با "دمیدن لاله از خون جوانان..." پی می‌گیرد.

بهار نیز در "نگار بی‌خبر" پیوند خورده با آهنگی از "درویش خان"، همین روش را به کار بسته است. در آغاز گلایه او از نگاری است که به حال زارش نظر ندارد، ولی هنوز گلایه از دلبر به پایان نرسیده به اعتراض از حاکمان می پردازد. به باور او دیگر ناله و زاری فایده نمی‌کند، استقامت و مبارزه چاره کار است:

"همه سیاهی، همه تباهی/ مگر شب ما سحر ندارد؟

بهار مضطر، منال دیگر/ که آه و زاری اثر ندارد

جز انتظار و جز استقامت/ وطن علاج دگر ندارد

ز هر دو سر بر سرش بکوبند/ کسی که تیغ دو سر ندارد..."

در ترانه دیگری به نام "باد صبا" پیوند خورده با آهنگی از "جهانگیر مراد" (حسام‌السلطنه) در آغاز سخن با باد صباست و تمنای آن که بر گل گذر کند و از حال گل خبری برساند. چند بیت پائین‌تر است که به یاد ظالمی می‌افتد که سرانجام تیشه‌اش را به پای خودش زده است:

"بلبل چو من شد در چمن/ دستانسرا بهر وطن

شد خون فشان چشم ‌تر من/ پر خون دل شد ساغر من"

 

مرغ سحر

 

همان گونه که اشاره شد، مرغ سحر در صدر ترانه‌های اعتراضی بهار نشسته است. روشن نیست که او این ترانه تاثیرگذار را که با موسیقی "مرتضی نی داوود" پیوند خورده در چه زمانی و با چه نیتی سروده است.

برخی آن را مربوط به دوره استبداد صغیر می‌دانند. برخی دیگر آن را پاسخی به استبداد رضا شاهی و حتی بازتاب زندانی و تبعید شدن بهار تلقی می‌کنند.

ولی ناصرالدین پروین، پژوهشگر تاریخ با ارائه سندی از روزنامه "ناهید"، که متن شعر را نیز بازچاپ کرده، بر همه این گمان‌ها مهر بطلان زده است. این سند، آگهی جشن هفتمین سال انتشار روزنامه "ناهید" است که در باغ "سهم‌الدوله" برگزار شده و "ایران‌الدوله هلن" ترانه مرغ سحر بهار و نی داوود را در آن جا خوانده است.

پروین می‌نویسد: "ناله این مرغ بهاری را، بهار خراسانی، در یک خزان سیاسی شنید. ناله‌ای که گویا از پگاهی دور دست آغاز شده و همه شام‌های پر ادبار را تا روزگار ما درنوردیده است!"

بهار در مرغ سحر دیگر جلوه طبیعت و عشق دلبر را رها می‌کند و یکسره از همان آغاز بانگ اعتراض بر می‌دارد.

توصیه بزرگ او به "مرغ در بند سحر" این است که آه و ناله خود را آن‌چنان "شرر بار" کند، که قفس را در هم بشکند. از قفس رها شود و نغمه آزادی همه آدمیان را بسراید. ترانه، نوعی منشور آزادی را در خود دارد. مرغ سحر باید آزادی همگان (نوع بشر) را بطلبد نه تنها، یک فرد، یک قوم یا یک ملت را. شاعر آن‌چنان ظلم دیده است که به هر کس و به هر نیرویی برای آزادی متوسل می‌شود:

"ظلم ظالم، جور صیاد/ آشیانم داده بر باد/

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت/ شام تاریک ما را سحر کن"